پرش به محتوای اصلی

مربیان جدید دارای گواهینامه: مارس 2026

مارس ۲۰۲۵: در اینجا تعدادی از جدیدترین افرادی که به جامعه مربیان خبره پیوسته‌اند، معرفی می‌شوند. از شما دعوت می‌کنیم با خواندن داستان‌های آنها در زیر، با آنها آشنا شوید. اگر مایل به تماس با آنها هستید، لطفاً از صفحه مربیان آنها دیدن کنید و از فرم تماس در پایین صفحه استفاده کنید. همچنین می‌توانید سابقه مربیان خبره جدید را از نوامبر ۲۰۲۳ مشاهده کنید.


از طرف استفانی باخمن ماتی

[EN] با احساسات فراوان و شادی فراوان، بینتو را به عنوان یک مربی دارای گواهینامه معرفی می‌کنم. بینتو در سال ۲۰۰۶ با مارشال آشنا شد. در طول سال‌ها، او توسط مربیان و گواهینامه‌دهندگانی مانند آن بوریت، لارنس بروشوایلرو جوزیان سگیری، که تنها چند نفر از آنها را نام بردیم، راهنمایی شد، مدت‌ها قبل از اینکه مسیرمان به هم برسد.

از زمان ملاقاتمان در مراکش در ماه مه ۲۰۲۴، من و بینتو سفری غنی و پرمعنا را با هم گذرانده‌ایم. من عمیقاً تحت تأثیر معنویت، تعهد تزلزل‌ناپذیر و کیفیت عمل او ارتباط بدون خشونت » ( ان وي سي ) قرار گرفته‌ام. در طول ارزیابی او، بسیاری از مردم شادی، حضور و غنای انسانیت او را برجسته کردند. من صمیمانه از سادگی و شفافیتی که او در ان وي سي به اشتراک می‌گذارد و همچنین از سهم اساسی او در تغییر اجتماعی در بورکینافاسو و فراتر از آن الهام گرفته‌ام.

[FR] C'est avec une grande émotion et une joie immense que je vous presente Bintau en tant que formatrice certifiée. Bintau a rencontré Marshall en 2006. Elle a été accompagnée, au fil des années, par des certificatrices et des formattrices tels que  Anne Bourrit, Laurence Bruschweiler, et Josiane Seghieri, pourunesqueensqueensquenquens nos chemins ne se croisent.

Depuis notre rencontre au Maroc en mai 2024، Bintou et moi avons parcouru un chemin riche et significatif ensemble.J'ai été proondément touchée par sa spiritualité, son nameded regular and la qualité de sa pratique de la CNV. Lors de son évaluation، nombreuses sont les personnes qui ont souligné sa joie، sa présence et la richesse de son humanité. Je suis sincèrement inspirée par la simplicité et la clarté avec lesquelles elle partage la CNV, ainsi que par sa سهم اساسی و تغییر اجتماعی au بورکینافاسو و بین au-delà.

از یه بینتو:

[EN] از اوایل کودکی، سفر شخصی و حرفه‌ای من با آگاهی مداوم از چگونگی تأثیر کلمات، حالات ارتباطی و سیستم‌های سلسله مراتبی بر کرامت انسانی مشخص شده است. در سال ۱۹۹۸، یک ارزیابی حرفه‌ای به من این امکان را داد که تفاوت بین یک عبارت خشونت‌آمیز و یک عبارت محترمانه را از نزدیک تجربه کنم و همان پیام را منتقل کنم. بعدها، در مواجهه با آزار و اذیت روانی در محل کار، خواندن کتاب Marshall Rosenbergاثرارتباط بدون خشونت: زبانی برای زندگیو سپس بلافاصله به کار بستن آن، یک موقعیت بسیار پرتنش را متحول کرد.

متعاقباً دوره‌های آموزشی متعددی را گذراندم، در تمرین‌های نقش‌آفرینی شفابخش شرکت کردم، Marshall Rosenberg شدم و از سال ۲۰۱۲ در محیط‌های مختلف (گروه‌های تمرین، کارگاه‌ها، مؤسسات، سازمان‌های مردم‌نهاد و جوامع مذهبی در غرب آفریقا) به تدریس « ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) مشغول بوده‌ام.

[FR] Depuis ma petite enfance، mon parcours personel et professionnel a été marqué par une توجه ثابت، les postures relationnelles and les systemes hiérarchiques hiérarchiques the dignité humane. در سال 1998، une exérience d'évaluation professionnelle m'a permis de vivre concrètement la différence entre une expression violente et une expressueuseuse, portant le même contenu.


بعلاوه تارد، رویارویی با روان‌شناختی سخت، سخنرانی Les mots sont des fenêtres (و bien ce sont des murs) از Marshall Rosenberg، پویس‌سایت‌های عملی فوری، تغییر وضعیت یک رابطه تنش‌های قوی. J'ai ensuite suivi de nombreuses formations, participé à des jeux de rôle de guérison, rencontré Marshall Rosenberg lors d'un IIT in 2006, et transmis la CNV depuis 2012 dans différents for différents موسسات، سازمانها، سازمانها و زمینه های مشترک (گروه ها، نهادهای مشترک، سازمان ها، سازمان ها، سازمان ها، سازمان ها، سازمان ها و سازمان ها) religieuses en Afrique de l'Ouest).

از طرف ارزیاب، سابین گایگر

من سال‌ها پیش در جریان کنوانسیون‌های هند با بیراج آشنا شدم. او در آن زمان خیلی در معرض دید نبود. از آن زمان تاکنون رشد زیادی داشته است و من از انعطاف‌پذیری او شگفت‌زده‌ام. بیراج بیش از ۱۵ سال است که عضو فعال دهلی و ارتباط بدون خشونت (ان وي سيبه تمرین و گسترش ان وي سي از طریق روش‌های درمانی و همچنین آموزش‌هایش،

من از دیدن او در مرکز صحنه قرار گرفتن و اعتماد به نفس رو به رشدش لذت می‌برم. او اشتیاق زیادی برای آوردن ان وي سي به دنیای امروز با تمام خشونت‌هایش نشان می‌دهد، به خصوص با حلقه‌های همدلی به نام «دایره زندگی» که هر ماه برای ارتباط بدون خشونت در هند، که او یکی از اعضای بنیانگذار آن است، رهبری می‌کند. من معتقدم که فداکاری و تعهد او به گسترش ان وي سي به جامعه مربیان معتبر جهانی ما ارزش خواهد بخشید.

از بیراج:

سفر من با ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) در سال ۲۰۱۰ آغاز شد، زمانی که برای اولین بار در یک جلسه تمرین گروهی در دهلی شرکت کردم. بدون هیچ دانش قبلی از ان وي سي یا Marshall Rosenberg، وارد چیزی شدم که دوستانم آن را "فرآیند جادویی" می‌نامیدند. برای من، این مقدمه و همچنین غوطه‌وری عمیق در این فرآیند بود. در عرض چند دقیقه، خودم را در یک "صحنه رقص" با کارت‌ها یافتم که درگیر فرآیند OFNR بودم. موضوعی که برای بررسی انتخاب کرده بودم، تقریباً بلافاصله در آگاهی من حل شد. از این تحول شگفت‌زده شدم. من به ارتباط بدون خشونت.

در طول چهارده سال گذشته، تعهد من به ان وي سي از طریق آموزش‌ها، IITها، کنوانسیون‌ها و تمرین مداوم افزایش یافته است. من در گروه‌های عملی، فضای ان وي سي را از طریق گفتگوها و کارگاه‌ها به اشتراک گذاشته‌ام و اصول آن را در کار خود به عنوان یک درمانگر و مشاور گنجانده‌ام. در سال ۲۰۲۰، من به یکی از اعضای بنیانگذار ان وي سي تراست» در هند تبدیل شدم و متعهد به پرورش جهانی بدون خشونت هستم.

ان وي سي بخش جدایی‌ناپذیر رشد شخصی و حرفه‌ای من بوده است. این [روش/روش/...] چارچوبی اساسی فراهم کرده که خودآگاهی مرا عمیق‌تر کرده است. این روش با آنچه مدت‌ها به دنبالش بوده‌ام، همسو است: یک ساختار روانشناختی ریشه‌دار در معنویت. پیشینه من در روزنامه‌نگاری با تمرکز بر ارتباطات، گذار من به مشاوره و کارم در هیپنوتیزم درمانی و شفابخشی، همگی مانند گام‌هایی هستند که مرا به طور طبیعی به ان وي سي رساند، جایی که ارتباط، همدلی و شفابخشی در هم می‌آمیزند.

سفر اخذ گواهینامه برای من عمیقاً دگرگون‌کننده بوده است. در جبهه حرفه‌ای، ان وي سي به فعالیت مشاوره‌ای من عمق بخشیده و مرا قادر ساخته تا حضوری همدلانه‌تر به مراجعانم ارائه دهم. این به من کمک کرده است تا مراجعانم را به سمت درک روشن‌تری از احساسات و نیازهایشان هدایت کنم. در زندگی شخصی‌ام، تغییر در خودم را از فردی خجالتی که از صحبت در جمع می‌ترسد، به فردی با اعتماد به نفس‌تر می‌بینم که با راحتی و آسایش در کارگاه‌ها و گروه‌های همدلی حضور دارد. من خودآگاه‌تر هستم و می‌توانم با نیازهایم ارتباط برقرار کنم، به آنها احترام بگذارم و آنها را بیان کنم. این توانمندسازی شخصی به من این امکان را می‌دهد که در هدف بزرگترم برای داشتن فضاهایی برای التیام اجتماعی - با برگزاری حلقه‌های غم و همدلی و برگزاری گفتگوهای اجتماعی برای ایجاد تغییر سیستماتیک - مشارکت کنم.

مایلم از ارزیاب خود، سابین گایگر، و مربی‌ام، سودها شانکار، به خاطر راهنمایی، شفافیت و حمایتشان در طول سفرم، و پدر کریستلین راجندرام به خاطر باوری که به من داشتند، با کمال قدردانی تشکر کنم. همچنین از همسفرانم در مسیر اخذ گواهینامه که همراهی و تشویقشان بسیار ارزشمند بوده است، صمیمانه تشکر می‌کنم.

همچنان که به جلو حرکت می‌کنم، تعهدی را با خود به همراه دارم که در روابط شخصی و حرفه‌ای‌ام، در کارم به عنوان یک درمانگر و در نقشم به عنوان یک شهروند متعهد جهان، آگاهی از ان وي سي را زندگی کنم و به اشتراک بگذارم. کار من با فلسفه «اوبونتو - من هستم چون ما هستیم» هدایت می‌شود. از دل این ارتباط متقابل است که هدف خود را می‌بینم: پرورش جهانی بدون خشونت.

از طرف ارزیاب، سابین گایگر

من سال‌ها پیش در جریان کنوانسیون‌های هند با دیپانکار آشنا شدم. از اولین باری که با او آشنا شدیم، تحت تأثیر ذهن کنجکاو و ظرفیتش برای دیدن تصویر بزرگتر قرار گرفتم. ایجاد و کار در یک جامعه، به ویژه در طول فرآیند صدور گواهینامه، برای او یک ارزش قوی بوده است.

دیپانکار قلب بزرگی دارد و به نظر می‌رسد همیشه پذیرای حمایت از دیگران با خرد خود است. او دهه‌هاست که به طور بسیار مؤثر با افراد در سازمان‌ها کار می‌کند و بر افزودن نرمی (قابل مشاهده) به حضور و شایستگی خود تمرکز دارد. اگرچه هنوز ممکن است لحظاتی از صراحت وجود داشته باشد، اما همراهی با دیپانکار در مسیر نشان دادن بیشتر ملایمتش بسیار لذت‌بخش بوده است. با دیدگاه سیستمی و شایستگی او در بودن با مردم، اطمینان دارم که او برای جامعه مربیان مجاز ما یک سرمایه خواهد بود.

از دیپانکار:

در ارتباط بوده‌ام ارتباط بدون خشونت (ان وي سياز سال ۲۰۱۰، زمانی که در کارگاهی با لارا جوی و سلیم ابراهیم. وقتی مربیان این مرکز (حدود ۳۰ نفر از آنها) را بررسی و تجربه کردم ان وي سي ، متوجه شدم که حداقل هفت نفر از هر ده مربی می‌دانند در مورد چه چیزی صحبت می‌کنند، یعنی در تئوری، عمل و آگاهی از ان وي سي. آنها با کار خود زندگی می‌کنند. این موضوع کنجکاوی من را برانگیخت. چه سیستم و فرآیندهایی می‌تواند به طور مداوم مربیانی با کیفیت نسبتاً بالا تربیت کند؟ اینگونه بود که به فرآیند صدور گواهینامه مرکز ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) علاقه‌مند شدم.

من از سال ۲۰۱۷ در مسیر اخذ گواهینامه بوده‌ام. پانزده سال همکاری با ان وي سي و حدود هشت سال با خود فرآیند صدور گواهینامه. این سفر هم پاداش‌دهنده و هم گاهی ناامیدکننده بوده است. پاداش‌دهنده، زیرا نیازهای من را برای یادگیری، رشد، همکاری و مشارکت برآورده می‌کرد. گاهی اوقات ناامیدکننده بود، وقتی که نیازهای من برای شایستگی حرفه‌ای و همکاری را برآورده نمی‌کرد. من عادت به نوشتن خاطرات نداشتم. اختصاص دادن توجه به نوشتن خاطرات، بینش و نیاز به نگاه عمیق‌تر به احساسات و نیازهایم و ماهیت درخواست‌هایی را که باید از خودم و همچنین اطرافیانم می‌کردم تا زندگی را برای همه افراد مربوطه معنادارتر کنم، تحریک می‌کرد.

از طرف ارزیاب، یوهانس هن

[EN] من بسیار خوشحالم که امروز رابین را به جامعه مربیان دارای گواهینامه معرفی می‌کنم. او با موفقیت مراحل صدور گواهینامه را به پایان رسانده است و من او را به عنوان یک همکار جوان می‌شناسم که با حضوری پرشور و اشتیاق فراوان برای یادگیری، این مسیر را پیموده است.

همراهی با رابین برای من یک تجربه ارزشمند بوده است. در برخوردهایمان، بارها شاهد دریافت بازخورد و حمایت او به عنوان دعوت به یادگیری بودم. وقتی چیزی برایش مبهم بود، با رویی گشاده و علاقه واقعی - که با کنجکاوی و میل به درک هدایت می‌شد - سوال می‌کرد.

من به ویژه تحت تأثیر قرار گرفتم وقتی دیدم که رابین چگونه با گذشت زمان به طور فزاینده‌ای به اعتماد به نفس خود رسیده است. او روشی شخصی و منسجم برای انتقال ارتباط بدون خشونت پیدا کرده است، در حالی که همچنان با خودش در ارتباط است. من این اصالت را به عنوان یک منبع مهم در کار او تجربه می‌کنم.

رابین در زندگی شخصی خود نیز ارتباط نزدیکی با ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) دارد. او با دختر همکار ارزشمندم ماریان، که به من حس اعتماد بیشتری می‌دهد - به عمقی که او با ان وي سي و به مسئولیتی که با آن پیش می‌برد. من سپاسگزارم و بسیار خوشحالم که رابین اکنون به عنوان یک مربی دارای مجوز بخشی از جامعه ماست و او ارتباط بدون خشونت با تعهد و قلب به جهان می‌آورد.

[DE] Ich freue mich sehr, euch heute Robin in der Gemeinschaft der zertifizierten Trainer*innen vorzustellen. Er hat den Zertifizierungsprozess erfolgreich abgeschlossen، und ich erlebe ihn als einen jungen Kollegen، der diesen Weg mit großer Präsenz und Lernbereitschaft gegangen ist.

Robin zu begleiten war für mich eine bereichernde Erfahrung. در unseren Begegnungen habe ich ihn immer wieder so erlebt, dass er Rückmeldungen und Unterstützung als Einladung zum Lernen angenommen hat. Wenn ihm etwas unklar war, hat er interessiert und offen nachgefragt, – getragen von Neugier und dem Wunsch nach Verstehen.

Besonders berührt hat mich zu sehen, wie Robin im Laufe der Zeit zunehmend in sein eigenes Selbstvertrauen hineingewachsen ist. Er hat einen eigenen، stimmigen Weg gefunden، die GFK weiterzugeben، und ist dabei in Verbindung mit sich selbst geblieben. Diese Authentizität erlebe ich als eine große منبع در seiner Arbeit.

Auch in seinem privaten Leben ist Robin eng mit der GFK verbunden. Er ist mit der Tochter meiner geschätzten Kollegin Marianne verheiratet, was mir zusätzlich ein Gefühl von Vertrauen schenkt – in die Tiefe, mit der er die GFK lebt, und in die Verantwortung, mit der er sie. Ich bin dankbar und freue mich sehr, dass Robin nun als zertifizierter Trainer Teil unserer Gemeinschaft ist und die Gewaltfreie Kommunikation mit Engagement und Herz in die Welt bringt.

از رابین:

سفر من ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) از سن ۱۸ سالگی، در پایان دوران مدرسه‌ام، در دورانی که تغییرات بزرگی رخ داده بود، آغاز شد. سال‌های زیادی، من ان وي سي را عمدتاً برای خودم تمرین می‌کردم. این کار عمدتاً در مورد ارتباط با خودم و شروع به دوست داشتن خودم بود. فرآیند صدور گواهینامه من همچنین در مورد ایجاد اعتماد به نفس، درک این موضوع بود که چیزی برای ارائه دارم و عضوی ارزشمند از جامعه هستم.

حالا، در پایان فرآیند صدور گواهینامه، به وضوح احساس می‌کنم که همین‌طور که هستم، خوب هستم. برای من، این یکی از هدایای بزرگ ان وي سي است که اکنون می‌خواهم آن را با جهان به اشتراک بگذارم. برای من، این گواهینامه بیشتر یک آغاز است تا یک پایان. اکنون اشتیاق زیادی دارم که ان وي سي را به اشتراک بگذارم و به مردم کمک کنم تا خودشان را دوست داشته باشند. من به طور خاص به کار با افراد جوان‌تر علاقه‌مند هستم، زیرا در ۳۱ سالگی هنوز خودم را یکی از مربیان جوان می‌دانم 😉. من از اینکه عضوی از جامعه‌ای هستم که در آن با هم کار می‌کنیم تا جهان را به مکانی زیباتر تبدیل کنیم، جشن می‌گیرم.

از طرف ارزیاب، ایان پیتی

دانی به عنوان مربی در یک مدرسه ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) در رومانی کار می‌کند و با نوجوانان کار می‌کند. من از فداکاری او برای زندگی روزمره با کودکان و همچنین آوردن ان ان وي سي ان وي سي به والدین و شبکه گسترده‌تر مربیان در رومانی و فراتر از آن الهام گرفته‌ام. شخصاً، متوجه شده‌ام که او به طور غیرمعمولی از مرزهای یادگیری خود آگاه است و تلاش می‌کند تا از طریق آنها رشد کند. او در جامعه ان وي سي رومانی فعال است و من خوشحالم که از او به عنوان همکار استقبال می‌کنم.

از دنیلا:

مسیر اخذ گواهینامه، سفری فشرده و در عین حال ارزشمند بوده است. این مسیر، محیطی غنی را برای برآورده کردن پنج مورد از مهم‌ترین نیازهایم در این مرحله از زندگی‌ام فراهم کرده است: یادگیری، رشد/تحول، ارتباط، الهام و مشارکت. فرآیند نهایی اخذ گواهینامه، تجربیات قبلی من را منعکس می‌کرد: پر از ارتباط عمیق و لحظات لذت‌بخش جشن، شادی و شور و شوق، در عین حال لحظات شدیدی از تنش و عدم قطعیت را در خود جای داده بود. من این تعادل بین حالات را آگاهانه در هر لحظه تجربه کردم.

فراتر از فعالیت‌هایی که لازم بود توسط من به عنوان یک کاندیدا در مرحله نهایی تسهیل و پشتیبانی شوند، یکی از آنها واقعاً دگرگون‌کننده بود. گفتگوی چالش‌برانگیز - که به صورت یک جلسه خصوصی با یکی از ارزیابان داشتم - برای من "شفابخش" شد. من تصویر دشمن را در سطحی عمیق از بین بردم و به راحتی می‌توانم بگویم که واقعاً جادویی بود. ارتباط واقعی با نیازهایم به من این امکان را داده است که تجربیات زندگی‌ام را زیر "نور" متفاوتی ببینم. من داستان‌هایی را شکل داده‌ام و توانسته‌ام داستان خودم و تجربیاتی را که مرا شکل داده، صیقل داده و به زنی که امروز هستم تبدیل کرده است، بازنویسی کنم.

احساس می‌کنم باید بنویسم که حالا منظور مارشال از عبارت «از صمیم قلب ببخش» را می‌فهمم و حس می‌کنم. گوش دادن به قلبم با توجه و فداکاری بخشی از من شده است و به نوعی، من انتخاب می‌کنم که با قلبم یاد بگیرم تا ذهنم را آموزش دهم و پرورش دهم. بنابراین، سفر و فرآیند اخذ گواهینامه به کشف خودم در قالبی اصیل و آسیب‌پذیر تبدیل شد که هرگز نمی‌توانستم با ذهنم تصور یا پیش‌بینی کنم. قلبم در این فرآیند راهنمای شگفت‌انگیزی برای من بود.

از ارزیاب، Vivet Alevi

[EN] من در ژوئن ۲۰۲۳ در روزهای ارزیابی مربیگری (MAD) با سیسیلا آشنا شدم. او اولین کاندیدا و شریک زندگی‌اش، ساشا پولر، بود که بدون اینکه قبلاً آنها را بشناسم، به آنها بله گفتم. من از سال ۲۰۲۳ با سیسیلا و ساشا پولر به عنوان ارزیاب آنها کار می‌کنم و ما به طور منظم در مورد یادگیری آنها در آموزش، زندگی و شناخت ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) در تماس بوده‌ایم. در طول چندین روز مربیگری و ارزیابی (هر کدام ۳ روز)، ساشا در روند کار خود با بازخورد ۳۶۰ درجه توسط اعضای تیم من، یوهانس هن و ماریان سیکور، و جامعه داوطلبان صدور گواهینامه ما، پشتیبانی شد.

چیلا در مجارستان متولد شده و در آلمان زندگی می‌کند. او می‌خواهد علاوه بر زبان مادری‌اش، در سطح بین‌المللی نیز فعال باشد. او چشم‌انداز خود را اینگونه توصیف کرد: «گسترش ان وي سي در سراسر مرزهای ملی و ارتباط دادن مردم در آموزش، خانواده و جامعه، ایجاد فضاهایی که در آنها همدلی احساس شود، نیازها دیده و درک شوند و ملاقات‌ها در شرایط برابر امکان‌پذیر باشد.» او قدرت خود را در تطبیق زبان خود با مردم برای دسترسی مؤثرتر به آنها می‌داند.

از اولین ملاقاتمان، من تحت تأثیر گشاده‌رویی و کنجکاوی سیسیلا، تمایلش به یادگیری و رشد، و توانایی‌اش در ایجاد تغییرات اساسی در زندگی شخصی و حرفه‌ای‌اش با صداقت و راستی بی‌پیرایه قرار گرفتم. وقتی سیسیلا بازخوردی را که شنیدنش سخت بود دریافت کرد، اعتمادم به او بیشتر شد. احساس رهایی کردم که به من اطمینان داد که او به یادگیری و تعمیق مهارت‌هایش ادامه خواهد داد. ارزشمندترین بخش، آگاهی او از زمینه‌های رشدش، توانایی‌اش در پایبندی به آن، ادامه کار روی آن و قدرتش در اجرای فوری آموخته‌هایش و جشن گرفتن با شادی است.

در مراسم جشن در MAD در دسامبر ۲۰۲۵، جایی که ما، به عنوان جامعه‌ی صدور گواهینامه، توافق متقابل خود را با صدور گواهینامه‌ی او به اشتراک گذاشتیم، وقتی او گفت که بیشترین چیزها را در مورد ان وي سي و به ویژه در مورد عشق بی‌قید و شرط از سه فرزندش آموخته است، عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفتم. او در بسیاری از فعالیت‌های شبکه‌سازی و ان وي سي مانند عضویت در هیئت مدیره‌ی انجمن ان وي سي هامبورگ و همکاری در ایجاد برنامه‌های آموزشی برای مربیان در محیط مدرسه، مشارکت داشته و از آنها حمایت کرده است.

من تحت تأثیر شفافیت او قرار گرفته‌ام. انرژی عظیم و شفافیت و شایستگی او در آموزش، کارایی و قابلیت اطمینان، توانایی او در پذیرش مسئولیت و ارائه راهنمایی، و ظرفیت او در گشودن فضا با قدرت خلاقیت. او الهام‌بخش همکاری، تشریک مساعی و شبکه‌سازی، و همچنین پیگیری منابع و به اشتراک‌گذاری آنها است.

من سخنان شریک زندگی او، ساشا، را به عاریت می‌گیرم: "او با عشق رهبری می‌کند - رهبری عاشقانه". و بیایید حس شوخ‌طبعی او را فراموش نکنیم! به جامعه بین‌المللی مربیان خبره خوش آمدید.

[DE] Mit großer Freude empfehle ich Csilla zur Zertifizierung. Ich habe Csilla Juni 2023 bei MAD kennengelernt. Sie war die erste Kandidatin, zu der ich als Assessorin Ja gesagt habe, ohne sie vorher zu kennen.

Sie ist in Ungarn geboren und lebt in Deutschland. Sie möchte sowie international in ihrer Muttersprache aktiv sein. Sie beschrieb ihre Vision; “GFK über Landesgrenzen hinweg zu verbreiten und Menschen in Bildung, Familie und Gemeinschaft zu verbinden, Räume schaffen, in denen Empathie spürbar werden, Bedürfnisse gesehen und verstanden werden und in denen Begeggenuchungen männhökeuf. sieht sie, ihre Sprache den Menschen anzupassen, um sie mehr zu erreichen.

Seit unserem ersten Treffen war ich beeindruckt von Csilla's Offenheit und Neugier, von ihrer Bereitschaft, zu lernen und zu wachsen, und von ihrer Fähigkeit, radikale Veränderungen in ihrem persönlichenbenigundke und ufmitt. ungekünstelter Ehrlichkeit vorzunehmen. Mein Vertrauen wuchs enorm, als Csilla mein Feedback annahm, das schwer zu hören war. Ich verspürte eine Erleichterung، die mir das Vertrauen gab، dass sie weiter lernen und ihre Fähigkeiten vertiefen wird. Der lohnendste Teil zu sein scheint, ihr Bewusstsein für ihre Wachstumsbereiche, ihre Fähigkeit, dranzubleiben, weiter daran zu arbeiten, und ihre Stärke, das Gelernte sofort umzusetzen und zu mitierne.

Während des Ritual zu ihrem Assessment im MAT im Dezember 2025, bei dem wir als Zertifizierungsgemeinschaft unsere gemeinschaftliche JA zu ihrer Zertifizierung zum Ausdruck brachten, war ich tief siFegt, , und insbesondere über bedingungslose Liebe von ihren drei Kindern gelernt habe.

Sie hat sich in vielen Netzwerkaktivitäten der Gewaltfreien Communikation engagiert und diese unterstützt, beispielsweise durch ihre Tätigkeit im Vorstand des Verbandes Gewaltfreie Kommunikation Hamburg und Die Mitgestaltung des Schulungen des Verbandes متن.

Ich bin beeindruckt von ihrer Klarheit، Effizienz und Zuverlässigkeit، ihrer Fähigkeit، Verantwortung zu übernehmen und Orientierung zu geben، sowie ihrer Fähigkeit، mit kreativer Kraft Raum zu. Sie inspiriert zu Zusammenarbeit، Kooperation und Vernetzung und sorgt dafür، dass Ressourcen im Blick behalten und geteilt werden.

Ich leihe mir die Worte ihres Partners Sascha: „Sie führt mit Liebe –Liebevolle Führung–“. Und vergessen wir nicht ihren Sinn für Humor! Herzlich willkommen in der internationale Gemeinschaft der zertifizierte Trainer*n

از سیسیلا:

سفر من با ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) در سال ۲۰۱۶ با لحظه‌ای آغاز شد که همه چیز را تغییر داد. یک بعد از ظهر به خانه برگشتم و دیدم کفش‌ها و کیف‌های مدرسه‌ام در راهرو پخش شده‌اند. اولین واکنشم فریاد زدن سر فرزندانم بود - «این چه ریخت و پاشیه؟» واکنش دومم شوک بود: آیا واقعاً می‌خواستم بعد از اینکه تمام روز آنها را ندیده‌ام، از این طریق با آنها ملاقات کنم؟ پاسخ من واضح بود: نه. آن زمان بود که شروع به جستجوی راهی متفاوت کردم. من اولین بار در یک دوره آموزشی مدیریت کاهش تنش، درباره ارتباط بدون خشونت شنیده بودم.

تجربه کرده‌ام ان وي سي. زندگی من اساساً تغییر کرده است. ان وي سي در زندگی روزمره من حضور دارد، به خصوص از طریق همکاری من با ساشا پولر، و ما در دسامبر ۲۰۲۵ با هم گواهینامه گرفتیم.

من یاد گرفته‌ام که هم‌سطح دیگران بودن یعنی چه. چقدر مهم است که نیازهای همه را در نظر داشته باشیم. اینگونه است که ارتباطات عمیق می‌توانند ایجاد شوند، حتی در سکوت. همدلی همیشه به کلمات نیاز ندارد. گاهی اوقات، یک لمس یا تماس چشمی کافی است. من چیزهای زیادی از بسیاری از مربیان ان وي سي و به همان اندازه از فرزندانم آموخته‌ام. آنها وقتی با آنها یا با خودم در ارتباط نیستم، آینه را به من نشان می‌دهند.

پیشینه آموزشی و سال‌ها تجربه رهبری من در برنامه‌های فوق برنامه در هامبورگ به من نشان داده است که کودکان و نوجوانان چه میزان درد و رنج را باید تحمل کنند - در خانواده‌ها، مهدکودک‌ها، مدارس و گروه‌های همسالان. اشتیاق من در تقویت بزرگسالان برای نگاه دقیق‌تر بدون گم کردن خود در این فرآیند نهفته است. اینجاست که ان وي سي می‌تواند فضاهایی را باز کند که در آن یک مواجهه واقعی امکان‌پذیر می‌شود.

من در مجارستان متولد شده‌ام و ریشه‌هایم برایم مهم هستند. به عنوان عضوی از جامعه‌ی «سی ان وي سي ، می‌خواهم در آنجا نیز فعال باشم و ارتباط بدون خشونت در کشور مبدا خود به اشتراک بگذارم. انتقال ان وي سي به آن سوی مرزها - این بخشی از چشم‌انداز من است.

از ارزیاب، Vivet Alevi

[EN] ساشا در سال ۲۰۲۲ نزد من ثبت نام کرد و ما به طور منظم در مورد یادگیری او در زمینه تدریس، زندگی و دانش ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) در تماس بوده‌ایم. در طول روزهای مشاوره و ارزیابی، که هر کدام سه روز طول کشید، ساشا بازخورد ۳۶۰ درجه‌ای برای پشتیبانی از روند کار خود از اعضای تیم من، یوهانس هن و ماریان سیکور، و همچنین از جامعه داوطلبان صدور گواهینامه ما دریافت کرد. او ارتباطات قوی در محافل مختلف ان وي سي و با گروه‌های مختلف همکاری نزدیکی دارد.

چیزی که از همان ابتدای سفر مشترکمان مرا تحت تأثیر قرار داد، اشتیاق ساشا برای تفکر در مورد سیستم‌ها و مشارکت در تصمیم‌گیری و مشارکت در فرآیندهای گروهی بود. او در چندین مورد، حتی زمانی که دشوار بود، برای حفظ صداقت خود، صادقانه ابراز عقیده می‌کرد. من دائماً او را به عنوان یک شنونده همدل تجربه می‌کردم و تمایل او به ارتباط را تشخیص می‌دادم. این امر باعث ایجاد پیوند اعتماد بین ما شد.

به لطف تجربه‌اش به عنوان مدیر در یک شرکت فنی بزرگ، ساشا موقعیت مناسبی برای برانگیختن علاقه به ان وي سي. او همچنین ان وي سي در رابطه‌اش با چیلا کلینگ،ارائه می‌دهند ان وي سي تا آگاهی از نیازها و ارتباط را ارتقا دهند. من این را به عنوان یک کمک معنادار به تغییر اجتماعی ارزشمند می‌دانم.

ساشا ارتباطات قوی خود را در شبکه‌ی ان وي سي هامبورگ حفظ می‌کند. او با حلقه‌های مختلف ان وي سي در ارتباط است و از همکاری با گروه‌ها لذت می‌برد. او به همکاری‌های بین‌المللی علاقه‌مند است و برای مثال، در پروژه‌ای در کلمبیا برای ارائه حمایت متقابل و ترویج تبادل فرهنگی مشارکت دارد. فعالیت‌های شبکه‌سازی او گام‌های محکمی به سوی زندگی و به اشتراک گذاشتن دیدگاه او در مورد درک متقابل عمیق‌تر است. من از ورود او به جامعه‌ی بین‌المللی مربیان خبره بسیار خوشحالم. خوش آمدید، ساشا!

[DE] Es ist mir eine Freude, Sascha zur Zertifizierung zu empfehlen. Sascha ist 2022 bei mir registriert, und wir stehen in regelmäßigem contact über sein Lernen in Bezug auf das Lehren, Leben und Wissen der Gewaltfreien Communikation (GFK). Während vieler Mentoring- und Assessmenttage, jeweils über drei Tage, wurde Sascha in seinem Prozess durch 360-Grad-Feedback von meinen Teammitgliedern Johannes Henn und Marianne Sikor sowie durch unsere didakertiins unterstützt.

Was mich von Beginn unserer gemeinsamen Reise an beeindruckt hat, war Saschas Freude daran, über Systeme nachzudenken und sich mit Entscheidungsfindung sowie der Teilnahme an Gruppenprozessen auseinanderzusetzen. Mehrfach entschied er sich für einen ehrlichen Selbstausdruck, auch wenn es schwierig war, dabei für seine Integrität zu sorgen. Ich habe ihn dabei stets als empathisch hörend erlebt und seinen Wunsch nach Verbindung deutlich wahrgenommen. Dadurch entstand ein Band des Vertrauens zwischen uns.

Sascha bringt durch seine Erfahrung als Führungskraft in einem großen technischen Unternehmen günstige Voraussetzungen mit, um Menschen für GFK zu interessieren. Darüber hinaus lebt er GFK در Seiner Partnerschaft mit Csilla Kling. Gemeinsam bieten sie GFK-Trainings für Institutionen an, um ein Bewusstsein für Bedürfnisse und Verbindung zu fördern. Ich schätze dies als einen beeutenden Beitrag zum sozialen Wandel.

Er pflegt die Verbindungen im Hamburger GFK-Netzwerk. Er ist in verschiedenen GFK-Kreisen vernetzt und arbeitet gerne mit Gruppen zusammen. Er interessiert sich für internationale Kooperationen und arbeitet beispielsweise an einem Projekt in Kolumbien mit, um gegenseitige Unterstützung und kulturellen Austausch zu fördern. Seine Netzwerkaktivitäten sind konkrete Ansätze, um seine Vision eines tieferen gegenseitigen Verstehens zu leben und weiterzugeben. Ich freue mich sehr, ihn in der internationalen Gemeinschaft zertifizierter مربی willkommen zu heißen. هرتزلیخ پیروز خواهد شد، ساشا!

از زبان ساشا:

اولین برخورد من با ارتباط بدون خشونت » ( ان وي سي ) در سال ۲۰۱۵ در یک سمینار رهبری بود. چیزی که در ابتدا مرا جذب کرد حس کنجکاوی همراه با این تصور بود که این رویکرد به سوالاتی که مدتی بود، چه از نظر شخصی و چه از نظر حرفه‌ای، داشتم، می‌پردازد. من شروع به مطالعه عمیق کتاب‌های Marshall Rosenbergکردم و عمدتاً از منظر فکری به ان وي سي پرداختم. در عین حال، احساس کردم که ان وي سي چیزی بیش از یک چارچوب مفهومی ارائه می‌دهد و تغییر عمیق‌تری را در نحوه ارتباط من با خودم و دیگران ایجاد می‌کند.

به تدریج، درگیری من با ان وي سي راه جدیدی را برای ارتباط با خودم گشود. با وضوح فزاینده‌ای متوجه شدم که چه چیزی در من زنده است. در ابتدا، این آگاهی عمدتاً مبتنی بر تأمل و درک بود. با گذشت زمان، تجسم بیشتری یافت و به من اجازه داد تا با گشودگی و حضور بیشتر به درونم گوش دهم. این فرآیند به من کمک کرد تا احساسات و نیازهایم را با وضوح بیشتری تشخیص دهم و مسئولیت آنها را در زندگی روزمره بر عهده بگیرم.

از سال ۲۰۱۸ به بعد، به طور منظم در سمینارها شرکت کردم تا تمرین و یادگیری‌ام را عمیق‌تر کنم. یکی از گام‌های مؤثر در مسیر من، آموزش با اوا ابنهو و اینکن گریتو. از طریق راهنمایی‌های آنها، درک من از همدلی، همدلی با خود و ارتباط در سطح نیازها به طور قابل توجهی افزایش یافت. یاد گرفتم که با کنجکاوی و گشودگی بیشتری با دیگران ملاقات کنم، در گفتگو حضور داشته باشم و حتی در لحظات تنش نیز ارتباط خود را حفظ کنم. به همان اندازه، توانایی رو به رشد من در دریافت همدلی نیز مهم بود، که اعتماد من را به درک متقابل به عنوان یک تجربه زنده و نه یک مفهوم انتزاعی تقویت کرد.

در زندگی روزمره‌ام، ان وي سي به لطف بخت بلند همکاری با «سیلا کلینگ» که از این روش حمایت می‌کند، عمیقاً با آن عجین شده است. یادگیری و رشد با هم، ملاقات با یکدیگر در سطح چشم، حمایت از یکدیگر و نشان دادن شفقت نسبت به هر آنچه انسانی است، بخش اصلی یادگیری من بوده است. او بزرگترین معلم من در زندگی با آگاهی « ان وي سي .

شرکت در دوره‌های آموزشی فشرده بین‌المللی در مجارستان و اسلوونی، سفر من را غنی‌تر کرد. ملاقات با مربیانی مانند مایکل دیلو، اوا رامبالا، Frank Gaschler، لیو لارسونو دیمیتری کوپینا مرا با روش‌های متنوع زندگی و به اشتراک گذاشتن ان وي سي. این تجربیات به من کمک کرد تا ان وي سي عمیق‌تر در زندگی‌ام بگنجانم و قصدم را برای ورود به مسیر گواهینامه «ان وي سي به عنوان گامی معنادار در همسو کردن تمرین شخصی، تدریس و مشارکت روشن کرد.

از طرف ارزیاب، سوزانا وارن

همکاری با لیزا در طول سه سال گذشته لذت‌بخش بوده است. من شاهد بوده‌ام که او چگونه همدلی با خود و شیوه‌های همدلی خود را به شیوه‌ای که مبتنی بر حضور و عشق است، تعمیق بخشیده است. همچنین توانایی صحبت از صمیم قلب با ابراز وجود واقعی را در خود پرورش داده است. توانایی او در زندگی آگاهانه ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي )، تمایل او به یادگیری مادام‌العمر، و اشتیاق و مهارت او در به اشتراک گذاشتن ان وي سي به اوج خود رسیده است، به طوری که من اعتماد به نفس زیادی دارم که او تأثیر قدرتمندی در جهان می‌گذارد. همراهی لیزا در سفر او به سوی اخذ گواهینامه بسیار لذت‌بخش بوده است.

از زبان لیزا:

در سال ۲۰۱۸، هنگام مرتب کردن کتابخانه‌ی یک کارفرما، به‌طور اتفاقی به Marshall Rosenbergنوشته‌ی کتاب «زندگی ارتباط بدون خشونت: ابزارهای کاربردی برای ارتباط و برقراری ارتباط ماهرانه در هر موقعیتی » برخوردم. با ورق زدن صفحات، عباراتی مانند « ارتباط صمیمانه » ، «اتصال به الوهیت درونی» و « آنچه لحظه به لحظه در ما زنده است » را خواندم . مبهوت شدم. با وجود داشتن مدرک لیسانس هنر در رشته‌ی زبان انگلیسی، این ایده‌های ساده مانند یک زبان کاملاً جدید به نظر می‌رسیدند. در آن لحظه، متعهد شدم که یاد بگیرم و « ارتباط بدون خشونت- و در نهایت آن را به اشتراک بگذارم. زندگی من از آن زمان تاکنون دیگر مثل قبل نبوده است. زندگی کنم

در ابتدا بخشی از وجودم در برابر مسیر اخذ گواهینامه مقاومت می‌کرد، اما اشتیاق من برای ارتباط واقعی باعث شد که این مسیر اجتناب‌ناپذیر به نظر برسد. در ابتدا از کلمات اختصاری، پادها و ساختار منحصر به فرد و ارگانیک این فرآیند گیج شده بودم و از خودم می‌پرسیدم: «چک لیست کجاست؟» حالا لبخند می‌زنم، چون متوجه می‌شوم که این فرآیند چقدر در پرورش اعتماد به خودم توانمندساز بوده است.

من از هر آموزشی که در آن شرکت کردم - که بسیار زیاد و به طرز شگفت انگیزی متنوع بود - لذت بردم. من ابتدا از مربیان نسل اول سیلویا هاسکویتز، ریتا هرزوگ، مایکل دیلو و آلن رولفز، و بعداً از سارا پیتون، John کینیون، میکی کاشتان، راکسی منینگ، مری مکنزی، کریستین مسترز، کارلین مگینیس، الا لاشارد و استفانی باخمن ماتی. من جایگاه ویژه‌ای در قلبم برای جیم و جوری مانکه قائلم، که تعهدشان به دسترسی‌پذیری، آموزش را برای بسیاری، از جمله خودم، ممکن ساخت. هر جلسه با آنها باعث می‌شد احساس کنم که به من تعلق دارند، به من اهمیت داده می‌شود و واقعاً ارزشمند هستم.

از ارزیاب، والری لانکتوت-بدار

[EN] با کمال مسرت، جاسینت را به عنوان یک مربی دارای گواهینامه معرفی می‌کنم. او یکی از معدود افرادی است که با پیشینه معنوی غنی به ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) آمده و در حالی که به خود اجازه می‌دهد کاملاً در روابطش و در یک وضعیت دیالوگ‌گونه قرار گیرد، توانسته الهام بزرگ خود، دیدگاهش نسبت به بشریت را با تمام شرافت و خوبی طبیعی‌اش حفظ کند. من همچنین شجاعت او را به عنوان یک مربی، که بدون از دست دادن اهمیت، به ماجراجویی‌های خارق‌العاده دست می‌زند، ستایش می‌کنم! علاوه بر این، شجاعت او در ایستادن بر سر حقیقت خود، حتی در مواجهه با سختی‌های بزرگ، الگویی قدرتمند از اصالت است. در قدردانی از همکاری با همکار ارزیابم، مارسل بلانگر.

[FR] C'est avec grande joie que je presente Jacinthe comme formatrice Certifiée. Elle est une des rares personnes qui est arrivée en CNV avec un bagage spirituel bien étoffé et qui, tout en se permettant d'atterrir pleinement dans ses relationships et dans la posture dialogique, a su maintenir sa Grande Inspiration, sa noma visions bonté naturelle. Je célèbre également son courage comme formatrice, se lançant dans des aventures hors de l'ordinaire sans perdre en pertinence! Aussi, son courage de se tenir dans sa vérité, même dans beaucoup d'adversité, est un puissant modèle d'authenticité. Dans l'appréciation de la complicité avec ma co-certificatrice, Marcelle Bélanger.

از زبان جاسینته:

[EN] خوش آمدید! با شفقت، صرف نظر از زمینه، از دیگری استقبال کنید. از تردیدها، قضاوت‌ها، ترس‌ها و بسیاری دیگر از موارد دیگر من استقبال کنید، تا زمانی که هر یک از آنها دیده و شنیده شوند. آزادی! آزادی در این امنیت درونی، جایی که اعتماد عظیم به زندگی مرا در خود جای می‌دهد. زندگی با امنیت، اعتماد و آرامش، علیرغم وقایع بیرونی. احساس آزادی، صرف نظر از مکان و شرایط. ارائه این فضای آزادی به دیگری، بدون تحمیل خودم، با استقبال از آنها در منحصر به فرد بودن کاملشان.

عشق بورز، دیگری را علیرغم قضاوت‌ها و انتقاداتش، علیرغم اظهارات و اعمالش دوست داشته باش. یاد بگیر که خودم را دوست داشته باشم، قضاوت‌های خودم را دوست داشته باشم، سرزنش و خواسته‌هایم را بپذیرم؛ شرم و گناهی را که به سراغم می‌آید دوست داشته باشم، سایه‌ها و نورم را در آغوش بگیرم، تمام وجودم را دوست داشته باشم. در جستجوی چگونگی زندگی در این شرایط، ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) مواجه شدم و در آن غرق شدم. برای خودم و دیگران «بله» گفتم، با این اعتقاد که با پیمودن مسیر آگاهی و رهایی، بهترین کار را برای خودم، برای عزیزانم و برای سهمم در بشریت انجام می‌دهم. کمی بیش از چهار سال است که آموزه‌های مارشال، خودِ درونی مرا شکل می‌دهند و به من اجازه می‌دهند عشق بیشتری را تجربه کنم.

[FR] Accueillir! Accueillir l'autre avec compassion, peu importe le contexte. Accueillir mes parts de doute، de jugement، de peur، et tant d'autres، jusqu'à ce que chacune puisse être vue etendue. آزادی! Liberté dans cette sécurité intérieure où la grande confiance en la Vie me porte. Vivre la sécurité، la confiance et la paix، malgré les événements extérieurs. من می خواهم آزادانه، با واردات l'endroit et les circonstances. Offrir cet espace de liberté à l'autre, sans m'imposer, en l'accueillant dans sa totale unicité.

Aimer, aimer l'autre malgré ses jugements et ses ritiques, malgré ses remarques et ses actions. Apprendre à m'aimer, aimer mes propres jugements, accueillir mes blâmes, mes exigences ; aimer la honte et la culpabilité qui me visitent, embrasser mes ombres et ma lumière, aimer tout de moi. Alors que je cherchais comment vivre cela، j'ai rencontré la CNV et j'ai plongé. J'ai dit « oui » pour moi et pour les autres, avec la conviction qu'en marchant le chemin de la concience et de la liberation, j'accomplissais ce qu'il y avait de mieux pour moi, pour mes proches et pour'mahu مشارکت à . Depuis un peu plus de quatre ans، les enseignements de Marshall façonnent mon intériorité et me permettent de toucher à plus d'Amour.

از طرف ارزیاب، مارسل بلانگر

[EN] من از پیشرفت نانسی در ده سال گذشته قدردانی می‌کنم! نانسی در هر کاری که انجام می‌دهد فردی مصمم و فداکار است. او عشق عمیقی به مردم و کودکان دارد. او متعهد است و توانایی خود را در تجسم و زیستن این فرآیند در زمینه‌های مختلف زندگی‌اش نشان می‌دهد. حضور، پویایی و شور زندگی او به ایجاد فضایی امن و ایجاد پیوندهای اعتماد با مردم کمک می‌کند. در طول مسیر او، من با همکار ارزیابم، والری لانکتوت-بدار، که او نیز گواهینامه نانسی را جشن می‌گیرد، همراه بودم.

[FR] Nancy Rouillard nouvelle formattrice Certifiée Je suis enthousiaste à l'idée de recommander نانسی رولارد برای برقراری ارتباط با شکل‌دهندگان و فرمت‌های گواهینامه‌ها. Je célèbre tout le chemin qu'elle a parcouru au cours des dix dernières années ! نانسی est une personne déterminée et dévouée dans tout ce qu'elle entreprend. Elle a un amour profond pour l'humain et pour les enfants. Elle est engagée et démontre une capacité à incarner et à vivre le processus dans les divers contextes de sa vie. Sa presence، son dynamisme et sa joie de vivre contribuent à créer un espace. sécuritaire et à établir des liens de confiance. Tout au long de son parcours، j'ai été accompagnée de ma coévaluatrice Valérie Lanctot-Bédard، qui célèbre également la Certification de Nancy.

از نانسی:

[EN] سفر من: از ادغام تا تجسم

سفر من با ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) در سال ۲۰۱۵ با Conscientia آغاز شد و آغاز یک دهه تحول بود. من این پایه‌ها را طی سه سال فشرده در برنامه ادغام آنها تقویت کردم و پس از آن آموزش تخصصی در میانجیگری (۱ سال) و پشتیبانی فردی (۲ سال) را گذراندم.

تجربه‌ای که ریشه در عمل و زندگی واقعی دارد…

فراتر از تئوری، عمل من در قلب تجربه انسانی شکل گرفته است:

  • تسهیل‌گری و انتقال: من به مدت دو سال کارگاه‌های مقدماتی را در محیط‌های اجتماعی تسهیل‌گری کردم و به مدت یک سال با ژاسینت تریو-فورتیه تا فضاهایی برای تمرین عمیق‌تر فراهم کنم.
  • میانجیگری اجتماعی: یک سال به حمایت از گفتگو در جامعه اختصاص داده شده است.
  • مدرسه زندگی (خانواده سرپرست): در طول 20 سال گذشته، نقش من به عنوان یک خانواده سرپرست، بزرگترین آزمایشگاه من بوده است. تعامل بین نیازهای کودکان، خواسته‌های متخصصان و محدودیت‌های سیستم دولتی، مرا ملزم به تمرین یک «زرافه خیابانی» واقعی کرده است.

تکامل به سوی اصالت

مسیر من با چالش‌هایی مشخص شده است که اکنون در قلب تدریس من قرار دارند: یادگیری تشخیص نقاط کورم، پذیرش محدودیت‌هایم با شفقت به خود، و جسارت ابراز وجود بدون از دست دادن ارتباط.

امروز، تلاش من، تلاشی برای حفظ تعادل و پشتکار است. من تلاش می‌کنم ارتباطی طبیعی و روان را حفظ کنم، ارتباطی که حتی در میان طوفان‌ها - چه شخصی، خانوادگی یا حرفه‌ای - بتواند پایدار بماند. این انعطاف‌پذیری و این انسانیت، با تمام نقص‌هایش، چیزی است که می‌خواهم به اشتراک بگذارم.

[FR] Mon Parcours : De l'integration à l'Incarnation

سفر دوشنبه avec la Communication Nonviolente a debuté en 2015 avec Conscientia, marquant le debut d'une décennie de transformation. J'ai Consolidé ces ces par trois années intensives au sein de leur program d'integration, suivies de formations spécialisées en médiation (1 an) et en compagnement individual (2 ans).

Une Experience Ancrée Dans la Réalité du Terrain...

Au-delà de la théorie, ma pratique s'est forgée au cœur de l'humain:

  • تسهیل و انتقال : J'ai animé pendant deux ans des ateliers d'introduction dans le milieu communautaire et j'ai colaboré pendant un an avec Jacinthe Thériault-Fortier pour offrir des espaces de pratique approfondis.
  • میانجی شهر : Une année dédiée à soutenir le dialogue au sein de la communauté.
  • L'école de la vie (Famille d'accueil): Depuis 20 ans, mon rôle de famille d'accueil est mon plus grand laboratoire. Naviguer entre les besoins des infants، les exigences des intervenants و les limites du system gouvernemental m'a forcée à pratiquer une «girafe de rue» معتبر.

L'évolution vers l'authenticité

Mon cheminement a été jalonné de été jalonné de défis qui sont aujourd'hui au cœur de mon enseignement : apprendre à reconnaître mes angles morts, accepter mes limites avec auto-compassion و oser une affirmation de soi qui ne lienfi.

Aujourd'hui، ma quête est celle de la persévérance dans l'équilibre. Je m'efforce de maintenir une communication naturelle et fluide, capable de tenir bon même au cœur des tempêtes — qu'elles soient personnelles, familiales ou professionnelles. C'est cette résilience et cette humanité, avec toutes ses indefections, que je souhaite partager.