برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد همکاری با راکسی به عنوان ارزیاب ان وي سي گواهینامه وبسایت Trainer Candidate Community Path (TCCP).
راکسی منینگ برای پایان دادن به نژادپرستی و کمک به ایجاد جامعهی محبوب تلاش میکند. او به ارتباط بدون خشونت به عنوان وسیلهای برای تغییر اجتماعی نگاه میکند.
تجربه زندگی راکسی به عنوان یک مهاجر آفریقایی-کارائیبی به ایالات متحده، همراه با آموزش آکادمیک و کار حرفهای او به عنوان یک روانشناس بالینی دارای مجوز و یک مربی و ارزیاب معتبر در مرکز ارتباط بدون خشونت ، اشتیاق عمیق او را برای کاری که از تغییرات اجتماعی در سطوح شخصی، بین فردی و سیستمی پشتیبانی میکند، پرورش داده است. او که در منطقه خلیج سانفرانسیسکو مستقر است، یک مطب درمانی خصوصی دارد و به بیخانمانها و افراد محروم و بیماران روانی خدمت میکند.
یافتن ارتباط بدون خشونت
راکسی اولین بار در یک دوره آموزشی فشرده بینالمللی (IIT) با « ان وي سي ان وي سي آشنا شد. او که از قبل یک روانشناس بالینی شناخته شده بود، هرگز نام ان وي سي را نشنیده بود. راکسی میگوید با وجود اینکه «چندین بار به روانشناسان گفته میشود که همدلی مهمترین ویژگی است که در روابط ما تغییر ایجاد میکند»، او با برنامههای بسیار کمی مواجه شده بود که بر همدلی به عنوان یک اصل اساسی تأکید میکردند. راکسی میگوید در طول آن دوره آموزشی فشرده بینالمللی، او «شاهد قدرت همدلی در ایجاد فضایی برای افراد بود تا به دردهای گذشته نگاه کنند و به آن به شیوهای دگرگونکننده و نه فقط تحریککننده مجدد نگاه کنند.»
اذعان به نیاز به مراقبت از خود
در ان وي سي، راکسی همچنین اجازه یافت تا مراقبت از خود را در اولویت قرار دهد. ضرورت مراقبت از خود زمانی در زندگی راکسی به اوج خود رسید که او پس از یک روز کاری طولانی، دچار آنوریسم شد. او به یاد میآورد: «من در آن زمان یک کودک یک ساله داشتم و یک مشتری داشتم که همیشه میخواست آخرین قرار ملاقات ممکن را داشته باشد و هر بار آن را لغو میکرد. یک بار خیلی دیر ماندم تا با او ملاقات کنم، اما او نیامد. من در دفتر بودم و واقعاً میخواستم به خانه پیش فرزندم برگردم. وقتی حدود ساعت 6 تماس گرفت، دوباره به عادتهای قدیمی برگشتم و گفتم: « البته که با شما ملاقات میکنم.» و همین که تلفن را قطع کردم، صدای تق بلندی آمد.» دنیای راکسی تاریک شد. به این ترتیب، دو هفته بستری شدن در بیمارستان و جراحی مغز اتفاق افتاد. «و البته آنوریسم فقط نتیجه ناامیدی نبود، اما فکر میکنم از بعضی جهات نشانهای از این بود که چقدر از خودم مراقبت نمیکردم. من ناامیدیام را ساکت میکردم. همیشه خدمت کن، همیشه خدمت کن، همیشه خدمت کن.»
وقتی او ان وي سي را کشف کرد، دو فرزند کوچک یک و چهار ساله داشت و فرزند سومش هنوز به دنیا نیامده بود. او میگوید: «میخواستم به شیوهای متفاوت از آنچه که در مورد والدین میدانستم، فرزندپروری کنم. میخواستم بتوانم از آنها حمایت کنم تا صدای خودشان را داشته باشند و به آن صداها احترام گذاشته شود.» در عین حال، او میگوید: «میخواستم این کار را به شیوهای انجام دهم که فداکارانه نباشد. چون این مدل دیگری از فرزندپروری بود که برای من بسیار آشنا بود.» ان وي سي به او اجازه داد تا نیازهایش را بپذیرد و به او نشان داد که چگونه نیازهایش را درک و به آنها رسیدگی کند، به شیوهای که «نه خودخواهانه باشد و نه زورگویانه. من واقعاً میخواستم هر دو را انجام دهم. نمیخواستم نیازهایم را نادیده بگیرم. همچنین نمیخواستم نیازهایم را بالاتر از نیازهای دیگران قرار دهم.»
بحث در مورد نابرابری ها از دریچه ان وي سي
راکسی همچنین متوجه شد که به عنوان فردی از اکثریت جهانی، نیازهایش را نادیده میگیرد. او میگوید: «فکر میکنم افراد به روشهای مختلف زیادی به داشتن هویتهای به حاشیه رانده شده واکنش نشان میدهند. برای من، یکی از این روشها این بود که اساساً خودم را کنار بگذارم .» او در نقش خود به عنوان یک ارائهدهنده خدمات، خود را به عنوان یک متخصص نقشگرا یافت. «اما این رابطهای نبود که خودم را در بر بگیرد.» در محل کار، در جلسات، در خلوتگاهها، راکسی تشخیص میداد که چه زمانی نیازهایش در مورد شمول و برابری برآورده نمیشود، اما اگر فقط نیازهای خودش را شامل میشد، اقدامی نمیکرد. «اما اگر میدیدم که این اتفاق برای شخص دیگری میافتد، همیشه پیش قدم میشدم و چیزی میگفتم و سعی میکردم مدافع باشم.» راکسی از ان وي سي برای یادگیری نحوه تغییر این الگو استفاده کرد. مدافع خود شدن، او را به مدافع بسیار قدرتمندتری برای دیگران تبدیل کرد.
را در هم آمیخته ان وي سي تا به افرادی که با نابرابریها در محل کار و جوامع خود مقابله میکنند، آموزش دهد و از آنها حمایت کند. او در حال بررسی ریشهکن کردن نژادپرستی به عنوان یک الگوی اولیه برای از بین بردن تمام « ایسم»هایی است که جامعه ما را گرفتار کرده است. او میگوید: «بخشی از چگونگی بروز نژادپرستی در ایالات متحده این است که این چیز وحشتناکی است. این شرم ملی ماست که اجازه نداریم در مورد آن صحبت کنیم. و چون اجازه نداریم در مورد آن صحبت کنیم، تابو است. اگر به کسی بگویم، « هی، من واقعاً نگرانم که نژاد در آنچه بین ما اتفاق میافتد نقش داشته باشد»، ممکن است آن را به عنوان یک حمله تلقی کند. سپس یا با واکنش منفی و خشم مواجه میشویم، یا با شکنندگی مواجه میشویم.»
او چندین راه را شناسایی میکند که ان وي سي میتواند به افراد کمک کند تا گفتگوهای اصیلی در مورد نژاد داشته باشند، چه در نقش بازیگر، چه گیرنده یا تماشاگر. راکسی میگوید، یکی از موهبتهای مهم ان وي سي که برای این گفتگوها اساسی است، این است که «ان وي سي به ما کمک میکند تا بدانیم چگونه با خودمان کار کنیم. اگر من کسی هستم که مورد ریزپرخاشگری قرار گرفتهام، ان وي سي به من کمک میکند تا بدانم چگونه ظاهر شوم. به من کمک میکند بدانم، آیا واقعاً میخواهم همین الان به این موضوع بپردازم؟ اگر سعی کنم به آن بپردازم، چه چیزی برای من مهم است؟ از این شخص چه چیزی میخواهم؟ اگر من کسی هستم که مرتکب ریزپرخاشگری میشود، ان وي سي به من کمک میکند تا بفهمم، چگونه میتوانم متوجه تمام چیزهایی که در من ظاهر میشود، هر چه که باشد، شوم تا بتوانم در کنار این شخص حضور داشته باشم و برای اصلاح واقعی تلاش کنم؟»
پرورش نسل بعدی
راکسی میگوید: «در فضاهای ان وي سي ، چالشهایی در مورد شمول وجود داشته است» و او در تلاش است تا این چالشها را در جامعه ان وي سي کودکان برطرف کند. راکسی به عنوان یک ارزیاب ان وي سي ، با افرادی از اکثریت جهانی که به دنبال تبدیل شدن به مربیان دارای گواهینامه هستند، همکاری میکند. او به ویژه به دنبال همکاری با «افرادی است که به ان وي سي نه تنها برای رشد شخصی، بلکه برای تغییر اجتماعی نیز علاقهمند هستند».