پرش به محتوای اصلی

مربیان جدید دارای گواهینامه: مارس 2024

مارس ۲۰۲۴ (دوم مارس): در اینجا تعدادی از جدیدترین افرادی که به جامعه مربیان خبره پیوسته‌اند، معرفی می‌شوند. از شما دعوت می‌کنیم با خواندن داستان‌های آنها در زیر، با آنها آشنا شوید. اگر مایل به تماس با آنها هستید، لطفاً از صفحه مربیان آنها دیدن کنید و از فرم تماس در پایین صفحه استفاده کنید. همچنین می‌توانید سابقه مربیان خبره جدید را از نوامبر ۲۰۲۳ مشاهده کنید.


از طرف ارزیاب، کاترین سینگر

من ژو جینگ را از سال ۲۰۱۲ می‌شناسم و ده سال است که با او در زمینه یادگیری و کار با ان وي سي، عمیقاً تحت تأثیر تمایل او برای حمایت از مادرانی مانند خودش در یافتن ارزش‌های خودشان و استفاده از قدرت برای کمک به افراد بیشتر قرار گرفتم. ان وي سي جلسات آموزشی در طول دهه گذشته، حتی زمانی که در ابتدا افراد کمی حضور داشتند، او هرگز تردید نکرد. در شانگهای، جایی که من مستقر هستم، او نه تنها به طور مداوم مطالعات و تمرین‌های گروهی محلی را برگزار می‌کرد، بلکه از کار ان وي سي که من تأسیس کردم، در مقیاس ملی نیز حمایت می‌کرد.

در طول این سال‌ها، رشد او باعث شده است که به گروه‌های متنوع‌تری، به ویژه کودکان، مدارس و مددکاران اجتماعی، بپیوندد. بعدها، او به مدارس روستایی دورافتاده‌تری رفت تا ارتباط بدون خشونت با کودکان و معلمان به اشتراک بگذارد. او گفت که این به دلیل تشویقی بود که در طول ارزیابی اولیه‌اش از تیم دریافت کرد تا به مکان‌های بیشتری که به ما نیاز دارند، برود.

من بسیار خوش‌شانس هستم که لوئی یی را به عنوان ارزیاب در حال آموزش دارم تا ارزیابی نهایی ژو جینگ را به صورت حضوری، با پشتیبانی آنلاین و همراهی بسیاری از اعضای جامعه، چه آنلاین و چه حضوری، سرپرستی کند.  ما در طول این فرآیند شاهد شجاعت، عزم و شفقت ژو جینگ بودیم. تعهد او برای هدایت افراد بیشتر به سمت صلح درونی و بیرونی، بسیاری را تحت تأثیر قرار داده است. من معتقدم که در این مسیر، او به الگویی برای افراد بیشتر و بیشتری، به ویژه مادران، تبدیل خواهد شد و بر کودکان، والدین، معلمان و مددکاران اجتماعی بیشتری تأثیر خواهد گذاشت تا با شفقت و تاب‌آوری زندگی کنند.

از زبان جینگ:

من یادگیری ان وي سي را از سال ۲۰۱۱ شروع کردم. در آن زمان، از درگیری‌های خانوادگی مختلفی مانند اختلافات والدین-فرزند، زناشویی، مادرشوهر و عروس رنج می‌بردم. این ارتباط بدون خشونت بود که به من اجازه داد تا ارتباط عمیقی با خودم داشته باشم و امکانات بیشتری را در زندگی ببینم. بنابراین، من شروع به سازماندهی جلسات مطالعه، سالن‌ها، گروه‌های مطالعه، کارگاه‌ها و غیره در شانگهای کردم، به این امید که به افرادی که دردی مشابه من دارند کمک کنم.

از آنجایی که من به طور خاص ارتباط بدون خشونت لذت می‌برم، برای اینکه روحیه‌ی ارتباط بدون خشونت را بهتر ترویج دهم، در سال ۲۰۱۸ شروع به آماده شدن برای دریافت گواهینامه کردم. فرآیند اخذ گواهینامه برای من سفری برای رشد شخصی است، چرا این را می‌گویم؟ چون همیشه در برابر نوشتن مقاومت کرده‌ام، احساس می‌کنم چیزی نیست که در آن خوب باشم.

من به خودم برچسب‌های مختلفی مثل «نوشتن ضعیف»، «تایپ کند»، «اراده ضعیف» و غیره می‌زنم. بنابراین، وقتی می‌نشینم و می‌خواهم چیزی بنویسم، احساس بی‌قراری می‌کنم و می‌خواهم فرار کنم. خوشبختانه، روش‌های ارتباط بدون خشونت و ارتباط با خود که آموخته‌ام، از من حمایت کرده‌اند. از طریق کار مداوم برای ارتباط با خودم، دیگر از نوشتن نمی‌ترسم و مدتی است که از آن لذت می‌برم.

من بسیار خوشحالم که کل مسیر اخذ گواهینامه را طی کرده‌ام و همچنین از کمک و پشتیبانی کل جامعه‌ی ان وي سي ، شامل ارزیابان، مربیان دارای گواهینامه، همسالان و شرکت‌کنندگانی که سهم بسزایی در رشد من داشته‌اند، سپاسگزارم.

از طرف ارزیاب، کاترین سینگر

از زمانی که کیونگه در سال ۲۰۱۵ برای دریافت گواهینامه ثبت نام کرد، تحت تأثیر صداقت او در پرداختن به هر جنبه از ان وي سي. از آنجایی که او دکترای تاریخ زنان دارد، در مسائل جنسیتی فعال بوده است. من از او بسیار سپاسگزارم زیرا او داوطلبانه در ان وي سي برای مجرمان جنسی در زندان، آموزش خشونت خانگی و آموزش جنسی برای بزرگسالان جوان شرکت می‌کند.

او همچنین با جوامع دیگر در مورد این مسائل همکاری می‌کند. من تحت تأثیر نحوه‌ی همکاری او با خانواده‌اش، همسر و دخترش، قرار گرفتم. همه ما از دیدن دختر بالغش (که از مادرش قدبلندتر است) که می‌خواست به عنوان ناظر در ارزیابی نهایی کوینگاه شرکت کند، خوشحال شدیم و سخنان تحسین‌آمیز او برای مادرش به عنوان یک زن شاغل بسیار تأثیرگذار بود.

از کیونگها:

برای من، ارتباط بدون خشونت راهی قدرتمند برای تبدیل فضای بین من و خودم، بین افراد و بین گروه‌ها به فضایی امن و مقدس بوده است. فرآیند صدور گواهینامه من راحت و لذت‌بخش بود و به من شجاعت داد تا ان وي سي را به عنوان یک فرد کامل به اشتراک بگذارم.

از ارزیابان، لارنس بروشویلر و لور گالوز

ما بسیار خوشحالیم که امیلی چاپیوس را برای دریافت گواهینامه توصیه می‌کنیم. ما از اشتیاق امیلی برای کار با مخاطبان مختلف و جسارت او در مواجهه با ناشناخته‌ها قدردانی می‌کنیم. امیلی مشتاق است تا ان وي سي ، در حالی که به آزادی هر فرد برای انجام یا عدم انجام آنچه پیشنهاد شده است (مثلاً اجازه دادن به آسیب‌پذیری بدون اجبار به آن) احترام می‌گذارد.

امیلی در نقش خود به عنوان اولین حلقه در انجمن A-Certif (انجمن فرانسوی زبانان برای شکل‌گیری و ارزیابی آینده سازان)، نشان داده است که چقدر از همکاری و مهم‌تر از همه، به کارگیری مهارت‌هایش در خدمت جمع لذت می‌برد. به عنوان مثال، او حساسیت خود را نسبت به مسائل سیستمی با جان و دل به اشتراک گذاشته و آن را در شبکه به اجرا درآورده و جلسات آموزشی در مورد مدیریت مشترک در انجمن برگزار کرده است. 

از زبان امیلی:

من به عنوان یک مشاور، مربی و درمانگر، مشتاقم که به (بازسازی) ایجاد جامعه‌ای مبتنی بر ارتباط، امنیت عاطفی و آزادی وجود برای همه کمک کنم. از دوران کودکی، من شیفتگی و ترسی نسبت به قدرت تأثیرات سیستمی بر افراد داشته‌ام. «قوانین بازی» گاهی اوقات گفته می‌شوند و گاهی اوقات ناگفته می‌مانند. اغلب آنها خشونت ضمنی ایجاد می‌کنند. به همین دلیل است که من ابتدا پویایی گروهی (فلسفه و علوم سیاسی، روانشناسی اجتماعی، روزنامه‌نگاری)، هوش جمعی و هم‌آفرینی (حل خلاقانه مسئله، مشاوره) و راه‌هایی برای تعریف جمعی توزیع قدرت (هولاکراسی، شرکت‌های آزاد) را بررسی کردم.

مواجهه من با ان وي سي در سال ۲۰۱۷ مرا آگاه کرد که اغلب اوقات، در کارم برای ایجاد محبت و امنیت بیشتر در جهان، در حال انکار نیازهای خودم بودم. از آن به بعد، ان وي سي به من اجازه داد تا از «سندرم مراقبت اجباری» (که در بین «کودکان والد شده» بسیار رایج است) خارج شوم. دارم یاد می‌گیرم که «اول و فقط از خودم مراقبت کنم» Marshall Rosenberg می‌گفت، به جای همدلی خودکار، ابراز وجود واقعی را تمرین کنید.

تفاوت بین بخشش و فداکاری،
تفاوت بین مسئولیت‌پذیری و مسئولیت‌پذیری بیش از حد،
برای اینکه مرا تشویق کنی تا در بودنِ خودم آزاد باشم.
و برای اینکه با خودم منصف باشم، نه فقط با دیگران... این مسیر شخصی من است!

من در ۴ سال گذشته درگیر دگردیسی برنامه صدور گواهینامه فرانسوی‌زبان بوده‌ام. این تجربه تحول یک سازمان جمعی به وسیله ان وي سي من بوده است ان وي سي .

امروز، می‌خواهم به پروژه‌هایی که به گسترش آگاهی غیرخشونت‌آمیز کمک می‌کنند و سازمان‌هایی که خشونت سیستماتیک را محدود می‌کنند، ادامه دهم. می‌دانم که این پروژه مانند افق است: رسیدن به آن غیرممکن است، با پیشرفت ما دور می‌شود! اما من از این سفر با دوستانی که در طول مسیر ملاقات کرده‌ام و با حمایتی که اغلب به آن نیاز دارم، لذت می‌برم. آن زنجیره دوستان به من اجازه می‌دهد تا با نحوه‌ی حفظ تروما توسط افراد و سیستم‌ها به جای روابط امن، مقابله کنم.

از ارزیابان، لارنس بروشویلر و لور گالوز

ما با کمال میل ساموئل توراکیویچ را برای دریافت گواهینامه توصیه می‌کنیم. ما به ادغام او در این فرآیند اطمینان داریم، که او را قادر می‌سازد در محیط زندان که مرتباً در آن مداخله می‌کند، نسبت به آنچه پیش می‌آید، پذیرا باشد. او به تسهیل‌گری مشترک و همدلی متقابل به عنوان منبعی برای تسهیل در این بخش، که گاهی اوقات می‌تواند منجر به درگیری شود، متکی است.

او اکنون مشتاق است تمام دانش و آموخته‌هایی را که در چند سال گذشته کسب کرده است، گسترش دهد و ان وي سي مربیانی که در محیط زندان در شهرهای دیگر مداخله می‌کنند، حمایت کند.

از ساموئل:

ان وي سي خیلی چیزها را در زندگی من تغییر داده است. اول اینکه یاد گرفتم به احساسات و نیازهایم گوش دهم، که کاملاً جدید بود، و به من کمک کرد تا با وجدان بهتری واکنش نشان دهم و در روابطم نتایج بهتری بگیرم. می‌توانم بگویم که گوش دادن را هم یاد گرفتم (چون صحبت کردن کاری است که همیشه در آن خیلی خوب بوده‌ام!). علاوه بر این، یادگیری دیدن فراتر از کلمات، به من اجازه داد تا به افرادی که در زندگی شخصی یا حرفه‌ای‌ام با آنها روبرو می‌شدم، اعتماد بیشتری داشته باشم و کمتر و کمتر مسائل را شخصی بگیرم. اکنون می‌توانم به راحتی با اکثر افرادی که ملاقات می‌کنم ارتباط برقرار کنم.

همچنین به من کمک زیادی کرده است تا کارم را با افرادی که در زندان هستند و قبل از یادگیری ان وي سي. بنابراین می‌توانم با شدت احساسات خیلی راحت‌تر روبرو شوم و با مردم در ارتباط باشم. در مورد فرآیند صدور گواهینامه، این فرصتی بود تا با افراد دیگری که رویای تغییر اوضاع را با وجدان قدرت شخصی و وابستگی متقابل داشتند، ملاقات کنم. همچنین فرصتی بود تا از مربیان و هم‌کلاسی‌هایم بازخورد بگیرم و همچنین روش‌های مختلف انتقال ان وي سي. من با همکارانی که اکنون با آنها کار می‌کنم، پیوندهای محکمی برقرار کردم و این بسیار هیجان‌انگیز است.

از ارزیابان، لارنس بروشویلر و لور گالوز

ما خوشحالیم که آسترید ون ماله را برای صدور گواهینامه توصیه می‌کنیم. ما از اعتماد او به این فرآیند، از جمله موقعیت‌های چالش‌برانگیز برای او، مانند یافتن تعادل بین استقبال از آنچه شرکت‌کننده تجربه می‌کند و ارتباط با گروه در یک زمینه انتقال، قدردانی می‌کنیم.

آسترید به لطف تجربه‌اش به عنوان یک پرستار، به ویژه مشتاق است که برای رفاه مراقبان و تکامل سیستم مراقبت‌های بهداشتی تلاش کند. او یک ارتباط بدون خشونت در بلژیک راه‌اندازی کرده است که در بخش مراقبت‌های بهداشتی فعالیت می‌کند. او همچنین مشتاق است که در پیشگیری از فرسودگی شغلی برای والدین مشارکت کند.

از آسترید:

من که در اصل یک پرستار و مادر ۴ پسر هستم، همیشه عاشق شغلم بوده‌ام و در عین حال، مدیریت آن در کنار واقعیت‌های زندگی‌ام به عنوان یک مادر و همسر همیشه آسان نبوده است. عصرها، وقتی از بیمارستان به خانه برمی‌گشتم، خیلی زیاد اتفاق می‌افتاد که برخلاف میل من فریاد می‌زدم و جو خانه خراب می‌شد. این چیزی نبود که آرزوی تجربه روزانه‌اش را داشتم! در آن زمان، در سال ۲۰۱۴، بود که شروع به شنیدن درباره ان وي سي کردم و این مفهوم وارد زندگی من شد.

اولین ان وي سي در سال ۲۰۱۶ من را شگفت‌زده کرد! متوجه شدم که ما نیازهایی داریم... همه‌ی ما... از جمله من... نه فقط بیمارانم یا فرزندانم... و اینکه گردباد عصرگاهی عمدتاً به دلیل تمام این نیازهایی بود که کاملاً نادیده گرفته شده بودند و دیر یا زود به من و عزیزانم تحمیل می‌شدند، اما به ندرت آنطور که می‌خواستم... بنابراین شروع به گوش دادن به خودم کردم... کم کم، محدودیت‌هایم را تعیین کردم و انرژی‌ام را تنظیم کردم.

همچنین روابط من را در خانه، محل کار، با بیمارانم و خانواده‌هایشان متحول کرد... با آگاهی از اینکه همه ما تمام تلاش خود را می‌کنیم، شروع کردم به طور متفاوتی به دیگران گوش دهم و این به من اجازه داد تا مردم را دوباره در قلب مراقبت‌هایم قرار دهم..

از طرف ارزیاب، تو ویدستراند

آیریس در اکتبر ۲۰۲۱ به عنوان کاندیدای گواهینامه نزد من ثبت نام کرد.  او عمدتاً آموزش‌های آزاد و همچنین با همکاری سایر مربیان دارای گواهینامه در فنلاند ارائه خواهد داد.  آیریس حضوری قوی و مهارت‌های همدلی عمیقی دارد. او در طول فرآیند خود با آگاهی روزافزون روی مسائل مربوط به اقتدار کار کرده است. پیشنهادات او واضح و جذاب است.

از آیریس:

من در سال ۲۰۱۶، زمانی که در یک سازمان غیرانتفاعی (NPO) کار می‌کردم و فعالیت‌های روزانه‌ای را برای افراد دارای مشکلات روانی ارائه می‌داد، شروع به مطالعه‌ی ان وي سي کردم. تیم کاری ما می‌خواست در موقعیت‌های «چالش‌برانگیز» با مراجعین خود ابزارهای بیشتری داشته باشد، بنابراین در یک سال آموزش ان وي سي شرکت کردیم. در طول آن سال، متوجه شدم که ان وي سي فقط یک ابزار نیست، بلکه بسیار فراتر از آن است و می‌خواستم به یادگیری آن ادامه دهم.

در سال ۲۰۲۱، من برای فرآیند صدور گواهینامه با هدف تقویت شبکه ان وي سي خود به منظور تقویت تعهد خودم به مدل مشارکتی، درخواست دادم. در فرآیند صدور گواهینامه‌ام، یاد گرفتم، رشد کردم و آرامش بیشتری در خودم و زندگی‌ام نسبت به قبل پیدا کردم. و حتی مهم‌تر از آن، یاد گرفتم که وقتی «در آرامش نیستم» برای خودم حضور داشته باشم. دو مورد از تغییرات ملموسی که در طول این فرآیند در خودم مشاهده کردم، از جمله موارد دیگر، عبارتند از:

  1. احساس کردن یک احساس بدون واکنش نشان دادن به آن؛ و 
  2. توانایی من در مشاهده واکنش خودم. همچنین، توانایی من برای آگاهی بیشتر از زمانی که با خودم در ارتباط هستم و زمانی که نیستم (زمانی که انتخاب‌های آگاهانه انجام می‌دهم و زمانی که اعمالم توسط باورها و عادات قدیمی هدایت می‌شوند) افزایش یافته است.

من بخش‌های جدید زیادی از خودم را شناخته‌ام و شروع به درک اعمال و رفتارهای خودم کرده‌ام. گوش دادن قاطعانه به خودم و تلاش کمتر برای تثبیت خودم در یک شکل خاص، قدم به قدم برایم آسان‌تر شده است.

از طرف ارزیاب، تو ویدستراند

کریستینا در آوریل ۲۰۲۲ به عنوان کاندیدای گواهینامه نزد من ثبت نام کرد. او عمدتاً آموزش‌های آزاد را در بخش مراقبت‌های بهداشتی که در آن کار می‌کند، ارائه خواهد داد. در آینده، او قصد دارد ارتباط همدلانه را در سازمان‌های دیگر نیز پیاده‌سازی کند. فعال استان وي سي . گسترش ان وي سي در سوئد و سطح بین‌المللی یکی از علایق اوست. در آنجا می‌تواند از مهارت‌های سازماندهی خود استفاده کند. او در سازماندهی IIT سوئد ۲۰۱۹ و همچنین در سازماندهی IIT سوئد ۲۰۲۵ مشارکت داشته است.

کریستینا مهارت‌های همدلی عمیق و حضور مداومی دارد که به امنیت شرکت‌کنندگانش کمک می‌کند. او روش تدریس روشنی دارد و ارائه‌هایش دقیق و جذاب است. او مهارت‌های رهبری خوبی دارد و بین تئوری و تمرین تعادل برقرار می‌کند. 

از کریستینا:

آشنا شدم ان وي سي و در چندین برنامه سالانه و دوره‌های کوتاه‌تر شرکت کردم. داشتن یک جامعه با افرادی که ان وي سي ، پیش‌نیاز ادامه یادگیری و ادغام ان وي سي. من در چندین برنامه سالانه دستیار بودم و در سازماندهی IIT سوئد در سال ۲۰۱۹ همکاری داشتم. وقتی کووید در سال ۲۰۲۰ از راه رسید، فرصت‌های کمتری برای تمرین حضوری وجود داشت، از طرف دیگر فرصت‌های بیشتری برای شرکت آنلاین وجود داشت. در آن زمان بود که جامعه بین‌المللی درهای خود را به روی من گشود. من در دوره‌های چندین مربی در سطح بین‌المللی شرکت کردم و روش‌های مختلفی را برای آموزش ان وي سي.

من یکی از بنیانگذاران "انجمن ان وي سي در سوئد" در سال ۲۰۲۰ بودم و تعدادی کارگاه آموزشی در این انجمن ارائه داده‌ام. همچنین شروع به ارائه دوره‌های خودم، چه آنلاین و چه حضوری، کردم. با ارزیاب Towe Widstrand تماس گرفتم و در آوریل ۲۰۲۲ به عنوان کاندیدای ثبت نام شده ثبت نام کردم.

یکی از بزرگترین لحظات انگیزشی برای تبدیل شدن به یک مربی خبره، زمانی بود که در ارزیابی نهایی در لهستان در سال 2022 به عنوان عضوی از جامعه شرکت کردم. من تجربه کردم که چگونه تیم ESEAT در مورد شمول، ایمنی، قدرت، حفاظت، مراقبت و باز بودن صحبت‌های خود را به کار بردند. این روش ماهرانه رهبری و همکاری در یک گروه برای من جدید بود و می‌خواستم در مورد چگونگی ادغام خودم بیشتر یاد بگیرم. این باعث شد که من در چندین رویداد Stepping Stones و ارزیابی نهایی شرکت کنم.

در این زمان، من جامعه بزرگی هم در سوئد و هم در سطح بین‌المللی داشتم، بنابراین می‌توانستم هفتگی برای گواهینامه خودم آموزش ببینم. سال گذشته در دوره آموزشی گواهینامه ESEAT به همراه سایر داوطلبان و ارزیابان شرکت کردم. در فوریه 2024 به عنوان مربی دارای گواهینامه توصیه شدم.

از طرف ارزیاب، تو ویدستراند

یادگیری و به اشتراک گذاشتن ارتباط بدون خشونت از سال‌ها آنیک عمدتاً آموزش‌های آزاد ارائه می‌دهد و همچنین در نظر دارد که برای ارائه مهارت‌هایش بیشتر به بخش فرهنگی نزدیک شود - او یک هنرمند است.

او به جنبه‌ی تغییر اجتماعی « ان وي سي و می‌خواهد فرآیندهای تصمیم‌گیری را در گروه‌هایی که در مسیر انجام متفاوت این کار هستند، تسهیل کند. او به عنوان یک هنرمند، به زندگی اشتراکی و فرهنگ پایدار می‌پردازد. من از دنبال کردن آنیک در سفرش برای بازتر و رک‌تر شدن بر اساس خودآگاهی و ارتباط رو به رشد لذت برده‌ام. پیشنهادات او ماهرانه، خلاقانه و واضح است.

از زبان آنیک:

شرکت کردم ان وي سي و بلافاصله تصمیم گرفتم مربی شوم. به دلایل مختلف، نمی‌توانستم فوراً وارد این فرآیند شوم، اما این حس همیشه با من بود. به مدت ده سال، در مدارس ابتدایی کلاس‌های هنری (من یک هنرمند هستم) برگزار می‌کردم و مفاهیم، ​​فلسفه و معنویت پشت ان وي سي از طریق هنر تجسم می‌کردم و گروه‌های تمرینی را تسهیل می‌کردم. در پایان سال ۲۰۱۶، به عنوان کاندیدای دریافت گواهینامه ثبت نام کردم. در همین حال، بیشتر و بیشتر به جنبه تغییر اجتماعی علاقه‌مند شدم. 

قلب و کار من اکنون در همین نقطه قرار دارد. من مسیرهایی را ارائه می‌دهم که در آن‌ها گرد هم می‌آییم تا آگاهی خود را از سیستمی که در آن زندگی می‌کنیم و آنچه ان وي سي می‌تواند برای تغییرات اجتماعی گسترده‌تر به ارمغان بیاورد، عمیق‌تر کنیم.

از طرف ارزیاب، سوزان کرافت

[EN]  استفان حضوری قابل اعتماد دارد. وقتی او در کنارم است، احساس می‌کنم گروه در امنیت است. او استعدادهای هنری خود را به ما هدیه می‌دهد: برای ما پیانو می‌نوازد، عصرها داستان‌های پریان می‌خواند - و وقتی قلم به دست می‌گیرد، هر سطر بیانگر درون اوست. در طول این سال‌ها، شاهد بوده‌ام که او با صداقت درونی زیادی در مسیر خود گام برمی‌دارد - بدون اینکه بداند آیا ممکن است در این مسیر همه چیز را از دست بدهد یا نه. و با این حال، او همه چیز را به دست آورده است ;-)

[DE] Stephan ist eine verlässliche Größe. Wenn er da ist, weiß ich die Gruppe در سیچرهایت. Und er beschenkt uns mit seinen künstlerischen Talenten: spielt für uns Klavier, liest abends Märchen vor - und wenn er einen Stift in die Hand nimmt, sitzt jede Linie um auszudrücken, در ihmist بود. Ich habe ihn in diesen Jahren seinen Weg mit einer großen inneren Wahrhaftigkeit gehen sehen - nicht wissend، ob er dabei alles verliert. Und er hat alles gewonnen ;-)

از استفان:

[EN] در ابتدا، ان وي سي را خواندم،ان وي سي، زبان زندگی) سپس متوجه شدم که این روش ارتباط و تفکر می‌تواند تمام روش‌های زندگی من با دیگران و حتی با خودم را متحول کند، به طوری که این زندگی مشترک می‌تواند شادتر، آرام‌تر و رضایت‌بخش‌تر باشد. دیگر لازم نیست وقتی کسی برخلاف انتظارم رفتار می‌کند، عقب‌نشینی کنم. می‌توانم بفهمم چه چیزی نیاز دارم و درخواست‌های خاصی داشته باشم که اغلب برآورده کردن آنها برای طرف مقابل آسان است.

وقتی کسی غمگین، عصبانی یا بدخلق است، من راه‌هایی برای گوش دادن به او دارم که به طرف مقابل اجازه می‌دهد آرامش پیدا کند و دوباره ارتباط برقرار کند. به این ترتیب، می‌توانم ان وي سي را عملاً هر روز در زندگی مشترک و خانواده‌ام بگنجانم - خب، گاهی اوقات، این کار خیلی خوب جواب نمی‌دهد. اما در این صورت، حداقل دوباره ابزارهای خوبی دارم تا در مورد چگونگی انجام متفاوت کارها فکر کنم یا صحبت کنم. سوم، متوجه شدم که منطقی است تجربیات و دانش خود را در دسترس دیگران قرار دهم، زیرا این امر احتمال اینکه افراد بیشتری در جهان با کمک این نوع ارتباط و نگرش، ارتباط و صلح ایجاد کنند را افزایش می‌دهد.

این چشم‌انداز من است: ایجاد فضاهایی که در آن افراد دیگر بتوانند از نظر عاطفی احساس امنیت کنند و معجزه شفابخش ارتباط با خود و دیگران را تجربه کنند، و سپس در حالت ایده‌آل، بخشی از این روح را به زندگی روزمره خود بیاورند. اکنون خوشحالم که بخشی از این جامعه از افرادی هستم که مانند من، در تلاشند تا این زبان زندگی را بیشتر و بیشتر به جهان بیاورند. در نهایت، می‌خواهم از همه معلمانم، مانند ایرمگارد والنر، هورست بارتا، دبورا بلامی، گابریل گرونت، ماریا هچنبرگر، میریام الموثلر، سوزان و مایکل کرافت، آنت زوپکه، و غیره، تشکر کنم. در مسیر رسیدن به این نقطه، حمایت شما و آتش قلبتان را در مواجهه با چالش‌ها احساس کرده‌ام و دردهای درونی رشدی‌ام را با گوش‌های دلسوز به اشتراک گذاشته‌ام.

همچنین می‌خواهم از کسانی که در طول مسیر با آنها آشنا شدم تشکر کنم، زیرا آنها هم مثل من شروع کردند. از شما به خاطر جلسات پرشور، تبادل ایده‌ها، تحقیق و بازی با هم متشکرم! در نهایت، می‌خواهم از همه کسانی که، کم و بیش با خوشرویی، به من کمک کردند تا سایه‌هایی از روحم را که هنوز نمی‌خواستم ببینم ببینم و بالاخره آنها را بپذیرم، تشکر کنم. باشد که یادگیری من و ما در مسیر آنچه واقعاً به آن اهمیت می‌دهیم، ادامه یابد!

[DE] Am Anfang hat mich die GFK beim Lesen des Buchs von MBR (GFK, eine Sprache des Lebens) gepackt, weil ich da endlich eine Möglichkeit zu sehen glaubte, wie ich in meiner Arbeitsumgebung Dinge, die do mirzwurtz. Sprache bringen konnte, dass sich die anderen nicht sofort angegriffen fühlen. Dann erkannte ich, dass diese Art zu kommunizieren und zu denken, jede Art des Zusammenlebens mit anderen Menschen und sogar mit mir selbst Revolutionieren konnte, sodass dieses Zusammenleben freudvoller, entspannter und seiner. Ich brauche mich nicht mehr beledigt zurückzuziehen, wenn sich jemand anders verhält, als ich das erwarte.

Ich kann herausfinden, was ich brauche und konkrete Bitten stellen, die für meine Gegenüber oft ganz leicht zu erfüllen sind. Wenn jemand traurig, wütend oder grantig ist, habe ich Wege, so zuzuhören, dass sich mein Gegenüber entspannen kann und wieder Verbindung entsteht. Auf die Weise kann ich die GFK praktisch täglich in meiner Partnerschaft und Familie einbringen - na gut, manchmal gelingt das auch nicht so gut. Aber dann hab ich wenigstens wieder gute Tools, um darüber nachzudenken oder zu reden, wie es anders gehen könnte.

Die dritte Erkenntnis war dann, dass es Sinn machen würde, meine Erfahrungen und mein Wissen auch anderen zugänglich zu machen, weil das die Wahrscheinlichkeit erhöht, dass auf der Welt immerfe mehr Menschen mitundungt. und Frieden سفت. Das ist meine Vision: Räume schaffen, in denen andere Menschen sich emocional sicher fühlen und das heilende Wunder der Verbindung mit sich und anderen erleben können, und dann idealer Weise auch etwas von diesem Geist in ehreninbrenta.  Ich freue mich jetzt Teil dieser Gemeinschaft von Menschen zu werden, die sich ebenso wie ich darum bemühen, diese Sprache des Lebens immer mehr in die Welt zu bringen.

Zuletzt möchte ich all den Lehrer:innen danken, wie Irmgard Wallner, Horst Barta, Deborah Bellamy, Gabriele Grunt, Maria Hechenberger, Miriam Elmauthaler, Susanne und Michael Kraft, Annett Zupke, um nur einige zu nennen. Ich habe auf meinem Weg bis hierher eure Unterstützung und euer Herzensfeuer spüren, mich Herausforderungen stellen und mitfühlenden Ohren meine inneren Entwicklungsschmerzen mitteilen dürfen.

 Ebenso möchte ich jenen danken, denen ich auf diesem Weg begegnet bin, weil sie sich so wie ich auf den weg gemacht haben. Danke für das Miteinander, den Austausch und das gemeinsame Forschen und Spielen! Und schließlich möchte ich auch allen jenen danken, die mir in Begegnungen der angenehmen oder auch weniger angenehmen Art halfen, noch wenig ausgeleuchtete Schatten meiner Seele zu sehen und schließlich zu mir zu nehmen. Möge mein und unser Lernen auf dem Weg zu dem, was uns wirklich am Herzen liegt, immer weiter gehen!

از طرف ارزیاب، سوزان کرافت

دلسوزی وقتی به صحبت‌های روث در مورد کارش به عنوان معلم با کودکان در یک منطقه محروم گوش می‌دهم، برای تک تک افراد! در عین حال، شاهد بوده‌ام که او چگونه در گروه به چیزهایی که هنوز دیده نشده یا وقتی چیزی به نوعی غیرعادی به نظر می‌رسد، می‌پردازد. آسیب‌پذیری او، افشای خود با حقیقت، برای من سازش‌ناپذیر و بسیار الهام‌بخش است.

[DE] Wenn ich zuhöre, wie Ruth von ihrer Arbeit als Lehrerin mit Kindern einer Brennpunkt-Schule erzählt, geht mir immer das Herz auf: بنابراین به هرز فور jede و jeden Einzelnen آسیب می رساند! Zugleich habe ich erlebt, wie sie in der Gruppe benennt, was noch nicht gesehen ist, oder wenn etwas irgendwie nicht stimmt.  Ihre Verletzlichkeit, mit der sie sich der Wahrheit aussetzt ist kompromisslos und für mich sehr inspirierend.

از زبان روث:

[EN] چیزی که واقعاً برای من مهم است: می‌خواهم تمام افرادی را که با آنها زندگی و کار می‌کنم ببینم و پتانسیل واقعی آنها را ببینم.  می‌خواهم گنج یا نوری را که در هر فردی وجود دارد و او را بسیار خاص می‌کند، کشف کنم و با آن ارتباط برقرار کنم. وقتی همه ما اجازه می‌دهیم نورمان بدرخشد، جهان صلح‌آمیزتر، زیباتر و کامل‌تر می‌شود.  

من به عنوان معلم مدرسه ابتدایی در کلاسی متنوع کار می‌کنم که در آن کودکانی که از نظر اجتماعی و عاطفی در شرایط نامساعدی هستند و از خانواده‌هایی با پیشینه‌های متنوع، با حمایت خوبی برخوردارند، در کنار هم درس می‌خوانند. در این ناهمگونی، تشکیل یک جامعه که در آن همه احساس امنیت و استقبال کنند، یک چالش روزانه است. ارتباط بدون خشونت در این زمینه به من کمک می‌کند. من بسیار سپاسگزارم که اکنون راه‌هایی برای دیدن همه و حمایت از والدین و کودکان برای تبدیل شدن به یک جامعه پیدا می‌کنم. من می‌توانم به همه کودکان کمک کنم تا پتانسیل‌ها و نقاط قوت بسیار ویژه خود را توسعه دهند.

در زندگی من با خانواده‌ام: زرافه سر میز ما می‌نشیند. این به من کمک می‌کند تا به یاد داشته باشم که هر کاری که انجام می‌دهیم، نیازی را برآورده می‌کند. پسر ۱۵ ساله‌ام مدام استراتژی‌هایی را انتخاب می‌کند که مرا به چالش می‌کشد یا تحریک می‌کند. بارها و بارها، من موضوعاتم را آگاهانه می‌بینم، بنابراین می‌توانم توسعه دهم و بفهمم که واقعاً چه می‌خواهم. مهمترین چیز برای من این است که در ارتباط باشم، مهم نیست امواج چقدر بلند باشند؛ من می‌توانم این را اغلب با او تمرین کنم. 

دادن امنیت و عشق به دختر ۹ ساله‌ام که به سرپرستی گرفته شده و در عین حال، ارائه راهنمایی‌های مورد نیازش، چیزی است که می‌توانم با ارتباط بدون خشونت بارها و بارها به آن فکر کنم و به آن آگاهی دهم. به خصوص ارتباط با والدین بیولوژیکی او که متأسفانه بیمار روانی و آسیب‌دیده هستند، مرا به چالش می‌کشد. من درد و نیازهای بزرگ آنها و در عین حال، نیازهای دخترخوانده‌ام و خانواده‌مان را می‌بینم و ما نیاز شدیدی به حفاظت و امنیت داریم. من بسیار سپاسگزارم که می‌توانم با والدین او همدلی عمیقی داشته باشم و در عین حال، از قدرت محافظتی استفاده کنم. 

به دلیل نیازم به آزادی شخصی و استقلال، قبلاً استراتژی زندگی در روابط باز را انتخاب می‌کردم. من فقط سه سال است که در یک رابطه تک‌همسری هستم. (چقدر خوش‌شانس هستم که شریک زندگی‌ام نیز « ان وي سي!) درک نیازهای من و درخواست‌های شجاعانه و صادقانه برای من یک ماجراجویی و زمینه عالی برای یادگیری است، زیرا من همیشه مسئولیت کامل نیازهایم را بر عهده می‌گیرم و به او نیز اجازه می‌دهم مسئولیت نیازهایش را بر عهده بگیرد. با این حال، مهم‌تر از همه، کشف کرده‌ام که با پذیرش خودم و اجازه دادن به خودم همانطور که هستم، آزادی‌ای را که در درون خود جستجو می‌کنم، پیدا می‌کنم. به عنوان یک ان وي سي انجام نمی‌دهند ان وي سي . من همچنین سپاسگزارم که می‌توانم با این افرادی که نسبت به ان وي سي. سازگاری با آنها و احساس در لحظه نیازهای آنها و نحوه دستیابی به آنها به طوری که ارتباطی بین ما ایجاد شود، مرا به چالش می‌کشد و آن را هیجان‌انگیز می‌دانم. 

من بسیار سپاسگزارم که معنویت خودم را با ارزیابم، سوزان کرافت، پیدا کردم. از طریق همراهی او، توانستم چنین «بله» عمیقی را در خودم احساس کنم و به وضوح بدانم که معنویت برای من چیست و چگونه می‌خواهم آن را در زندگی‌ام تجربه کنم.  جایگاه خود را در جهان پیدا کردم، جایی که این عشق از طریق من ابراز می‌شود. اکنون، عمیقاً متقاعد شده‌ام که توسط یک انرژی/عشق الهی والاتر هدایت و رانده می‌شوم. با حمایت سوزان، این اطمینان را در طول فرآیند صدور گواهینامه‌ام پیدا کرده‌ام. این منبع معنوی من است که در موقعیت‌های چالش‌برانگیز از من حمایت می‌کند و به من قدرت، امید و اعتماد می‌دهد.

[DE]  Was mir wirklich wichtig ist: Ich möchte alle Menschen، mit denen ich zusammen lebe und arbeite، sehen und ihr wahres erkennen بالقوه.  Ich möchte den Schatz oder das Licht، das jedem Menschen innewohnt und ihn/sie zu etwas ganz Besonderem macht، entdecken und mich damit verbinden. Wenn wir alle unser Licht leuchten lassen, wird die Welt friedlicher, schöner, voller. 

Ich arbeite als Volksschullehrerin in einer bunt gemischten Klasse، in der sozial-emotional benachteiligte und gut geförderte Kinder aus Familien، mit unterschiedlichstem Hintergrund gemeinsam lernen. در dieser Heterogenität eine Gemeinschaft zu bilden، in der sich alle sicher und willkommen fühlen، ist eine tägliche Herausforderung. Dabei hilft mir die Gewaltfreie Communikation. Ich bin so dankbar, dass ich jetzt Wege finde, auf denen ich alle sehen und Eltern und Kinder unterstützen kann, eine Gemeinschaft zu werden. Ich kann dazu beitragen, dass alle Kinder ihr Potential und ihre ganz besonderen Stärken zur Entfaltung bringen können. 

In meinen Leben mit meiner Familie: Die Giraffe sitzt bei uns am Tisch. Sie unterstützt mich, mich zu erinnern, dass alles, was wir tun, uns ein Bedürfnis erfüllt. Mein 15-jähriger Sohn wählt immer wieder Strategien، die mich herausfordern oder triggern. Immer wieder meine Themen bewusst zu sehen, mich zu entwickeln, rauszufinden, was will ich wirklich, und das Wichtigste für mich, in Verbindung bleiben, ganz egal wie hoch die Wellen grade sind; das kann ich mit ihm خیلی اوقات üben.  

Meiner neunjährigen Pflegetochter Geborgenheit und Liebe zu schenken und gleichzeitig die Führung zu geben, die sie braucht, kann ich mit Gewaltfreier Kommunikation immer wieder neu ins Bewusstsein bringen und. Besonders die Kontakte mit ihren leiblichen Eltern, die leider psychisch krank und traumatisiert sind, fordern mich. Ich sehe ihren großen Schmerz und ihre Bedürfnisse und gleichzeitig auch die Bedürfnisse meiner Pflegetochter und unserer Familie und da braucht es auch ganz viel Schutz und Sicherheit. Ich bin so dankbar, dass ich tiefe Empathie für ihre Eltern empfinden kann und gleichzeitig schützende Macht anwenden kann.

Für mein Bedürfnis nach persönlicher Freiheit und Autonomie wählte ich früher die Strategie، in offenen Beziehungen zu leben. Erst seit drei Jahren lebe ich in einer fixen monogamen Beziehung. (Was für ein Glück، dass mein Gefährte auch die GFK liebt und lebt!) Bedürfnisse bei mir und ihm auch seine Verantwortung für seine Bedürfnisse zu lassen. Vor allem habe ich aber entdeckt, dass ich die Freiheit, die ich suche, in mir selbst finde, indem ich mich selbst so annehme und sein lasse, wie ich bin.

Als GFK-Trainerin arbeite ich auch mit Menschen (اغلب Pädagoginnen)، die nicht ganz freiwillig Fortbildungen در GFK machen. Ich bin auch dankbar, dass ich mit diesen Menschen arbeiten kann, die der GFK skeptisch gegenüberstehen. Mich auf sie einzustellen und im Moment zu spüren، was sie brauchen können und wie ich sie erreichen kann، dass eine Verbindung zwischen uns entsteht، fordert mich heraus und finde ich spannend. 

 Ich bin sehr dankbar, dass ich mit meiner Assessorin Susanne Kraft zu meiner eigenen Spiritualität gefunden habe. Durch ihre Begleitung konnte ich so ein tiefes Ja in mir spüren und eine Klarheit, was für mich Spiritualität ist und wie ich sie in meinem Leben leben möchte. Auch wo mein Platz in der Welt ist, wo durch mich diese Liebe Ausdruck finden kann. Jetzt ist so eine tiefe Gewissheit in mir، dass ich getragen und geführt bin von einer höheren، göttlichen Energie/Liebe. Zu dieser Sicherheit habe ich in den Jahren meines Zertifizierungsweges durch die Unterstützung von Susanne gefunden. Dieses spirituelle Getragensein unterstützt mich in herausfordernden Situationen und gibt mir Kraft, Hoffnung und Vertrauen.