پرش به محتوای اصلی

مربیان دارای گواهینامه جدید: اکتبر 2025

اکتبر ۲۰۲۵ (دوم اکتبر): در اینجا تعدادی از جدیدترین افرادی که به جامعه مربیان خبره پیوسته‌اند، معرفی می‌شوند. از شما دعوت می‌کنیم با خواندن داستان‌های آنها در زیر، درباره آنها اطلاعات کسب کنید. اگر مایل به تماس با آنها هستید، از فرم تماس در پایین صفحات مربیان آنها استفاده کنید. همچنین می‌توانید سابقه مربیان خبره جدید را از نوامبر ۲۰۲۳ مشاهده کنید.


از طرف ارزیاب، سیلویا هاسکویتز

مارک فریدمن بخش جدایی‌ناپذیری از تیم CALF (کاندیداها/انجمن یادگیری فعال جامعه) بوده است، آموزش‌ها را سازماندهی کرده و رابط بین کاندیداهای صدور گواهینامه و ارزیابان بوده است. مارک به مدت ۱۰ سال در مسیر صدور گواهینامه بوده است، با سرعت خودش پیش رفته و در این مسیر در گروه‌ها و آموزش‌های مختلفی شرکت کرده است. او با گذار از کار با کامپیوتر به فرآیند ارتباط از طریق شفقت، قلب خود را بیشتر و بیشتر گشوده است. من از مشارکت مارک و بینش‌های منحصر به فرد او در موقعیت‌هایی که ما را به چالش کشیده‌اند، لذت می‌برم.

علاقه‌مند بوده است ارتباط بدون خشونت (ان وي سياز طریق جمع‌آوری کمک‌های مالی، سازماندهی رویدادها و پشتیبانی فنی به حمایت از جوامع « او تلاش می‌کند تا ان وي سي و با آنچه که مغایر با ان وي سي که برای زندگی کردن تلاش می‌کند، می‌داند، دست و پنجه نرم می‌کند. او حتی زمانی که ارتباط چالش برانگیز است، به تلاش برای برقراری ارتباط ادامه می‌دهد. به عنوان مثال، او با برادرش بهبودی را تجربه کرده است و از طریق چالش‌های ارتباطی، انعطاف‌پذیری درونی خود را بیشتر یافته و صدای دلسوزانه خود را یافته است. جامعه CALF از مارک به گرمی در جامعه مربیان خبره استقبال می‌کند.

از مارک:

از پیوستن به جامعه مربیان خبره، هم احساس فروتنی می‌کنم و هم هیجان‌زده. مسیر من برای ارتباط بدون خشونت بیش از یک دهه پیش آغاز شد - اگرچه از بسیاری جهات، این سفر مدت‌ها قبل از آنکه حتی نام ان وي سي را شنیده باشم، آغاز شده بود. در سال ۲۰۱۲، بالاخره کتاب Marshall Rosenbergرا برداشتم و پس از سال‌ها مطالعه اجمالی مطالب آن، آن را به طور کامل خواندم. در آن زمان، من در حال گذار از حرفه‌ام در علوم کامپیوتر و مشاوره بودم و کششی به سمت چیزی عمیق‌تر در رشد انسان، کاوش معنوی و روابط اصیل احساس می‌کردم. به نظر می‌رسید ان وي سي دقیقاً همین را ارائه می‌دهد - اگرچه به سرعت متوجه شدم که مرا به سمت چیزی حتی عمیق‌تر هدایت می‌کند.

مانند بسیاری، من با تلاش برای «انجام دادن ان وي سي » شروع کردم، و آن را به عنوان یک تکنیک یا فرمول به کار بردم. و مانند بسیاری، - گاهی اوقات با درد - یاد گرفتم که استفاده ان وي سي برای رسیدن به جایی یا به دست آوردن چیزی، می‌تواند به طرز طعنه‌آمیزی و متأسفانه منجر به قطع ارتباط شود. با گذشت زمان، ان وي سي به عنوان یک آگاهی درک کردم - راهی برای حضور در کنار خودم و دیگران، و راهی برای ایجاد گفتگوهایی که در آن همه مهم هستند. این تغییر - از ابزار به آگاهی - برای من دگرگون‌کننده بوده است، و من هنوز در حال یادگیری هستم. من در خانه‌ای بزرگ شدم که گفتگوی واقعی بخشی از فرهنگ آن نبود، بنابراین یادگیری صحبت کردن در مورد نیازها - بدون اینکه نیازهای خودم را سرکوب کنم یا در سکوت فرو بروم - زندگی‌ام را تغییر داده است.

با این حال، آنچه واقعاً مرا در ان وي سي تثبیت کرد، استقبال فراوان، گرمی و عشقی بود که آزادانه در جامعه ان وي سي تجربه کردم. من به داخل دعوت شدم، تشویق به مشارکت شدم و با روحیه‌ای از شمول و رهبری مشترک روبرو شدم که هم نادر و هم ضروری به نظر می‌رسید. این ایده که می‌توانیم جامعه‌ای بسازیم که در آن نیازهای همه - نه فقط در تئوری، بلکه در عمل، و مهم نیست که چقدر «منحصر به فرد» به نظر برسند - مهم باشد، به نظرم فوق‌العاده رادیکال آمد و هنوز هم هست.

یادگیری من اشکال مختلفی داشته است: شرکت در آموزش‌ها در سراسر نیوانگلند و نیویورک، ایجاد و تسهیلگری مشترک چندین گروه تمرینی، ارائه کارگاه‌ها و کمک به سازماندهی IITها در فلوریدا و برزیل، و همچنین رویدادهای مشابه IIT در نیویورک، ویرجینیا، آریزونا و ایتالیا. من برای Cان وي سي، ان وي سي ، نیویورک اینتنسیو، هوستون ان وي سيو شبکه ارتباطات دلسوزانه راکی ​​ماونتین داوطلب شده‌ام. بیش از یک دهه است که عضوی از تیم CALF (انجمن یادگیری فعال کاندیداها) هستم، جایی که همکاری هفتگی به من درس‌های بلادرنگ در زمینه ایجاد جامعه، مدیریت تعارض و رهبری قدرتمند داده است. من با مربیان بیشتری از جمله سیلویا هاسکویتز، مایکل دیلو، استفانی باخمن ماتی، رابرت گونزالسو John کینیون. در این مسیر، اشکال مرتبط با عدم خشونت و تحول را بررسی کرده‌ام، از جمله گواهینامه‌هایی در مربیگری برای تحول و عدم خشونت کینگیان - که هر دو دیدگاه مرا گسترش داده‌اند و مرا در تعهد مشترک به کرامت انسانی و ارتباط قرار داده‌اند.

یک مثال ساده اما معنادار از این تغییر در من، رابطه‌ام با برادرم بوده است. سال‌ها، داستان‌های ناامیدی دوران کودکی او را به عنوان نارضایتی‌های «قدیمی» قضاوت می‌کردم. اما از طریق ان وي سي ، یاد گرفته‌ام که کامل‌تر گوش دهم، نیازهای نهفته در پس داستان را ببینم و به جای مدیریت یا تحلیل درد او، در کنارش باشم. این تغییر - از تحلیل به همدلی - رابطه ما را تغییر داده است و این روشی است که من همچنان در بسیاری از بخش‌های زندگی‌ام، هرچند ناقص اما با تمام وجود، به آن برمی‌گردم.

من با هویت‌های متقاطع متنوعی - یهودی، همجنسگرا، دونژادی، فرزندخوانده و انسان - به این کار روی می‌آورم که مرا به چالش کشیده، شکل داده و در نهایت به من آموخته‌اند که پیچیدگی را ارج نهم: سفرهای منحصر به فرد و ارزشمندی که هر یک از ما طی می‌کنیم، و همچنین اشتراکات و ارتباطاتی که با یکدیگر داریم. بهبودی از اعتیاد به الکل نیز بخش کلیدی سفر من بوده است و به من هم زمینه معنوی و هم تعهد به زندگی مطابق با شرایط زندگی را داده است. من به این باور رسیده‌ام که «تمام مسائل عامیانه» تنها زمانی واقعی می‌شوند که تأیید کنیم که حاشیه‌نشین‌ترین‌ها مهم هستند - و به همان اندازه مهم، تمرکز بر اهمیت گروه‌های حاشیه‌نشین بدون قرار دادن آن در چارچوب وسیع‌تر که تمام مسائل عامیانه ناقص هستند. آنچه مرا تحت تأثیر قرار می‌دهد، دیدگاه مارتین لوتر کینگ در مورد جامعه محبوب است - جایی که آشتی، انسانیت مشترک و تجلیل از برآورده شدن نیازهای همه، هدف عمیق‌تر تغییر اجتماعی را آشکار می‌کند.

من به ایجاد جوامعی از پرسشگری، تمرین و ارتباط مداوم - نه فقط کارگاه‌های یک‌باره - علاقه‌مندم، جایی که افراد برای تشخیص و احترام به نیازهای خود و دیگران، دادن و دریافت همدلی، حمایت از یکدیگر در طرح و برآورده کردن درخواست‌ها، بررسی سوالات دشوار و زندگی با روحیه‌ی ان وي سي در زندگی روزمره گرد هم می‌آیند. من به ویژه از امکان حمایت از دیگران برای داشتن زندگی‌ای شکوفا - زندگی‌هایی غنی از معنا، مشارکت و ارتباط شجاعانه - الهام می‌گیرم. من به ویژه از کار با جوانانی که شروع به تصور چشم‌انداز زندگی خود و برداشتن اولین گام‌های خود برای تحقق آن می‌کنند، لذت می‌برم - مشاهده‌ی کشف عاملیت، هدف و امکان توسط آنها بسیار انرژی‌بخش است.

علاوه بر این، کنجکاوی و تعهد من به فعالیت عملی، مرا به بررسی این موضوع سوق می‌دهد که چگونه ان وي سي می‌تواند در مکان‌هایی که زندگی پیچیده‌ترین و نامطمئن‌ترین احساس را دارد، خود را نشان دهد - چه در بهبودی، فرزندخواندگی، بررسی سوالات مربوط به هویت نژادی، مراقبت و تعلق، تضمین پذیرش و شمول LGBTQ+، یا پرداختن به پیچیدگی‌های درگیری و تفرقه در دنیای واقعی. این شامل کاوش مداوم من در مورد معنای یهودی بودن و اشتیاق من برای صلح در خاورمیانه - صلحی که در آن هم اسرائیلی‌ها و هم فلسطینی‌ها بتوانند با عزت، امنیت و منابع مورد نیاز خود شکوفا شوند - می‌شود که به ریشه‌های یهودی من احترام می‌گذارد و تعهدی راسخ به عدم خشونت را تأیید می‌کند.

شاید از من بشنوید که می‌گویم: «هر کاری که انجام می‌دهم، از روی علاقه شخصی است - چیزی که تغییر کرده رابطه من با «خود» است.» برای من، کار ما - و سفر زندگی‌ام - در مورد گسترش «خودی» بوده است که زمانی فقط مربوط به من بود، گرفتار ترس، قضاوت و جدایی، به «خودی» که کاملاً در جامعه زندگی می‌کند - از طریق عشق، ارتباط و انسانیت مشترک - و ایجاد فضاهایی که در آن تعلق و رفاه چیزی برای کسب کردن نیست، بلکه چیزی است که با تعهد عمیق اعلام می‌کنیم. مشتاقانه منتظر ارتباط مجدد با کسانی هستم که از قبل می‌شناسم، ملاقات با کسانی که نمی‌شناسم و ادامه این سفر با هم هستم.

 

از طرف ارزیاب، اولگا نگوین

من ویکا را در سال ۲۰۲۰ در طول همه‌گیری جهانی از طریق پروژه همدلی اوکراین ملاقات کردم، جایی که ویکا یکی از شرکت‌کنندگان بود و من یکی از مربیان، سرپرستان و مشارکت‌کنندگان دعوت‌شده در فرآیند و ساخت سیستم‌ها. وقتی ویکا در اوایل فوریه ۲۰۲۲ از من خواست که او را در سفر صدور گواهینامه‌اش همراهی کنم، نمی‌دانستیم که هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌های بعدی چه چیزی را به همراه خواهد داشت. در طول ماه‌ها و سال‌های جنگ تمام‌عیار در اوکراین، ویکا را خیلی بیشتر شناختم - از طریق مشارکت او در یک برنامه یک ساله پزشک شفای رزونانس که من در سال ۲۰۲۲ تسهیل‌گر آن بودم، از طریق پروژه‌های زیر در خیریه او، دوبروبوت، و از طریق حمایت از او در سفر صدور گواهینامه‌اش.

در طول این سال‌ها، من با مشاهده وفاداری ویکا به مردم، به سازمان خیریه‌اش، به فعالیتش در ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي )، الهام گرفته و فروتن شده‌ام. من پشتکار او را در یافتن راه‌هایی برای حمایت از بسیاری از مردم در رفع نیازهایشان و تسلیم نشدن در زمانی که چندین استراتژی آنطور که انتظار می‌رفت کارساز نبود، تحسین می‌کنم. و من به وسعت و عمق کار و مشارکتی که او، تیم‌ها، همکاران و سازمانش، به ویژه از زمان شروع جنگ تمام عیار، برای اوکراینی‌ها انجام داده‌اند، کلاه از سر برمی‌دارم. در تمام این موارد، به گرمی، همدلی با خود، خودآگاهی، همدلی و صداقت او اعتماد دارم. من معتقدم که جامعه مربیان خبره و ان وي سي از حضور ویکا بهره‌مند خواهد شد.

[بریتانیا] Я، اولیگا، با ویکو در سال 2020 آشنا شدیم. اطلاعات بیشتر مربی، سوپرویزور و اجرای سیستم های مدیریتی. Coli Vіka می‌خواهد من برنامه‌ریزی کنم її на шляху تا گواهینامه در مورد عشق 2022، می‌خواهم از آن لذت ببرم. ماستوپنі تیرنі، msyaці تا роки. اطلاعات بیشتر در مورد برنامه های کاربردی در اوکراین «Praktik rezonansnogo zzіlennya»، яку я проводила در 2022 روسی، برایودیاکی طرح‌های توسعه‌ای در سازمان «دوبروث» تا завдяки підтримці її در پردازش сертифікації. 

پروتیاگوم راکیک یا بولا nathnenna і vrazhena، راهنما برای Vіkoю، її відданістю людям، її organіzaції، її عملی ННС. من ناتوانی در جستجوی راه حل برای رضایت کامل نیستم. استراتژی не очікуваних резултат. І я знімаю капелюха پред گسترش і glibinoyu роботи تا وارد کردن، یاکی درنا، її دستوری، عملکرد تا їїї organіzaція змогли зробити для اوکراینی، به راحتی از کاوشگر. در همه اینها تسبیح می شود. من می‌خواهم، ان وي سي گواهینامه‌ها را انتخاب می‌کنم و می‌توانم از این ویژگی استفاده کنم.

از طرف ارزیاب، میکا مانیوا

اولگا و ویکا از من دعوت کردند تا نمونه کارهای ویکا را بررسی کنم و در پیش‌آزمون و ارزیابی نهایی او شرکت کنم. همچنین در طول چند تماس مشاوره‌ای با اولگا و کاندیداهایش، که ترجمه همزمان در آنها ترتیب داده شده بود، با ویکا تعامل داشتم. با خواندن خاطرات و تأملات ویکا، از آنچه که به عنوان صداقت خام و عمق خودآگاهی او در هنگام نوشتن در مورد چالش‌هایی که در موقعیت رهبری در سازمان خود با آن روبرو بود، درک می‌کردم، شگفت‌زده شدم. همچنین از وسعت تجربه او در کار با گروه‌های متنوع از جمله مددکاران اجتماعی، بیماران و مراقبان زوال عقل، نظامیان قبل از جنگ - که تنها چند نمونه از آنها را نام بردم - شگفت‌زده شدم. با خواندن نمونه کارهای گسترده ویکا (از جمله برنامه درسی که او برای یک برنامه جوانان طراحی کرده بود) همچنین روش‌های جدیدی برای توضیح ان وي سي .

من به عباراتی برخوردم که معتقدم ان وي سي را به شیوه‌ای جذاب برای زبان‌آموزان جدید روشن می‌کند. این به نظر من، سطحی از تجسم و ادغام ان وي سي مهارت‌ها و آگاهی من به تعهد ویکا به ان وي سي ، توانایی او در شروع گفتگوی زرافه‌ای، ارائه راه حل در جایی که ارتباط قطع شده است، درخواست و پاسخ به بازخورد، و سوگواری زمانی که ارتباط هنوز امکان‌پذیر نیست، اعتماد دارم. من از ورود او به شبکه مربیان خبره خود بسیار هیجان‌زده‌ام و بیش از همه برای کسانی از شما که هنوز او را ملاقات نکرده‌اید، هیجان‌زده‌ام. 

[بریتانیا] Я، میکا، یا می‌خواهم همه چیز را بپذیرم. اگر این کار را کوچک انجام دهید می توانید با یک بار دیگر ارسال کنید. organіzovano synchronniй peclad. 

Читаючи щоденники та роздуми Віки، я була вражена її щирою чесністю та биною самосвідомості، با якою вона писала про виклики، ز gli якими стикалася на керівній посаді در سازمان. این کار را انجام دهید تا با گروه‌های ریزنمونه‌ای، مشارکت‌کنندگان اجتماعی، فعالان اجتماعی، آگاهی دادن به آن‌ها استفاده کنید. ‎ دانلود پورتفولیو ویکی (ورود برنامه های کاربردی، برنامه های کاربردی برای برنامه های کاربردی)، جدید روش های пояснення مفهوم ННС. Я natrapila on frazi, yakі, on my dumku, dopoможуть новим учням зрозуміти теорію ННС در цікавий спосіб. در صفحه من، شما می توانید از طریق سایت اینترنتی nNS، به عنوان مدیر عامل شرکت کنید.

Я довіряю відданості Віки практиці ННС , її امنیت іnіціювати діалог жирафа, ردیابی відновлення зв'язку там, де він був rosіrvaniy، برای بازیابی و بازنگری در مورد ارزیابی و جمع کردن، که در zv'yazok ще ناتوان. Я дуже رادا وارد شوید її در нашій merezі مربیв-poserednikіv، و بیشتر از این رادیو برای شما با شما، چه چیزی را نمی شناسید با نه. 

از ویکتوریا:

آشنایی من با ارتباط بدون خشونت در سال ۲۰۱۷ اتفاق افتاد، زمانی که در مدرسه مهندسان صلح در اوکراین شرکت می‌کردم. از آن زمان، به یادگیری، تمرین و زندگی با روحیه ارتباط بدون خشونت ادامه داده‌ام. فرآیند صدور گواهینامه‌ام را در اوایل سال ۲۰۲۲، زمانی که یک جنگ تمام عیار در اوکراین آغاز شد، آغاز کردم. وقتی در مورد درصدهای آماده‌سازی نمونه کارها نوشتم، از ارزیابم حمایت، توضیحات، نظارت و گرمی انسانی زیادی دریافت کردم. 

پیش‌ارزیابی و ارزیابی برای من مانند جشن تولدم بود، جایی که تمام توجه به من معطوف شد و "مهمانان" برای من جمع شدند. من بسیار خوشحالم که این مسیر اینگونه بود؛ این به من و دیگران نشان می‌دهد که در این مسیر می‌تواند لذت و شادی وجود داشته باشد. از C ان وي سي و ارزیابانم بسیار سپاسگزارم.

از طرف ارزیاب، ماریان سیکور

[EN] وقتی به توماس فکر می‌کنم، تصویر صخره‌ای در امواج دریا در ذهنم تداعی می‌شود. احتمالاً به دلیل سال‌ها تمرین ذن، توماس را آرام، متعادل و متکی به خود می‌دانم. در عین حال، همیشه لحظات طنزآمیز و حس سبکی زیادی را با او تجربه می‌کنم. معتقدم که این دو، ان وي سي و مشارکت شرکت‌کنندگان در ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) و ایجاد اعتماد را آسان می‌کنند. در مدتی که با هم بودیم، بارها تجربه کردم که این ویژگی‌ها چقدر به من کمک کردند تا با خودم در تماس همدلانه ارتباط برقرار کنم.

همچنین، من بسیار سپاسگزارم که ما چندین تبادل نظر عمیق و صادقانه داشتیم، مثلاً یک بار در مورد موضوع امتیاز و آگاهی. من واقعاً از اینکه توماس بازخورد من را در نظر گرفت، قدردانی می‌کنم. به طور کلی، من او را با گشودگی زیادی نسبت به بازخورد و شادی آشکار در رشد و یادگیری دیده‌ام.

در سال‌های اخیر، توماس شروع به همکاری با دیگر مربیان تیم کرده است و با آنها کار مربیان سابق و باتجربه خود ان وي سي ، کورنلیا تیم کورت سودمرسن، را ادامه می‌دهد. من از این نشانه اعتماد و قدردانی از هر دوی آنها برای توماس بسیار خوشحالم. و از اینکه چقدر از توماس برای کانی و کورت احترام و قدردانی شنیده و دریافت کرده‌ام، تحت تأثیر قرار گرفته‌ام. توماس، به جامعه مربیان خبره ما خوش آمدید. مشتاقانه منتظر مشارکت‌های شما هستم!

[DE] Wenn ich an Thomas denke، kommt in mir das Bild hoch von einem Fels in der Brandung. Wahrscheinlich durch seine langjährige Zen-Praxis erlebe ich Thomas als ruhig, ausgeglichen und in sich verankert. Gleichzeitig kenne ich mit ihm immer wieder humorvolle Momente und eine große Leichtigkeit. Ich glaube, dass beides seine GFK-Trainings sehr bereichert und es den Teilnehmenden leicht macht, sich auf die GFK einzulassen und Vertrauen aufzubauen. در unseren Kontakten habe ich selbst immer wieder erlebt، wie sehr mich diese Qualitäten im empathischen Kontakt unterstützt haben، mit mir selbst in Verbindung zu kommen. Ich schätze auch sehr, dass wir verschiedentlich einen tiefen und ehrlichen Austausch hatten, zB einmal über das Thema Privilegien und die Bewusstheit darüber. Ich feiere sehr, wie Thomas mein Feedback aufgenommen hat. Überhaupt habe ich ihn mit einer großen Offenheit für Feedback erlebt und einer ausgeprägten Freude am Wachsen und Lernen.

In den letzten Jahren hat Thomas begonnen، mit anderen Trainer*innen im Team zusammenzuarbeiten، mit denen zusammen er die Arbeit seiner früheren Ausbilder und erfahrenen GFK-Trainer، Cornelia Timmdmerührtührtsen , mit. Ich freue mich über dieses Zeichen an Vertrauen und Wertschätzung für Thomas durch die beiden. Und es berührt mich, wie viel Achtung und Würdigung ich von Thomas für Conny und Kurt gehört und wahrgenommen habe. Thomas, willkommen in unserer Gemeinschaft der zertifizierten Trainer*innen, ich freue mich auf Deinen Beitrag und Deine Bereicherung!

از توماس:

[EN] با اولین تماس زنده‌ام با ارتباط بدون خشونت در طول یک هفته آموزشی فشرده در سال ۲۰۱۸، باری از دوش قلبم برداشته شد - پس از مدت‌ها درگیر بودن با داستان‌هایی درباره خودم و دیگران، تجربه کردم که نوعی ارتباط وجود دارد که آرزویش را داشتم و تا آن زمان فقط به طور اتفاقی در زندگی‌ام پدیدار شده بود. با این تجربه که ان وي سي راهی عملی برای ارتباط با نیازهای خودم، نیازهای دیگران و نیازهای جهانی که در آن زندگی می‌کنیم ارائه می‌دهد، آگاهی‌ام به تدریج به گرمی قلب، شفقت و قدردانی بیشتری نسبت به خودم، دیگران و زندگی باز شد.

دعوت از هر آنچه در درون ما زنده است، نگه داشتن آن بدون یک راه حل آماده، و سپس، بر اساس این ارتباط، جستجوی راه‌های مداوم برای تغذیه نیازهای حیاتی همه، برای من یک امر قلبی است که با کارم به عنوان یک مربی دارای مجوز آن را تغذیه می‌کنم. این امر مرا با معناداری، اجتماع، اصالت و کمک به جهانی زیباتر ارضا می‌کند. من عمیقاً از همه افرادی که در این مسیر بی‌پایان از من حمایت کرده‌اند و همچنان حمایت می‌کنند، سپاسگزارم.

[DE] Bei meinem ersten Live-Kontakt mit der Gewaltfreien Communikation während einer Intensiv-Woche 2018 fielen mir etliche Steine ​​vom Herzen – ich spürte nach langer Zeit des Verstrickt-Seins in Geschichten e äeres von Verbindung gibt، nach der ich mich lange gesehnt habe und die sich in meinem Leben bis dahin nur zufällig ergab. Mit der Erfahrung, dass es mit der GFK einen machbaren Weg gibt, sich mit den eigenen Bedürfnissen, den Bedürfnissen anderer Menschen und den Bedürfnissen der Welt, in der wir leben, zu verbinden, öffnete fürinwhrüstück. Herzenswärme، Mitgefühl und Dankbarkeit mir selbst، anderen und dem Leben gegenüber.

Das Einladen von allem، بود gerade lebendig ist in uns, es zu halten, ohne eine vorher festgelegte Lösung zu haben, und dann, auf Basis dieser Verbindung, nach stimmigen Wegen zu suchen, die lebendigen Bedürfnissanänine, allem dass ich mir mit meiner Arbeit als GFK-Trainer erfülle und das mir Sinnhaftigkeit, Gemeinschaft, Echtheit und Beitragen zu einer schöneren Welt erfüllt. Allen Menschen، die mich auf diesem Weg، der nicht zu Ende ist، unterstützt haben und weiter unterstützen، bin ich tief dankbar."

از طرف ارزیاب، مارسل بلانگر

[EN] من پیشرفتی را که مارلین در ده سال گذشته داشته است، جشن می‌گیرم! او فردی با تاب‌آوری بالا، تعهد عمیق به خود و دیگران و حس مسئولیت‌پذیری قوی در هر چیزی است که تجربه می‌کند. مارلین ارتباط معنادار و قوی با معنویت برقرار می‌کند که به شدت شفقت و عشق او به بشریت را تغذیه می‌کند.

او مظهر ارزش‌های ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) است و آنها را در زمینه‌های مختلف زندگی خود به اجرا در می‌آورد. او به طور فزاینده‌ای جرأت می‌کند در گفتگوهای شجاعانه در خدمت صداقت خود شرکت کند. در طول سفر او، من با همکار ارزیابم، والری لانکتوت-بدار، که او نیز گواهینامه مارلین را جشن می‌گیرد، همراه بودم.

[FR] Je suis enthousiaste à l'idée de recommander Marlène Sanscartier pour rejoindre la communauté des formateurs et formattrices certifié·e·s. Je célèbre tout le chemin qu'elle a parcouru au cours des dix dernières années ! Marlène est une personne dotée d'une grande capacité de résilience، d'un joshing profond envers elle-même et envers les autres، ainsi que d'un sens aigu de la responsabilité dans ce qu'elle vit. Elle entretient un lien fort et signfiant avec la spiritualité, ce qui nourrit puissamment sa compassion et son amour pour l'humain. Elle incarne les valeurs de la CNV et les fait vivre dans les différents domaines de sa vie. Elle ose de plus en plus emengger des talks courageuses, au service de son intégrité. Tout au long de son parcours، j'ai été accompagnée de ma coévaluatrice، Valérie Lanctot-Bédard، qui célèbre également la Certification de Marlène.

از زبان مارلین:

[EN] سفر من با ارتباط بدون خشونت با یک ندای درونی عمیق برای آوردن حضور بیشتر، وضوح و کلمات تأییدآمیز به زندگی‌ام آغاز شد. به عنوان زنی که در حال گذر از غم و اندوه، فرزندپروری انفرادی و تمایل به زندگی مطابق با ارزش‌هایم هستم، در ان وي سي مسیری را یافتم که نه تنها به من کمک کرد زنده بمانم، بلکه رشد کنم. با گذشت زمان، این روش هم به یک تمرین شخصی و هم به یک حرفه حرفه‌ای تبدیل شد.

یاد گرفتم که برای ناراحتی جا باز کنم، عمیقاً به آنچه زنده است گوش دهم و با دقت از ظهور حقیقت حمایت کنم. فرآیند صدور گواهینامه مرا دعوت کرد تا خودآگاهی‌ام را عمیق‌تر کنم، آسیب‌پذیری را بپذیرم و منحصر به فرد بودنم را به عنوان یک مربی جشن بگیرم. یک تغییر اساسی زمانی اتفاق افتاد که بخش یخ‌زده‌ای از خودم را که صدای کامل مرا مهار می‌کرد، شناختم و شروع به نرم کردن آن کردم. این تحول، سهولت، اعتماد به نفس و شادی بیشتری را به تسهیل‌گری من آورد. اکنون از اینکه با فروتنی و اعتماد در این نقش ایستاده‌ام، احساس افتخار می‌کنم. قلب من سرشار از قدردانی برای انتقال زنده Marshall Rosenbergو برای همه کسانی است که با شجاعت و گشودگی در این مسیر گام برمی‌دارند. مشتاقانه منتظر ادامه مشارکت در فضاهایی هستم که در آنها افراد می‌توانند دوباره - با خودشان، با یکدیگر و با زندگی - ارتباط برقرار کنند.

[FR] Mon parcours avec la Communication Nonviolente (CNV) یک شروع به کار داخلی عمیق. J'avais soif de plus de présence، de clarté et de mots qui relient. En traversant un deuil et l'éducation seule de mon fils adolescent, tout en cherchant un alignement profond avec mes valeurs, la CNV m'a offert un chemin pour non seulement survivre, mais évoluer. Elle est devenue à la fois une pratique intime et une vocation.

فرآیند صدور گواهینامه یک été à la fois exigeant et profondément transformator. Il m'a aidée à mieux reconnaître mes élans، à accueillir ma vulnérabilité و à célébrer ma couleur comme formatrice منحصر به فرد. Une étape marquante a été d'oser libérer une party figée en moi, qui retenait ma voix. Depuis، j'anime avec plus de fluidité، de confiance et de joie. Je me sens honorée d'assumer ce rôle avec humilité et confiance. Je suis profondément reconnaissante pour cette transmission vivante du rêve de Marshall, et pour chaque personne qui marche ce chemin avec authenticité et cœur. J'ai l'élan de continuer à contribuer à des espaces où l'on peut se reconnecter — à soi، à l'autre et au vivant.

از طرف ارزیاب، مارسل بلانگر

[EN] با اشتیاق فراوان، بیانکا دیرانی را برای پیوستن به جامعه مربیان دارای گواهینامه توصیه می‌کنم. من از تمام پیشرفت‌هایی که او در چند سال گذشته داشته است، تجلیل می‌کنم! بیانکا فردی متعهد، مصمم و فداکار در هر کاری است که انجام می‌دهد. قدرت، انرژی، سرزندگی و اشتیاق او مسری است - آنها به ما الهام می‌بخشند تا ارتباط برقرار کنیم و از آنچه او به اشتراک می‌گذارد، استقبال کنیم. او ارتباط بدون خشونت (ان وي سيدر هر جنبه‌ای از زندگی خود، در طول سفر او، من با همکار ارزیابم، والری لانکتوت-بدار، که او نیز گواهینامه بیانکا را جشن می‌گیرد، همراه بودم.

[FR] C'est avec enthousiasme que je recommande Bianca Dirani pour rejoindre la communauté des formateurs et formattrices certifié·e·s. Je célèbre tout le chemin qu'elle a parcouru au cours des dernières années ! Bianca est une personne engagée، déterminée et dévouée dans tout ce qu'elle entreprend. Sa solidité, son dynamisme, sa vitalité et son enthousiasme sont contagieux : ils nous donnent l'élan de nous relier et d'accueillir ce qu'elle transmet. Elle porte et incarne la CNV dans tous les aspects de sa vie. Tout au long de son parcours، j'ai été accompagnée de ma coévaluatrice Valérie Lanctot-Bédard، qui célèbre elle aussi la Certification de Bianca.

از بیانکا:

[EN] ارتباط بدون خشونت به آرامی و از طریق فعالیت‌های مختلف من حاصل شد. من فضای بیشتری برای آن ایجاد کردم. اکنون در قلب زندگی من، چه از نظر شخصی و چه از نظر حرفه‌ای، قرار دارد. ان وي سي ادامه طبیعی سفر من است، مانند زبانی که از قبل در درون من وجود داشته و به من آشکار شده است. با ذات من در ارتباط است؛ در اعماق وجود من طنین‌انداز می‌شود. نمی‌گویم که بر آن تسلط یافته‌ام؛ به هیچ وجه! به همین دلیل است که من گواهینامه را به عنوان یک دستاورد نمی‌بینم، بلکه آن را به عنوان دریچه‌ای می‌بینم که منجر به امکانات بیشتر می‌شود.

قدرت تحول‌آفرین، توانمندسازی، صداقت، ارتباط، همکاری، گشودگی، حضور، عشق در عمل... اینها، در میان ارزش‌های دیگری هستند که من به لطف این هنر زندگی که ان وي سي است، کشف یا تعمیق کرده‌ام. من توانسته‌ام تجلیات آن را در تمام حوزه‌های زندگی‌ام، چه با یک غریبه و چه با یک عزیز، ببینم. عمیق‌ترین آرزوی من ادامه این سفر درونی، تجسم آن و تابش آن است. انتقال ان وي سي ، که بسیار گرانبها، بسیار بنیادی و بسیار انقلابی است، مسیری پر از شادی و معنا برای من است. آرزوی صادقانه من تقویت وابستگی متقابل و هماهنگی است تا فروتنانه در ایجاد جهانی بهتر در درون و اطرافم مشارکت کنم.

[FR] La CNV به زودی می رسد، در میان فعالیت های مختلف حرکت می کند. J'y ai fait de plus en plus de place. Elle est maintenant au cœur de ma vie, autant au niveau personnel que professionnel. La CNV est la suite naturelle de mon cheminement، comme une langue qui existait déjà en moi qui m'a eté révélée. Elle vibre avec mon Essence، elle résonne au plus profond de mon Être. Je ne dis pas que je la maîtrise, loin de là ! C'est pour cela que je ne conçois pas la certification comme un aboutissement، mais plutôt comme une porte qui ouvre sur encore plus de possibles.

Pouvoir transformationnel, Responsabilisation, Intégrité, Colaboration, Connexion, Ouverture, Empuissancement, Présence, Amour en action… Voilà, entre autres, des valeurs que j'ai découvertes ou approfondies decouvertes ou approfondies grâce àVà't grâce. J'ai pu en voir les manifestations dans toutes les sphères de ma vie, autant avec unE inconnuE qu'avec unE proche. Mon aspiration la plus profonde est de continuer ce cheminement intérieur, pour l'incarner et le rayonner. Transmettre la CNV، si précieuse، si fondamentale، si révolutionnaire، est une voie remplie de Joie et de Sens pour moi. Mon aspiration sincère est de favoriser l'Interdépendance et l'Harmonie afin de contribuer à créer humlement un monde meilleur en moi et autour de moi.

از طرف ارزیاب، مارتا کولاگا

در طول ارزیابی‌اش، یکی از ارزیابان گفت که ریتا مظهر آسیب‌پذیری شدید است. این حرف عمیقاً در من طنین‌انداز می‌شود. لطف و وقار او، همراه با فداکاری عمیق برای زندگی بدون خشونت، به من حس اتحاد و اعتماد می‌دهد. لحظات برانگیزاننده، ریتا را به سمت کار عمیق درونی، درک خود، التیام و رهایی هدایت می‌کنند. من بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم که چگونه در یکی از درگیری‌ها، او نیاز به عشق به خود را لمس کرد.

من اشتیاق او را برای درک عمیق مفاهیم « ارتباط بدون خشونت ان وي سي و ایجاد شفافیت در تدریسش تحسین می‌کنم. توجه به طبیعی جلوه دادن زرافه با زیبایی زبان لهستانی همراه است. با پیشرفت روزافزون او، می‌بینم که در موقعیت‌هایی که نمی‌تواند کنترل کند و نتیجه‌اش نامشخص است، شجاعت و امنیت را تجربه می‌کند. من گشودگی او برای یادگیری و نحوه دریافت بازخورد - با کنجکاوی برای درک و هضم - را تحسین می‌کنم.

او در حوزه تغییر اجتماعی خود، به نمایندگی از زبان شمول و تنوع فعالیت می‌کند، جایی که مردم می‌توانند از نحوه استفاده از زبان برای کمک به تقویت بی‌عدالتی و تعصبات اجتماعی آگاه‌تر شوند.

از ریتا:

مسیر من ارتباط بدون خشونت نه سال پیش آغاز شد، زمانی که به عنوان یک مادر جوان، برای عمل مطابق با ارزش‌هایم به عنوان یک همسر و مادر، به دنبال حمایت بودم (هرچند تاکنون نتایج متفاوتی داشته‌ام). ان وي سي دوره‌های ان وي سي ، یک دوره فشرده میانجیگری و یک برنامه مربیگری را به پایان رساندم. مقدماتی و عمیق‌تر ، مطالعات کارشناسی ارشد در سال ۲۰۲۴ در IIT لهستان شرکت کردم و در چندین دوره به دو مربی دارای گواهینامه کمک کردم. فرآیند صدور گواهینامه خود را در سال ۲۰۲۲ با تیم ESEAT (تیم ارزیابی اروپایی انگلیسی زبان) تحت هدایت ارزیاب آنا میلز آغاز کردم و در سال ۲۰۲۴، به مسیر صدور گواهینامه اجتماعی، به رهبری آگا جانکیویچ و مارتا کولاگا، منتقل شدم .

در داخل جامعه، ما سالی سه بار به مدت ۳ تا ۵ روز حضوری ملاقات می‌کردیم تا از طریق بازخورد در مورد نمونه‌های مربی، ایفای نقش و بحث‌های داغ، در فرآیندهای صدور گواهینامه از یکدیگر حمایت کنیم. این به من اجازه داد تا نقاط کور خود را شناسایی کنم، به عنوان یک مربی پیشرفت کنم و ان وي سي در زندگی خود بگنجانم. من به مدت یک سال از مربیگری زیر نظر آگنیشکا پیتلیچکا . اوج این مسیر، ارزیابی در جامعه بود که در آن، در یک حلقه خلاصه، چهار ارزیاب (آگا جانکیویچ، مارتا کولاگا، سوزان کرافتو سابین گایگر) مرا به عنوان یک مربی دارای گواهینامه توصیه کردند و هدایایی را که معتقد بودند من به ارمغان آورده‌ام، به اشتراک گذاشتند.

از طرف ارزیاب، مارتا کولاگا

زوزا خود را جنگجوی نور می‌داند - جنگجوی که به دنبال درک زندگی و چالش‌های آن است و چگونگی زندگی شجاعانه، درستکار و هدفمند را بررسی می‌کند. از زمانی که او را ملاقات کردم و در طول فرآیند صدور گواهینامه‌اش، حضور او را در بسیاری از موقعیت‌های چالش‌برانگیز در روابط تجربه کردم. برای من، او ویژگی‌هایی مانند استواری و انتخاب واکنش تجسم‌یافته را به ارمغان می‌آورد. من به ویژه از نحوه ایجاد رابطه او با پسرش - تعادل بین همدلی، ابراز وجود روشن و راهنمایی - قدردانی می‌کنم.

مزیت رو به رشد او این است که خودش را کاملاً با حقیقت وجودی‌اش نشان دهد. او شجاعت ابراز آنچه برایش مهم است را تمرین می‌کند. او با همکاری با معلمان و حمایت از جوامع محلی از طریق برنامه‌های شهری مانند «مشارکت استاری موکوتو» از طریق فعالیت‌های مختلفی مانند حلقه‌های همدلی یا پیک‌نیک با همدلی، که از ایجاد پیوندهای اجتماعی پشتیبانی می‌کنند، حوزه تغییر اجتماعی خود را می‌بیند.

از زوزانا:

سفر من با ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) زمانی آغاز شد که مادر شدم و به دنبال راه‌هایی برای نزدیک ماندن به خودم و گفتگو با همسرم بودم. ورود فرزند ما را ملزم به تغییر سیستم خانواده‌مان کرد و ان وي سي به ما هدیه گوش دادن و همدلی به جای سرزنش را داد. به من کمک کنید تا رابطه‌ای زیبا با فرزندم ایجاد کنم. بعداً، در جستجوی یک مسیر حرفه‌ای معنادار، به مدرسه‌ای برای مربیان ارتباط مبتنی بر همدلی پیوستم. در ابتدا، ان وي سي یک روش بود، اما از طریق تمرین و آموزش، به یک روش زندگی تبدیل شد.

به طور خاص، فرآیند صدور گواهینامه من یک سفر عمیق و دگرگون کننده بود. در طول پیش ارزیابی، ارزیاب من از من پرسید: «وقتی به آینه نگاه می‌کنی، آیا می‌توانی بگویی که خودت را دوست داری؟» این سوال ساده اما قدرتمند عمیقاً مرا تحت تأثیر قرار داد و فضای جدیدی از شفقت به خود را برایم گشود. این فرآیند همچنین به من موهبت اجتماع (صدور گواهینامه در جامعه) را بخشید. پذیرفته شدن، دیده شدن و حمایت شدن توسط همسالان به من این امکان را داد که نیازهای تعلق و شناخت خود را برآورده کنم.

تسهیل گروه‌های همدلی و پیوستن به پروژه‌های محلی نیز مسیر من را شکل داد و چالش‌ها را به رشد تبدیل کرد. برای من، صدور گواهینامه یک سفر زیبا و تأثیرگذار بوده است - سفری که امیدوارم به پایان نرسد، بلکه به مرحله بعدی یادگیری و اشتراک‌گذاری تبدیل شود.

از طرف ارزیاب، راجر سارو

تجربه همکاری من با تانیا لاسوک لذت‌بخش بوده است. در این مسیر با هم قدم برداشتیم و از حضور گرم، الهام‌بخشی و تعهد تانیا به زندگی ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) لذت بردم. می‌خواهم بدانید که تانیا از همان لحظه‌ای که تغییر قدرتمندی را در جامعه‌ای از دوستان دید که اصول ان وي سي را در تلاش برای تشکیل یک جامعه هدفمند با هم پذیرفته بودند، عاشق ان وي سي شد. این جامعه بیست سال بعد همچنان در حال رشد و شکوفایی است و مرتباً با مربی خود ملاقات می‌کند.

تانیا مستقیماً وارد ان وي سيو در سه دوره آموزشی فشرده بین‌المللی (IIT) شرکت کرد. من و تانیا در اولین دوره او در سال ۲۰۱۴ در سانتا باربارا، کالیفرنیا، با هم آشنا شدیم. حتی در آن زمان هم ارتباط قوی‌ای داشتیم و از زیبایی ان وي سي . تانیا ان وي سي در کارگاه‌های مختلف، تمرین ان وي سي در مرکز اصلاح و تربیت کایوت ریج، یک زندان ایالتی با امنیت متوسط ​​در کانل، واشنگتن، آغاز کرد. در طول همه‌گیری کووید، کایوت ریج به روی بازدیدکنندگان بسته بود. با این حال، چند فرصت ایجاد شد. جیم و جوری منسکه شروع به برگزاری گروه حضوری عصر دوشنبه خود به صورت آنلاین کردند و صدها نفر از سراسر جهان را به خود جذب کردند. و گروهی از دوستان در اسپوکن، واشنگتن از تانیا خواستند که گروه حضوری آنلاین آنها را تسهیل کند.

جیم و جوری الهام‌بخش تانیا برای مربی شدن بودند. جیم چک لیست معروف خود را با تانیا به اشتراک گذاشت و او شروع به کار بر روی بسته آمادگی صدور گواهینامه (CPP) ، اگرچه جیم کاندیداهای جدید را نمی‌پذیرفت. در ژوئن 2024، تقریباً دقیقاً 11 سال پس از اولین ملاقاتمان، من و تانیا در IIT 2024 در شمال کالیفرنیا،. تانیا علاقه‌اش را به صدور گواهینامه ابراز کرد و من ارزیاب او شدم. به من بپیوندید تا ورود تانیا به نقش مربی دارای گواهینامه را جشن بگیریم.

از زبان تانیا:

من عاشق ارتباط بدون خشونت» شدم وقتی تأثیر آن را روی دوستانم که در حال تشکیل یک جامعه‌ی هدفمند و صمیمی بودند، دیدم. با الهام از تجربه‌ی آنها، در کارگاه‌های مختلف ان وي سي در مناطق سیاتل و پورتلند به همراه آلن سید، کارل استیارت، Kathleen Macferranو دیگران شرکت کردم. من راجر را در اولین دوره‌ی آموزش فشرده‌ی بین‌المللی (IIT) - IIT سانتا باربارا در آوریل ۲۰۱۴ - ملاقات کردم. ما بلافاصله متوجه قدردانی متقابل از ان وي سي .

من همچنین به شدت تحت تأثیر سارا پیتون، که در آوریل ۲۰۱۵ در دانشگاه فناوری ماساچوست اورگان با او آشنا شدم، و راکسی منینگ، که در دوره فشرده رهبری بدون خشونت برای عدالت اجتماعی او در سال ۲۰۱۹ ملاقات کردم، قرار گرفته‌ام. در سال ۲۰۱۶، تدریس ان وي سي را در مرکز اصلاح و تربیت کایوت ریج، یک زندان ایالتی با امنیت متوسط ​​در کانل، واشنگتن، آغاز کردم، جایی که قبلاً گروه هفتگی بودایی را از ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ تسهیل کرده بودم. در طول همه‌گیری کووید، کایوت ریج به روی بازدیدکنندگان بسته بود. با این حال، فرصت‌های مجازی ایجاد شد. جیم و جوری منسک گروه دوشنبه خود را به قالب آنلاین تغییر دادند و شرکت‌کنندگان را از سراسر جهان جذب کردند. من همچنین دعوتی را برای تسهیل یک ان وي سي برای یک جامعه مستقر در اسپوکن پذیرفتم.

در سال ۲۰۲۳، توانستم به کایوت ریج برگردم و هر سه‌شنبه دو کلاس دو ساعته برگزار کنم و این روند تا به امروز ادامه داشته است. جیم و جوری الهام‌بخش من برای مربی شدن بودند. اگرچه جیم ارزیاب من نشد، اما چک لیست معروف CPP خود را با من به اشتراک گذاشت. با در دست داشتن آن، شروع به کار بر روی الزامات CPP کردم. تقریباً دقیقاً ۱۰ سال پس از اولین ملاقاتمان، من و راجر در سال ۲۰۲۴ در شمال کالیفرنیا در IIT. راجر پس از شنیدن علاقه من به اخذ گواهینامه، با لطف موافقت کرد که ارزیاب من باشد.

من و راجر مرتباً به‌صورت آنلاین همدیگر را ملاقات می‌کنیم و من در دوره‌های ماهانه صدور گواهینامه SoCal او شرکت می‌کنم. در ژوئن ۲۰۲۵، راجر پیشنهاد داد که فرآیند صدور گواهینامه را با ارائه پیش‌ارزیابی و ارائه‌های ارزیابی تکمیل کنم. من این ارائه‌ها را تجربه‌های لذت‌بخش و آرامش‌بخشی یافتم. پادمیت‌ها، دوستانی از مرکز بازآموزی مانسکه و برخی از اعضای گروه اسپوکن، همگی در هر دو رویداد حضور داشتند و بازخوردهای مهربانانه و مفیدی ارائه دادند. مسیر من برای رسیدن به مربی رسمی بسیار طبیعی و گسترده به نظر می‌رسد. قبل از شروع فرآیند ارزیابی، ساعت‌های زیادی را صرف آموزش و تسهیل‌گری کرده‌ام، تجربیات عمیق و غنی. من و راجر به‌عنوان همکار با احترام و مراقبت متقابل زیادی با هم ارتباط برقرار کردیم.

از طرف ارزیاب، آقا جانکیویچ

خوشحالم که تومک به جمع مربیان خبره ما پیوسته است؛ از همراهی او در فرآیند صدور گواهینامه‌اش بسیار لذت بردم. اولین مکالمه‌مان را به وضوح به یاد دارم، زمانی که او از یک ارزیاب دیگر به سمت دیگری می‌رفت. چالشی که من به او دادم، انگیزه بزرگی برای او بود. با این حال، او موفق شد در طول تبادل نظرمان با من در ارتباط باشد و بین افکارش و آنچه من واقعاً گفتم، تمایز قائل شود. این به من اعتماد به ظرفیت او و همکاری‌مان را داد. در این فرآیند، من شاهد بودم که او جایگاه خودش را پیدا می‌کند و دیدن این موضوع زیبا بود.

من دیدم که او نیز توسط دیگران به چالش کشیده می‌شود و در لحظه حضور دارد؛ دیدم که به آنچه گفته می‌شود گوش می‌دهد و آن ارتباط بدون خشونت درک می‌کند، حتی زمانی که برایش راحت نیست. من عمق آگاهی و ظرفیت او در تجسم انرژی زنده نیازها را تجربه کردم. در طول ارزیابی‌اش، او کارگاهی با ان وي سي «آموزش آنچه نمی‌توان آموخت» ارائه داد، حضوری که در قلب ان وي سي قرار دارد. در عین حال، او قادر است امور عملی و سازمانی جامعه صدور گواهینامه ان وي سي ما را با مهارت و دقت فراوان اداره کند.

او چند ماه پیش در حالی که به چشمانم نگاه می‌کرد، گفت: «در حال حاضر، دیگر به گواهینامه نیازی ندارم.» در این مرحله، می‌دانستم که او آماده است. من حضور و مهارتی را که او به جامعه ما می‌آورد، جشن می‌گیرم و برایش آرزو می‌کنم که این مهارت را با آزادی و با مسئولیت‌پذیری فراوان در قبال قدرتی که دارد، ارائه دهد.

از توماس:

سفر من با ارتباط بدون خشونت زمانی آغاز شد که در سال ۲۰۱۸، یکی از دوستانم کتابی از Marshall Rosenberg. بعد از خواندن چند ده صفحه، احساس کردم و تصمیم گرفتم که می‌خواهم در مورد آن بیشتر یاد بگیرم و به دیگران آموزش دهم، یعنی مربی شوم. در سال ۲۰۱۹، در اولین دوره کارشناسی ارشد خود در رشته ان وي سي و از همان زمان شیفتگی من به ان وي سي آغاز شد. از آن زمان، همدلی و ارتباط بیشتری را تجربه کرده‌ام و روز به روز بیشتر مجذوب آن می‌شوم.

می‌توانم ببینم که چگونه با پیروی فزاینده از احساسات و نیازهایم، و با پیروی از قلبم، خودم و دیدگاهم را تغییر می‌دهم. می‌بینم که چگونه این [روش/روش/...] زندگی‌ام را تغییر می‌دهد، آگاهی، وضوح، نفوذ و به سادگی زندگی بیشتری به ارمغان می‌آورد. همچنین به وضوح می‌بینم که چقدر ساده و در عین حال چقدر دشوار است، و ارزش تلاش کردن را دارد، ارزش ریسک کردن، نگاه کردن به قلبم و فریاد زدن نیازهایم به دنیا را دارد. به لطف این، من درک، ارتباط، نزدیکی و بسیاری از ویژگی‌های دیگر را که برای من مهم هستند، بیشتر و بیشتر تجربه می‌کنم. به لطف تمرین ان وي سي و ارتباط با خودم، توانستم آن پسر بچه ۲ ساله را که از از دست دادن مادرش وحشت داشت، ملاقات کنم، زمانی که او به مدت دو ماه در بیمارستان بیماری‌های عفونی ناپدید شد. برای او، این پایان دنیا بود. این یک فاجعه برای او بود.

به لطف ان وي سي و همدلی با خودم، توانستم با آن تام هفت ساله آشنا شوم، کسی که از ترس و خشم فلج شده بود و حتی از حرکت کردن می‌ترسید، زیرا نیازهایش پس از تولد برادرش بی‌ارزش شده بود. به لطف همدلی با خودم، توانستم آن درد را بیشتر و بیشتر در آغوش بگیرم و بپذیرم. برای خودم جا باز کنم. در درون خودم برای خودم جا باز کنم. با آنچه احساس می‌کنم احساس امنیت کنم. به خودم اعتماد کنم و بیشتر و بیشتر با خودم مهربان باشم. توانستم به خودم حضورم را هدیه دهم. اکنون، پس از چندین سال، به عنوان یک مربی، به دیگران یاد می‌دهم که حضورشان را به خود و دیگران هدیه دهند. این به من شادی و حس عمیقی از معنا می‌دهد.

از طرف ارزیاب، آقا جانکیویچ

با کمال میل بتکا را به جامعه مربیان خبره معرفی می‌کنم. بتکا آرامش و وقار درونی و همچنین تعهد عمیق به تغییر اجتماعی بدون خشونت را به ارمغان می‌آورد. تغییری که از شفقت عمیق و تمایل به تحمل درد - درد خود و دیگران - ناشی می‌شود. او با افراد محروم و جوامعی که تحت تأثیر درگیری‌ها و شکاف‌های اجتماعی قرار دارند، کار می‌کند.

من از ظرفیت او برای حضور در لحظه و گشودن قلبش، و همچنین شجاعت و تمایلش برای همکاری با فعالان صلح برای ایجاد تأثیر واقعی شگفت‌زده‌ام. او چندین مقاله در مورد تغییر اجتماعی و تاب‌آوری نوشته است. من اطمینان دارم که او عضوی ارزشمند از جامعه ما خواهد بود و جامعه ما از بتکا و کارش حمایت خواهد کرد. من از استعدادهای او تجلیل می‌کنم و از اینکه در مسیرش او را همراهی کرده‌ام، احساس افتخار می‌کنم.

از بتکا:

وقتی به سفرم با ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) نگاه می‌کنم، بسیار سپاسگزارم. حتی تصور اینکه زندگی‌ام بدون آن چگونه خواهد بود، دشوار است. فرآیند اخذ گواهینامه فرصتی برای رشد معنوی و شخصی، اکتشاف، تمرین تعلق خاطر، ایجاد دوستی‌های جدید و عضویت در جامعه به من داده است.

ان وي سي قطعاً برای من - در بسیاری از سطوح - یک تغییر دهنده‌ی بازی بود و برای زندگی من، کارم با دیگران به عنوان مربی و تسهیل‌گر، و روشی که برای دیدن جهان انتخاب می‌کنم، ضروری شد. من برخوردم با ان وي سي را سال‌ها پیش به یاد می‌آورم - مثل یک دریچه‌ی جدید بود، چیزی که از همیشه آرزویش را داشتم، حس می‌کردم و احساس می‌کردم، اما اعتماد کافی برای زندگی کامل آن نداشتم. ان وي سي از من حمایت کرده است تا راه بازگشت به خودم را پیدا کنم، در آنچه به آن اعتقاد دارم، ریشه بدوانم و به خودم، حساسیتم و رویاهایم برای جهان اعتماد کنم. این به من اجازه داد یاد بگیرم که چگونه فضایی برای قلبم ایجاد کنم و آن را حفظ کنم.

من واقعاً به ان وي سي به عنوان ابزاری قدرتمند برای تغییر اهمیت می‌دهم. به خصوص که به فرد اجازه می‌دهد در عین حال که با رویا در ارتباط است، با واقعیت نیز حضور داشته باشد. من ان وي سي را به عنوان رویکردی قدرتمند برای پل زدن می‌بینم - نه تنها از طریق گفتگو شکاف‌های بین افراد را از بین می‌برد، بلکه فضای بین جایی که هستیم و جایی که رویای بودن در آن را داریم را نیز پر می‌کند. این برای تغییر اجتماعی بسیار حیاتی است؛ آن را واقعی، لطیف و سرشار از توجه می‌کند. 

من رویای جهانی را در سر دارم که در آن همه نیازها مهم باشند، و معتقدم بسیاری از ما این اشتیاق را در اعماق وجودمان داریم. ان وي سي به من شجاعت و اعتماد داد تا این رویا را در جهانی که هست، با وجود چالش‌هایش، زندگی کنم. و ان وي سي همچنین به من جامعه‌ای را داد که این رویا را با من به اشتراک می‌گذارد، زیرا زندگی کردن آن به تنهایی ممکن نیست. من از آنچه در پیش است و اینکه این مسیر مرا به کجا خواهد رساند، هیجان‌زده‌ام. و مشتاقانه منتظر دیدار شما در طول مسیر هستم!