پرش به محتوای اصلی

مربیان جدید دارای گواهینامه: مه 2024

مه ۲۰۲۴: در اینجا تعدادی از جدیدترین افرادی که به جامعه مربیان خبره پیوسته‌اند، معرفی می‌شوند. از شما دعوت می‌کنیم با خواندن داستان‌های آنها در زیر، با آنها آشنا شوید. اگر مایل به تماس با آنها هستید، لطفاً از صفحه مربیان آنها دیدن کنید و از فرم تماس در پایین صفحه استفاده کنید. همچنین می‌توانید سابقه مربیان خبره جدید را از نوامبر ۲۰۲۳ مشاهده کنید.


از طرف ارزیاب، جیم منسک

من حدود ده سال پیش در اولین سفرمان به ژاپن با ماری آشنا شدم. او میزبان رویدادهای آموزشی ما در توکیو در خانه‌اش بود. در اولین ملاقات با ماری، برایم روشن شد که او هم به ارتباط بدون خشونت و هم به ایجاد یک جامعه‌ی عملی متعهد است. اگرچه مانع زبانی ما را از هم جدا می‌کرد، اما به یاد دارم که راه‌هایی برای ارتباط برقرار کردن با گربه‌ی خانگی‌اش پیدا کردم، و البته با بهره‌گیری از مترجمانی که کار ما را در ژاپن ممکن ساختند.

به نظر من، یکی از نشانه‌های مسیر اخذ گواهینامه، رشد و تعمیق مسئولیت‌پذیری شخصی است. من در طول یک دهه همکاری‌ام با ماری، این موضوع را به وفور مشاهده کرده‌ام. اگرچه ماری گاهی اوقات از محدودیت دسترسی به ان وي سي و مواد آموزشی به زبان ژاپنی و در نتیجه اتکا به مربیان خارجی ابراز ناامیدی و دلسردی می‌کرد، اما به نظر می‌رسید که همچنان بی‌باک است. با ورود به مرحله پیش‌ارزیابی، او یک تیم پشتیبانی از ارزیابان در حال آموزش و داوطلبان دیگر تشکیل داد تا به او در هدایت سیستمی که برای افراد غیرانگلیسی زبان "دوستانه" نیست، کمک کنند. تعظیمی از روی شگفتی و قدردانی برای تمام کارهای اضافی که داوطلبانی مانند ماری برای طی کردن مسیر رسیدن به گواهینامه انجام می‌دهند.

من همچنین عمیقاً از اشتیاق مداوم ماری برای دریافت بازخورد و تمایل او به همراه بودن با محدودیت‌هایش، تجلیل از نقاط قوتش و تلاش برای ادغام مداوم ارتباط بدون خشونت قدردانی می‌کنم. کار با افراد غیر انگلیسی زبان به من کمک کرده است تا نقاط قوت و مزایای خود را کشف کنم و از اینکه ماری چگونه به من در افزایش صبر و اشتیاقم برای شفافیت و اختصار در ارائه و دریافت بازخورد کمک کرده است، قدردانی می‌کنم.

از اینکه موانع زبانی ممکن است برخی از شما را از آشنایی با ماری باز دارد، ناراحتم. امیدوارم ماری و دیگر غیرانگلیسی زبانان، استفاده از Global Home(و/یا ابزارهای دیگری مانند DeepL) را برای غنی‌سازی جامعه‌مان با یادگیری متقابل در نظر بگیرند. با تشکر از ماری و تیمش و همه ارزیابان در حال آموزش و مربیان دارای مجوز که به ما در ساخت یک سیستم ارزیابی مبتنی بر جامعه در ژاپن که فراتر از زبان است، کمک می‌کنند.

از ماری:

[EN] ان وي سي روش زندگی من بوده است، و به خصوص با مرگ افراد مهم زندگی‌ام، از جمله شریک زندگی‌ام، واقعاً زندگی را شگفت‌انگیز کرده است. فرآیند اخذ گواهینامه از نظر ذهنی برای من بسیار چالش برانگیز بود زیرا مجبور بودم زبانی (انگلیسی) را که به خوبی نمی‌فهمیدم، طی کنم، اما اکنون این واقعیت را جشن می‌گیرم که با تکرار ان وي سي ، توانستم با بخش‌های ناشناخته خودم آشنا شوم.

[JP] ان وي سيは私の生きる道であり、人生をまさにすばらしくしてくれた方法であること.てきました.といけなかったことで精神的に非常に苦しان وي سيプロセスを繰り返すことで未知の自分との出会いを繰り返すことができたことを、今はお祝いしています

از طرف ارزیاب، مایکل دیلو

در تابستان ۲۰۲۰، IIT در مجارستان به دلیل نگرانی از کووید لغو شد. اوا رامبالا، به عنوان برگزارکننده، شجاعت سازماندهی یک دوره آموزشی ۹ روزه ان وي سي را به عنوان جایگزین داشت که در آن من به عنوان مربی و ارزیاب شرکت کردم. در طول این نه روز، اوا روچک به عنوان مترجم از من حمایت کرد. بدون اینکه از تجربه اوا روچک ان وي سي اطلاعی داشته باشم، از همان روز اول برایم غافلگیرکننده بود که اوا چقدر با ترجمه‌اش با من همدلی و دقت کرد.

کم‌کم فهمیدم که اوا قبلاً در سال ۱۹۹۶ در بوداپست با مارشال آشنا شده بود و دانش او در ان وي سي (مانند من) بر اساس آموزه‌های اصلی مارشال بود. او سال‌ها در مجارستان و در یک موسسه فناوری اطلاعات در سوئیس در سال ۲۰۰۱ در بسیاری از آموزش‌های مارشال شرکت کرده بود. به این ترتیب فهمیدم که اوا در مسیر اخذ گواهینامه پیشرفت زیادی داشته است. وقتی مارشال در سال ۲۰۰۶ به طور ناگهانی صدور گواهینامه در سراسر جهان را برای چندین سال متوقف کرد، این به معنای پایان موقت تلاش‌های اوا نیز بود.

اگرچه اِوا گواهینامه خود را واگذار کرد، اما به ان وي سي نزدیک و وفادار مانده است. به عنوان مثال، او سال‌هاست که از یک مرکز تماس اضطراری یک سازمان LGBTQI مجارستانی، چه با آموزش ان وي سي و چه به عنوان کمک‌کننده تلفنی در مواقع اضطراری، حمایت می‌کند.

او تنها در سال ۲۰۲۰، زمانی که در اردوی تابستانی مجارستان با هم همکاری بسیار الهام‌بخشی داشتیم، به این فکر افتاد که مسیر اخذ گواهینامه خود را از سر بگیرد. ما در طول سه سال گذشته مرتباً با هم کار کرده‌ایم و تبادل نظر کرده‌ایم؛ ما یک جلسه آموزشی مشترک در بوداپست برگزار کردیم و گروه کوچکی از مربیان مجارستانی را تشکیل دادیم که مرتباً به صورت آنلاین با هم ملاقات می‌کنند.

وقتی کریس راجندرام در سال ۲۰۲۱ به عنوان ارزیاب منصوب شد، اِوا مشتاق بود که از کریس دعوت کند تا به عنوان ارزیاب همکار از او حمایت کند، زیرا سال‌ها کریس را می‌شناخت و او مشاور نزدیکی شده بود. برای من، ارزیابی نهایی در ان وي سي در بوداپست به دلیل حضور کریس بسیار تأثیرگذار بود. مسیر معنوی او عمیق‌ترین خاطره آموزه‌های مارشال را در من زنده می‌کند. پس از این ارزیابی نهایی تأثیرگذار در اواخر ژوئیه ۲۰۲۲، من به همراه کریس راجندرام بسیار خوشحالم که اِوا را برای عضویت در گروهان وي سيمربیان دارای گواهینامه

از زبان ایوا:

من سفری طولانی با ان وي سي و همچنین با فرآیند اخذ گواهینامه C ان وي سي داشته‌ام. من در سال ۱۹۹۶ با Marshall Rosenberg آشنا شدم و سفر من از همان لحظه آغاز شد. در آن زمان، من در دانشگاه سملوایز در بوداپست روانشناسی پزشکی تدریس می‌کردم و با تشویق مارشال، شروع به اشتراک‌گذاری ان وي سي با دانشجویانم کردم که بسیار مورد علاقه‌ام بود.

من برای یک روال رسمی با مایکل دیلو خیلی کار کردم. در طول مشاوره هفتگی‌مان، چیزهای زیادی در مورد خودم، مشکلاتم، آسیب‌پذیری‌ام، و در مورد همدلی، خوددلسوزی و غیره یاد گرفتم. برای من، این لذت‌بخش‌ترین بخش این فرآیند بود. با بسیاری از ترس‌ها و دردهای قدیمی‌ام که مربوط به مطالعه چیزی بود، روبرو شدم. همچنین با اضطراب اتمام یک کار و همچنین برخی از انتظارات یا سوءتفاهم‌های قبلی‌ام روبرو شدم. چه سفر درونی باورنکردنی! و من هنوز در مسیر کشف چگونگی ارتباط لحظه به لحظه هستم. من اخیراً کشف کرده‌ام که یکی از ترس‌هایم این است که به عنوان کسی دیده شوم.

از طرف ارزیاب، راکسی منینگ

از زمان پیوستن به TCCP، فینیکس به طور فعال در رویدادهای اجتماعی شرکت کرده، کارگاه‌های آموزشی زیادی را ارائه داده و با روحیه گفتگو و یادگیری جمعی، نظرات ما را جویا شده است. ما از شور و شوق و بازیگوشی او در حین آزمایش ایده‌های جدید برای کارگاه‌هایش لذت می‌بریم. او به عنوان یک شاعر، کلام و استعاره را به آموزش‌های خود می‌آورد، به عنوان مثال: «بدن ما دیاپازون است - آنها حقیقت را به ما می‌گویند.»

هنگام ابراز همدلی با دیگران، شاهد تجسم انرژی مورد نیاز در فینیکس بوده‌ایم. ما همچنین از ظرفیت او در توجه به تجربیات خود و بیان حقیقت خود با دقت و آسیب‌پذیری، پذیرش واکنش‌هایش و بررسی تأثیر آن بر دیگران، که به اعتقاد ما نشان‌دهنده حس عمیقی از صداقت و مسئولیت‌پذیری است، قدردانی می‌کنیم.

اعضای TCCP که به عنوان دستیار داوطلب شده‌اند، در کار خود به عنوان مشاور، آموزش‌های توسعه سازمانی ارائه می‌دهند و مشاهده کرده‌اند که فینیکس با دلسوزی مراجعین خود را راهنمایی می‌کند و افراد را تشویق می‌کند که "به جای سرکوب" طیف کامل افکار، احساسات و نیازهای خود، آنها را "به کود تبدیل کنند" و آنها را به خودآگاهی و پذیرش بیشتر خود دعوت می‌کند. مراجعین او از گرمی و شفافیت هدف او قدردانی کرده‌اند، زیرا او از آنها در یادگیری مهارت‌های ارتباطی برای تقویت روابط محترمانه و پرورش شمول و تنوع بیشتر در محیط کار حمایت کرده است. 

ما از معرفی فینیکس به جامعه جهانی بسیار خوشحالیم و مشتاقانه منتظر سال‌ها همکاری و یادگیری متقابل با او هستیم. از همراهی شما در بزرگداشت یکی دیگر از مربیان دارای گواهینامه که به چشم‌انداز ایجاد جهانی متعهد است که در آن هر فرد هر آنچه را که برای شکوفایی و پرورش رفاه جمعی ما نیاز دارد، در اختیار داشته باشد، سپاسگزاریم.

مسیر جامعه کاندیدای مربی

میکا مانیوا (وکیل/ارزیاب در حال آموزش) با همکاری راکسی منینگ (وکیل/ارزیاب)، Kathleen Macferran (وکیل/ارزیاب)، جنیفر وارنیک (وکیل/ارزیاب در حال آموزش)، مارسیا کریستن (وکیل/ارزیاب در حال آموزش) 

از فینیکس:

من در اولین ان وي سي در سال ۲۰۰۲ یا ۲۰۰۳ با Dian Killian. احساس کردم که نحوه ارتباط غریبه‌های آن اتاق متفاوت است. در دوره‌ها و دوره‌های آموزشی شرکت کردم که در آنها صمیمیت با خودم و دیگران را افزایش دادم. این دوره‌ها یک جامعه جهانی کامل را برای من به ارمغان آورد که در آن اصالت و صمیمیت بسیار بیشتری ممکن بود. ان وي سي زندگی من را تغییر داد.

سفر من در ان وي سي مرا به برنامه رهبری ارتباط بدون خشونت در منطقه خلیج سانفرانسیسکو رساند. از طریق آن جامعه بود که به سطح جدیدی از عمق کار رسیدم. دیدم که چگونه می‌توان از آن برای درک جامعه به طور کلی استفاده کرد و این به من یک دیدگاه تجسمی جدید از آنچه ممکن است، داد. من شروع به کمک در جلسات و تدریس کردم و آنقدر از آن لذت بردم که می‌خواستم آن را به عنوان منبع درآمد خود قرار دهم.

در نهایت، به برنامه‌ی Trainer Candidate Community Path (TCCP) پیوستم. من به دنبال برنامه‌ای بودم که برای عدالت اجتماعی ارزش قائل باشد و اهمیت ایجاد فضا برای صداهایی که در جامعه‌ی ان وي سي کمتر شنیده شده‌اند را درک می‌کردم. برنامه‌ی TCCP به انگیزه‌ی شخصی زیادی نیاز داشت، با این حال افراد زیادی هستند که وقتی با آنها تماس می‌گیرید، خوشحال می‌شوند که به شما کمک کنند.

من عاشق جامعه‌ی افراد متعهد در TCCP هستم. با اینکه تمام الزامات مربوط به گواهینامه را تکمیل کرده‌ام، هنوز هم به طور فعال در آن جامعه مشارکت دارم. من به ویژه از میکا مانیوا، دستیار ارزیابم و راکسی منینگ، ارزیابم، سپاسگزارم. فرصت‌هایی که برای بحث در مورد برنامه‌ریزی دوره و فرآیند میانجیگری و دریافت بازخورد در جلسات تک به تک داشتم، مرا به مربی بهتری تبدیل کرده است. احساس می‌کنم وقتی تسهیل‌گری یا رهبری می‌کنم، یک جامعه‌ی کامل در کنارم است.

از طرف ارزیاب، سابین گایگر

سال‌ها پیش که برای اولین بار نادین را ملاقات کردم، او در یک سمینار ان وي سي مشغول ترجمه بود. یادم می‌آید که از نحوه‌ی ارتباط برقرار کردنش با هر شخصی که ترجمه می‌کرد، تحت تأثیر قرار گرفتم. او نه تنها کلمات را ترجمه می‌کرد؛ بلکه با انرژی گوینده نیز هماهنگ می‌شد. این جریان برای او کاملاً طبیعی به نظر می‌رسید. با شناخت بیشتر نادین، متوجه شدم که این ظرفیت نه تنها در ترجمه، بلکه در وجود همدلانه‌ی او نیز وجود دارد. به نظر نمی‌رسد که او هیچ کاری انجام دهد - فقط وارد فضایی می‌شود که همدلی می‌تواند در آن اتفاق بیفتد.

نادین نزد رابرت گونزالس تحصیل کرد؛ آثار او در زمینه ان وي سي با حضور گسترده و دلسوزانه رابرت عجین شده است. نحوه حضور او در آن فضا به نظر آسان می‌آید. دانش او در مورد نظریه و فرآیندهای ان وي سي با آگاهی‌ای که همه ما در تلاش برای حضور در آن هستیم، عجین شده است. جای تعجب نیست که تمرکز او بر ایجاد فضایی برای شرکت‌کنندگانش است تا شفقت زنده را از نزدیک تجربه کنند. افتخار من بوده است که نادین را در سفرش برای اخذ گواهینامه همراهی کنم. اکنون خوشحالم که رسماً از او در جامعه‌مان استقبال می‌کنم و حس عمیق وجود دلسوزانه‌اش را به اشتراک می‌گذارم.

از نادین:

من در سال ۲۰۰۴، در طول تحصیل در رشته مددکاری اجتماعی در برلین، به طور اتفاقی با ان وي سي آشنا شدم. بعد از تقریباً ۱۰ سال تنش فزاینده در خانواده‌ام، این کتاب پناهگاهی بیش از حد نیاز بود. هرگز فراموش نمی‌کنم که چقدر از خواندن کتاب مارشال شگفت‌زده شده بودم. انگار به خانه برگشته بودم. راه دیگری هم وجود داشت، من آن را می‌دانستم، و کسی آن را نوشته بود: آنجا بود، سیاه و سفید!

تقریباً بلافاصله ان وي سي به من کمک کرد تا پلی بین قلب خودم و قلب اعضای خانواده‌ام (و همچنین دیگران) بسازم. این به من ابزارهای مشخصی برای ارتباط با خودم و شنیدن و درک دیگران داد. بنابراین ان وي سي به من کمک کرد تا بر جدایی که در خانواده‌ام احساس می‌کردم غلبه کنم و باعث ایجاد شفقت در من شد. این به من این امکان را داد تا به عشقی که در قلبم دارم، عشقی که توسط تلخی، خشم، ناامیدی و ناتوانی دفن شده بود، دسترسی پیدا کنم و آن را زندگی کنم.

از نظر من، فرآیند ان وي سي ما را به یک سفر انسانی بسیار شخصی، اما جهانی دعوت می‌کند. در زندگی خودم، ان وي سي به من کمک کرد تا کشف کنم چقدر مشتاق عشق و هماهنگی در خانواده‌ام هستم، ابزارهایی را در اختیارم قرار داد و مرا با قدرت درونی (خودتوانمندسازی) برای ایجاد مشترک آن آشنا کرد. 

در کنار موهبت ملاقات و یادگیری از Marshall B. Rosenberg بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ و احساس عمیق الهام و فداکاری نسبت به شیوه زندگی با صداقت و همدلی، در سال ۲۰۰۶ با رابرت گونزالس، معلم ان وي سي آشنا شدم. تأکید معنوی او بر ان وي سي بلافاصله قلبم را تحت تأثیر قرار داد و طنین عمیقی در من ایجاد کرد. من از فراخوان او برای تعمیق یادگیری‌ام پیروی کردم و سه بار در دوره دو ساله او شرکت کردم (یک بار شرکت کردم، دو بار به عنوان دستیار). او به من آموخت که چگونه عمیقاً با درد خود و دیگران همراه باشم و از ابزارهای قدرتمند و ملموسی ان وي سي ارائه می‌دهد برای تبدیل گره سخت رنج به انرژی زنده و پویای زندگی استفاده کنم. رابرت مرا برای زندگی کامل‌تر و پذیرش درد و رنجم یاری کرد.

سفر من با اخذ گواهینامه سال‌های زیادی طول کشید. وقتی در سال ۲۰۲۰ دوباره آگاهانه‌تر شروع به پیگیری این موضوع کردم، از داشتن یک جامعه پر جنب و جوش از متخصصان/دوستان ان وي سي در اطرافم بسیار خوشحال بودم. غرق شدن در تأملات با هم، بحث در مورد تمایزات کلیدی، بررسی نمونه کارهای یکدیگر، ایجاد پادکست، همکاری و رویدادهای تولد، همه بخشی از سفر رنگارنگ اخذ گواهینامه در جامعه بود. من از سابین گایگر، ارزیاب خود، سپاسگزارم که خلاقیت را تشویق کرد تا مطمئن شوم که این فرآیند زنده و معنادار باقی می‌ماند و متناسب با نیازهای افراد تنظیم می‌شود.

رویای مارشال برای ایجاد جهانی با سیستم‌هایی (آموزش، عدالت، خانواده، کار، اجتماع و غیره) که در آن نیازهای همه موجودات زنده مهم و برآورده شود، عمیقاً با من سخن می‌گوید و من خوشحالم که اکنون رسماً به جامعه مربیان دارای گواهینامه از افراد متعهدی پیوسته‌ام که دوست دارند دست در دست هم برای تحقق این رویا تلاش کنند! مشتاقانه منتظر همکاری‌های پررونق هستم!

از طرف ارزیاب، سابین گایگر

من چند سال پیش برای اولین بار استفانی را در یک موسسه فناوری اطلاعات (IIT) ملاقات کردم و از همان ابتدا عاشق انرژی او شدم. او حضوری درخشان دارد؛ مردم جذب او می‌شوند. من او را به عنوان کسی که در زندگی روزمره و به طور طبیعی آگاهی ان وي سي را تجربه می‌کند، تجربه می‌کنم. بعد از اینکه او کاندیدا شد، مهارت‌های ان وي سي او را نیز کشف کردم. او زیر نظر کلاوس کارستدت آموزش دید و وضوح و ساختار او را در آموزه‌های خود گنجاند، اما او هنگام آموزش ان وي سي نیز بازیگوش است. هر وقت او را ملاقات می‌کنم، ایده‌های جدید و الهام‌بخشی برای آموزش، به اشتراک گذاشتن و زندگی ان وي سي ارائه می‌دهد.

استفانی در Forum Demokratie در دوسلدورف کار می‌کند، یک سازمان غیرانتفاعی که برنامه‌هایی را برای حمایت فعال از مردم در یادگیری بیشتر در مورد دموکراسی زنده و راه‌های سازنده برای مقابله با تعارض ارائه می‌دهد. ان وي سي یکی از ارکان اساسی آنهاست. در این زمینه، استفانی به دایره وسیعی از مردم دسترسی دارد - نه فقط ان وي سي ، بلکه واقعاً آن را زندگی می‌کند. او در حال الگوسازی این است که یک سازمان (یا زندگی) چگونه می‌تواند باشد وقتی که ما آگاهی ان وي سي. همراهی استفانی در سفرش به سوی اخذ گواهینامه افتخار بزرگی بوده است. مشتاقانه منتظرم از الهام و مشارکت او در جامعه مربیانمان لذت ببرم.

از استفانی:

من ۹ سال پیش، وقتی در یک آپارتمان مشترک ۷ نفره زندگی می‌کردم، با ان وي سي آشنا شدم. هم‌خانه‌ام پیشنهاد داد که همه ما خودمان را در ان وي سي آموزش دهیم تا با اختلافاتمان به شیوه‌ای متفاوت برخورد کنیم و همه ما را به هم نزدیک‌تر کند. نمی‌دانستم که این سمینار مقدماتی ان وي سي با کلاوس کارستدت نه تنها آپارتمان مشترکم، بلکه در واقع کل زندگی‌ام را به چنین شکل عمیقی تغییر خواهد داد! من شیفته آن شدم!

ان وي سي برای من نوعی هنر زندگی است. مشارکت من با ان وي سي واقعاً به من آزادی داد - تا خودم باشم و زندگی‌ای را که می‌خواهم زندگی کنم. و ارتباط عمیقی برایم به ارمغان آورد - روابطم با اطرافیانم بسیار بهبود یافت و حس عمیقی از همراهی پیدا کردم. این همچنین چیزی است که در فرآیند صدور گواهینامه‌ام الهام‌بخش‌ترین و پرورش‌دهنده‌ترین یافتم: ملاقات با همراهان بسیار بیشتر. من با افراد دوست‌داشتنی زیادی ملاقات و همکاری کردم. من واقعاً از همه برخوردهای فوق‌العاده و افراد فوق‌العاده‌ای که در مسیرم به طور مداوم از من حمایت و پشتیبانی کردند، سپاسگزارم! یاد گرفتم که قدردان این باشم که چقدر مورد توجه هستم. ارزش بازخوردها را در الهام‌بخشی، قدردانی و تشویق به رشد آموختم، تا جایی که اکنون به آن علاقه‌مند هستم.

من جهانی را تصور می‌کنم که در آن همه واقعاً احساس زنده بودن کنند، با خوشحالی همان کسی باشند که هستند، با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و انسانیت مشترک را در همه ما ببینند و درک کنند. من در زندگی خصوصی‌ام و در کار فعلی‌ام در سازمان مردم‌نهاد آلمانی «Forum Demokratie Düsseldorf»، جایی که ما به طور گسترده ان وي سي و ابزارهای صلح مرتبط را به عموم آموزش می‌دهیم، تا جایی که می‌توانم برای رسیدن به این هدف تلاش می‌کنم. پایان فرآیند صدور گواهینامه، آغاز چیزی جدید است - از آنچه هنوز نمی‌دانم. اما به وضوح می‌توانم ببینم که می‌خواهم انرژی‌ام را صرف ایجاد جامعه و پروژه‌هایی کنم که به ما کمک می‌کنند انسانیت مشترک خود را ببینیم.

از طرف ارزیاب، جیم منسک

سفر ما با هم از پاییز ۲۰۲۰ آغاز شد (آن روزهای ترسناک اوایل همه‌گیری را به یاد دارید؟) تمام کارهای من در زمینه ان وي سي به صورت آنلاین انجام شده بود و من گروه آمریکای شمالی را برای کاندیداها راه‌اندازی کرده بودم. سلیا کمی پس از شروع به کار به آن گروه پیوست. به یاد دارم که او به راحتی با گروه ادغام شد. این گروه یکی از اولین گروه‌های آزمایشی بود که من با کاندیداها ایجاد کردم. این گروه از این نظر منحصر به فرد بود که برخی از اعضا در ان وي سي تازه‌کار بودند، در حالی که برخی دیگر پیشکسوتانی با سال‌ها تجربه بودند. برخی با هدف اخذ گواهینامه آمده بودند، در حالی که برخی دیگر با اهداف دیگری آمده بودند.

سلیا تقریباً هر هفته شروع به راهنمایی کردن جوری کرد. اگرچه من هرگز از آنچه در آن جلسات می‌گذشت، مطلع نبودم، اما اعتماد من به تعهد سلیا برای ادغام ارتباط بدون خشونت با هر جلسه هفتگی بیشتر می‌شد. آنها اکنون به عنوان دوستانی دلسوز به کار خود ادامه می‌دهند. سلیا همچنین در جلسات آنلاین دیگری با من شرکت کرد و من به ویژه از اینکه چگونه رابطه ما در طول مرحله پیش ارزیابی که شامل چندین جلسه عمیقاً مرتبط است، عمیق‌تر شد، لذت بردم. اوج این رابطه برای من گذراندن یک دوره IIT با هم در بالی بود، جایی که فرصتی برای دیدن درخشش سلیا از بسیاری جهات، از جمله ارائه رویداد ارزیابی خود با و برای جامعه آنجا، داشتم. 

من تحت تأثیر توجه و صمیمیتی که با سلیا تجربه کردم، و همچنین مهارت‌های رهبری او قرار گرفتم. سپاسگزارم که او انرژی زندگی‌اش را در خدمت ماموریت و چشم‌انداز مشترکمان به اشتراک خواهد گذاشت. و من عاشق کاوش‌های عمیقی هستم که ما برای کشف برخی از مفاهیم عمیق‌تر ارتباط بدون خشونت انجام می‌دهیم. احساس نمی‌کنم که ما همیشه موافق باشیم، اما ارتباط عمیقی را حس می‌کنم. این دنیایی است که می‌خواهم در آن زندگی کنم!

از سلیا:

سلیا لندمن، دارای مدرک کارشناسی ارشد (مطالعات ذهن آگاهی) عاشق نوشتن، مدیتیشن و یافتن راه‌هایی برای ارتباط مجدد با افراد فلکس با قدرتشان برای انتخاب زندگی‌ای است که می‌خواهند بسازند. در سال ۲۰۱۳، او توسط محترم تیک نات هان به عنوان عضوی از انجمن بودیسم متعهد روستای پلام منصوب شد. او به ویژه از کار با نوجوانان، والدین و کسانی که تحت تأثیر آسیب‌های روحی قرار گرفته‌اند، لذت می‌برد. سلیا آموزش ارتباط بدون خشونت را راهی برای امنیت و صلح در جهان می‌داند.

ان وي سي به او کمک کرده تا ببیند دوست‌داشتنی و مهم است و بزرگترین آرزویش این است که به دیگران کمک کند تا بفهمند همانطور که هستند دوست‌داشتنی هستند. او مادر دو فرزند تقریباً بالغ، نویسنده و خدمتکار دو سگ در لیچفیلد، کانتیکت است.

از ارزیابان، لارنس بروشویلر و لور گالوز

ما از اینکه جوزیان ان وي سي را ابتدا برای خودش یاد گرفت تا زندگی بهتری داشته باشد، قبل از اینکه بخواهد آن را به دیگران منتقل کند، تحسین می‌کنیم. ایمان عمیق او به این فرآیند به او اجازه می‌دهد تا با چالش‌هایی روبرو شود، مانند ابراز همدلی با شرکت‌کننده‌ای که چیزی را بیان می‌کند که با ارزش‌های او در تضاد است.

ما از کنجکاوی زیاد او در مورد دیگران، که او را به همکاری با افرادی از فرهنگ‌های مختلف سوق می‌دهد، قدردانی می‌کنیم. او ارتباط قوی با آفریقا دارد و پیش از این پروژه‌هایی را در چندین سازمان فعال در زمینه بهبود اجتماعی (سازمان‌های مردم‌نهاد، موسسه تحقیقات توسعه، جایی که قبلاً در آن کار می‌کرد) توسعه داده است. او همچنین مایل است از انجمن‌هایی که در محیط زندان فعالیت می‌کنند (مثلاً برای والدین) حمایت کند.

از زبان جوزیان:

من به فرآیند ان وي سي برای بهبود روابطم با خانواده و همکارانم علاقه‌مند شدم. در طول اولین جلسات آموزشی، درک این فرآیند آنقدر شدید بود که به سرعت می‌خواستم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. بنابراین در سال ۲۰۱۸، همزمان با گذراندن دوره دوم در موسسه آموزشی میانجیگری CNV Emergence، به دوره آموزشی صدور گواهینامه زبان فرانسه A-Certif پیوستم تا در زمینه خطرات روانی-اجتماعی در سازمان‌ها تخصص پیدا کنم.

علاقه زیاد من به کشورهای فرانسوی زبان آفریقا باعث شد که در دوره‌های آموزشی در سنگال نیز شرکت کنم و آموزش در بورکینافاسو را برای کارکنان سازمان‌های مردم‌نهاد که در مناطق درگیری مسلحانه کار می‌کنند و در مؤسسه‌ای که من را استخدام کرده و در زمینه تحقیق برای توسعه در کشورهای جنوبی فعالیت می‌کند، آغاز کنم. پس از سه جلسه ارزیابی یادگیری قبلی که در طول شش سال دوره صدور گواهینامه فرانسوی زبان که گذراندم، برگزار شد، A-Certif مرا برای صدور گواهینامه در مارس 2024 به C ان وي سي توصیه کرد.

از طرف ارزیاب، ماریا هچنبرگر

من شش سال پیش در روزهای مشاوره و ارزیابی با دنیل آشنا شدم، او با اختلاف جوان‌ترین کاندیدای گروه بود. حتی در آن زمان، می‌توانستم اشتیاق او را برای برجسته کردن پویایی گروه و اشتیاقش را برای مشارکت در تغییر اجتماعی حس کنم. مهم‌تر از همه، او متعهد به افزایش آگاهی در مورد نابرابری بین زن و مرد است.

دنیل سال‌هاست که عضو شبکه اتریشی ما بوده و همیشه از طریق فعالیت‌های داوطلبانه مختلف از جامعه حمایت کرده است. من او را در انتقال مفهوم ان وي سي بسیار با اعتماد به نفس و خلاق می‌دانم و به عنوان یک مربی نیز به همان اندازه همدل و حاضر به نظر می‌رسد. من همچنین معتقدم که او به عنوان یک نوازنده مشتاق، استعداد الهام بخشیدن به جوانان و معرفی ارتباط بدون خشونت به روشی بسیار طبیعی به آنها را دارد.

از دنیل:

من وقتی ۱۷ سالم بود، ارتباط بدون خشونت کشف کردم. در آن زمان به دنبال پاسخ برای سوالم بودم: چه کمکی می‌توانم به آینده‌ای بکنم که در آن انسان‌ها بیشتر با خودشان، همنوعانشان و با طبیعت در ارتباط باشند؟ چگونه می‌توانم به پایداری و صلح بیشتر کمک کنم؟

دیدگاه‌های مارشال در مورد تغییر اجتماعی و جامعه‌ای که بدون مجازات و پاداش، بر اساس نیاز عمل می‌کند، واقعاً به من الهام بخشید و آتش اشتیاق را در روحم روشن کرد. از آنجایی که تمرکز اصلی من بر تغییر اجتماعی بود، در اوایل بیست سالگی‌ام در سفر کار درونی‌ام، که به کارگاه‌ها و گروه‌های تمرینی ان وي سي دعوت شده بودم، به طور غیرمنتظره‌ای رشد کردم. واقعاً خوشحالم که این سفر را خیلی زود شروع کردم، زیرا از فشار مرد بودن «واقعی» رنج زیادی می‌بردم - رفتن به یک مدرسه فنی با سی همکلاسی پسر. در کنار بار سنگین انتظارات خانواده، باورهای بیش از حدی در مورد اینکه چگونه باید باشم و چگونه نباید عمیقاً در درونم ریشه بدوانم، وجود داشت.

واقعاً نمی‌دانم که آیا می‌توانستم دهه سوم زندگی‌ام را روی زمین، بدون باز کردن صندوقچه گنج ان وي سي ، کار کردن روی سیستم‌های اعتقادی‌ام، ادغام تجربیات دردناک دوران کودکی و تمرین ابراز خود واقعی‌ام با وجود ترس از طرد شدن، به سطح استقلال، اصالت، پذیرش خود و ارتباط نزدیک کنم یا نه. با الهام از داستان مارشال در مورد چگونگی یادگیری گیتار، شروع به نوشتن آهنگ‌های خودم در مورد آموخته‌ها و تجربیات ان وي سي کردم. امروز کنسرت‌های زنده با استفاده از ۷ ساز مختلف اجرا می‌کنم، در مورد ان وي سي ، پایداری و زنده بودن رپ می‌خوانم و می‌خوانم. در سال ۲۰۲۳، ایده‌ای برای کلاس‌های مدرسه ایجاد کردم که ان وي سي را با رپ و بیت باکس ترکیب می‌کند تا با کودکان و نوجوانان در مدارس کار کند.

در کنار تحصیل در رشته انرژی‌های تجدیدپذیر، در موج‌های سفر ان وي سي خود، تصمیم گرفتم یک سال پس از ورود به حرفه‌ام در حوزه فنی انرژی‌های تجدیدپذیر، بیشتر با قلبم کار کنم تا با عقلم. خوشحالم که با شما جشن می‌گیرم که اکنون کاملاً از طریق تدریس ان وي سي و ساخت موسیقی، خودم را تأمین می‌کنم. از تمام حمایت‌ها، تشویق‌ها و برخوردهای زنده‌ای که در جامعه ان وي سي دارم، سپاسگزارم. داشتن گوش‌های همدل برای من کلیدی است، زیرا با تجربه کردن، بهتر یاد می‌گیرم.

از ارزیاب، جینا لاری

سوفی از حدود سال ۲۰۱۶ مشغول مطالعه و تمرین ان وي سي بوده است. او ان وي سي را وارد دنیای کاری خودش کرده است: حرفه حقوقی، جایی که او آموزش و مربیگری ارائه می‌دهد و در حال توسعه شیوه‌های عدالت ترمیمی است. من از روشی که او این را به عنوان یک سهم مهم در تغییر اجتماعی می‌داند، لذت می‌برم، با توجه به اینکه فضای حقوقی بسیار خصمانه است، و ان وي سي دنیای دیگری از ارتباط را به ارمغان می‌آورد.

قضاوت من این است که او شجاع است که این کار را در جایی انجام می‌دهد که می‌توان ان وي سي را «نرم» نامید، و من شور و اشتیاقی را که به او قدرت انجام این کار را می‌دهد، تحسین می‌کنم. علاوه بر این، او اکنون قصد دارد ان وي سي به طور فزاینده‌ای به والدین، به ویژه والدین محلی خود، بیاورد، جایی که بتواند تمام آموخته‌های خود را با فرزندان خودش به اشتراک بگذارد. یکی از نقاط قوت او به عنوان یک مربی، آوردن خود به این نقش و ایجاد امنیت از این طریق است. 

وقتی سوفی در آگوست ۲۰۲۳ برای پیش‌ارزیابی آمد، به این نتیجه رسیدیم که او برای ارزیابی نهایی در سپتامبر آماده نیست. او بعد از این چند مورد را تجربه کرد و من از اینکه چگونه آنها را به اشتراک گذاشت و تغییر داد، لذت بردم. سپس او خودش را وقف کندوکاو عمیق در رشد خود، به ویژه همدلی با خود، کرد و برای من بسیار تأثیرگذار است وقتی که او از ارزشمند بودن این تأخیر برای خودش تجلیل می‌کند. دیدن اینکه او به ارزیابی نهایی رسید و بر اساس ادغام بیشتر ان وي سي در درونش درخشید، لذت‌بخش بود. 

از زبان صوفی:

من اولین بار (به طور خلاصه) در بخشی از آموزش مربیگری‌ام و سپس در آموزش میانجیگری‌ام با ان وي سي آشنا شدم. به نظر می‌رسید ان وي سي مرا فرا می‌خواند و از سال ۲۰۱۶، شروع به غوطه‌ور شدن در آن کردم. ان وي سي زندگی من را تغییر داده است. من فرآیند اخذ گواهینامه را با «من به این عنوان در دنیای حقوق نیاز دارم» (نیاز برآورده نشده به آزادی و انتخاب) شروع کردم. من در برابر نوشتن خاطرات مقاومت می‌کردم (نیاز برآورده نشده به استراحت و سبکی). در عین حال، نیاز به رشد و مهارت داشتن داشتم.

حالا می‌توانم بگویم که فرآیند صدور گواهینامه - و قطعاً ثبت وقایع - زیباترین هدیه‌ای است که توانسته‌ام به خودم بدهم، و واقعاً برخی از نیازهای اساسی - برای من بسیار مهم - مرا برآورده کرد:

  1. رشد: رشد شخصی برای من بسیار مهم است. تنها با کنار هم گذاشتن نمونه کارهایتان و با مرور برخی از رویدادهای مهم چند سال گذشته زندگی‌تان می‌توانید رشد خود را ببینید.
  2. مراقبت از خود: روشی که ارزیاب (جینا لاری)، خوانندگان همکار (دیان وربیت و ایان پیتی) و مربی (ترا بالورز) مرا به سمت ارزیابی هدایت کردند، واقعاً راه را برای مراقبت از خود برایم باز کرد. تصمیم مشترک برای به تعویق انداختن ارزیابی‌ام برای چند ماه، همان «هلۀ آرامی» بود که برای فراهم کردن امکان مراقبت از خود واقعی به آن نیاز داشتم.
  3. حمل کردن و حمل شدن، مراقبت، امنیت عاطفی و تعلق: خودِ ارزیابی. ما کاندیداها برای خودمان «فضایی امن» ایجاد کرده‌ایم که در آن همه این نیازها برآورده می‌شوند.
  4. برابری، مراقبت و اعتماد: خودِ ارزیابی. تجربه‌ی ارزیابی از «قدرت با» واقعاً نیاز من به مراقبت، اشتراک‌گذاری، حمایت و همراهی را برآورده کرد. هیچ کلمه‌ای برای توصیف آنچه برای من بود، ندارم. و داشتن این تجربه، امید به آینده (مثلاً مدارس) را ایجاد می‌کند. چقدر عالی می‌شد اگر فرزندانمان می‌توانستند
از طرف ارزیاب، سیلویا هاسکویتز

مسیر الکه منحصر به فرد بوده است، زیرا من به هر کاندیدا به روش خود اعتماد دارم. او در یک منطقه دورافتاده کانادا زندگی می‌کند، بنابراین شرکت در آموزش حضوری برای او به آسانی نبود. این موضوع مانع از ورود او به یادگیری عمیق و ادغام ان وي سي . من تمایل او برای خلق آنچه می‌خواهد یاد بگیرد را تحسین می‌کنم و از آن الهام می‌گیرم. این همکاری و هم‌آفرینی دلیل تشکیل CALF (کاندیداها/انجمن یادگیری فعال جامعه) است.

وقتی به جامعه‌ی CALF پیوست، غرق در یادگیری و حمایت از بسیاری دیگر در ان وي سي شد. او شروع به نوشتن حلقه‌های خاطره‌نویسی، تمرین KD و جلسات پشتیبانی برای سایر کاندیداها و اعضای جامعه کرد. او همچنین از ایجاد گواهینامه‌ی CALF حمایت کرد. الکه بازی‌ها و ابزارهای یادگیری زیادی را برای منفعت خود و برای منفعت کسانی که با آنها در ان وي سي تبادل نظر می‌کند، ایجاد کرد. او به عنوان راهی برای ادامه‌ی یادگیری خود، در اواخر امسال به سازماندهی مشترک یک گردهمایی حضوری برای نسل اول دانشجویان ان وي سي روی آورده است.

بزرگ کردن چهار فرزند به همراه همسرش قطعاً در یادگیری او برای زندگی در ان وي سي نقش داشته است. من مفتخرم که در این مسیر با الکه همراه شدم و مشتاقانه منتظر پیوستن او به جامعه مربیان و ادامه مشارکتش در جامعه CALF هستم.

از الکه:

در طول زندگی‌ام، برای ارتباط ارزش قائل بوده‌ام. در سن ۱۱ سالگی، به یکی از دوستانم در مورد طلاق‌های خانواده‌ام گفتم و به او گفتم که خواهان روابط پایدارتری هستم. در بزرگسالی، ارزش شفافیت در روابط شخصی و هزینه‌های فقدان آن در برخی از محیط‌های کاری را تجربه کردم. وقتی مدرک حقوقم را گرفتم، به تحلیل سازمانی، تسهیل‌گری و مشاوره عمومی پرداختم و با استفاده از مهارت‌های ارتباطی‌ام به عنوان تسهیل‌گر پروژه و مربی کار کردم. با این حال، وقتی در سال ۲۰۱۵ ان وي سي را کشف کردم، احساس لذت و هیجان کردم.

با ریشه داشتن در توجه متقابل، توانایی پاسخگویی به خود، بیان صادقانه و انتخاب، ان وي سي به نظرم یک انتخاب طبیعی می‌آمد. هر چه بیشتر احساساتم را تصدیق می‌کردم و راه‌هایی برای صحبت در مورد نیازهایم با هدف برقراری ارتباط پیدا می‌کردم، اصیل‌تر زندگی می‌کردم و احساس سرزندگی و شادی بیشتری می‌کردم. آگاهی از نیازهای دیگران، راه را برای راه‌های خلاقانه برای پیشرفت با هم باز می‌کرد. من راه‌های بی‌شماری را دیدم که ان وي سي می‌توانست حمایت‌کننده باشد، از توسعه شخصی و روابط خانوادگی گرفته تا نوآوری در کسب و کار و روابط صلح‌آمیز بین‌المللی. می‌دانستم که می‌خواهم یاد بگیرم و ان وي سي را به اشتراک بگذارم.

مردم من را خوش‌بین و خلاق توصیف کرده‌اند. به عنوان یک مربی، هدف من تسهیل محیط‌های یادگیری سرگرم‌کننده، ایمن و مشارکتی است و از ایجاد ابزارهایی برای زبان‌آموزان و تسهیل‌گران لذت می‌برم. من در حال ساخت «جاده اتصال» هستم، یک بازی قابل چاپ با هدف ترکیب یادگیری و خنده که بازیکنان را دعوت می‌کند تا دیدگاه‌های مختلف را امتحان کنند، به عنوان مثال، و عروسک‌های دو طرفه قابل چاپ با شخصیت‌های جدید و اضافی مانند «باید سمور آبی» («تو باید این کار را انجام دهی»)، استراتاپوس (اختاپوسی که همه کار می‌کند جز همدلی، مانند توصیه، اطمینان خاطر...)، و تنبل ذهن‌آگاهی، مکس لاور، ساخته‌ام.

من از ایجاد جوامع یادگیری با همسالانم برای حمایت از یادگیری‌ام در طول سفر صدور گواهینامه‌ام در CALF، مانند یک گروه روزنامه‌نگاری، گروه خودپذیری، حلقه کاندیدا، لذت برده‌ام. یادگیری با هم یک هدیه بود - و بسیار بزرگتر از آنچه انتظار داشتم؛ من ارتباط عمیق، پذیرش، حمایت و الهام را تجربه کردم. خوشحالم که از دیگر شرکت‌کنندگان شنیدم که این گروه‌ها نیز از سفر آنها حمایت کرده‌اند.

من وظیفه دارم از خانواده‌ها حمایت کنم و علاقه دارم که ان وي سي را به مدارس، سیاستمداران و رسانه‌ها معرفی کنم. چون وقت محدودی دارم، کمی وقت می‌گذارم تا تمرکزم را بررسی کنم. امیدوارم اگر چیزی که به اشتراک گذاشتم برایتان جالب بود یا برایتان جالب بود، با من تماس بگیرید. این هیجان‌انگیز خواهد بود! مشتاقانه منتظرم تا بیشتر با شما آشنا شوم!