پرش به محتوای اصلی

مربیان دارای گواهینامه جدید: آگوست 2024

اوت ۲۰۲۴: در اینجا تعدادی از جدیدترین افرادی که به جامعه مربیان خبره پیوسته‌اند، معرفی می‌شوند. از شما دعوت می‌کنیم با خواندن داستان‌های آنها در زیر، با آنها آشنا شوید. اگر مایل به تماس با آنها هستید، لطفاً از صفحه مربیان آنها دیدن کنید و از فرم تماس در پایین صفحه استفاده کنید. همچنین می‌توانید سابقه مربیان خبره جدید را از نوامبر ۲۰۲۳ مشاهده کنید.


از طرف ارزیاب، راکسی منینگ

تمرکز کیکو بر آوردن ارتباط بدون خشونت به گروه‌های به حاشیه رانده شده است، و بر اهمیت پرداختن به ظلم سیستماتیک و تقویت تغییر اجتماعی تأکید دارد. کار کیکو ژاپن و سایر جوامع را در بر می‌گیرد، جایی که او قصد دارد فضاهای فراگیری ایجاد کند که به صداها و تجربیات متنوع احترام بگذارد. فداکاری او برای ادغام ان وي سي با شیوه‌های معنوی و فرهنگی، تعهد او را به جهانی که در آن همه نیازها مهم هستند، برجسته می‌کند.

تعهد عمیق کیکو به یادگیری و به اشتراک گذاشتن این اثر، او را به ترجمه منابع متعددی، از جمله کاتلین و جرد کتاب «انتخاب»، و برنامه‌های درسی مختلف از مربیان مختلف، برای جامعه ژاپنی سوق داده است تا به دسترسی کسانی که برای این اثر ارزش قائلند اما نمی‌توانند به منابع زبان انگلیسی دسترسی داشته باشند، کمک کند. در اینجا نمونه‌ای از بازخوردی که از مربیان خبره در مورد کیکو دریافت کرده‌ایم، آورده شده است:

«در طول دوره IIT چندین بار پیش آمد که با دیدن نگاهی خاص در چهره‌ام، توجه به وضعیت بدنم یا احساس انرژی خاصی در من، به من نزدیک شدید و احساسات و نیازهایم را با من در میان گذاشتید. به یاد دارم که حدس‌های دلسوزانه شما دقیق، مفید و حمایتی بودند. این حدس‌ها نیازهای دیده شدن، مراقبت و توجه، آگاهی و حمایت و تسلط را برآورده می‌کردند... با مشاهده ارائه شما در مورد یک تمایز کلیدی، واقعاً از استفاده شما از روش‌های مختلف تدریس - نقاشی، شفاهی، حرکات دست و بدن - برای آموزش مفاهیم ان وي سي قدردانی کردم. این روش‌ها نیازهای خلاقیت، یادگیری و مراقبت از شرکت‌کنندگان را برآورده می‌کرد و روش‌های مختلفی را برای دریافت اطلاعات ارائه می‌داد.».

من همچنین واقعاً از ارائه شما خوشم آمد که چگونه در ارائه تمایزات کلیدی (KD) فقط به یک تمایز شخصی یا بین فردی بسنده نکردید، بلکه جنبه‌های تغییر سیستمی/اجتماعی KD را نیز مطرح کردید؛ این نیاز من به آگاهی، اثربخشی، معنا و اجتماع را برآورده کرد... برای من، شما واقعاً آگاهی از ان وي سي را نه تنها در تفکر درست و غلط، بلکه حتی پویایی قدرت بالقوه مرتبط با تسهیل‌گر/مربی بودن، تجسم بخشیدید

از کیکو:

[EN] اولین آگاهی من از سیستم اجتماعی مرا به شدت تحت تأثیر قرار داد. ۸ سالم بود. عکسی در روزنامه دیدم که بچه‌های گرسنه در آفریقا را نشان می‌داد و وحشت کردم. آن شب نیمی از شامم را پس‌انداز کردم. وقتی مادرم به من گفت که این کار هیچ کمکی به آنها نمی‌کند، عمیقاً غمگین شدم و احساس ناتوانی کردم. چند روز بعد، متوجه شدم که والدینم، مدرسه‌ام و اطرافیانم «زندگی عادی» خود را طوری زندگی می‌کنند که انگار هیچ اتفاق فوری‌ای در حال رخ دادن نیست. دوباره شوکه شدم، این بار بیشتر، و حالا هم عمیقاً گیج شده بودم. من در حومه شهر ژاپن به دنیا آمدم و بزرگ شدم و بیشتر وقتم را صرف خواندن کتاب‌هایی می‌کردم که در مورد جهان و کیهان به من یاد می‌دادند و بیرون رفتن از درختان و مشاهده طبیعت، که به من آموخت طبیعت و کیهان چگونه کار می‌کند. 

در دوران راهنمایی، با فمینیسم و ​​نافرمانی مدنی آشنا شدم. از کشف چیزی که با آن همذات‌پنداری می‌کنم، هیجان‌زده بودم. آنها به من قدرت دادند تا از پدرم برای تحصیل در هاوایی پس از دبیرستان و سپس در نهایت در سرزمین اصلی ایالات متحده، یک «بله» بگیرم. این یک گام بزرگ در زندگی من و یک تغییر بزرگ در او بود، زیرا وقتی بزرگ می‌شدم، پیام‌های مکرر او این بود: «زنان احمق هستند.» خفه شو! وقتی من تلویزیون تماشا می‌کنم، اجازه نداری حرف بزنی!» و «زنان به تحصیل نیازی ندارند.»

بعد از چهار سال اقامت در هاوایی و سرزمین اصلی ایالات متحده، برای کار به ژاپن بازگشتم. من هم برای شرکت‌های خصوصی و هم برای سازمان‌های دولتی در زمینه تبلیغات تجاری و سرمایه‌گذاری کار کردم. وقتی متوجه شدم که این زندگی‌ای نیست که آرزویش را داشتم، تصمیم بزرگ دیگری گرفتم و به جزیره بزرگ هاوایی نقل مکان کردم. چیزی که پشت سر گذاشتم، زندگی استخدام شدن برای کار بود. در هاوایی، با معلمانی آشنا شدم که اغلب مایل بودند فرهنگ‌ها، ارزش‌ها و شیوه‌های سنتی خود را که شامل لومیلومی، طب و درمان آنها می‌شد، به اشتراک بگذارند. من همچنین مدتی را در موسسه اسالن در کالیفرنیا گذراندم و در زمینه کار با انرژی و کار با بدن/ماساژ آموزش دیدم. بیش از یک دهه را صرف سازماندهی، کمک و آموزش فرهنگ هاوایی و روش درمانی آن، کار با بدن اسالن، به همراه سبک درمانی خودم کردم.

ان وي سي را به یاد آوردم، زمانی که به دنبال راهی برای رهایی امن خودم و شریک زندگی‌ام از یک رابطه‌ی صمیمانه بودم، رابطه‌ای که بدون دخالت پلیس به خشونت کشیده شد. وقتی آخرین صفحه‌ی کتاب مارشال را تمام کردم، مصمم شدم که نه تنها آن را یاد بگیرم، بلکه یک مربی خبره شوم تا آن را با کسانی که به این ابزارهای قدرتمند تحول درونی، ارتباط عمیق‌تر با دیگران و روش‌های تغییرات سیستماتیک نیاز دارند، به اشتراک بگذارم.

این یک سفر عمیق بوده است. من بیشتر شناختم و به آرامی خودم را پذیرفتم، به خصوص آن بخش‌هایی که نمی‌خواستم در من وجود داشته باشند. در کنار انسان‌های دیگر احساس راحتی بیشتری کردم و شروع به درک این کردم که چه چیزی ممکن است در کسانی باشد که قبلاً از درک آنها دست کشیده بودم یا به دلیل رفتارهای تکان‌دهنده و فراتر از درک من، از دید من پنهان شده بودند. همچنین با افراد زیادی آشنا شدم که مانند خودم نگرانی‌های عمیقی در مورد چگونگی جهان دارند و حاضرند زندگی خود را وقف ایجاد تغییرات اجتماعی کنند. به عبارت دیگر، این سفری برای بازگشت به خانه و به خودم بود.

[JP] 社会システムへの最初の気づきは、とても強烈でした。当時、私は8歳。新聞の広告欄でアフリカの飢えた子供たちの写真を見て、その存在を知りました。驚いたし恐ろしくなりました。食べ.んて。その日の晩御飯の半分をその子供達のために残しておいて、母にそれをアフリカの子供達に送ってくれるようにお願いしました。それは 無理だしべ物を残すことはその子供たちの助けにはならない、と聞いて、とても悲しかったし打ちひしがれました。数日後、別のことに気づきました。父は会社に、母は買い物に、私は学校に、そして、みんな、まるで. 、まるで緊急事態など起こっていないかのように日常が過ぎていること. 。どういうことなんだろう؟ 々を過ごせるんだろう?

私は東京の杉並で生まれ、神戸郊外の緑あふれる環境で育ちました。世界や宇宙のことを教えてくれる本を読むか、外で木に登ったり、自然を観察したりする日々。自然は、自然や宇宙がどうやって動いているかを含めて、たくさんのことを教えてくれました。中学に入り、本を通してフェミニズムと市民不服従というものに出会いました。やっと共鳴できるものが見つかったほっとしたしワクワクもしました.った後に、ハワイの学校に進学することを、渋:にとっても、とても大きなことでしは、小さい頃から、「女はバカだ」「黙れ、お父さんがテレビを見ている時は、喋るな。」「女には教育はいらないと言わこのステップは、私の人生を大きく変えました.

ハワイ、そして米本土で合計4年を過ごし、大学を終えた私は日本に就職のために戻りました。民間、在外公館で貿易や投資促進の仕事を通して、様々な人たちと一緒に仕事をする機会を得ました。「これは私の人生ではない」と気づいた時に、次の大きな決断をしました呼ばれていると感じていた、ハワイで暮らすこと。こ.雇われて働くというライフスタイルから離れることでもありました。ハワイで、たくさんの先生たちに出会い.ワイの伝統文化、価値観、医療であり癒しであるロミロミを含めて様々な実践を学びました。同時に、エサレン研究所に滞在して、エネルギーワークとボディワークのトレーニングも受けました。そこから15年ほど、ハワイ文化とその癒しやボディワークのトレーニングをオーガナイズ、アシスト、通訳などをして先生たちの.という気持ちを支えてきました。またて、ボディメカニクスやボディワークを教え始めました.

「 ان وي سي .密な関係がとても暴力的なものとなり、そこから双方が警察の介入なしに安全に離れることができる方法を探していた時。マーシャルの本を一気に読み、その最後のページを閉るان وي سيを学ぶだけではなく、 認定トレーナーになると決意ができていました。この.容であり、他者との深いつながりであり、ان وي سيを多くの人に伝えたいと願ったから

この認定の道を歩むことは、とても深い旅でした。自分の中にあるとは認めたくなかった色々なものを見つけて、優しく受け入れること。他の人間と一緒にいることがもう少し心地良くなること。そして、なんでそんな行動ができるのか、衝撃だし、皆目見当がつかなかったことから、存在を見ないようにしたい人たちや、理解不能だと諦めていた人たちの中にあることに繋がることで、その人たちを認めることができるようになること。そして、自分と同じようにこの世界への大きな懸念を抱えて生きていて、この社会を変えていくために自分の人生を使うことを願っているたくさんの人たちと出会うこと。そんな景色に彩られた旅でした。そして、別の表現をすると、自分に戻ってくる旅でした.

از طرف ارزیاب، راکسی منینگ

مایک حرفه خود را وقف ایجاد محیط‌های آموزشی بدون خشونت و فراگیر کرده است. مایک با ورود به ارتباط بدون خشونت از تجربه زیسته خود به عنوان معلم کلاس درس و مربی عدم خشونت در کینگیان، اصول ان وي سي و عدالت اجتماعی را برای تقویت رابطه و درک متقابل ادغام می‌کند. کار او فراتر از کلاس درس است و آموزش‌ها را برای مربیان و فعالان تسهیل می‌کند. تعهد مایک به عدم خشونت ریشه در تمایل او به ایجاد فضاهایی دارد که تفکر دوگانه را از بین می‌برند و عشق و درک را ترویج می‌دهند.

کتاب او با عنوان «قلب در مرکز» که تابستان امسال منتشر خواهد شد، به بررسی تلفیق ان وي سي و «عدم خشونت کینگیان» در محیط‌های آموزشی می‌پردازد. مایک مشتاق است که به حمایت از مربیان و دانش‌آموزان در ایجاد محیط‌های یادگیری انسانی و امیدوارکننده ادامه دهد. در اینجا نمونه‌ای از نوع بازخوردی که از مربیان خبره در مورد مایک دریافت کرده‌ایم، آورده شده است:

«من از صراحت و تعهد او به «ماندن» با دیگری و با خودش و بازگشت به شرکت‌کننده با روحیه جامعه‌سازی، کنجکاوی، احترام و عشق، تحت تأثیر قرار گرفتم. همچنین شاهد بوده‌ام که مایک چقدر مشتاقانه از بازخوردها استقبال می‌کند و با گشاده‌رویی به پاسخ‌های مردم پاسخ می‌دهد... مایک همان اشتیاق و «جذب آماده» بازخوردهای مردم را به روشی نشان داد که به نظر من کاملاً بی‌دفاع بود. استقبال او از نظرات مردم، نیازهای من به روشنفکری، مشارکت، کنجکاوی، گرمی و ارتباط را برآورده می‌کند. برای من او مظهر روح ان وي سي است - به نظر می‌رسد که او فضایی برای حقیقت همه ایجاد می‌کند و شرایط را برای اعتماد، احترام و همکاری ایجاد می‌کند - به نظر می‌رسد که او از امکان هم‌آفرینی با جامعه هیجان‌زده است... من از دیدن گواهینامه مایک بسیار هیجان‌زده خواهم شد... من با تمام وجودم معتقدم که آنچه مایک به خانواده‌اش، دانش‌آموزانش، مدرسه‌اش و جهان کمک می‌کند، تغییر ایجاد می‌کند. من از اینکه صدایم را در حمایت از گواهینامه او اضافه می‌کنم، هیجان‌زده‌ام.»

از مایک:

«فراتر از ایده‌های نادرستی و درستی، میدانی وجود دارد. من آنجا تو را ملاقات خواهم کرد.» من اولین بار این نقل قول را که به شاعر رومی نسبت داده شده است، زمانی شنیدم که در اولین دوره آموزشی ان وي سي شرکت کردم. این دوره، دوره فشرده رهبری بدون خشونت برای عدالت اجتماعی بود، یک دوره فشرده یک هفته‌ای که در آن افرادی با پیشینه‌ها و هویت‌های مختلف با درجات مختلفی از تجربه ان وي سي و عدالت اجتماعی گرد هم می‌آمدند و سعی می‌کردند در آن میدانی که مولانا از آن صحبت می‌کرد، با هم ارتباط برقرار کنند.

در لحظاتی که برخی افراد از زمین خارج می‌شدند و در آشنایی با «درست» و «غلط» آرامش موقت می‌یافتند، تیم آموزشی با دقت فراوان به نیازهای همه رسیدگی می‌کرد. من از اینکه چگونه با عشق درخواست کمک می‌کردند، با حضور کامل گوش می‌دادند و از نادیده گرفتن کسی خودداری می‌کردند، عمیقاً الهام گرفتم و تحت تأثیر قرار گرفتم. این همان فضایی بود که قلب من آرزویش را داشت و زندگی من با روابط پایداری که شکل گرفت و آموخته‌هایی که پدیدار شد، برای همیشه تغییر کرد.

در سال‌های پس از شروع به تمرین ان وي سي، به عنوان یک مربی، خود را متعهد به ایجاد فضاهای کلاسی کرده‌ام که مفاهیم درست/غلط، خوب/بد، ما/آنها را از بین ببرد و در عوض، رابطه، نیازها و عشق را در مرکز توجه قرار دهد. من خود را متعهد به ایجاد نوعی محیط یادگیری کرده‌ام که در جوانی که مملو از خودبیزاری و ناامیدی بود، به شدت به آن نیاز داشتم. من خود را متعهد به ترویج و ادغام عدم خشونت در نحوه تدریس، فرزندپروری و زندگی خود کرده‌ام. علاوه بر کارم به عنوان معلم کلاس، آموزش‌هایی را با مربیان همکار، دانش‌آموزان، فعالان تغییر اجتماعی و دیگران که می‌خواهند درک خود را از عدم خشونت، به ویژه در مدارس، عمیق‌تر کنند، تسهیل می‌کنم. در زمانی که مملو از جنگ‌های فرهنگی قطبی، خشونت فراگیر و ناامیدی جمعی است، بسیاری از مربیان مشتاق راه‌هایی برای ایجاد کلاس‌های درس و مدارسی هستند که امید را حفظ می‌کنند، نیازها را در مرکز توجه قرار می‌دهند و رابطه را در آغوش می‌گیرند. من از اینکه در موقعیتی هستم که می‌توانم برخی از آموخته‌ها و مهارت‌هایم را به اشتراک بگذارم، بسیار سپاسگزارم و فروتن هستم. انجام این کار نیازهای خودم را برای همراهی و مشارکت در جهانی دوست‌داشتنی‌تر برآورده می‌کند.

مشتاقانه منتظر ادامه حمایت از معلمان و دانش‌آموزانی هستم که می‌خواهند کلاس‌ها و مدارس انسانی ایجاد کنند، و همچنین هر کسی که می‌خواهد درباره عدم خشونت بیشتر بیاموزد. به عنوان یک مربی معتبر کینگیانِ عدم خشونت، کار من همچنین از سنت مارتین لوتر کینگ جونیور و جنبش حقوق مدنی الهام می‌گیرد و بررسی می‌کند که چگونه می‌توانیم دیدگاه رادیکال دکتر کینگ از جامعه محبوب را در روابط، نهادها و جهان خود پرورش دهیم. اگر معلم یا فردی هستید که با جوانان کار می‌کنید، کتاب من، «قلب در مرکز: راهنمای مربی برای حفظ عشق، امید و جامعه از طریق آموزش عدم خشونت»، به چگونگی ادغام ارتباط بدون خشونت و عدم خشونت کینگیان در فضاهای یادگیری می‌پردازد.

از طرف ارزیاب، راکسی منینگ

رنجی تجربه کمک‌های بشردوستانه خود را به ان وي سي می‌آورد تا مسیری برای پرداختن به ریشه‌های درگیری و حمایت از بهبودی ایجاد کند. او ان وي سي را با مراقبه ویپاسانا، تمرین‌های جسمی و بیان هنری ادغام می‌کند. کار او شامل تمرکز بر تلاش‌های آشتی با جوامع بومی، حمایت از خانواده‌ها در آستانه‌های زندگی و بررسی پویایی قدرت در خانه‌های مشترک است.

سفر رنجی، پتانسیل دگرگون‌کننده‌ی ان وي سي در تقویت وابستگی متقابل و تغییر اجتماعی برجسته می‌کند. او متعهد به تقویت صداهای به حاشیه رانده شده و ایجاد جهانی است که در آن همه مراقبت، تعلق و ارتباط را تجربه می‌کنند. در اینجا نمونه‌ای از نوع بازخوردی که از مربیان خبره در مورد رنجی دریافت کردیم، آورده شده است:

«رنجی به اندازه هر کسی که می‌توانم تصور کنم، به دنبال زندگی آگاهانه با ان وي سي است. از نظر من، او عمیقاً و به طور کامل شیوه‌های تلاش برای گوش دادن با همدلی، حتی زمانی که شنیدن پیام‌ها دشوار است، و ابراز خود با مسئولیت‌پذیری را در خود گنجانده است. من هیچ احساسی از «رنجی-بر- ان وي سي و «رنجی بودن» رنجی را تجربه نمی‌کنم - این روش‌های بودن بسیار عمیقاً با هم ترکیب شده‌اند... در زمینه معلم بودن، رنجی عمیقاً با دانش‌آموزانش هماهنگ است و رفاه آنها را همراه با مرزهای یادگیری و رشدشان پیگیری می‌کند. او در مورد اینکه چه زمانی همدلی احتمالاً بهترین نتیجه را می‌دهد، یا چه زمانی یک فشار ملایم و عاشقانه ممکن است از یادگیری و رشد پشتیبانی کند، دقیق و متفکر است. شرکت‌کنندگان در کلاس‌های من به طور یکسان گزارش می‌دهند که هم احساس مراقبت عمیقی دارند و هم از زمان کار با رنجی آگاه شده‌اند... همانطور که برای هر کسی که او را می‌شناسد واضح است، این فرآیند صدور گواهینامه در نقطه‌ای انجام می‌شود که رنجی در آغاز راه نیست، بلکه در اعماق مسیر خود به عنوان یک رهبر و معلم قرار دارد. امیدوارم که صدور گواهینامه به او بستری بزرگتر برای درخشش نور خود و کمک به دیگران بدهد. من مشتاقم ببینم چه اتفاقی قرار است بیفتد.»

از رنجی:

اسم من رانجانا است، لطفا من را رنجی صدا کنید. من دختر لاکشمی و آریاراتنام هستم که از جزیره سریلانکا به کالیفرنیا، جایی که در آن متولد و بزرگ شدم، آمدم و تحصیلات تکمیلی را گذراندم. سال‌ها در خارج از کشور در زمینه کمک‌های بشردوستانه به افرادی که به دلیل درگیری در بیش از ده کشور در آفریقا، اروپای شرقی و آسیا آواره شده بودند، کار کردم. اکنون، علاوه بر به اشتراک گذاشتن نقاشی ان وي سي، یک نقاش هستم. از زندگی در جزیره ونکوور بسیار سپاسگزارم و احساس خوشبختی می‌کنم، جایی که من و همسرم با «امه» (به زبان تامیل به معنای «مادر») در حالی که سنش بالا می‌رود، خانه‌ای را به اشتراک می‌گذاریم. من ان وي سي از سال ۲۰۰۵ آغاز شد، زمانی که من و شریک زندگی‌ام، دیوید، پس از بیش از یک سال اقامت در غرب آفریقا، جایی که آخرین پست ما به عنوان امدادگر بشردوستانه بود، برگشتیم. ما شوخی می‌کنیم که «امه» در فرودگاه با کتاب مارشال به استقبال ما آمد، اما فکر می‌کنم او اجازه داد اول به خانه‌اش برویم! او گفت که از کتاب خیلی هیجان‌زده است و می‌خواهد ما آن را بخوانیم تا بتواند در مورد آن با ما صحبت کند. 

چند سال بعد بود که من و دیوید عمیقاً به ان وي سي پرداختیم - بیش از یک سال و نیم مرخصی گرفتیم تا در هر کلاس و برنامه ان وي سي که می‌توانستیم پیدا کنیم، شرکت کنیم تا هر چه می‌توانیم یاد بگیریم تا بتوانیم این را به کارمان در خارج از کشور برگردانیم. به عنوان امدادگران بشردوستانه، ما به طور فزاینده‌ای از دنیای کمک‌رسانی ناامید شده بودیم. در حالی که آن کار می‌توانست نجات‌بخش باشد و نیازهای فوری را برطرف کند، به ریشه‌های درگیری‌هایی که شاهد آنها بودیم، نمی‌پرداخت.

وقتی عمیق‌تر به ان وي سي پرداختیم، تجربه کردم که چقدر می‌تواند یک عمل دگرگون‌کننده باشد و دیدم که می‌تواند به ریشه‌های آنچه مردم را به جنگ و در نتیجه به ماندن در اردوگاه‌های پناهندگان سوق می‌دهد، در وهله اول، کمک کند. علاوه بر این، یا به عنوان بخشی از پرداختن به ریشه‌ها، می‌تواند به تقویت منابع درونی افراد و گسترش دسترسی آنها به انتخاب کمک کند. ان وي سي الگویی متفاوت از آنچه در جهان امروز رایج است، هم در مورد چگونگی درک و حفظ قدرت و هم در مورد چگونگی تعامل با کسانی که قدرت ساختاری دارند، ارائه می‌دهد. به علاوه، پتانسیل درمانی آن به تغییر اجتماعی نیز کمک می‌کند، زیرا یک جامعه سالم نیاز به افراد سالم دارد.

علاوه بر این، دهه‌ها پیش تمرین مدیتیشن ویپاسانا را شروع کردم. پس از اینکه در یادگیری ان وي سي عمیق‌تر شدم، متوجه شدم که ان وي سي این امکان را فراهم کرد که آنچه را که در درونم دارم، روی بالش مدیتیشن در تعاملاتم با دیگران قرار دهم، که از این بابت بی‌نهایت سپاسگزارم. برای من ان وي سي ، مانند تمرین مدیتیشنم، یک تمرین حضور است. این به من کمک می‌کند تا با خودم و دیگران به شیوه‌ای عمیق‌تر باشم، روشی که توسط کنجکاوی هدایت می‌شود. این به من کمک می‌کند تا به زندگی فراتر از شرطی‌شدگی‌هایم نزدیک شوم، ارتباطات بین همه موجودات را ببینم و با آنچه هست باشم و همچنین به انتخاب در مورد ایجاد تغییر نیز دسترسی پیدا کنم.

از زمان تکمیل کاوش عمیقمان، از سال ۲۰۰۹ به اشتراک‌گذاری ان وي سي با خانواده‌ها، معلمان، فعالان، مدارس، سازمان‌های خدمات اجتماعی و مشاغل از طریق کارگاه‌ها، خلوت‌گزینی‌ها، میانجیگری و مربیگری ادامه داده‌ام. من رویکردهایی را که در زندگی خودم بسیار شفابخش هستند - ان وي سي ، نقاشی و نویسندگی، تمرینات بدنی و مراقبه ویپاسانا، که هر کدام به لایه‌های مختلفی از وجود ما می‌پردازند - با تجربه‌ام از کار کمک‌های بشردوستانه در برخورد با افرادی که اغلب در دو طرف مخالف جنگ هستند، از جمله مدیریت کارکنان متنوع، همراه با مدارک تحصیلات تکمیلی در برنامه‌ریزی و حمایت از حقوق بشر، گرد هم می‌آورم. من از مردم حمایت می‌کنم تا راه‌هایی برای برقراری ارتباط پیدا کنند که نیازهای همه را با دقت در نظر بگیرد، و من مشتاقم که برای افرادی که می‌خواهند شفا یابند - خودشان، نسل‌های مختلف و جهان - فضا ایجاد کنم.

به عنوان یک زن رنگین‌پوست، تجربیات زندگی‌ام را به هر فضایی که در آن هستم، می‌آورم و تلاش می‌کنم تا اطمینان حاصل کنم صداهایی که در جریان اصلی شنیده نمی‌شوند، فضایی برای شنیده شدن، نگهداری و دریافت شدن داشته باشند. من به این کار در کار و اشتراک‌گذاری ان وي سي خود ادامه خواهم داد، و امیدوارم به آوردن رویکردها و آگاهی از ارتباط دلسوزانه به جوامع و مناطقی که به شدت به آن نیاز است، کمک کنم. می‌خواهم از مردم حمایت کنم تا آگاهانه جهانی را که آرزوی زندگی در آن را داریم، با هم خلق کنند - جهانی که در آن همه دیده و شنیده می‌شوند و مراقبت و تعلق را می‌شناسند و با حس وابستگی متقابل ما با یکدیگر و با جهانی فراتر از انسان زندگی می‌کنند.

می‌خواهم از معلمان پایه‌ام - مادرم، لاکشمی، و در دنیای ان وي سي ، اینبال کاشتان، راکسی منینگ، کتی سایمون و میکی کاشتان - عمیقاً قدردانی کنم. عشق و قدردانی را به شریک زندگی‌ام، دیوید، برای همراهی در این سفر تقدیم می‌کنم - ما تمام دوره‌ها، دوره‌های آموزشی و برنامه‌های یک ساله ان وي سي را با هم گذراندیم (به جز دوره آموزشی زنان در سال ۲۰۰۹!)، و من همچنان از همراهی و حمایت عمیق او در این مسیر بسیار سپاسگزارم!

از طرف ارزیاب، راکسی منینگ

دونا پیشینه خود در زمینه ذهن آگاهی، تجربه‌های جسمی و مربیگری را با هم ترکیب می‌کند تا رویکردی جامع به کار خود بیاورد. او در زمینه‌های مختلفی از جمله محیط‌های شرکتی، ابتکارات عدالت اجتماعی و سازمان‌های مردم‌نهاد بین‌المللی، ان وي سي را به اشتراک گذاشته است. اشتیاق دونا در ایجاد محیط‌های امن از نظر عاطفی است که در آن افراد بتوانند خود واقعی‌شان را به محل کار بیاورند و در تعارضات سالم شرکت کنند. هدف کار او تغییر فرهنگ‌های شرکتی و حمایت از تلاش‌های عدالت اجتماعی با تأکید بر اهمیت احساسات و نیازها در تمام تعاملات است. 

در اینجا مثالی از نوع بازخوردی که از CTها در مورد دونا دریافت کردیم، آورده شده است:

«آوردن ان وي سي به دنیایی که ممکن است تمایل داشته باشد آن را مجموعه‌ای از «مهارت‌های نرم» ببیند یا برای دنیای «واقعی» تجارت یا حقوق یا سایر مکان‌هایی که اغلب فاصله، رقابت و روابط خصمانه غالب است، به اندازه کافی کاربردی نباشد، بسیار چالش‌برانگیز است. داشتن یک ان وي سي که در این نوع فضاها هدایت و رهبری را بر عهده می‌گیرد، مانند دونا، بسیار هیجان‌انگیز است. دونا دقت فکری را به این کار می‌آورد و من فکر می‌کنم به همین دلیل و به دلیل شیوه زندگی‌اش ان وي سي، دونا این ظرفیت را دارد که به مردم کمک کند تا ببینند که اینها فقط مهارت‌های نرم نیستند، بلکه عمیقاً کاربردی هستند؛ اینکه او می‌تواند به آنها نشان دهد که چگونه «آهسته رفتن» برای یک ریتم می‌تواند به آنها کمک کند تا بسیار سریع‌تر، با هم، با عمق ارتباط بیشتر و امکان بیشتر برای همکاری واقعی پیش بروند.»

وقتی دونا در کارگاه‌ها به من کمک می‌کرد، یکی از چیزهایی که عمیقاً از آن قدردانی می‌کردم این بود که چگونه او با شوخ‌طبعی اما اصیل چیزهایی را که هنگام تدریس می‌گفتم به چالش می‌کشید. او مثال‌های نقض می‌آورد یا به تناقضات ظاهری اشاره می‌کرد. احساس من این بود که شرکت‌کنندگان از تبادلات ما، همانطور که من بودم، غنی و سرزنده می‌شدند. توانایی او در به چالش کشیدن به این روش‌ها، یکی از چیزهایی را که من همیشه می‌خواهم هنگام تدریس ان وي سي اشاره کنم، برجسته کرد: اینکه این نوعی ایدئولوژی نیست که باید با ایمان کورکورانه به آن نزدیک شد؛ اینکه جایی برای پرسش‌های زیاد، برای طنز و سرگرمی و حس بازی وجود دارد؛ و اینکه ایده این نیست که یک مشت حقیقت را هضم کنیم، بلکه باید سعی کنیم از موضع گشودگی، کنجکاوی و کشف به آن برسیم. دونا مظهر همه این چیزها است

از دونا:

ارتباط بدون خشونت حدود دو دهه است که بخش جدایی‌ناپذیری از آگاهی من بوده است، که با تلاش برای شنیدن آموزش‌های مارشال در منطقه خلیج سانفرانسیسکو آغاز شد. من در مطالعات فشرده از طریق منطقه خلیج، ارتباط بدون خشونت ، شرکت کردم و در نهایت از چندین برنامه ان وي سي در خلیج حمایت کردم تا به دیگران کمک کنم و تجربه‌ام را عمیق‌تر کنم. من پشتکار داشتم زیرا احساس می‌کردم که هماهنگی عمیقی با آگاهی ان وي سي به عنوان راهبردی برای تجلی ارزش‌هایم در مورد ارتباط، اجتماع، هماهنگی، مهربانی و موهبت دیده شدن، شنیده شدن، درک شدن و مهم بودن برای خودم و دیگران وجود دارد. با یا بدون گواهینامه، من به پیمایش زندگی و روابط با ان وي سي ، «تجربه بدنی» و «ذهن آگاهی» به عنوان پایه‌هایی برای تلاش‌هایم برای حمایت از خودم و دیگران برای درک و ارتباط کامل‌تر ادامه دادم. من این کار را در مطب مشاوره و «شغل روزانه» خود در یک شرکت بیودارویی که در تلاش برای تولید داروهای نجات‌بخش است، انجام دادم. 

وقتی فرصت اخذ گواهینامه با گروهی از رنگین‌پوستان (POC) از طریق مسیر جامعه کاندیدای مربی پیش آمد، آن را به دلیل پتانسیل آن برای کاهش ناملایمات مرسوم و طاقت‌فرسا و تعصبات سیستمی که اغلب برای من به عنوان یک POC در ایالات متحده در برخورد با مؤسسات ایجاد می‌شود، غنیمت شمردم. این یکی از بهترین تصمیماتی بود که گرفته‌ام و منجر به یک سفر صدور گواهینامه غنی و فرصتی برای پیشروی با قدرت ان وي سي دستانی مهربان و چشم‌اندازی برای ساختن آگاهی، درک و هماهنگی بیشتر ان وي سي شد.

 

از طرف ارزیاب، راکسی منینگ

آلیشیا، یک مکزیکی/لاتین تبار نسل اول، زندگی خود را وقف آموزش و مددکاری اجتماعی، حمایت از جوامع لاتین و جمعیت‌های آسیب‌پذیر کرده است. سفر او با ان وي سي مسیری برای بهبودی شخصی و حرفه‌ای بوده است که او را قادر ساخته تا از آسیب‌های گذشته رهایی یابد و تاب‌آوری را تقویت کند. کار آلیشیا شامل حمایت از مربیان دوزبانه، مددکاران اجتماعی، جوامع بومی و سایر گروه‌هایی است که شیوه‌های ان وي سي را به کار می‌گیرند.

تمرکز او بر تلفیق ان وي سي با سنت‌های فرهنگی و استراتژی‌های درمانی جایگزین، به عنوان مشارکتی در بسیاری از گروه‌هایی که مردم را قادر به پذیرش ان وي سي. تعهد آلیشیا به ان وي سي به عنوان یک تمرین معنوی، او را به ایجاد ارتباطات معنادار و ترویج تغییر اجتماعی سوق می‌دهد. در اینجا نمونه‌ای از نوع بازخوردی که از CTها در مورد آلیشیا دریافت کردیم، آورده شده است:

«آلیشیا راحت‌تر از هر کسی که من می‌شناسم، به ابراز همدلی روی می‌آورد. این دقیقاً همان کاری است که او وقتی صحبت‌های شخص دیگری را می‌شنود، انجام می‌دهد. و این از روی ظاهر یا اجبار نیست - فقط نحوه گوش دادن اوست؛ از صمیم قلب، در لحظه، کنجکاو، گشاده‌رو، دلسوز. او همچنین از همان جایگاه همدلی برای شنونده‌اش ابراز وجود می‌کند، حدس می‌زند چه جنبه‌هایی ممکن است شنیدنشان سخت باشد، و ارتباط انسانی را در مرکز توجه قرار می‌دهد.»

آلیشیا بارها در زمینه‌ی جلسات ان وي سي به من کمک کرده است. من عاشق همکاری با او هستم و شرکت‌کنندگان هم عاشق همکاری با او هستند. آنها حضور و گرمای او را فوق‌العاده پرورش‌دهنده می‌دانند و او مهارت‌های ان وي سي را به شیوه‌ای آسان و دوست‌داشتنی الگوسازی می‌کند که باعث می‌شود آنها هم احساس کنند قابل دستیابی هستند و هم عمیقاً مطلوب.»

از زبان آلیشیا:

در سال ۲۰۰۵، سفر من ان وي سي آغاز شد و اشتیاق من برای یافتن راه‌هایی برای حمایت از آگاهی و هوشیاری انتقادی ان وي سي و بررسی استراتژی‌های درمانی جایگزین، در ارتباط با جوامع مختلف در منطقه خلیج سانفرانسیسکو بیشتر شد. در طول دو دهه بعد، در کارگاه‌ها و دوره‌های فشرده مختلفی شرکت کردم که منجر به تجربیات غنی یادگیری در سازمان‌ها و گروه‌های مختلف منطقه‌ای شد، که در درجه اول شامل ارتباط بدون خشونت منطقه خلیج سانفرانسیسکو؛ «مائستریکس»، یک گروه مترقی از مربیان شیکاگویی، و کمک به برنامه غوطه‌وری ان وي سي خلیج سانفرانسیسکو، «نشست‌های صلح زندگی» و «رهبری ارتباط بدون خشونت برای عدالت اجتماعی»، NLSJ، دوره‌های فشرده در آمریکای شمالی و کار در گواتمالا در «ارتباط با زندگی» با تیمی از مربیان که ان وي سي و سایر چارچوب‌ها/شیوه‌های بومی را به اشتراک می‌گذارند، می‌شد.

فرآیند صدور گواهینامه من بیش از دو سال طول کشید و پیوستن به یک گروه متنوع، توانمندساز، غنی‌ساز و پرورش‌دهنده بود، جایی که اعتماد، حمایت و مراقبت از یکدیگر وجود داشت و در عین حال مسائل مربوط به آگاهی ان وي سي و آگاهی انتقادی برای ارج نهادن به کل وجودمان و انسانیت مشترک را در هم می‌آمیزد. من از حمایت و پذیرش، احساس "خانه" در گروه POC (مردم رنگین‌پوست) خود سپاسگزارم، جایی که احساس کردم به خاطر موقعیت اجتماعی و تجربه زیسته‌ام دیده و درک می‌شوم. در پیمایش این سفر برای استقبال بیشتر از دیگران در آنچه با آگاهی ان وي سي امکان‌پذیر است، احساس قدرت کردم.

از طرف ارزیاب، راکسی منینگ

جکسون، یک دیپلمات سیاه‌پوست برزیلی، زندگی خود را وقف مدیریت منازعات از طریق مربیگری و میانجیگری کرده است. اشتیاق او به ان وي سي در اولین دوره آموزشی خود در اسپانیا در سال ۲۰۱۹ شعله‌ور شد و منجر به غرق شدن عمیق او در فرصت‌های یادگیری در سراسر جهان با بسیاری از مربیان دارای گواهینامه شد، سپس به برنامه‌های حمایتی و ارائه کارگاه‌های آموزشی در زادگاهش برزیل و ایالات متحده، جایی که سه سال گذشته در آنجا مستقر بوده است، روی آورد.

کار جکسون شامل آفریقا، آمریکای جنوبی و آمریکای شمالی است و بر کمک به مردم برای تغییر دلسوزانه درگیری‌ها تمرکز دارد. جکسون تابستان امسال به سفارت برزیل در اتیوپی خواهد پیوست، جایی که امیدوار است با مربیان دارای مجوز در آفریقا ارتباط برقرار کند و در عین حال به همکاری با جوامعی که در ایالات متحده و برزیل از آنها حمایت کرده است، ادامه دهد. در اینجا نمونه‌ای از نوع بازخوردی که از CTها و اعضای جامعه در مورد جکسون دریافت کرده‌ایم، آورده شده است:

«حضور او در تیم، از نظر برآورده کردن نیازهای من به حمایت، مراقبت، شادی و اعتماد، فراتر از انتظارات من بود. در طول رویداد، مشاهده کردم که او بسیار درگیر، هماهنگ با نیازهای گروه و در صورت لزوم، در رسیدگی به آنها با اقدامات پیشگیرانه عمل می‌کند. از دیدگاه من، انرژی، مثبت‌اندیشی و رویکرد توجه او به طور قابل توجهی فضای کلی را بهبود بخشید و ارتباطات قوی بین شرکت‌کنندگان را تقویت کرد... من متوجه مشارکت فعال جکسون در بحث‌ها و فعالیت‌ها، تمایل او به کاوش ایده‌های جدید، درک عمیق او از دیدگاه‌های دیگران و مهارت‌های گوش دادن دقیق او شدم. من معتقدم تمرکز و توجه مداوم او نه تنها یادگیری خودش را غنی کرد، بلکه تعاملات و همکاری معنادار با دیگران را در طول رویداد تسهیل کرد.»

«نیازها برای صداقت و اعتماد برآورده شده است... توانایی جکسون برای ماندن در لحظه حال و ابراز همدلی... تجلیل از آگاهی‌های جدید و یادگیری مهارت‌های جدید... همدلی بدون حالت تدافعی... من هیجان‌زده‌ام که کسی با تجربه، مهارت، صداقت و مهربانی جکسون می‌خواهد به جامعه مربیان ان وي سي ما بپیوندد!»

از جکسون:
اولین مواجهه من با ارتباط بدون خشونت در طول یک دوره آموزشی فشرده بین‌المللی در اسپانیا، تأثیری ماندگار بر روح من گذاشت. سادگی آمیخته با عمق آموزه‌های ان وي سي » روح و ذهن مرا مجذوب خود کرده است. از آن تجربه متحول‌کننده، در دوره‌های متعدد ان وي سي که توسط مربیان دارای مجوز، از جمله یک موسسه آموزش بین‌المللی دیگر در کشور خودم، برزیل، برگزار می‌شود، شرکت کرده‌ام.
 
این دوره‌ها نه تنها درک و کاربرد اصول ان وي سي را در من بهبود بخشیده‌اند، بلکه افق‌های احساسی و فکری مرا نیز گسترش داده‌اند. یکی از ارزشمندترین تجربیات، مشارکت من در یک حلقه BIPOC در جامعه TCCP بوده است. این حلقه، تجربه‌ای توانمندساز را فراهم کرد که در آن ما، به عنوان سیاه‌پوست، بومی و رنگین‌پوست، توانستیم اصول ان وي سي را در بستری که با واقعیت‌های منحصر به فرد ما همخوانی داشت، کشف و تجسم کنیم. امتیاز گذراندن وقت با کیفیت با راکسی منینگ، به همراه همکارانم، یکی از ارزشمندترین تجربیات زندگی من است.
از ارزیاب، الکساندرا گولاشفسکا

آدریانا ناروک روان‌درمانگر، روانشناس و میانجی‌گر است. او یکی از بنیانگذاران و مدیر سابق مدرسه ابتدایی خصوصی موزائیکا در بیاویستوک. او کارگاه آموزشی «تماس» راکه در آن کارگاه‌ها و آموزش‌هایی را برای مدارس، مهدکودک‌ها، شرکت‌ها و افراد ترتیب داد. او سال‌ها مربیان دارای مجوز را به بیاویستوک دعوت می‌کرد تا ان وي سي در منطقه خود، به ویژه در زمینه آموزش، گسترش دهد. هدف شخصی او حمایت از مردم در ایجاد روابط خوب با عزیزانشان و کمک به آنها در ایجاد احترام و مسئولیت‌پذیری نسبت به خود و دیگران است. آدریانا دوست دارد ان وي سي را که برای او مفید است، به عنوان الهام‌بخش زندگی دیگران به اشتراک بگذارد.

از زبان آدریانا:

[EN] من ارتباط بدون خشونت . فرآیند اخذ گواهینامه من چندین سال طول کشید و دوران بسیار غنی‌ای بود. این نمونه کارها به من اجازه داد تا جنبه‌های مختلف « ان وي سي. تماس با ارزیاب و حمایتی که از او دریافت کردم، و همچنین حمایت گروهی از مربیان دارای گواهینامه از لهستان در طول این فرآیند، تجربیات ارزشمندی از حضور در یک جامعه بودند.

[PL] Porozumienie bez Przemocy odkryłam dzięki mojemu macierzyństwu. Mój process certyfikacji trwał kilka lat i był to bardzo wzbogacający czas. Portfolio pozwoliło mi na ułożenie w głowie i poddanie pod refleksje różnych aspektów ان وي سي. تماس با ارزیابی از wsparcie jakie od niej dostałam، wsparcie od grupy certyfikowanych trenerek z Polski podczas tego processu były nieocenionym doświadczeniem bycia we wspólnocie.

از طرف ارزیاب، راکسی منینگ

ادموندو، یک چیکانو بومی اهل شرق لس‌آنجلس، میراث فرهنگی و تعهد خود به عدالت را در حرفه خود در ان وي سي . ما خوشحالیم که او ان وي سي پس از دهه‌ها ارائه ان وي سي . ادموندو امیدوار است استراتژی‌های آموزشی را برای به اشتراک گذاشتن ان وي سي با اکثریت جهانی و جوامع قبیله‌ای تدوین کند و به ایجاد دانشی کمک کند که سایر مربیان بتوانند از آن استفاده کنند. در اینجا نمونه‌ای از نوع بازخوردی که از CTها در مورد ادموندو دریافت کردیم، آورده شده است:

«من او را در حال مشارکت و فعالیت شدید در خلق، تفکر، ارائه، سپس تأمل و دریافت بازخورد در مورد بحث‌ها و تمرین‌های مختلف دیدم. این مرد «فعال» است، به این معنی که دیدم خودش را کاملاً در دسترس قرار می‌دهد تا با دیگران در مورد افکار، ایده‌ها و پیشنهاداتش تعامل کند، و همچنین با دقت و توجه عمیق با شرکت‌کنندگان در پیشنهاداتش تعامل داشته باشد، به نشانه‌های ظریف و زبان بدن آنها توجه کند و با همدلی در مورد آن تحقیق کند... من او را در حال دریافت عمیق همدلی تجربه می‌کنم، در واقع اغلب اجازه می‌دهد تا اشکش درآید، و البته همیشه همدلی نشان می‌دهد - در تیم آموزشی ما، با من به عنوان یک دوست، و با شرکت‌کنندگان در کارگاه‌هایش.

همانطور که در بالا اشاره کردم، دیدم که او به نکاتی که ممکن است یک مربی دیگر از آنها صرف نظر کند، توجه می‌کند و قبل از ادامه سخنرانی خود، در مورد آنها کنجکاو می‌شود و از شرکت‌کنندگان در مورد تجربه‌شان سوال می‌کند... در نهایت، من ادموندو را به عنوان یک مربی به خاطر ظرفیتش در مراقبت از روابط و ایجاد پل‌هایی بین تفاوت‌ها - طبقه، نژاد، جنسیت، فرهنگ - به روش‌هایی که عمیقاً به نیازهای من برای دیده شدن، دربرگرفته شدن، مهم بودن حتی با وجود هویت‌های ممتازم کمک کرده است، و بدون از دست دادن تعهدش به ایجاد آگاهی انتقادی از تفاوت‌های قدرت و نابرابری‌های سیستمی و شرطی‌سازی‌های سرکوبگرانه، ارج می‌نهم. ظرفیت او در انجام این کار با افرادی از هر قشری، برای داشتن قلبی باز و نه فقط شاهد بودن، بلکه *تلاش* فعال برای ارتباط با آنها، کاملاً نیازهای من را برای تسلط، وابستگی متقابل، ارتباط و زیبایی برآورده می‌کند!

از ادموندو:

در سال اول دانشگاه بود که سفر موازی و مادام‌العمر خود را در آموزش و عمل با تمرکز بر عدالت اجتماعی و پروژه‌ی بازپس‌گیری جمعی انسانیت کاملمان آغاز کردم؛ این سفر با مطالعه‌ی فوق‌برنامه‌ی چند ماهه‌ام از کتاب «آموزش ستمدیدگان» اثر پائولو فریره آغاز شد. در میان بسیاری از بخش‌های کتاب که مرا تا مغز استخوان و روحم تأیید، استوار و الهام‌بخش کرد، بخش زیر به من کمک کرد تا دنیایی آشفته و پر از درد و درگیریِ غیرقابل درک را درک کنم:

«بنابراین، این وظیفه بزرگ انسانی و تاریخی ستمدیدگان است: رهایی خود و همچنین ستمگرانشان. ستمگرانی که به واسطه قدرت خود ستم، استثمار و تجاوز می‌کنند، نمی‌توانند در این قدرت، قدرتی برای رهایی ستمدیدگان یا خودشان بیابند.»

این چارچوب تحلیلی، سفر مادام‌العمر مرا در به هم بافتن رشته‌های بینش از روانشناسی رشد، فلسفه، آموزش، آموزش رهایی‌بخش، مشاوره و درمان (مانند کتاب «درمان زخم روح» نوشته ادواردو دوران) و آموزش انتقادی به عنوان مبنایی برای سازماندهی جامعه و ایجاد جنبش آغاز کرد. من به این درک رسیدم که برای زیستن کامل «رسالت هستی‌شناختی» خود یعنی «انسان کامل‌تر شدن»، همانطور که فریره بیان کرد، باید تمام ابعاد تجربه انسانی فردی و جمعی خود را بپذیریم - ما باید در دنیای درون فردی/درونی خود، در دنیای بین فردی/رابطه‌ای خود، و در دنیای نهادی/اجتماعی/سیستمی تجربه و تأثیر خود، التیام یافته و رشد کنیم، و بفهمیم که چگونه هر سه این حوزه‌های تجربه انسانی ما کاملاً به هم وابسته هستند.

چیزی که به ویژه در مورد تغییرات اجتماعی در مقیاس بزرگ برای من گیج‌کننده و ناامیدکننده بود، تجربه این بود که چگونه درد و آسیب‌های مردم و الگوهای رفتاری ناشی از آن، گروه‌های مردمی را که برای عدالت اجتماعی سازماندهی می‌کردند، منحرف یا کاملاً از مسیر خود خارج کرد. وقتی تمرکز بیرونی بر اقدام برای تغییر اجتماعی، کار مهم در مورد التیام درونی و تعامل بین فردی با دیگران به روش‌های غیرسمی و پرورش‌دهنده را نادیده گرفت یا تحت الشعاع قرار داد، کار متمرکز بر عدالت اجتماعی پایدار نبود یا به اندازه کاری که به دنبال تغییر آن بود، سمی شد.

در اواسط دهه ۱۹۹۰، هنگام رانندگی به سمت محل کار در اوکلند و گوش دادن به ایستگاه رادیویی محلی پاسیفیکا، صدای مردی را شنیدم که هم در مورد تدریس در مناطق مرکزی شهر دیترویت و هم در مورد رسیدگی به اختلافات دانشجویی در آنجا و همچنین تسهیل میانجیگری در خاورمیانه بین فلسطینی‌ها و یهودیان صحبت می‌کرد. در حالی که داستان‌ها و دیدگاه‌های او برای من منطقی و آموزنده به نظر می‌رسید، چیزی که واقعاً توجه من را جلب کرد، صحبت او در مورد آموزش روشی برای برقراری ارتباط بود که راهی برای تمرین ظرفیت همدلی ما نیز باشد! من دیر به جلسه رسیدم زیرا تا پایان برنامه رادیویی منتظر ماندم تا مطمئن شوم نام و اطلاعات تماس این شخص را دریافت کرده‌ام.

ظرف یک هفته، چند کتاب و مطالب دیگر از Marshall Rosenbergسفارش دادم و خودم شروع به مطالعه کردم و در نهایت از آن به بهترین شکل ممکن در دوره‌های عصرگاهی کارشناسی ارشد آموزش که تدریس هم می‌کردم، استفاده کردم. حتی بدون هیچ آموزشی، صرفاً با آوردن برخی از اصول اصلی ان وي سي به تجربه کلاس درسمان، و تمام تلاشم را کردم تا این ابزارها را در رابطه‌ام با دانش‌آموزان به کار ببرم، کیفیت تجربه ما را متحول کرد، کیفیت ارتباط ما با یکدیگر را عمیق‌تر کرد، و طبق گزارش‌ها، ارتباط معلمان با دانش‌آموزانشان را در کلاس‌های درس خودشان بهبود بخشید.

آشنایی با میکی کاشتان ابتدا از طریق برنامه‌ی «خط ویژه درگیری» در رادیو KPFA و سپس آشنایی با اینبال کاستان و بسیاری از مربیان و دستیاران دیگر، حمایت و راهنمایی میکی فرصت‌هایی را برای شرکت در برنامه‌ی فشرده‌ی یک ساله «رهبری خلیج ان وي سي و سپس بسیاری از فرصت‌های آموزشی، دستیاری، آموزش مشترک و تدریس مستقل و مشارکتی دیگر در طول ۲۰ سال آینده فراهم کرد. تجربه‌ی من با گروه گواهینامه‌ی «همه‌ی ما که هستیم» (AllWWA) به راهنمایی راکسی منینگ، یکی دیگر از تجربیات مشارکتی قدرتمندی بوده است که بالاترین اصول و شیوه‌های « ان وي سي.

از طرف ارزیاب، تو ویدستراند

یسنا در بخش آموزش مشغول به کار است و در حال حاضر هدفش به اشتراک گذاشتن ان وي سي در این زمینه برای کمک به تغییر اجتماعی است. او با جامعه ان وي سي در اسلوونی همکاری می‌کند و همچنین علاقه‌مند به ارائه آموزش در ایتالیا است که از نظر جغرافیایی بسیار نزدیک است. یسنا دانش کاملی از ان وي سي و حضور قوی دارد. من آرزو می‌کنم که او به تدریج «قدم بردارد» و از مهارت‌ها و آگاهی‌های خود دفاع کند. فکر می‌کنم این امر از تلاش‌های او برای کمک به تغییر اجتماعی پشتیبانی خواهد کرد.

از جسنا:

من اولین بار ان وي سي . چیزی که در آن زمان بیش از همه مرا جذب کرد، نحوه‌ی ابراز وجود بدون ارزیابی‌ها و خواسته‌ها بود. متوجه شدم وقتی مردم با من به این روش صحبت می‌کنند، می‌توانم به راحتی گشودگی و کنجکاوی خود را حفظ کنم و با کرامت و آگاهی از آزادی انتخاب خود در ارتباط بمانم. به یاد دارم که هنگام خواندن کتاب مارشال، «ارتباط بدون خشونت، زبان زندگی»، اغلب با این فکر که بالاخره یک ابزار ارتباطی پیدا کرده‌ام که از من در ارتباط ماندن با خودم در لحظه حمایت می‌کند و به من اجازه می‌دهد آنچه را که به عنوان حقیقت تجربه می‌کنم بدون «کشاندن» شخص دیگر به داستانم بیان کنم، اشک از چشمانم جاری می‌شد. این به من حس قوی آزادی می‌داد.

از همان اولین کارگاه، تمایل داشتم زبان ان وي سي را با همکارانم در مدرسه به اشتراک بگذارم. در سال ۲۰۲۱، برخی از همکارانم تمایل خود را برای یادگیری ان وي سي ابراز کردند و بدین ترتیب سفر من به عنوان یک مربی آغاز شد. تصمیم گرفتم برای دریافت گواهینامه اقدام کنم زیرا می‌خواستم در مورد نقاط کور بالقوه و حوزه‌هایی که هنوز می‌توانستم به عنوان یک مربی پیشرفت کنم، بازخورد بگیرم. خوشحالم که تاو درخواست من را برای حمایت از من به عنوان یک ارزیاب پذیرفت. فرآیند صدور گواهینامه به تعمیق درک من از مفاهیم ان وي سي کمک کرد و یاد گرفتم که چگونه نقاط قوت یادگیری خود را تشخیص دهم. این امر در ایجاد یک ماژول خودارزیابی از من حمایت کرد و به تعمیق حس تعلق من به جامعه ان وي سي کمک کرد.

از طرف ارزیاب، ماریا هچنبرگر

[EN] باربل از سال ۲۰۱۵ عضو شبکه ما بوده و من بارها و بارها او را در جامعه‌مان ملاقات کرده‌ام. سفر مشترک ما برای اخذ گواهینامه از سه سال پیش آغاز شد. برای من، این سفری از تلاش، رقابت و رشد و یادگیری با هم بود. من از ثبات قدمی که گام به گام با آن پیش رفته‌ایم، بسیار خوشحالم. من از دیدگاه دقیق باربل نسبت به مسائل و نحوه بررسی دقیق روش‌ها و نظریه‌ها توسط او، نه تنها در ذهن هوشیارش، بلکه در قلبش، قدردانی می‌کنم. او از حرفه‌های پایه خود، مهارت‌هایی در رهبری افراد و گروه‌ها به ارمغان می‌آورد که همراه با همدلی و دیدگاه محبت‌آمیزش نسبت به مردم، ترکیبی عالی برای من تشکیل می‌دهد.

چندین سال است که فعالیت‌های ان وي سي باربل در شرق تیرول منجر به توسعه یک شبکه ان وي سي در این بخش نسبتاً دورافتاده از کشور ما شده است. ما از غنایی که جوامع می‌توانند در اینجا تجربه کنند خوشحالیم. باربل عزیز، خیلی خوب است که اکنون شما بخشی از شبکه بین‌المللی ما هستید.

[DE] Mein Weg mit der GFK hat bei meinem Studium vor 13 Jahren begonnen. Ich habe sofort Feuer gefangen und gespürt، dieser Ansatz ist wichtig für mich. Meiner inneren Stimme folgend، habe ich erst Marshall Rosenbergs Buch gelesen und bald anschließend mit der Ausbildung begonnen. Es hat mich besonders fasziniert, dass ich die theoretischen Inhalte sofort schrittweise in mein Leben und Arbeiten umsetzen konnte. Der Unterschied zu meinem bisherigen Denken، Sprechen und Handeln war von Anfang an، wohltuend spürbar. Vor allem die langsame Veränderung meiner inneren Zwiegespräche, hin zu einem liebevolleren Umgang mit mir selber, hat große Erleichterung und Entspannung in mein Leben gebracht.

«من را زیبا ببین…» war, im wahrsten Sinne des Wortes ein bahnbrechender Prozess, der mir viele neue Türen geöffnet hat. Die Essenz der GFK mehr und mehr in mein Leben zu integrieren und von dort in die Welt hinauszubringen, sehe ich als einen wunderschönen Weg, den ich, mit all meinen GefährtInnen weitergehen werde. Die C ان وي سي -Zertifizierung ist ein wichtiger Meilenstein auf diesem Pfad, der mich bereichert und mit Freude und Dankbarkeit erfüllt. ایچ هوفه، پس از آن گذشت… bärbl

از باربل:

[EN] مشتاق و مجذوب Marshall B. Rosenbergهستم، که از همان لحظه اول، ۲۰ سال پیش، حقیقت و خرد عمیقی را در قلبم آشکار کرد ان وي سي . این مسیر با سال‌های فشرده یادگیری نظری و عملی، تحقیق بی‌قید و شرط و آزمایش دنبال شد. در جریان فعالیت‌های حرفه‌ای مختلف، توانستم از ان وي سي نه تنها در زندگی خصوصی‌ام، بلکه در کار مشاوره‌ام به عنوان مربی، سرپرست و آموزش والدین نیز استفاده کنم.

در سال ۲۰۱۴، من شروع به پیاده‌سازی ان وي سي در شرکتم با ۴۰ کارمند و انتقال ان وي سي در دوره‌ها و سمینارها کردم. با الهام از بینش‌های عمیق و تجربیات شخصی که در نتیجه آن امکان‌پذیر شد، به طور فزاینده‌ای اشتیاق بیشتری برای خودم بودن و لمس کردن دیگران و غنی‌سازی زندگی آنها با منحصر به فرد بودن ارزشمند وجودم احساس کردم. کل مسیر اخذ گواهینامه من نیز با این ایده شکل گرفت: یادگیری اینکه خودم، مردم و جهان را به طور کلی «زیبا» ببینم. به طور بسیار ویژه‌ای، به عنوان یک کاندیدا، از قرار گرفتن در حلقه‌ای از افراد «همفکر» و داشتن همراهان خیرخواهی در اطرافم که مرا تشویق و حمایت می‌کردند، لذت می‌بردم.

این عمیقاً مرا ارضا می‌کند که بارها و بارها تجربه کنم که چگونه معجزه زندگی می‌تواند در برخورد صمیمانه بین دو نفر به طور کامل آشکار شود و چگونه شفا و آرامش واقعی می‌تواند اتفاق بیفتد. من با شادی و سپاسگزاری به مسیر فشرده اخذ گواهینامه نگاه می‌کنم و در عین حال، مشتاقانه منتظرم که از چشم‌اندازهای جدید بسیاری که دوباره به روی من باز می‌شوند، شگفت‌زده شوم.

[DE] Begeistert und fasziniert vom Ansatz Marshall B. Rosenbergs, der vom ersten Augenblick an, eine tiefe Wahrheit und Weisheit in meinem Herzen angesprochen hat, habe ich meinen GFK-Weg vor zwanzig Jahren begonne. Es folgten فشرده Jahre des theoretischen und praktischen Lernens، des bedingungslosen Forschens und Ausprobierens. Im Zuge unterschiedlicher beruflicher Tätigkeiten konnte ich die GFK nicht nur im privaten Bereich nutzen, sondern auch in meine Beratungstätigkeit als Coach, Supervisorin und in die Elternbildung einfließen lassen.

2014 habe ich begonnen die GFK auch in meinem Betrieb mit 40 MitarbeiterInnen zu implementieren und GFK in Kursen und Seminaren weiterzugeben. Beseelt von den tiefgreifenden Erkenntnissen und persönlichen Erfahrungen، die dadurch möglich wurden، wuchs in mir zunehmend die Sehnsucht، noch mehr ICH SELBST zu sein und mit der kostbaren Einzigartigrenhmenshens, me deren Leben zu bereichern. Von diesem Gedanken war auch mein ganzer Zertifizierungsweg geprägt. Zu lernen، mich selber، die Menschen und die Welt im allgemeinen "BEAUTIFUL" zu sehen. Auf ganz besondere Weise habe ich es als Kandidatin genossen، eingebettet zu sein im Kreise „Gleichgesinnter“ و wohlwollende Gefährtinnen um mich zu haben، die mich fördern und unterstützen.

Es erfüllt mich zutiefst immer wieder zu erleben، wie sich in der intimen Begegnung zweier Menschen das Wunder des Lebens voll entfalten kann، und echte Heilung und Frieden geschehen können. Auf den intensiven Weg der Zertifizierung schaue ich mit Freude und Dankbarkeit zurück und blicke gleichzeitig staunend nach vorne, auf die vielen neuen Perspektiven, die sich mir wieder eröffnen.