پرش به محتوای اصلی

مربیان جدید دارای گواهینامه: آوریل 2024

آوریل ۲۰۲۴: در اینجا تعدادی از جدیدترین افرادی که به جامعه مربیان خبره پیوسته‌اند، معرفی می‌شوند. از شما دعوت می‌کنیم با خواندن داستان‌های آنها در زیر، با آنها آشنا شوید. اگر مایل به تماس با آنها هستید، لطفاً از صفحه مربیان آنها دیدن کنید و از فرم تماس در پایین صفحه استفاده کنید. همچنین می‌توانید سابقه مربیان خبره جدید را از نوامبر ۲۰۲۳ مشاهده کنید.

لطفاً لحظه‌ای وقت بگذارید و ویدیوی زیر را که توسط مربیان تازه تأیید شده از ترکیه تهیه شده است، تماشا کنید. در این ویدیو، آنها سخاوتمندانه بینش‌ها، آموخته‌ها، جشن‌ها و سوگواری‌های خود را در مورد فرآیند صدور گواهینامه به اشتراک می‌گذارند.


از ارزیاب، Vivet Alevi

با کمال میل نادیا را برای تبدیل شدن به یک مربی دارای گواهینامه توصیه می‌کنم. من عمیقاً تحت تأثیر توانایی نادیا در حفظ ان وي سي عبور از موقعیت‌های دشوار بدون قضاوت یا سرزنش قرار گرفته‌ام، بلکه تأمل و پردازش صادقانه او از دنیای درونی‌اش، قابل اعتماد بودن و تعهدش، و حضورش برای ایجاد اعتماد، الهام‌بخش من است.

نادیا ان وي سي را در یکی از چالش‌برانگیزترین موقعیت‌ها تجربه می‌کند. او با کنار آمدن با مسلمان و فلسطینی بودن در جامعه اسرائیل، به عنوان رهبری ظاهر می‌شود که کاملاً بدون خشونت و صلح‌طلبانه زندگی می‌کند. او تغییر اجتماعی را انتخاب کرد و من این برداشت را داشتم که از آزادی انتخابی که به دست آورده، لذت می‌برد.

او با ارزش‌های اسلام، به عنوان راهی برای صلح و گفته‌های مادرش مانند «دین از آن خداست و وطن از آن همه»، «خشونت فقط خشونت می‌آورد»، «اگر می‌خواهی عشق دریافت کنی، عشق بده»، «منابع را با عشق به اشتراک بگذار»، «اگر گندم می‌خواهی، گوجه فرنگی نکار» بزرگ شد. میراث مادرش او را به کاشتن بذرهای عدم خشونت الهام بخشید. او از طریق تجربه چندفرهنگی خود، خود را در حال ایجاد پل‌هایی بین فرهنگ‌ها می‌بیند. به دلیل فاصله جغرافیایی، او مسئولیت کامل فرآیند صدور گواهینامه خود را بر عهده گرفت که من بسیار از آن قدردانی می‌کنم.

از نادیا:

سفر من در سال ۲۰۱۴ در اسرائیل/فلسطین، در دورانی چالش‌برانگیز از زندگی‌ام به عنوان مادری که در دوران جنگ از امنیت فرزندانش مراقبت می‌کند و به عنوان زنی با هویت پیچیده در کشوری با درگیری‌های مداوم، آغاز شد. در سال ۲۰۱۶، من به عنوان ان وي سي در ترکیه با ارزیاب، Vivet Alevi.

او با وجود ارتباط ضعیف به دلیل فاصله جغرافیایی، با ملایمت، صبر فراوان، شمول و درک متقابل مرا همراهی کرد. در سال ۲۰۲۴، ارزیابی نهایی را با جامعه ترک انجام دادم که بارها و بارها با گرمی و عشق مرا در آغوش گرفت. این یک فرآیند تحول شخصی و اجتماعی است، آرزوی حضور ابزارها، جهان را از نو شکل می‌دهد تا دلپذیرتر، همدلانه‌تر و منسجم‌تر از جایگاه آرزو باشد.

از ارزیاب، Vivet Alevi

آشنا شد. ارتباط بدون خشونت از آن زمان تاکنون در بیش از 80 دوره آموزشی با بیش از 20 مربی شرکت کرده است. She has been sharing ارتباط بدون خشونت and lead Groups since 2017. She is passionate about languages ​​in general and specially about the ارتباط بدون خشونت language in Turkish. بنابراین، او در حال ترجمه ارتباط بدون خشونت و حمایت از مربیان در هنگام ارائه کارگاه های آموزشی در ترکیه است.

او همچنین نقش فعالی در ارتباط بدون خشونت با هدف گسترش آگاهی از عدم خشونت ایفا می‌کند. من از تعهد گیزم به هدف ان وي سي به عنوان یادآوری پرشور چیزی اساسی برای بشریت، تحت تأثیر قرار گرفته‌ام. آرزوی گیزم محافظت و همراهی با عشق واقعی و پر جنب و جوش کودکان به زندگی است. 

به همین دلیل، او مشتاق است تا غنایی را که ارتباط بدون خشونت » برای زندگی‌اش به ارمغان آورده است، با جوامع مختلف جامعه، به ویژه بزرگسالانی که از کودکان مراقبت می‌کنند، به اشتراک بگذارد. او کارگاه‌هایی را برای والدین و معلمان تحت عنوان «خانواده‌های دلسوز» که خود ایجاد کرده است، ارائه می‌دهد. من تمرکز روشن او را به عنوان هدیه‌ای برای یادگیری و رشد در جامعه جشن می‌گیرم.

از گیزم:

من یادگیری ارتباط بدون خشونت در سال ۲۰۱۵ شروع کردم، پس از آنکه همکارم در محل کارم، دنیز اسپاتار، کتاب «در دنیایی از درگیری، از صلح صحبت کنید» را به من قرض داد. وقتی در کارگاه مقدماتی Vivet Alevi، ندای واضحی در درونم شنیدم که باید این «شیوه زندگی» را یاد بگیرم و آن را با افرادی که از کودکان مراقبت می‌کنند به اشتراک بگذارم. از کارم استعفا دادم، خودم را وقف یادگیری ان وي سيبا همان شور و شوق، جودی بلیل ساروهان دستم را گرفت و ما شروع به ارائه کارگاه‌های آموزشی به والدین و معلمان کردیم. ما هنوز هم با خوشحالی با هم کار می‌کنیم.

در طول این سال‌ها، هدف روشنی را بیان کردم که آن را «فرزندپروری برای تغییر اجتماعی» تعریف کردم -- «می‌خواهم از بزرگسالانی که از کودکان با مهارت‌های ان وي سي مراقبت می‌کنند، حمایت کنم تا بتوانند ذات خود را به یاد بیاورند، خود را از الگوهایی که آنها را از طبیعت دلسوزشان جدا می‌کند، رها کنند، با کودکان و خودشان از صمیم قلب ارتباط برقرار کنند و بدین ترتیب زبان خشونتی را که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود، به یک زبان و شیوه زندگی صلح‌آمیز تبدیل کنند.»

در طول دوره IIT در ترکیه در سال ۲۰۱۶، من مجذوب تنوع مربیان از فرهنگ‌ها و سبک‌های تدریس مختلف شدم. با تمایل به گسترش افق دید خود در کار با معلمان، با گابریل گرانت، یک مربی دارای گواهینامه از اتریش، تماس گرفتم. از آنجایی که در اتریش تحصیل کرده بودم، از ارتباط با او و دریافت پشتیبانی مربیگری او لذت بردم. در سال ۲۰۱۸، با اشتیاقم برای حضور در شبکه بین‌المللی ان وي سي وارد فرآیند صدور گواهینامه شدم دبورا بلامی. به دلیل همه‌گیری و اثرات بحران اقتصادی، ارتباط من با شبکه بین‌المللی به صورت آنلاین ادامه یافت. با تصمیم دبورا برای بازنشستگی در پایان سال ۲۰۲۱، من به عنوان ارزیاب خود به Vivet "منتقل" شدم.

من از ادامه و تکمیل فرآیند صدور گواهینامه با ویوت و جامعه ترک زبان، جشن می‌گیرم. به یاد دارم که گابریل و دبورا به من گفتند که می‌خواهند فرآیند صدور گواهینامه را به عنوان یک "فرآیند اجتماعی" زندگی کنند و ارتباط با جامعه خود را مهم می‌دانند. من مسیر صدور گواهینامه‌ام را با ۴ همکار ترک دیگر طی کردم و زیبایی متعهد بودن به زندگی با آگاهی ان وي سي را در فراز و نشیب‌ها، درگیری‌ها و راه‌حل‌ها، عزاداری‌ها و جشن‌ها در تار و پود خود تجربه کردم.

امروز، در پایان این فرآیند، من تجربه می‌کنم که چقدر ارتباط و همبستگی با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم، در حالی که در یک حلقه بازخورد محکم با همراهان و ارزیابم هستم، می‌تواند مغذی، توانمندساز و حمایت‌کننده باشد. من فرآیند صدور گواهینامه را به عنوان یک خلوتگاه درونی در زندگی روزمره با پشتیبانی عظیم و IMAD را به عنوان یک مراسم تشرف و جشن زندگی می‌دانم.

از ارزیابان، Vivet Alevi

بیلگه در سال ۲۰۱۴ با ارتباط بدون خشونت آشنا شد. پس از آشنایی با ارتباط بدون خشونت ، یعنی ارتباط مجدد با احساسات و نیازها، داروی ضد افسردگی خود را که ۱۶ سال مصرف می‌کرد، ترک کرد و به کاوش در احساسات خود، از جمله درد، پرداخت.

او سال‌های زیادی با گروه‌های محروم در حوزه مدنی کار کرد. او فکر می‌کند که تغییر اجتماعی و صلح در جهان تنها با آرامش درونی فرد امکان‌پذیر است؛ بنابراین، به اشتراک گذاشتن ان وي سي را که خود را متحول می‌کند با دیگران ارزشمند می‌داند. در ژوئن ۲۰۲۳، او موقعیت خود را در بنیاد فلج مغزی ترکیه ترک کرد تا زندگی جدید خود را در حومه چاناک‌قلعه آغاز کند.

او با تشکیل «دوزی از همدلی»، کارگاه‌های آگاهی‌بخشی را برای گروه‌ها ارائه می‌دهد و جلسات همدلی فردی برگزار می‌کند. بیلگه تشکیل «معلم آموزش والدورف» را دارد. او همچنین یک تسهیل‌گر منظومه خانوادگی است. اشتیاق او همچنین کار با جوامع کوچکی است که برای یک هدف مشترک گرد هم می‌آیند. همانطور که او به این اهداف اهمیت می‌دهد، از این نوع جوامع برای ماهرتر شدن در ارتباطاتشان حمایت می‌کند..

از بیلگه:

آشنایی من با ارتباط بدون خشونت سال ۲۰۱۴ آغاز شد، زمانی که یک دوره آموزشی دو روزه از ارزیابم، ویوت، دریافت کردم. از آن زمان، ارتباط بدون خشونت در مرکز زندگی من قرار گرفته است. به یاد دارم که آنقدر تحت تأثیر آنچه شنیده بودم قرار گرفتم که از ویوت پرسیدم برای ادامه دادن به مدت یک سال چه کاری باید انجام دهم، بدون اینکه حتی به شرایط نگاه کنم و به سادگی گفتم: «لطفاً من را ثبت نام کنید.» از

در ابتدا، من کاملاً روی خودم کار کردم و یک سال را صرفاً به احساس احساساتم اختصاص دادم. در طول آن سال، تنها سوالی که از خودم در مورد آنچه اتفاق می‌افتاد پرسیدم این بود: «الان چه احساسی داری؟» با توجه به سابقه خانوادگی‌ام در مراقبت و مراقبت از دیگران، توسعه آگاهی از احساسات و نیازها زمان برد. همانطور که در درون روی خودم کار می‌کردم و آگاهی‌ام از نیازها افزایش می‌یافت، تمایل شدیدی به اشتراک‌گذاری نیز احساس می‌کردم و از سال ۲۰۱۶، شروع به اشتراک‌گذاری در محافل مختلف، گاهی به تنهایی و گاهی با همراهانم، کرده‌ام. ضمن دریافت آموزش از دوستان مربی‌ام در کشورم و مربیان خارجی، من نیز به اشتراک می‌گذاشتم.

من عمدتاً ارتباط بدون خشونت با خانواده و اطرافیانم تمرین کرده‌ام، اما از آن در زندگی حرفه‌ای‌ام نیز استفاده کرده‌ام. در حالی که در یک سازمان جامعه مدنی کار می‌کردم، به دریافت و ارائه آموزش در عصرها و آخر هفته‌ها ادامه دادم. فرآیند صدور گواهینامه خود را در سال ۲۰۱۹ آغاز کردم. با این حال، به دلیل شدت کار و زندگی شهری، تنها در سال ۲۰۲۳ توانستم برای فرآیند صدور گواهینامه خود وقت بگذارم. با تصمیم به دور شدن از شهر و اقامت در یک روستا، ارتباط بدون خشونت به شغل اصلی من و همچنین خانواده‌ام تبدیل شد.

در طول فرآیند صدور گواهینامه، علاوه بر ارزیاب عزیزم، این فرصت را داشتم که با پنج نفری که بیشترین احساس قدرت را از آنها داشتم، آماده شوم. شروع این سفر با افرادی که خودم انتخابشان نکرده بودم، ایجاد یک رابطه مبتنی بر اعتماد بین ما در عین تلاش برای زندگی بر اساس اصول ارتباط بدون خشونت برای من تلاش و زمان زیادی برد. در کنار حمایت مربیانم در بین همسالانم در فرآیند صدور گواهینامه، حمایت همراهم ارتباط بدون خشونت یک حمایت جدایی‌ناپذیر برای من بوده است.

[TR] Shiddetsiz İletişim'le tanışmam 2014 yılında, asesörüm Vivet'ten 2 günlük eğitim almamla başladı. ای گوندن سونرا شیددتسیز ایلتیشیم hayatımın مرکزینده اولدو. Hatırlıyorum, duyduklarımdan o kadar etkilenmiştim ki Vivet'e yıllık devam etmek için ne yapmalıyım diye sormuş ve şartlarına bakmadan "beni kaydet lütfen" demiştim…

Başlarda tamamen kendi üzerimde çalıştım، bir yılımı sadece duygularımı hissetmek üzere ayırdım، o bir yıl boyunca olan bitene karşı kendime sorduğum tek soru "şu an ne hissediyorsun?" قدیمی ائله هیکایمدن دولائی باکیم ورمی، خوبکالارینی گؤزتمه بیلن بیر کیشی اولارک دویغو و احتیاچ فارکیندالیگی ژلیشتیرم زمان آلدی. Kendimle içsel olarak çalışırken, ihtiyaç farkındalığım artarken öte yandan da paylaşmaya dair büyük bir istek duydum ve 2016'dan itibaren de çeşitli çemberlerde bazen tek başıma bazen de yol arkadalaşlarıma. بیر یاندان ولکمدکی ایغیتمن آرکاداشلاریمدان و یابانجی ایغیتمنلردن اغیتیملر آلیور، بیر یاندان دا پایلاشییوردوم.

Şiddetsiz İletişim'i en çok ailemle, yakın çevremle yaşamaya çalışmakla birlikte حرفه ای iş hayatımda kullandım. بیر یاندان سیویل توپلوم کورولوشوندا چالیشیرکن اوته یاندان آکشاملاری و هفتا سونلاری اغیتیملر آلمایا و سونمایا دوام اتیم. 2019 yılında sertifika sürecimi başlattım. İş ve şehir hayatı yoğunluğu ile sertifika sürecime ayırmak istediğim zamanı ancak 2023 yılında ayırabildim. شهیردن اوزاکلاشیپ بیر کویه یرلسمه کاراری ایله بیرلیکته شیددتسیز ایلتیشیم بنیم ایچین آئیله دیزیمی ایله بیرلیکته آنا ایشیم هالین گلدی.

Sertifika sürecimde sevgili asesörümün yanı sıra en beslendiğim 5 kişi olarak birlikte hazırlanmamız oldu. Seçmediğim insanlarla yola çıkmak, Şiddetsiz İletişim prensiplerini yaşamaya çalışırken aramızdaki güven ilişkisini kurmak benim için hayli emek ve zaman aldı. Sertifika peteğindeki arkadaşlarımın yanında mentorlük desteği ile Şiddetsiz İletişim yol arkadaşımın desteği benim için tum hepsini bütunleyen بیر دستک اولدو.

از ارزیابان، Vivet Alevi

آلپر در سال ۲۰۰۶ از دانشکده مهندسی هوانوردی دانشگاه فنی فارغ‌التحصیل شد. او که پدر شده بود، بسیار آرزو داشت که فرزندانش خود و قدرت واقعی خود را داشته باشند. او با انجمن «مدرسه دیگری ممکن است (BBOM)» آشنا شد و یکی از بنیانگذاران «مدرسه ابتدایی مراکلی کدی» به عنوان شریک تعاونی آموزشی BBOM آنکارا بود. آشنا شد ارتباط بدون خشونت، که خرد و ابزارهای لازم برای تصور دنیای ممکن دیگری را در اختیار او قرار داد.

با این الهام، او در سال ۲۰۱۸ به انجمن «آزادی جهانی بدون خشونت» که توسط میکی کاشتان، پیوست و روی «تقسیم قدرت» و «زندگی مشترک» کار می‌کند. این انجمن حلقه‌های ارتباطی، آموزش‌های رهبری و کارگاه‌های آموزشی را در آنکارا سازماندهی می‌کند تا ارتباط بدون خشونت بتواند الهام‌بخش خانواده‌ها، مدارس، سازمان‌ها و زندگی‌های بیشتری باشد. من به تعهد آلپر برای رشد ظرفیتش برای عدم خشونت و آزادی انتخاب اعتماد زیادی دارم.

از زبان آلپر:

[EN] من به قدرت ارتباط بدون خشونت برای تغییر سیستم‌هایی که در آنها زندگی می‌کنیم، و همچنین به اثربخشی آن در زمینه‌های فردی و بین فردی اعتقاد دارم. در سال ۲۰۱۶، گروهی از ما در BBOM، یک پروژه مدرسه دموکراتیک، قادر به شنیدن صدای یکدیگر و دیدن انسانیت خود نبودیم. چشم‌انداز مدرسه "دیگر" که ما را گرد هم آورده بود، نمی‌توانست کشش کافی برای ایجاد وحدت ایجاد کند. در اینجا، Vivet Alevi ابزارهای موجود در کیفش را روی ما به کار گرفت و ما را وادار کرد که یکدیگر را در آغوش بگیریم و دوباره به سمت یک چشم‌انداز مشترک حرکت کنیم.

الگویی که اینجا دیدم برای من که به عنوان یک مهندس نیز آموزش دیده‌ام، بسیار جالب بود. به دنبال این سوال که "اگر می‌توانیم این کار را اینجا انجام دهیم، چرا نمی‌توانیم آن را در همه جا انجام دهیم؟" سفر خود را به عنوان یک مربی آغاز کردم. مسیر من با میکی کاشتان تلاقی کرد. به همراه او و همراهانمان، در سال ۲۰۱۹ شروع به کار بر روی ساختن جامعه‌ای کردیم که در آن نیازهای همه موجودات زنده در نظر گرفته شود. من در حال حاضر در حال طراحی و اجرای آزمایش توزیع منابع بر اساس نیازها در NGL هستم. این نوع برنامه‌ها که تأثیر مستقیمی بر واقعیت مادی ما دارند و قطره‌ای از جهانی را که رویای آن را داریم، حمل می‌کنند، حوزه‌هایی هستند که بیشترین هیجان را برای من ایجاد می‌کنند.

فرآیند اخذ گواهینامه C ان وي سي به من شجاعت داد تا به بخش‌هایی از وجودم که هنگام تلاش برای تحول اجتماعی از روی ترس عمل می‌کردند، نگاه کنم. گروه صدور گواهینامه ما، متشکل از بدیز، بیلگه، بوکه و گیزم، آینه‌ای برای من شد تا به امتیازات آموزش مردانه‌ام، آگاهی از تأثیرات اعمالم نگاه کنم و بذرهای احاطه کردن مردسالاری را با عشق در درونم بکارم. به عنوان یک مربی تازه کار دارای گواهینامه C ان وي سي ، مشتاقم از تجربیاتی که از سفر و جامعه‌ام به دست آورده‌ام برای خدمت به سازمان‌ها و جوامعی که به دنبال حرکت به سمت عدم خشونت و آزادی هستند و همراهی چهار فرزندم در مسیرشان استفاده کنم.

[TR] Şiddetsiz İletişim'in bireyler ve kişiler arası alanlardaki etkinliğinin yanında içinde yaşadığımız sistemleri dönüştürmek üzere taşıdığı gücüne inanıyorum. Ben Şİ ile bu şekilde tanıştım.

2016 yılında bir demokratik okul projesi olan BBOM'da bir grup birbirimizi duyamaz, insanlığımızı göremez hale gelmiştik. بیزی یان یانا گتیرن «باشکا» بیر اوکول ویزیونو بیرلیکتلیغی تسیس اتمک ایچین یترلی چکیم گؤچونو اولوشتورامیوردو. Burada Vivet Alevi çantasındaki aletleri üzerimizde uygulayıp birbirimize sarılmamızı، ortak vizyona doğru tekrar yol almamızı sağladı. Burada gördüğüm örüntü mühendis eğitimi de almış olan zihnimin çok ilgisini çekti. «بونو بورادا یاپابیلدییسک، ندن هر یرده یاپامایالیم؟» sorusunun peşinden eğitmenlik yolculuğuma başladım.

Yolum sevgili Miki Kashtan'la Kesişti. اونونلا و بو اوغوردا یان یانا گلدیغیمیز یول آرکاداشلاریمیز ایله بیرلیکته 2019 ییلندا توم کانلیلارین ایهتیاچلارینین گوزتیلدیگی یا توپلولوغون اینشاسی وزرینه چالیشمالارا خوبادیک. هالن NGL'de kaynakların ایتیاچلار دوغرولتوسوندا داغیلماسی دنیینین تاساریم و یوروتوچولوغونو یاپیوروم. Maddi gerçekliğimize doğrudan etkisi olan ve hayalini kurduğumuz dünyanın bir damlasını taşıyan bu tür uygulamalar beni en çok heyecanlandıran alanlar.

Cان وي سي sertifika sürecim bana toplumsal dönüşüm için çalışırken içimde korkudan hareket eden parçalara bakabilme cesareti verdi. بدیز، بیلگه، بوکه و گیزمدن اولوشان سرتیفیکا پتغیمیز ارککلیک ایمتیازلاریما، یاراتتیغیم اتکیلرین فارکیندالیغینا باکماما بییر آینه اولدو و ایچیمدکی آتائرکی سئوگییله کوشاتمانین توهوملاریغیمه.  Taze bir Cان وي سي sertifikalı eğitmen olarak yolculuğumdan ve topluluğumdan kazandığım deneyimleri şiddetsizlik ve özgürleşme yolunda ilerlemek isteyen organîzasyon و topluluklara hizmet etmek ve dört işunyçinolliket kullanmanın heyecanını hissediyorum.

از ارزیابان، Vivet Alevi

بدیز در سال ۲۰۱۵ در چارچوب پروژه «معلمان دیگر هم ممکن هستند» انجمن BBOM با « ارتباط بدون خشونت » آشنا شد. با این کار، او به بسیاری از نگرانی‌های عمیق خود، چه به صورت شخصی و چه به عنوان معلم و مدیر مدرسه، در مورد آموزش پاسخ داد. او دوران کودکی خود را سرشار از میل، سرزندگی و شادی یادگیری به عنوان یک انسان توصیف می‌کند.

بدیز عاشق تدریس، به خصوص زندگی و یادگیری با کودکان است. او به کار کردن و عضویت در جوامع یادگیری علاقه زیادی دارد. توصیف می‌کند ان وي سي با معلمان و والدین، ترجمه کتاب‌هایی در مورد ارتباط بدون خشونت و آموزش را به عنوان یک رشد و پیشرفت شاد

همچنان که سفر او ارتباط بدون خشونت عمیق‌تر می‌شود، چشم‌انداز آموزشی «زندگی ارتباط بدون خشونت در جامعه مدرسه» روشن‌تر و روز به روز بیشتر به واقعیت تبدیل می‌شود. من از تصور تأثیر کار او در زمینه‌های آموزشی هیجان‌زده‌ام.

از بدیز:

اولین برخورد من با ان وي سي در یک پروژه آموزشی معلمان بود، یک سمینار سه روزه که توسط Vivet Aleviارائه شد. من تازه مدرک کارشناسی ارشد خود را گرفته بودم و در آنجا نظریه تغییر در سازمان‌ها و پویایی قدرت را مطالعه می‌کردم و سمینار ان وي سي برای من مانند یک معجزه بود، زیرا رویکرد و تمرین فوق‌العاده‌ای را برای شروع آزمایش تغییر اجتماعی ارائه می‌داد. از سال ۲۰۱۵، من در سمینارها و آموزش‌های زیادی شرکت کرده‌ام و همچنین کارگاه‌های الهام گرفته از ان وي سي را برای معلمان و سایر بزرگسالانی که با کودکان کار می‌کنند، ایجاد کرده‌ام.

من خودم را با منابع آموزشی در مورد ان وي سي مجهز کردم، آنها را به زبان مادری‌ام ترجمه کردم و به ایجاد پلی بین ان وي سي و مربیان ترک زبان کمک کردم. من همچنین یک بافت آموزشی را آغاز کرده‌ام که در آن ما این فرصت را داریم که منابع آموزشی ان وي سي را بخوانیم و در مورد آنها تأمل کنیم، در مورد شیوه‌های روزانه خود در مدرسه از دریچه ان وي سي تأمل کنیم و حلقه‌های گفتگو را برای معلمان و والدین باز کنیم.

در طول سفرم، توانستم یاد بگیرم، به اشتراک بگذارم و در موقعیت‌های واقعی زندگی و در بحران‌هایی که به عنوان یک کشور یا کل جهان با آن روبرو می‌شویم ان وي سي به کار بگیرم. من تجربیات زیادی جمع‌آوری کرده‌ام و این فرصت را داشته‌ام که مهارت‌هایم را در جوامع و موقعیت‌های مختلف با افراد بین ۵ تا ۸۰ سال از پیشینه‌های متنوع، به کار گیرم.

من به ویژه می‌خواهم به قدرت دگرگون‌کننده‌ی سوگواری اشاره کنم، که من در طول فرآیند صدور گواهینامه‌ام شروع به تجسم آن کردم. این یک نقطه عطف ارزشمند برای رشد من در سفرم بود، زیرا به من کمک کرد تا قلبم را نرم کنم و در خود-دلسوزی و پذیرش رشد کنم. نقطه عطف دیگر فرآیند صدور گواهینامه گروهی بود، به خصوص جلسات بازخورد سخاوتمندانه‌ای که با سایر داوطلبان صدور گواهینامه و ارزیابم داشتیم. من از وقت، مراقبت و دلسوزی آنها بسیار سپاسگزارم.

از ارزیاب، Vivet Alevi

بوکه اشتغال خود به علوم اجتماعی را تا جایی که به یاد دارد، به عنوان انگیزه‌ای برای «مفید بودن برای جامعه» توصیف می‌کند. به همین دلیل است که او رشته علوم سیاسی را انتخاب کرد و به تحصیلات آکادمیک در دانشگاه معمار سینان، دانشکده جامعه‌شناسی، روی آورد، جایی که هنوز هم در آنجا مشغول به کار است. او با شیوه‌های مختلف آگاهی‌بخشی، به ویژه یوگا، آشنا شد. در طول سفر توسعه شخصی خود، او محدودیت‌های نقد آکادمیک را به عنوان بخشی از جدایی‌مان دید. او قطعه گمشده پازل را زمانی پیدا کرد که در سال ۲۰۱۶ با « ارتباط بدون خشونت.

از آن روز، او تلاش کرده است تا مطالعات دانشگاهی خود را با شیوه‌های ارتباط بدون خشونت، با این باور که تحول شخصی و تحول اجتماعی تنها می‌توانند دست در دست هم پیش بروند. او اطمینان حاصل کرد که ان وي سي از این ترم به عنوان یک درس اختیاری در برنامه درسی این دانشگاه دولتی شناخته شده گنجانده شود. به بسیاری از دانشجویان جوان کمک کند، بسیار خوشحالم ان وي سي.

از بوکه:

به عنوان عضوی از دانشکده جامعه‌شناسی که رویای استفاده از دانش آکادمیک خود را برای جهانی صلح‌آمیزتر در سر می‌پروراند و به عنوان کاوشگر تکنیک‌های مختلف آگاهی شخصی که به خودسازی و رسیدن به خودی آرام‌تر اختصاص دارد، هیجانی را که هنگام برخورد با ان وي سي در یک استودیوی یوگا در سال ۲۰۱۶ احساس کردم، به یاد می‌آورم.

مثل پیدا کردن کلیدی بود که مدت‌ها دنبالش می‌گشتم، ابزاری، مسیری که دو دنیای مرا با هم ادغام کند. از آن نقطه به بعد، سفر ان وي سي من را می‌توان به عنوان سفری به سوی خود-یکپارچگی ریشه‌دار در عدم خشونت خلاصه کرد. با کار عمیق بر روی خودم از طریق پشتیبانی آموزش‌های فراوان، به تپه‌های شیب‌داری رسیدم که باید از آنها بالا می‌رفتم، دریاهای طوفانی که باید از آنها عبور می‌کردم، و چمن‌های سرسبزی که باید روی آنها دراز می‌کشیدم و از آسمان آبی صاف لذت می‌بردم. با نگاه به گذشته، از همه چیز سپاسگزارم.

خودِ مسیرِ اخذ گواهینامه، فرصتی فوق‌العاده برای یادگیری و رشد بود، چرا که با فرآیندهای بازخورد جامع غنی شده بود. در طول این مسیر، به اشتراک گذاشتنِ ان وي سي همیشه به من شادی و معنا بخشیده است. دوره ارزیابی نیز برای من دوره‌ای بود که در طی آن سرانجام توانستم کار ان وي سي خود را با کار دانشگاهی‌ام تلفیق کنم.

با نهایی شدن فرآیند صدور گواهینامه، همزمان با جشن گرفتن تحقق یک رویا، ان وي سي را در دانشگاهی که در آن کار می‌کنم، ارائه می‌دهم. سفر من از این به بعد ادامه خواهد داشت، یادگیری، رشد، به اشتراک گذاری و پذیرش آنچه زندگی در مسیر خود به ارمغان می‌آورد. من بخش‌های جدید زیادی از خودم را شناخته‌ام و شروع به درک اعمال و روش‌های رفتاری خودم کرده‌ام. گوش دادن به خودم با تأکید و تلاش کمتر برای تثبیت خودم در یک شکل خاص، گام به گام برایم آسان‌تر شده است.

از طرف ارزیاب، جینا لاری

رالوکا برای اینکه اعتماد به نفس لازم برای شرکت در ارزیابی نهایی گواهینامه را داشته باشد، کارهای زیادی در زمینه توسعه فردی انجام داده است. رالوکا عضو فعال جامعه رومانیایی ان وي سي و در دو پروژه اراسموس که راهنمای او ان وي سي ادامه خواهد داد ان وي سي و بخش عمده‌ای از این اشتراک‌گذاری از طریق حضور در سازمان، به ویژه در سازمانی که در آن کار می‌کند و همچنین با خانواده‌اش صورت می‌گیرد.

من از دیدن درخشش او بسیار خوشحالم، تحت تأثیر نحوه برخوردش با آسیب‌پذیری‌اش قرار گرفتم و اطمینان دارم که او با پیشرفت به عنوان یک مربی دارای گواهینامه، اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهد کرد. 

از رالوکا:

اولین برخورد من با ان وي سي اتفاقی بود، در سال ۲۰۱۳، زمانی که در توسعه یک بازی رومیزی بر اساس اصول ان وي سي مشارکت داشتم. در آن زمان از ان وي سي بی‌خبر بودم، اما خاطره پذیرش و گرمی‌ای که احساس کردم را، با وجود اینکه یک غریبه بودم، گرامی می‌دارم. این تجربه تأثیر ماندگاری بر من گذاشت و قصد من را برای استقبال و ارتباط با دیگران در صورت استقبال شدن، تقویت کرد و روح ان وي سي را در هر تعاملی مجسم ساخت.

کنجکاوی من در مورد ان وي سي به علاقه‌ای عمیق تبدیل شد و مرا به شرکت در دوره‌های آموزشی مختلف سوق داد. در ابتدا، مجذوب امکان درک دیگران از طریق احساسات و نیازهایشان، گشودن راهی به قلب آنها با همدلی و دیدن فراتر از رفتار صرف شدم. با این حال، تمرکز من به تدریج به سمت پرورش یک صدای درونی دلسوزانه و ارتباط با دیگران از این جایگاه عمیق در درون خودم تغییر کرد.

این سفر با مشارکت من در اولین پروژه اراسموس پلاس در سال ۲۰۱۹ شدت گرفت و چالشی را پیش روی من قرار داد که مرا به پذیرش نقش تسهیل‌گر، مواجهه با باورهای درونی‌ام و پافشاری برغم تردیدهایم سوق داد. این تجربه، که توسط جامعه و مربیانم حمایت می‌شد، در تحقق شادی من در ارتباط با دیگران و ایجاد محیطی برای رشد و تأثیر متقابل نقش مهمی داشت.

چالش‌های بعدی، از جمله پروژه دوم اراسموس پلاس و گذار به دوره‌های آنلاین در سال ۲۰۲۰، انعطاف‌پذیری و سازگاری من را در دوران همه‌گیری بیشتر توسعه داد. این تجربیات به من این امکان را داد که به مخاطبان متنوع‌تری دسترسی پیدا کنم، خوداندیشی‌ام را عمیق‌تر کنم و به توسعه شخصی و حرفه‌ای خود در ان وي سي. در طول سفرم، با الگوهای قدیمی روبرو شده‌ام، با آنها روبرو شده‌ام و به دنبال راه‌هایی برای عبور از آنها با شفقت - یک توانایی جدید و توانمندساز - بوده‌ام. این تجربیات، اعتقاد من به ارزش ان وي سيو به من آموخته است که درک خود، ظرفیت ما را برای حمایت از دیگران در سفرهایشان افزایش می‌دهد.

تصمیم من برای اخذ ان وي سي دو جنبه دارد: نشان دهنده تعهد به رشد و یادگیری شخصی من است و مرا به چالش می‌کشد تا چشم‌انداز درونی‌ام را کشف و متحول کنم، و نشانگر تعهد من به کار اصیل و تأثیرگذار همسو با ارزش‌ها و اهداف اصلی ان وي سي. اگرچه مسیر پیش رو ممکن است به طور کامل مشخص نشده باشد، اما هدف من در تمایل عمیق به غنی‌سازی زندگی خودم و عزیزانم و حمایت از زندگی والدین، معلمان و همکاران ریشه دارد. از جایگاه بینش فروتنانه، من متعهد به تأثیرگذاری هستم - نه صرفاً از طریق انتشار دانش، بلکه از طریق جوهره حضور و وجودم.

رویکرد من، ادغام ارتباط بدون خشونت در جلسات روان‌درمانی و تجربه‌های جسمی‌ام، نشان دهنده یک سفر شخصی و حرفه‌ای به سوی تقویت ارتباطات، همدلی و زندگی اصیل است. با به اشتراک گذاشتن این تجربه با کسانی که در کارم با آنها روبرو می‌شوم، امیدوارم محیطی را پرورش دهم که در آن یادگیری، رشد و شفقت شکوفا شود و از این طریق تأثیر آنها را فراتر از حلقه‌های نزدیک ما گسترش دهد و واقعاً اصول ان وي سي را در هر تعاملی مجسم کند.

از طرف ارزیاب، یوهانس هن

[EN] وقتی به گابریل و روند مشترکمان فکر می‌کنم، عمدتاً دو چیز به ذهنم می‌رسد:

۱. طبیعتاً، گابریل در طول فرآیند صدور گواهینامه خود با تعارضات یا موقعیت‌های دشواری روبرو شد. این موارد مربوط به زندگی اجتماعی در طول روزهای مربیگری ما بود، موقعیت‌هایی که شامل همکاری با سایر مربیان هنگام به اشتراک گذاشتن ان وي سي و همچنین موقعیت‌های ارتباطی می‌شد، و نحوه عملکرد او - آنچه در آن مواقع یا در طول تأملات ما در مورد آنچه اتفاق افتاده بود می‌گفت - به تدریج و بیشتر و بیشتر، نیاز شدید من به صداقت و پشتکار را برآورده کرد و به نظرم رسید که او واقعاً تعارض را فرصتی برای رشد و ارتباط می‌داند.

۲. روند کار ما برای من همیشه در جریانی بوده که در آن هم‌سطح با دیگران، قدرت و اشتیاق زیادی برای رشد یافته‌ام. لحظاتی که گابریل بازخورد دریافت می‌کرد - حتی بازخوردهایی که گوش دادن به آنها دشوار بود - لحظاتی بودند که برای من، دادن و گرفتن یکی می‌شدند: او آنچه را که شنیده بود، منعکس می‌کرد، به نظر می‌رسید که واقعاً می‌خواهد بازخورد را درک کند و از آن استقبال کند، به طوری که در واقع، من این حس را داشتم که در یک سفر مشترک رشد و ارتباط با او هستم.

بنابراین، واقعاً با کمال خوشحالی از ورود گابریل به جمع مربیانمان استقبال می‌کنم!

[IT] Sono principalmente due cose che mi vengono in mente quando penso a Gabriele e il nostro processo condiviso:

1. Naturalmente Gabriele nel e durante il suo processo di Certificazione has incontrato conflitti o comunque situazioni difficili. Erano cose legate alla vita comunitaria durante le nostre giornate di mentoring, situazioni che riguardavano la collaborazione con altri trainer quando condivideva la CNV e anche situazioni relazionali, e come ha agito – cosa ha detto in quepopralle e manudo o più، ha soddisfatto in me un forte bisogno di integrità e perseveranza e semper di più mi sembrava che veramente stesse vedendo conflitti come شانس alla crescita e alla connessione.

2. Il nostro processo per me è semper stato in un flusso in cui ho trovato livello d'occhio, potere con e una grandissima voglia di crescere. I momenti quando Gabriele ha ricevuto dei feedback – anche difficile da ascoltare – erano momenti in cui per me il dare e il ricevere diventavano tutt'uno: lui rimandava quello che aveva sentito, sembrava di veramente volere capire il reedback a me sembrava di essere con lui in un viaggio condiviso di crescita e connessione.

Così è veramente con grande gioia che accolgo Gabriele nella nostra comunità dei trainer!

از شادیر گابریل:

[EN] مواجهه با ارتباط بدون خشونت به معنای واقعی کلمه مسیر زندگی من را تغییر داد. از زمان کشف آن، هیچ چیز مثل قبل نشده است، حتی آن چیزهایی که در واقعیت بدون تغییر باقی مانده بودند، زیرا آنچه تغییر کرد، روش من در دیدن آنها، بودن با آنها، تجربه کردن آنها و مواجهه با آنها بود. زیرا من تغییر کردم.

وقتی برای اولین بار « ارتباط بدون خشونت: زبانی برای زندگی » را خواندم ، اولین طعم ان وي سيدر تابستان ۲۰۱۷ چشیدم، نوعی روشن‌بینی را تجربه کردم. شگفت‌زده شدم: باورم نمی‌شد این مردی که انگار از ناکجاآباد پیدا شده بود، مارشال، واقعاً چیزی را پیدا کرده باشد که من همیشه آرزویش را داشتم، و متأسفانه مدتی بود که دیگر دنبالش نمی‌گشتم: راهی متفاوت برای برقراری ارتباط، ابراز وجود و بودن با دیگران که بتواند به من کمک کند بدون اینکه مجبور باشم از خودم فاصله بگیرم، با آنها ارتباط برقرار کنم. را

در طول این سال‌ها سفر به سوی گواهینامه، آن روشن‌بینی اولیه، آن جرقه، به تدریج به اعتقاد راسخ تبدیل شده است: اکنون من متقاعد شده‌ام که ما واقعاً می‌توانیم آنچه را که در درون و بیرون ما اتفاق می‌افتد، لحظه به لحظه، به روشی جدید بیان و گوش دهیم، روشی که قدرت ایجاد ارتباطات عمیق، هماهنگی، اعتماد، همکاری و صلح بین ما و دیگران در جامعه‌مان را دارد، حتی زمانی که با یکدیگر اختلاف نظر داریم یا وقتی آشکارا چیزهای متفاوتی می‌خواهیم. روشی که واقعاً می‌تواند به ما کمک کند تا به جای جدایی، احساس ارتباط متقابل داشته باشیم، بدون اینکه کسی مجبور باشد از نیازهای خود دست بکشد، و این می‌تواند واقعاً زندگی هر یک از ما را زیباتر، معنادارتر و رضایت‌بخش‌تر کند.

ان وي سيبرای من این قدرت را دارد و در عین حال، مسیری برای التیام زخم‌هایی است که مدت‌هاست با من همراه بوده‌اند، برای آن‌هایی که گاهی در حال حاضر شکل می‌گیرند، و مطمئنم، برای آن‌هایی که می‌توانند در آینده شکل بگیرند. همچنان که در این مسیر قدم برمی‌دارم، زخم‌هایی را که روی آن‌ها قدم می‌گذارم، گام به گام می‌بینم که به آرامی زیر پاهایم التیام می‌یابند. عمیقاً سپاسگزارم Marshall Rosenberg و کل جنبش مردان و زنان در این سفری که از تجربه و بینش او شکل گرفته و به ان وي سي تا به من برسد،

به همین دلیل، من تصمیم گرفته‌ام که بخشی از این جنبش جهانی باشم و مسیر صدور گواهینامه‌ای را که به تازگی تکمیل کرده‌ام، بپذیرم. می‌خواهم یک مجرا، یک کانال باشم، تا ان وي سي، که زندگی من را تغییر داده و روزانه به من کمک می‌کند تا از تمام روابطم، از جمله رابطه با خودم، مراقبت کنم، بتواند حتی از طریق من، به افرادی که هنوز آن را نمی‌شناسند، کسانی که می‌خواهند درک خود را از آن عمیق‌تر کنند، یا کسانی که می‌خواهند پتانسیل دگرگون‌کننده و شفابخش آن را در زندگی خود تجربه کنند، برسد. این چیزی است که من می‌خواهم باشم، یک مجرا، یک کانال. می‌خواهم ان وي سي در من جریان یابد و در هر کجای جهان که روابط انسانی برای حمایت، حفظ یا پرورش وجود دارد، گسترش یابد.

[IT] عدم کنترل CNV ha letteralmente cambiato il corso della mia vita. Da quando l'ho scoperta niente è più stato come prima، neanche quelle cose che، effettivamente، sono rimaste uguali: perché a cambiare è stato il mio modo di guardarle، di starci insieme، di viverle e affrontarle. Perché a cambiare sono stato io.

Quando ho letto per la prima volta “Le Parole sono finestre (oppure muri)”, il mio primo assaggio di CNV, nell'estate del 2017, ho vissuto una specie di folgorazione, ero sbalordito: non riuscivo a credere che quell'cuoudai parlare prima di allora, Marshall, fosse davvero riuscito a Trovare quel qualcosa che io desideravo così tanto, da sempre, e che, purtroppo, avevo smesso di cercare da tempo: un modo diverso di al comunicare, di estarrietars andare loro incontro senza, per questo، dovermi allontanare da me.

در questi anni di cammino verso la Certificazione quella folgorazione iniziale, quella scintilla, si è trasformata, via, in solida certezza: ora sono convinto che possiamo davvero arrivare ad esprimere ed ascoltare le comose de noche momento, in un modo nuovo, un modo che ha il potere di generare connessioni profonde, armonia, fiducia, cooperazione e pace tra noi e gli altri e in questa nostra società, anche quando non siamo d'accordo tra noi o quando vogliemenamo cosa diverse. Un modo che può davvero aiutarci a sentirci reciprocamente connessi anziché separati، senza che nessuno debba rinunciare alle proprie necessità e che può davvero rendere la vita di ciascuno di noi più bella bella، appgantia.

La CNV, per me, ha questo potere e rappresenta, al tempo stesso, una via di guarigione per le ferite che mi accompagnano da tempo, per quelle che a volte si formano nel presente e, sono sicuro, anche per quelle che potrebbero for. Mentre cammino su questa via io vedo، infatti، le ferite sulle quali procedo، passo dopo passo، rimarginarsi، dolcemente، sotto i miei piedi.

Per questo provo una profonda gratitudine nei confronti di Marshall Rosenberg e di tutto il movimento di uomini e donne in cammino che si è formato a partire dalla sua esperienza e visione e che ha permesso alla CNV di giungere fino aa me. هر یک از این جنبش‌های جهانی به‌عنوان موفقیت‌آمیز شناخته می‌شوند.

Io voglio essere un tramite, un canale, perché la CNV, che mi ha cambiato la vita e che mi aiuta, quotidianamente, a prendermi cura di tutte le mie relazioni, compresa quella con me stesso, possa raggiungere, anche lecona, person, anche leconeo che vogliono approfondirne la conoscenza o che vogliono sperimentarne il potenziale trasformativo e di cura nella loro vita. Questo è quello che voglio essere, un tramite, un canale, voglio che la CNV mi attraversi e che si diffonda ovunque ci siano relazioni umane da sostenere, preservare o nutrire nel Mondo.

از طرف ارزیاب، راجر سارو

من از اعلام و جشن گرفتن گواهینامه شریل گیل به عنوان مربی خبره C ان وي سي بسیار هیجان‌زده‌ام. او ارزیابی خود را با موفقیت در یک رویداد ترکیبی با من، به علاوه بیش از ۲۵ نفر دیگر، از جمله مربیان دارای گواهینامه، کاندیداها و اعضای جامعه، به پایان رسانده است. ما به توافق مشترکی رسیده‌ایم که او آماده است تا به عنوان بخشی از سفر یکپارچه‌سازی، یادگیری و مشارکت خود ان وي سي نقش مربی خبره را بر عهده بگیرد.

افتخار و امتیاز بزرگی بوده است ان وي سي . ما چیزهای زیادی از یکدیگر یاد گرفته‌ایم، به خصوص از طریق ارائه و دریافت بازخورد. من از او به عنوان یک ارائه دهنده و تعهدش به رشد و یادگیری مداوم خود الهام می‌گیرم. او به طور منظم در هر دو دوره صدور گواهینامه SoCal و ان وي سيDay1 شرکت می‌کند. حضور و ان وي سي هدیه‌ای برای هر گروهی است که در آن شرکت می‌کند. چشم‌انداز او، "پایان دادن به سوءاستفاده جنسی از کودکان در دوران کودکی" با کارش در Brave Voices، الهام‌بخش همه ماست!

لطفا به من در استقبال و تجلیل از شریل گیل و تغییری که او در زندگی بسیاری ایجاد می‌کند، بپیوندید.

از شریل:

در حین بزرگ شدن، یاد گرفتم که یا باید عصبانی شوم یا عصبانی شوم. بعد از اولین دوره فشرده یک ماهه‌ام ان وي سي اسالن با جین موریسون، تبدیل به یک بچه زرافه شدم. انتخاب گواهینامه، ان وي سي در اولویت زندگی‌ام قرار داد. با حمایت راجر سارو و دوستانم در گروه، بعد از ۱۳ سال مطالعه و تمرین، به یک زرافه جوان تبدیل شده‌ام.

من از تحولی که به همراه داشته سپاسگزارم. اکنون به تدریج کمتر احمق هستم و وقتی دوباره به الگوهای عادت برمی‌گردم، مهارت‌هایی دارم که درخواست کنم دوباره کاری انجام دهم و/یا پشیمانی‌هایم را به اشتراک بگذارم.  هستم ان وي سي .

از طرف ارزیاب، ماریان سیکور

[EN] اسپانیا با اینس آشنا شدم ان وي سي . از آن زمان، سفر صدور گواهینامه او را در دو روز مربیگری و ارزیابی و یک رویداد پیش ارزیابی در اسپانیا تجربه کرده‌ام. من از تجربه روشن، لطیف و همدلانه او در کنار یک گروه در آموزش، قدردانی می‌کنم. من او را در آموزش آنلاین و در سه کارگاه کوتاه که در رویدادهای پیش ارزیابی و ارزیابی ارائه داد، دیدم.

دیدن سفر همدلانه‌ی او، به حضور همدلانه‌اش و ظرفیتش برای ارائه‌ی فضایی همدلانه، اعتماد مرا جلب می‌کند. من همچنین برای شیوه‌ای که او به شفافیت و ساختار در حین تسهیل امور یک گروه اهمیت می‌دهد، ارزش قائلم. مشارکت در تغییر اجتماعی برای او موضوعی عزیز است که در کارش منعکس شده و هنوز هم هست. دیدن او با همسر و نوزاد ۳ ماهه‌اش، مرا سرشار از لطافت و امید می‌کند، زیرا عشق و مراقبت متقابل زیادی را در رابطه‌شان تجربه کردم. همچنین به من اعتماد زیادی به ادغام او در ان وي سي و ظرفیتش برای ماندن در آگاهی ان وي سي حتی در موقعیت‌های چالش‌برانگیز می‌دهد.

من بسیار خوشحالم که از او به عنوان یک مربی دارای گواهینامه استقبال می‌کنم و مشتاقانه منتظر مشارکت‌های او هستم! خوش آمدید، اینس!

[ES] Conocí a Inés en 2019 en el festival de verano de la CNV española. Desde Entonces la experimenté en su viaje de certificación en dos días de tutoría y evaluación y un evento de preevaluación en اسپانیا. Celebro la forma clara، tierna y empática en que experimento su estar con un grupo en una formación. La vi en una formación en línea y en tres talleres breves que ofreció en eventos de preevaluación y evaluación.

Verla acompañar en un viaje empático me hace confiar en su presencia empática y en su capacidad para ofrecer un espacio empático. También valoro la forma en que cuida la claridad y la estructura al facilitar un grupo. مشارکت در یک کامبیو اجتماعی در قالب موضوعی که به دنبال آن است. Verla con su marido y su bebé de 3 meses me llena de ternura y esperanza، ya que experienceé mucho amor y cuidado mutuo en su relación. Y me da mucha confianza sobre su integración de la CNV y su capacidad de permanecer en la conciencia de la CNV incluso en situaciones desafiantes.

Estoy muy contenta de darle la bienvenida como formadora certificada y ¡espero con impaciencia sus contribuciones! ¡Bienvenida، Inés!

از زبان اینس:

آشنا شدم ان وي سي پس از هفت سال زندگی و کار در زمینه حقوق بشر و ایجاد صلح، در سال 2017 ان وي سي توسط کامیلا ریسو پس از آن در ایجاد ان وي سي Resuena کلمبیا با او همکاری کردم. در اکتبر 2017، من در اولین دوره آموزشی رسمی خود در ان وي سي، یک IIT در شیلی شرکت کردم. ان وي سي با فرصت هاي آموزشي مختلفان وي سي جشنواره آکادمي ان وي سي ، ان وي سي در بارسلونا، و دوره ترحم توسط ان وي سي و غيره).

از سال ۲۰۱۹، من عضو انجمن ان وي سي اسپانیا -ACNV- بوده‌ام و از آن سال، هر تابستان در جشنواره‌های تابستانی ان وي سي که انجمن برگزار می‌کند، شرکت کرده‌ام. علاوه بر این، در طول سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱، من بخشی از حلقه اجتماعی انجمن بودم و به عنوان عضوی از آن گروه، در یک کمیسیون خاص برای رسیدگی به یک درگیری داخلی در انجمن شرکت کردم.

به عنوان بخشی از فرآیند صدور گواهینامه، به عنوان کاندیدای ارزیابی در دو رویداد ارزیابی و مربیگری (این جلسات ۴ روزه هستند که ۱۵ یا ۲۰ نفر بین کاندیداهای صدور گواهینامه و تیم ارزیاب در آن شرکت می‌کنند) و یک رویداد آنلاین پیش از ارزیابی (رویداد ۳ روزه) شرکت کرده‌ام. همچنین، از سال ۲۰۲۰ تا به امروز، در جلسات آنلاینی که توسط تیم صدور گواهینامه در اسپانیا برگزار می‌شود، شرکت کرده‌ام، جایی که افرادی که در حال صدور گواهینامه هستند هر دو ماه یکبار برای به اشتراک گذاشتن کارگاه‌ها و ارائه‌های خود و دریافت بازخورد از همکاران و تیم ارزیابی، گرد هم می‌آیند.

وقتی هنوز در کلمبیا زندگی می‌کردم و با کامیلا ریس در ایجاد سازمان رسوئنا همکاری می‌کردم، در تمام آموزش‌هایی که او ارائه می‌داد، او را همراهی می‌کردم و در زمینه تهیه مواد، تدارکات، مدیریت زمان و سایر مسائل پشتیبانی در اداره گروه‌ها از او حمایت می‌کردم. به عنوان بخشی از این سفر، من همچنین برخی از کارگاه‌هایی را که به عنوان رسوئنا شروع به ارائه آنها کردیم، خودم برگزار کردم.

وقتی در سال ۲۰۱۹ به اسپانیا برگشتم، با همکاری یک سازمان مردم‌نهاد کاتالان به نام «قرمزها» که برای تحول اجتماعی در زمینه احترام به تنوع و عدالت اجتماعی فعالیت می‌کند، شروع به تسهیل آموزش خودم در ان وي سي کردم. من همچنین کارگاه‌های دیگری را به درخواست‌های شخصی که دریافت کرده‌ام و در فعالیت‌های رایگانی که به جامعه در روستایی که در آن زندگی می‌کنم ارائه می‌دهم، برگزار کرده‌ام.