مربیان جدید دارای گواهینامه: آوریل 2026
مربیان جدید دارای گواهینامه: آوریل 2026
آوریل ۲۰۲۶: در اینجا تعدادی از جدیدترین افرادی که به جامعه مربیان خبره پیوستهاند، معرفی میشوند. از شما دعوت میکنیم با خواندن داستانهای آنها در زیر، با آنها آشنا شوید. اگر مایل به تماس با آنها هستید، لطفاً از صفحه مربیان آنها دیدن کنید و از فرم تماس در پایین صفحه استفاده کنید. همچنین میتوانید سابقه مربیان خبره جدید را از نوامبر ۲۰۲۳ مشاهده کنید.
ریکو برگمن (مالت)
از طرف ارزیاب، شونا کامرون
من و ریکو بارها در مکانهای مختلف همدیگر را ملاقات کردهایم و من از دیدن رشد مهارتها و حضور او لذت بردهام. من شاهد تلاش او برای ایجاد قدرت و اقتدار بین خودمان به گونهای هستم که بر ارتباط ما تأثیری نگذاشت - اگرچه ممکن است برای او تأثیر گذاشته باشد - اما بر من تأثیری نداشت! او آگاهی و مراقبت از دیگران را به ارمغان میآورد که به او کمک میکند تا ارتباطات آسان و گرمی با دیگران برقرار کند. ریکو در تلاش است تا قدرت و توانایی خود را در این ارتباطات به کار گیرد.
از ریکو:
علاقهمند شدم ارتباط بدون خشونت (ان وي سيدر حالی که برای یافتن درک متقابل و ارتباط در یک رابطه عاشقانه تلاش میکردم، ان وي سي در مورد حلقههای ترمیمی اثر دوک دوششر و قدرت این رویکرد را از نزدیک تجربه کردم (یک درگیری خودجوش در جامعه پیش آمد و من از نحوه مدیریت آن شگفتزده شدم). تعهد من برای کشف ان وي سي افزایش یافت، اگرچه در ابتدا بهکارگیری آن در رابطه با نزدیکانم دشوار بود. فکر میکنم آرزوی من برای دیدن و مشارکت در راههای دلسوزانهتر و محترمانهتر برای همکاری، مرا کنجکاو نگه داشت. من در مورد همدلی و میانجیگری از (و دیگران) شونا کامرون و لیو لارسون. من کارگاههای مقدماتی کوتاهی را برای مردم در مالت ارائه دادم، از افراد به صورت یک به یک و با میانجیگری در حالی که نامزد بودم، حمایت کردم.
من مسیر گواهینامه را انتخاب کردم، زیرا امیدوار بودم که این امر به من تمرکز بیشتری در یادگیری، بازخورد از جامعه بدهد تا واضحتر ببینم که چگونه با محیط اطرافم ارتباط برقرار میکنم و از به اشتراک گذاشتن ان وي سي با روحیهای که قرار بود، غافل نشوم. این امر به زیبایی در ارزیابی نهایی به اوج خود رسید، در لحظهای که در درونم این حس را داشتم که «آماده» هستم و بازخورد جامعه را شنیدم که به نحوه به اشتراک گذاشتن آن توسط من اعتماد دارند - نه از دانستن همه چیز، بلکه با دیدن اینکه ان وي سي چقدر برای من مهم است و چگونه خودم را ارزیابی میکنم. آن لحظه به من کمک کرد تا با اعتماد به نفس بیشتری وارد عرصه رهبری شوم و آگاهی ان وي سي را با اعتماد به نفس بیشتری وارد زندگی روزمره کنم.
پولونا سیتر درنووشک (اسلوونی)
از طرف ارزیاب، شونا کامرون
من و پولونا سفری ساده و رضایتبخش را با هم آغاز کردهایم. از همان ابتدا، من تحت تأثیر قرار گرفتم و از شفافیت هدف و تعهد او به یادگیری سپاسگزارم. پولونا سالها تجربه کار با جوانان و پروژههای مختلف در کشور محبوبش، اسلوونی، دارد. در حضور او، من حس عمق عمل و تعهد محکم به زندگی ارتباط بدون خشونت را دارم. یک نیروی محرکه! خوشحالم که میدانم او در جهان است و ارتباط بدون خشونت را به اشتراک میگذارد و هدایای خود را به هر آنچه که در ذهنش دارد، میرساند.
از پولونا:
من در اولین کارگاههایم در سال ۲۰۱۵ با اولین مربیان دارای گواهینامه اسلوونیایی، رابرت کرژیشنیک و مارجتا نواک، و سپس در چندین کارگاه دیگر در سال ۲۰۱۷ شرکت کردم. علاوه بر آنها، یادگیری من به شدت تحت تأثیر مربیانی مانند شونا کامرون، Kirsten Kristensen، سارا دکر، جینا لاری، بری جونزو کسانی که در IITها و رویدادهای تیم ارزیابی اروپایی انگلیسی زبان (ESEAT) ملاقات کردم، قرار گرفته است.
من به عنوان تسهیلگر و مربی کار میکنم و برای اولین بار در سال ۲۰۱۸ شروع به ادغام ارتباط بدون خشونت در آموزشهایم کردم. در سطح شخصی، این روش زندگی و روابط من را متحول کرده است و عمیقاً بر نحوه ارتباط من با خودم تأثیر میگذارد. من سفر اخذ گواهینامه خود را با شرکت در رویداد ESEAT Stepping Stones آغاز کردم. چند ماه بعد، رسماً به عنوان کاندیدا با ارزیاب شونا کامرون شروع به کار کردم. در طول این فرآیند، من در دو رویداد Stepping Stones دیگر به صورت حضوری (و در سازماندهی یکی از آنها همکاری داشتم)، یک رویداد آنلاین و یک رویداد ارزیابی شرکت کردم.
در مرحله اول فرآیند صدور گواهینامه، من همچنین در یک برنامه آموزشی بلندمدت برای کاندیداها به رهبری Kirsten Kristensen. رشد و یادگیری من با شرکت در گروههای همتا با سایر کاندیداها و گفتگوها و کار با مربی مشترک اهل اسلوونی، جاکا کوواچ (یک مربی دارای گواهینامه) بیشتر پشتیبانی شد. ان وي سي نوشته جینا لاری و بریجت بلگریو. این فرآیند همچنین درک مرا از زندگی ان وي سي.
سرزمین آیدا (فنلاند)
از طرف ارزیاب، آنجلا واکلی
تماشای کاندیدایی که با روشی مانند آیدا ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) بزرگ شده و نفس میکشد، تجربهای بینظیر بوده است. به نظر میرسد زبان و زندگی ان وي سي در تار و پود وجود آیدا ادغام شده است. با این حال، این بدان معنا نیست که سفر آیدا آسانتر از هر کاندیدای گواهینامه دیگری بوده است. آیدا تصمیم گرفت این سفر کاندیدایی را به عمق رابطهاش با خودش ببرد. تا نه تنها راههایی برای مدیریت بخشهایی از خودش که او را چالشبرانگیز میداند، بلکه در رابطهای عمیق با آنها باشد. و او یاد گرفته است که چگونه این آگاهی را به روشی که آموزش میدهد، با الگوسازی همدلی با خود در هنگام بروز شک به خود، با اجازه دادن به افراد برای تجربه قدرت او به عنوان یک مربی، که با شفافیت و اصالت او در مورد آنچه در او زنده است، تقویت میشود، به کار گیرد.
آیدا از پتانسیل نسل خود (آیدا در اواخر دهه بیست زندگیاش) برای ارائه به جامعه C ان وي سي ما الهام گرفته است، در حالی که به تمامیت دودمان کسانی که مستقیماً با مارشال تحصیل کردهاند، احترام میگذارد. در چند سال گذشته، او در محیطهای مختلف به طور مشترک آموزش دیده و به اشتراک گذاشته است. آموزش ان ان وي سي ان وي سي برای او شادی، ارتباط و سرزندگی زیادی به ارمغان میآورد. او به ویژه در مورد الگوسازی مهارتهای ان وي سي برای کودکان، حمایت از آنها برای دیده و شنیده شدن کامل و کمک به آنها در یادگیری راههای سازنده برای مقابله با درگیریها، اشتیاق دارد.
او همچنین در کار اجتماعی خود به حمایت از افراد در زمینههای حمایت از کودکان، سلامت روان، مسکن و خانواده ان وي سي . او هر هفته به ملاقات مراجعین خود میرود و از آنها در زندگی روزمرهشان حمایت میکند. او یک سازماندهنده فعال و چهرهای محبوب و همیشگی در اردوهای خانوادگی، رویدادهای ان وي سي و انجمنها است. او متعهد به حمایت از جوامع ان وي سي در فنلاند است.
باید اضافه کنم که چقدر از حس شوخطبعی آیدا لذت بردهام. در طول چهار سالی که او را میشناسم، او در هر تعاملی که با او داشتهام، خنده را به ارمغان آورده است. او در نحوه ایجاد فضا برای طیف کاملی از تجربیات عاطفی، الهامبخش من است. اغلب همه اینها در یک تعامل اتفاق میافتد! تا جایی که من متوجه شدهام، آیدا در حال حاضر جوانترین مربی دارای گواهینامه C ان وي سي است که من هم از او تجلیل میکنم!
Tervetuloa Ida uuteen rooliisi kouluttajana C ان وي سي -yhteisössä! (آیدا، به نقش جدید خود به عنوان مربی در انجمن C ان وي سي خوش آمديد!)
از آیدا:
سفر من با ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) احتمالاً کمی متفاوت از بسیاری دیگر آغاز شده است، زیرا من آن را در بزرگسالی کشف نکردم - من با آن بزرگ شدم زیرا مادرم یک مربی دارای گواهینامه در فنلاند است. خاطرات زیادی از دیده شدن، شنیده شدن، حمایت شدن، دوست داشته شدن و جدی گرفته شدن توسط او دارم. تنها بعداً متوجه شدم که این چقدر زندگی من را شکل داده است.
من در سال ۲۰۱۴ در اولین ان وي سي که توسط مادرم، هانا ساوانا،. خیلی زود متوجه شدم که این عمق ارتباط با خودم و دیگران چیزی است که عمیقاً برای آن ارزش قائلم و بیشتر از آن را میخواهم. از آن زمان در بیش از ده دوره آموزشی مربیان خبره شرکت کردهام و به تدریج به آموزش مشترک روی آوردم. حتی Marshall Rosenberg ، اگرچه متأسفانه چیز زیادی از آن به خاطر نمیآورم!
با گذشت زمان، ان وي سي و جامعه به بخشی از هر حوزه زندگی من تبدیل شدند: کارم، دوستیها، فعالیتهای داوطلبانه و در نهایت وقتی به یک ان وي سي . به طور حرفهای، من به عنوان یک فرد پشتیبان و مشاور خانواده در خدمات آزاد کار میکنم و مراجعین را در زندگی روزمرهشان از طریق همدلی، آگاهی از نیازها و تقویت منابع و استقلال آنها در خانههایشان راهنمایی میکنم.
این کار گاهی اوقات تا حدودی چالش برانگیز بوده است، زیرا من خیلی از خودم مایه میگذارم و بیشتر و بیشتر در مورد قدرت همدلی با خود و مراقبت از خود یاد گرفتهام، که در واقع مهمترین مهارتها در این شغل هستند که در آن دائماً از دیگران حمایت، کمک و تشویق میکنم. من در ان وي سي فنلاند پیوستم ان وي سي . گروه سفر صدور گواهینامه من در سال ۲۰۲۰ به رهبری هانا ساوانا.
در سال ۲۰۲۲، من همکاری با ارزیابم، آنجلا واکلی از کانادا، را آغاز کردم و در یک دوره IIT شرکت کردم. آنجلا با مربی معتبر (CT) شونا کامرون (ESEAT) همکاری کرد من در سال ۲۰۲۵ و ارزیابی نهایی در سال ۲۰۲۶ انجام شد. ان وي سي آگاهیبخشی در مورد کودکان بسیار مورد علاقه من است. در ده سال گذشته، من اردوهای خانوادگی در فنلاند ترتیب دادهام. دیدن رشد جامعهمان و بازگشت سال به سال آن، شادی زیادی را برای من به ارمغان میآورد. پیشارزیابی
خیلی عالی است وقتی میشنوم که هم کودکان و هم بزرگسالان (از جمله خودم!) میگویند که اردوها نقطه اوج سال هستند. ارزیابی نهایی برای من بسیار معنادار و تأثیرگذار بود. در حالی که در میان جامعهام بودم، احساس کردم که عمیقاً مورد حمایت و عشق هستم. وقتی آنجلا سخنرانیاش را ایراد کرد، مدتی طول کشید تا متوجه شوم که او واقعاً درباره من صحبت میکند.
تمام سالهای یادگیری، چه چالشها و چه جشنها، در آن لحظه گرد هم آمدند. و اینکه چقدر در آن رویداد گریه کردم دیوانهکننده است! اشکهای شادی و آسودگی. امروز «احساس» میکنم (میدانم که این یک احساس نیست!) که بیشتر روی پای خودم ایستادهام، نه به این دلیل که «آماده» هستم، بلکه به این دلیل که یاد گرفتهام خودم را بیشتر همانطور که هستم بپذیرم.
دیوید استیل (ایالات متحده)
از طرف استفانی باخمن ماتی
دیوید با سالها تجربه در به اشتراک گذاشتن ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) و مشارکت در RMCCN (شبکه ارتباطی دلسوزانه کوههای راکی) که او به همراه سوزان جنینگز ، دیوید شیندول و دیگر اعضا تأسیس کرده بود، به این سفر آمد . در واقع، با دیدن اینکه دیوید خود را وقف خدمت به دیگران میکند و با هدایت صداقت و از خودگذشتگی هدایت میشود، سوزان جنینگز و دیوید شیندول به طور فعال دیوید را تشویق کردند تا برای دریافت گواهینامه اقدام کند.
در طول مدتی که با هم بودیم، دیوید را دیدم که در آتش ناراحتی مینشست، پذیرای حمایت و بازخورد سازنده بود، دعوتها برای خودکاوی را میپذیرفت و صادقانه به خودش نگاه میکرد: بخشهایی از وجودش را که دوست داشت و بخشهایی از وجودش را که به راحتی تشخیص نداده بود یا به سرعت ندیده بود. دیدن اینکه او این سفر را با آگاهی و فروتنی طی میکند، برای من الهامبخش بوده است. با شادی و سپاسگزاری، گواهینامه دیوید را اعلام میکنم.
از دیوید:
من تمام عمرم مشغول مطالعه ارتباطات بودهام. وقتی ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) را کشف کردم، مثل این بود که از ابزار دستی به ابزار برقی تبدیل شوم، این مدل آنقدر مؤثر است که من آن را ارزشمندترین کاری میدانم که تا به حال انجام دادهام. فرآیند صدور گواهینامه، دقتی را به همراه داشت که بینش مرا عمیقتر کرد و نقاط ضعفی را که نمیدانستم دارم، آشکار کرد. این امر توانایی من را برای کار در موقعیتهای دشوار افزایش داده و فروتنی عمیق و سالمی را در من القا کرده است.
سابین مورف (هلند)
از طرف ارزیاب، شونا کامرون
من و سابین رابطهای توأم با اعتماد و مهربانی پیدا کردهایم و من از آشنایی با او لذت بردهام. او درک عمیقی از آنچه اهمیت دارد و نوع دنیایی که میخواهد در آن زندگی کند، دارد. سابین به شیوهای الهامبخش، غم و سوگواری را تجربه کرده است و من از اینکه او را ارزیابی میکنم، چیزهای زیادی یاد گرفتم. سابین با دقت ارتباط بدون خشونت را به اشتراک میگذارد و من دوست دارم که او با ورود به مرحله بعدی زندگیاش، مهارتهای آموزشی خود را تقویت کند.
از زبان سابین:
سفر من با ارتباط بدون خشونت » ( ان وي سي ) با اشتیاق عمیقی برای ارتباط آغاز شد، هرچند هنوز زبانی برای توصیف آن نداشتم. وقتی برای اولین بار با ان وي سي مواجه شدم، به یاد دارم که مجذوب نحوه صحبت کردن و گوش دادن مربی شدم. این تصور را داشتم که او در جایی ایستاده است که میتوانستم حس کنم اما هنوز آن را درک نمیکردم - مکانی ریشه در نیازها و آگاهی از وابستگی متقابل. به یاد دارم که فکر میکردم: «این جایی است که میخواهم باشم.»
با گذشت زمان، ان وي سي چارچوبی برای درک تجربیاتی که مدتها گیجکننده یا دردناک بودند، به من داد. احساس قدرت کردم تا دوباره احساساتم را جدی بگیرم و با نیازهای فراوان نهفته در آنها - مانند نیاز به دیده شدن، اهمیت داشتن، سرزندگی و اصالت - ارتباط برقرار کنم. به تدریج، برایم روشن شد که اگر به مسیر فعلیام ادامه دهم، احتمالاً بیمار خواهم شد - بسیاری از نیازهای من در این معادله لحاظ نشده بودند. زمان تغییرات اساسی در زندگی فرا رسیده بود.
با یافتن این همه یادگیری و معنا از طریق ان وي سي ، تصمیم گرفتم وارد فرآیند صدور گواهینامه شوم تا از رشد مداوم خود حمایت کنم و بیشتر بررسی کنم که چگونه میتوانم ان وي سي را با دیگران به اشتراک بگذارم. این به فضایی برای تعمیق دانش من، تجسم عمل و توسعه تدریس من تبدیل شد. نوشتن خاطرات، نوشتن منظم و ارتباط با سایر متخصصان، همراه با تمرین نقشآفرینی، دریافت بازخورد در مورد تدریس و گذراندن وقت با ارزیابم، فرصتهای مداومی را برای یادگیری و خوداندیشی فراهم کرد و به من کمک کرد تا الگوها را تشخیص دهم و درک خود را روشن کنم. در طول مسیر، همچنین بررسی کردم که چگونه ساختارهای قدرت بر تفکر و روابط من را شکل دادهاند و چگونه ان وي سي از من در تغییر وفاداریام - از سیستمهای مبتنی بر سلطه به سمت یک پایه مشترک از نیازهای انسانی - حمایت میکند.
در طول فرآیند اخذ گواهینامه، زندگی با چالشی غیرمنتظره و عمیقاً دردناک نیز روبرو شد. شریک زندگیام که بعداً در زندگی با او آشنا شدم، به شدت بیمار شد و ظرف چند ماه درگذشت. آگاهی و مهارتهایی که از طریق ان وي سي در حال کسب آنها بودم، به من کمک کرد تا این دوره را با حداکثر حضور و شفقت ممکن پشت سر بگذارم. یادگیری اینکه خودم را در آغوش بگیرم - و به دیگران اجازه دهم مرا در آغوش بگیرند - برای ادامه مسیرم ضروری شد.
قرار گرفتن در این مسیر بسیار ارزشمند بوده است. جسارت دیدن خودم و دیده شدن با نیازهایم، سفری بوده است - پذیرش آنها به عنوان نقطه شروعی که از آن زندگی میتواند شکل بگیرد. داشتن الگوهایی در میان ارزیابان و دیگران که اصول ان وي سي را با صداقت زندگی میکنند، بسیار آموزنده و الهامبخش بوده است. من عمیقاً از این تجربیات سپاسگزارم و مشتاقانه منتظر ادامه این سفر ارتباط و یادگیری با دیگران هستم.
هنریک فرید (سوئد)
از طرف ارزیاب، ایان پیتی
هنریک به طور فعال در شبکه سوئدی مشارکت دارد و در سال 2025 در سازماندهی IIT در آنجا همکاری داشته است. من از رشد هنریک در سالهای همکاری با او تحت تأثیر قرار گرفتهام و خوشحالم که از او در شبکه مربیان استقبال میکنم.
از هنریک:
در سال ۲۰۱۸، با یک وکیل سوئدی آشنا شدم که در کارش، میانجیگری در اختلافات در سیستم حقوقی سوئد، از ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) استفاده میکرد. این اولین باری بود که به من توصیه شد کتاب اصلی Marshall Rosenbergدر مورد ان وي سي را بخوانم. من بلافاصله کتاب را تهیه کردم، اما دو سال دیگر طول کشید تا واقعاً آن را بخوانم، زیرا در آن زمان در مضیقه زمانی بودم. من بخشی از یک برنامه آموزشی فشرده برای رهبران جوان در کارم به عنوان مدیر پروژه در صنعت دفاع سوئد بودم. آن برنامه رهبری توسط یک روانشناس سازمانی رهبری میشد و شامل برخی آموزشهای ارتباطی بود، اما تا حد زیادی از تمرینهای ذهن آگاهی نیز الهام گرفته شده بود. پس از پایان برنامه، بالاخره وقت پیدا کردم کتابی را که منتظرم بود بخوانم و همچنین هر مصاحبه و کارگاه ضبط شدهای را که میتوانستم به دست بیاورم، تماشا کردم. به نظرم رسید که برخی از فرضیات اساسی و باورهای اصلی در ان وي سي بسیار شبیه به چیزهایی است که من دو سال گذشته را صرف یادگیری آنها کرده بودم. بنابراین، برای من طبیعی به نظر میرسید که با عمیقتر شدن در آموزشهای ان وي سي به توسعه شخصیام ادامه دهم، و به همین دلیل تصمیم گرفتم در یک دوره آموزشی فشرده بینالمللی (IIT) در سال ۲۰۲۲ شرکت کنم.
در سال ۲۰۲۲ در IIT، چندین دوست جدید پیدا کردم که یادگیری من را تسریع کرد و به نیاز من به اجتماع کمک کرد. بعداً به هیئت مدیره انجمن ان وي سي سوئد پیوستم، جایی که به همراه دیگر مربیان سوئدی، آموزش ان وي سي را به صورت غیرانتفاعی ارائه میدادم. همچنین در یک شرکت سوئدی آموزش ارائه دادم که در آن مدیران و مدیران پروژه را آموزش میدادم. آنچه که برای من در رابطه با رهبری سازمانی آغاز شده بود، به روابط خصوصی در زندگی من گسترش یافت و بعداً در سال ۲۰۲۲، من و دوست دخترم به یک برنامه آنلاین شش ماهه پیوستیم که در آن یاد گرفتیم که چگونه ان وي سي میتواند در روابط صمیمی به کار گرفته شود.
در طول سال ۲۰۲۳، من در رویداد ارزیابی نهایی تیم ارزیابی اروپایی انگلیسی زبان در هلند شرکت کردم. این رویداد باعث شد تا در مورد آنچه از من در فرآیند تبدیل شدن به یک مربی خبره انتظار میرود، شفاف شوم. پس از این رویداد، من همچنین شروع به شرکت در جلسات تمرینی با سایر داوطلبان صدور گواهینامه کردم. در این مدت، من در جلسات آنلاین با سایر داوطلبان برای تمرین ایفای نقش و تبادل همدلی بسیار فعال بودم. در سال ۲۰۲۵، من بخشی از تیم برگزارکننده یک IIT در سوئد بودم و سرانجام، در سال ۲۰۲۶، در رویداد ارزیابی نهایی شرکت کردم که در آنجا به عنوان یک مربی خبره توصیه شدم.
سالی پربل (نیوزیلند)
از طرف ارزیاب، کیت کرامبی
سالی در سال ۲۰۲۲ نزد من ثبت نام کرد. او عضوی از یک گروه بسیار فعال از کاندیداهای ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) در نیوزیلند (Aotearoa) بود. من از همراهی سالی در مسیر اخذ گواهینامهاش تا تکمیل آن بسیار خوشحال هستم. بسیار خوشحالم که او را به جامعه مربیان خبره معرفی میکنم. همچنین، در اینجا چند جمله از دو مربی خبره، دب هیپرسون و والری وایکاف، در نیوزیلند که سالی را به خوبی میشناسند، آورده شده است:
از دب هایپرسون
سالی عزیز، از شنیدن اینکه رسماً به عنوان مربی رسمی به ما ملحق خواهی شد، بسیار خوشحالم. تو همین الان هم به مردم آوتئاروا، از جمله خود من، کمکهای زیادی کردهای و همچنان میکنی!! بیصبرانه منتظر ادامهی این سفر با هم هستم!!
از والری وایکاف
سالی، به انجمن مربیان خبره خوش آمدید! دوست دارم مربیان خبره بشنوند که به شما اعتماد دارم و به شما احترام میگذارم و برای حضورتان به عنوان یک دوست و همکار ارزش قائلم. من به عنوان یک مربی همکار در دورههای آنلاین "ارتباط با کودکان"، برای مثالهای آماده شما از زندگی خودتان، به ویژه تجربیات فرزندپروریتان، بسیار ارزش قائل بودهام. من از شما به خاطر الهام بخشیدن به آسیبپذیری و صداقت شرکتکنندگان در دوره در طول سالها، و اخیراً در آموزش زندهتان که بخشی از ارزیابی نهایی شما بود، قدردانی میکنم.
از سالی:
چهار سال پیش، من به عنوان کاندیدای گواهینامه مربی مرکز ارتباط بدون خشونت (C ان وي سي ) ثبت نام کردم. در طول دوره ثبت نامم، به طور فعال در حال یادگیری، تلاش برای زندگی و بررسی چگونگی مشارکت با به اشتراک گذاشتن ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) بودهام. این سالها، سالهای شدید و به شدت دگرگونکنندهای برای من بودهاند، زیرا در حال بررسی چگونگی انتقال اشتیاقم به ان وي سي به جهان هستم. با شور و اشتیاقی وارد این دوره شدم، ترکیبی از اشتیاق پرشور به ان وي سي ، شادی عمیق از حس تازه کشف شدهام از حرفه، و اشتیاق برای یافتن راهی برای ارائه مهارتهایم به جهان.
این همگرایی پرانرژی باعث شد تا خودم را درگیر تجربیات جدید و چالشبرانگیز مختلفی کنم: یافتن راههای جدید برای به اشتراک گذاشتن ان وي سي با والدین و خانوادهها (که مورد علاقهام بود)، بیدار ماندن در طول شبهای طولانی برای یادگیری مدیتیشن؛ بیدار شدن قبل از طلوع آفتاب برای کمک به معلمان از سراسر جهان؛ کمک به تأسیس یک موسسه خیریه که همدلی رایگان برای همه ارائه میدهد؛ ارائه صدها ساعت حمایت و مدیتیشن همدلانه؛ و شروع یک کسب و کار برای آموزش و به اشتراک گذاشتن ان وي سي با استفاده از رویکرد «اقتصاد هدیه» و تلاش برای حفظ ارتباط عمیق با خودم و جامعهام.
هدف من به عنوان یک مربی دارای گواهینامه، زندگی کردن و به اشتراک گذاشتن ارزشهای صلح و شفقت است که برایم بسیار عزیز هستند، همراه با ملایمت و مهربانی با خودم، اطرافیانم و سیاره زمین. میخواهم آن ملایمت عاشقانهای را که در قلب ان وي سي میبینم، تجسم کنم، آن را در اعماق قلبم جای دهم و هر روز مسیرهای عصبیام را بازآموزی کنم تا نرمی، ملایمت، صلح و عشق بیشتری را فراهم کنم. آرزو دارم ان وي سي را با بودنِ خودِ کامل، انسانی و ناکاملِ خود، لحظه به لحظه، دقیقاً همانطور که هستم، به اشتراک بگذارم و در کنار دیگران قدم بردارم، همانطور که آنها نیز همین کار را میکنند.
پائولا روسو (ایتالیا)
از ارزیاب، یوهانس هن
زیرا با چالشهایی مربوط به نقشها و موضوع قدرت روبرو میشدیم. برای او، این به یک زمینه مهم رشد تبدیل شد: مواجهه با واکنشهای خودش وقتی که خود را در موقعیت قدرت کمتری میدید و یافتن راهی آگاهانه برای بازگشت به برابری و مسئولیت مشترک.
پائولا به لطف فروتنی و شوخطبعیاش، حتی در مواقعی که شرایط در زندگی شخصی و کاریاش در جامعهی کاندیداهای ما دشوار بوده، توانسته با این چالشها کنار بیاید. او در محیطهای پیچیدهای مانند زندانها یا زمینههای پریشانی عاطفی و اعتیاد، با اشتیاق فراوان برای مشارکت، کار کرده است. سفر او اینجا به پایان نمیرسد: ما به همکاری با یکدیگر ادامه خواهیم داد و پائولا همچنان که در مسیر رشد خود پیش میرود، بخشی از جامعهی ما و روزهای مربیگری خواهد ماند.
[IT] Vorrei presentarvi Paola، una candidata che ha concluso il suo percorso di certificazione con noi durante l'ultimo mentoring dello scorso anno. La conosco e accompagno il suo cammino da circa cinque anni e apprezzo profondamente la sua determinazione e la sua perseveranza. Anche nelle situazioni più sfidanti, Paola è rimasta nel processo con impegno e coraggio, mostrando una forte disponibilità ad apprendere ea crescere all'interno del quadro della Comunicazione Nonviolenta.
La nostra collaborazione non è stata semper facile, poiché abbiamo incontrato sfide legate ai ruoli e alle dinamiche di potere. Questi momenti sono diventati per Paola un importante campo di apprendimento: esplorare le proprie reazioni quando si viveva in una posizione di minor potere and sviluppare una maggiore consapevolezza rispetto alla responsabilità, alla sceltobilta alla responsabilità, alla sceltobilta alla responsabilità, alla scelanobilta all responsabilità, alla scelanobilta all responsabilità, alla sceltobilta all responsabilità, alla sceltobilta e responsabilità, alla scelanobilta e alla reazioni quando si viveva condivisa.
Grazie alla sua umiltà e al suo senso dell'umorismo, Paola è riuscita a rimanere presente a queste sfide, anche quando le circostanze erano impegnative sia nella sua vita personale sia nel suo impegno all'interno della nostra candidatià di. Ha portato la pratica della Comunicazione Nonviolenta در رقابتهای پیچیده آمده است le carceri e situazioni di disgio emotivo e dipendenza, con una sinira intenzione di contribuire e di servir la vita. Il suo percorso non si نتیجه گیری qui. Continueremo avorare insieme e Paola resterà parte attiva della nostra comunità e delle giornate di mentoring, proseguendo nel suo cammino di integrazione della counicazione Nonviolenta and di crescita continua.
از پائولا:
[EN] من ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) آشنا شدم. دو سال قبل، دختر ۲۲ سالهام به دلیل مصرف مواد مخدر به بیماری روانی مبتلا شده بود. من در نوعی جهنم زندگی میکردم و با حمایت ایمان بودایی و رواندرمانی توانستم روی پای خودم بایستم. آشنایی با ارتباط بدون خشونت (ان وي سي)، از طریق فابریزیا ماسکولو (که اخیراً درگذشت)، مانند باز کردن پنجرهای به روی سیارهای جدید بود - سیارهای پر از هوا، نور، گرما و امکانات فراوان. من هرگز آن را رها نکردم. بعد از خواندن تمام کتابهای روزنبرگ، شروع به شرکت در دورهها کردم، حتی با اینکه وضعیت مالی ما به هیچ وجه کافی نبود.
در سال ۲۰۲۰، در طول MYL، با یوهانس هن صحبت کردم و وارد مسیر اخذ گواهینامه شدم. در مورد «چگونگی» و «چه چیزی» احساس سردرگمی میکردم و در عین حال، نمیتوانستم درخواستهایی را برای برآورده کردن نیازهایم به وضوح و پشتیبانی تدوین کنم. برای دو سال اول (۲۰۲۰-۲۰۲۲)، اجازه دادم سفرم بدون جهت مشخص یا آگاهی دقیق پیش برود و به این ترتیب، سبکی و پایداری را پرورش دادم. در سالهای بعد، احساس خستگی، افسردگی، سردرگمی و درد داشتم.
شروع به طرح درخواستهایی کردم که میتوانستند در رابطه با این نیازها، امید را تقویت کنند. با انجام این کار، ارتباطم را با خودم بهبود بخشیدم، قصدم را برای ادغام ان وي سي در زندگیام تقویت کردم و آگاهیام را از واکنشپذیریام عمیقتر کردم. به این درک رسیدم که مسیر پیش رو، مشاهدهی لحظه به لحظهی دنیای درونیام و دریافت حتی کوچکترین محرکها به عنوان هدیه است.
[IT] Ho incontrato la cnv nel 2015. Da due anni era stata diagnosticata una patologia mentale a mia figlia di 22 anni (a causa di assunzione di sostanze stupefacenti). Vivevo در un infermo e restavo in piedi con il sostegno della mia fede buddista e della psicoterapia. La CNV، incontrata nelle vesti di Fabrizia Mascolo (deceduta newemente) è stato come aprire una finestra su un pianeta nuovo dove c'era aria، luce، calore و tante possibilità. Non ho più mollato e, dopo aver letto tutti i libri di Rosenberg, ho cominciato a regularare corsi, nonostante le nostre possibilità Economiche fossero del tutto insufficienti.
Nel 2020, durante il MYL, ho parlato con Johannes Henn و sono entrata nel percorso. Mi sono sentita confusa circa "Il Come" و "Il Cosa"، allo stesso tempo، non sono stata in grado di formulare richieste per nutrire il bisogno di chiarezza e di supporto. Per i primi due anni /2020-2022) ho lasciato che il mio percorso fluisse senza una direzione ed una consapevolezza precisa e, in questo modo, ho nutrito leggerezza e sostenibilità.
Negli anni successivi mi sono sentita affaticata، depressa، confusa، addolorata. Ho cominciato a fare alcune richieste che potessero nutrire speranza in direzione di questi bisogni. Cosí ho migliorato la connessione con me stessa, ho rafforzato l'intento di integrare la cnv nella mia vita, ho rafforzato il focus sulla ia reattività. Ho compreso che la strada da seguire era quella dell'osservazione del proprio mondo interiore istante dopo istante، cogliendo come dono ogni più piccolo stimolo.
نوئمی آماتی (آلمان)
از طرف ارزیاب، ماریان سیکور
[EN] چقدر خود را وقف ارتباط بدون خشونت (ان وي سياز اینکه نوئمی از ۵ سال پیش که با این موضوع آشنا شد، ان وي سي، سفری فشرده را آغاز کرد، ابتدا یاد گرفت، سپس به ابرهارد شررز، یک مربی باتجربه و دارای گواهینامه (CT)، در بسیاری از آموزشهای مقدماتی و عمیقتر کمک کرد و در نهایت آموزشها را به تنهایی رهبری و توسعه داد. من عاشق خلاقیتی هستم که او در کارش به کار میگیرد و با استفاده از نقاشیها، فلیپچارتهای زیبا و اشعار خود، مطالب جدیدی را توسعه میدهد. من این را غنی میبینم که او تجربه خود را به عنوان مربی مهدکودک به ارمغان میآورد و میداند که ان وي سي به این حوزه وارد میکند. تمرکز آموزشی او بر تغییر اجتماعی، ذهن-بدن-روح، شفا و آرامش درونی، آموزش، حل تعارض و تروما است. نوئمی، خوشحالم که از شما به عنوان عضوی از جامعه رو به رشد مربیانمان استقبال میکنم!
[DE] Ich bin begeistert, mit welchem Commitment Noemi in die GFK eingetaucht ist, seit sie sie vor 5 Jahren kennengelernt hat. Sie hat sich auf eine intensive Reise mit der GFK begeben, indem sie zuerst intensiv gelernt und dann bei Eberhard Schererz, einem erfahrenen zertifizierten Trainer, in vielen Einführungs- und Vertiefungstrainings helpiert. Seit gut einem Jahr leitet und entwickelt sie nun selbst Trainings. Ich liebe die Kreativität, die sie in ihre Arbeit einbringt, indem sie neues Material entwickelt, in dem sie ihre eigenen Bilder, schönen Flipcharts und Gedichte verwendet. Ich sehe es als Bereicherung an, dass sie ihre Erfahrung als Kindergärtnerin einbringt und weiß, dass sie ان وي سي in diesem Bereich teilt. Ihre Trainingsschwerpunkte sind sozialer Wandel, Mind-Body-Spirit, Heilung und Innerer Frieden, Erziehung, Konfliktlösung und Trauma. Noemi, ich freue mich, dich in unserer wachsenden Gemeinschaft von Trainer*innen willkommen zu heißen!
از نائومی:
[EN] من به دنبال راهی برای مشارکت و ارتباط با مردم بودم - برای یافتن ارتباط با خود و دیگران. ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) پشتیبانی، کلیدی که مدتها به دنبالش بودم را به من ارائه داد. همه این برخوردها با مردم و کار با ارتباط بدون خشونت چیزهای زیادی به من آموخته و باور عمیق من را تقویت کرده است که مهم نیست یک فرد از کجا آمده، چه چیزی را با خود آورده یا چند سال دارد - چه غریبه باشد چه نزدیک - آنچه واقعاً مهم است نحوه ارتباط ما با آنهاست.
و وقتی یک ارتباط خاص اتفاق میافتد، به نوعی جادویی میشود. من عاشق این لحظات هستم - آنها قلب من را گسترش میدهند. در حضورم در جهان، میخواهم در ایجاد بیشتر این ارتباطات "جادویی" بین مردم و کمک به ایجاد فضاهایی که در آن میتوانند ظهور کنند، مشارکت کنم. از طریق فرآیند صدور گواهینامه، اعتماد من به مردم و جوامع دوباره افزایش یافته است. در گذشته، اغلب تجربه میکردم که چگونه روشهای ارتباط ما میتواند از هم جدا شود، و گاهی اوقات مطمئن نبودم که آیا در این دنیای وسیع افرادی وجود دارند که واقعاً مایل به مشارکت در شیوهای متفاوت از با هم بودن باشند. گاهی اعتقادم به آن عمیقا متزلزل می شد.
آشنا شدم ارتباط بدون خشونتو این امید جدیدی را در من بیدار کرد—که من در این باور به شفقت و قدرت همدلی تنها نیستم. من مشتاقانه منتظر پیوستن به برخی از شما هستم تا به جای مخالفت، به دنیایی با همدیگر کمک کنید. بخشی از جامعه ای که فعالانه در این راه کار می کند و از یکدیگر در این مسیر حمایت می کند، به من احساس معنا، اعتماد، تعلق و مشارکت می دهد.
[DE] ch suchte nach einem Weg beizutragen und Menschen zu verbinden. Zu Verbindung mit sich Selbst und Anderen zu finden. Die Gewaltfreie Kommunikation hat mir dabei die Unterstützung, den Schlüssel geschenkt, nach dem ich so lange auf der Suche war. All diese Menschen-Begegnungen und die Arbeit mit gewaltfreier Kommunikation haben mich viel gelehrt und meinen tiefen Glauben darin bestärkt, das egal wo ein Mensch herkommt, was er mitbringt, oder wie alt beh ist, oder wie alt bekannist, oder, mit dieser Person در Verbindung tritt.
Und wenn eine besondere Verbindung gelingt, dann wird sie sozusagen magisch. Diese Momente liebe ich und lassen mein Herz weit werden. Ich möchte in meinem Dasein in der Welt dazu beitragen, dass diese magischen Verbindungen zwischen Menschen wieder mehr werden und Räume dafür entstehen. Durch den Zertifizierungsprozess ist mein Vertrauen در die Menschen und Gemeinschaften wieder gewachsen. Ich habe in meiner Vergangenheit oft schmerzlich erfahren wie trennend wir oft miteinander umgehen und war unsicher ob es Menschen in dieser großen Welt gibt die aktiv zu einem anderen Miteinander beitragen möchten, manchmalutters.
Dann sind mir Menschen und Trainer aus der Gfk begegnet und das hat in mir neue Hoffnung geweckt nicht allein mit diesem Glauben an Mitgefühl und die Kraft der Empathie zu sein und ich freu mich darauf gemeinsumramit. einer Welt der Miteinanders statt des Gegeneinanders. در einer Gemeinschaft zu sein die sich aktiv dafür einsetzt und sich gegenseitig auf diesem Weg zu unterstützen schenkt mir Sinnhaftigkeit, Vertrauen , Zugehörigkeit und Teilhabe.
کارلوس ساتلر (ایالات متحده آمریکا)
از طرف ارزیاب، راجر سارو
کارلوس در ریودوژانیرو، برزیل، متولد شد و سالهای شکلگیری شخصیت و بخش اول زندگی خود را در آنجا گذراند. او در سال ۱۹۹۴ به ایالات متحده نقل مکان کرد و از سال ۲۰۰۶ شهروند دوگانه ایالات متحده و برزیل بوده است. سفر او به نام « ارتباط بدون خشونت ان وي سي در سال ۲۰۱۱ به عنوان بخشی از تلاش برای ایجاد همدلی بیشتر در زندگیاش، به ویژه برای مدیریت تعارض در زندگی زناشوییاش، آغاز شد. کارلوس به عنوان یک شوهر، میخواست راههایی برای احترام به نیازهای خود و در عین حال پاسخگویی به نیازهای همسرش پیدا کند. او دریافت که ان وي سي ابزارهایی را برای پایهگذاری رابطهاش بر اساس شفقت و درک متقابل ارائه میدهد، چیزی که آرزویش را داشت.
از آن زمان، کارلوس با راهنمایی بسیاری از مربیان و آموزگاران الهامبخش، به مطالعه و زندگی بر اساس ان وي سي ادامه داده است. با گذشت زمان، ان وي سي نه تنها به چیزی که او تمرین میکند، بلکه به روشی برای بودن تبدیل شده است - که نحوه گوش دادن، صحبت کردن، ارتباط برقرار کردن و پاسخ دادن به زندگی را شکل میدهد. او ان وي سي را به درون خود، روابطش، مسیر معنویاش و اشتیاقش برای مشارکت در جهانی دلسوزتر میآورد.
کارلوس به عنوان میانجی داوطلب در مرکز میانجیگری و گفتگو بیورتون (CMD) فعالیت میکند، جایی که او همچنین به سایر میانجیگران آموزش میدهد. او در هیئت مدیره شبکه اورگان برای ارتباط دلسوزانه (ORNCC) خدمت میکند و به ترویج ان وي سي در سراسر اورگان و جنوب غربی واشنگتن کمک میکند. او یک برنامه آموزشی مداوم را در یک موسسه اصلاح و تربیت در پورتلند رهبری میکند و از زندانیان در ایجاد همدلی، ارتباط با خود و انتخاب حمایت میکند. او در زندگی حرفهای خود، راههای مؤثری را برای گنجاندن دلسوزی و بیان صادقانه در یک شرکت بزرگ انتفاعی، جایی که کار میکند، بررسی میکند.
کارلوس به عنوان یک مربی دارای مجوز، قصد دارد به اشتراکگذاری ارتباط بدون خشونت در هر کجا که بتواند از بهبود، عزت و ارتباط پشتیبانی کند، ادامه دهد. او قصد دارد به ترویج میانجیگری مبتنی بر ان وي سي ادامه دهد، همدلی و حق انتخاب را برای جمعیتهای حاشیهنشین در زندان به ارمغان بیاورد و کار تغییر اجتماعی خود را به مراکز اجتماعی سلامت روان در منطقه پورتلند گسترش دهد.
از زبان کارلوس:
سفر من در ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) در سال ۲۰۱۱ به عنوان بخشی از تلاش برای ایجاد همدلی بیشتر در زندگیام آغاز شد. پس از شرکت در چند کلاس مقدماتی، یک برنامه آموزشی ۱۱ هفتهای را به پایان رساندم و پس از آن یک گروه تمرینی تشکیل دادم که به من کمک کرد تا به تدریج ان وي سي در طول چند سال در زندگیام ادغام کنم. در سال ۲۰۱۸، به هیئت مدیره شبکه ارتباطات دلسوزانه اورگان (ORNCC.net) پیوستم، جایی که با گری باران و سلن آیتکن، مربیان دارای گواهینامه، آشنا شدم که الهامبخش من برای اخذ گواهینامه بودند. سفر اخذ گواهینامه خود را در اوایل سال ۲۰۲۱ با جیم منسک به عنوان ارزیاب آغاز کردم و گواهینامه را زیر نظر راجر سارو به پایان رساندم . اگر بخواهم تمام مربیان و همکارانی را که در مسیر رسیدن به گواهینامه از یادگیری من حمایت کردند، فهرست کنم، فهرست بسیار طولانی خواهد شد. از تمام حمایتها و راهنماییهایی که دریافت کردهام، به ویژه از ارزیابانم، سپاسگزارم. برای خوانندگانی که به دنبال گواهینامه هستند، آرزوی من این است که قاطعیت را با انعطافپذیری تمرین کنید و به قلب خود وفادار بمانید.