پرش به محتوای اصلی

مربیان جدید دارای گواهینامه: مارس 2024

مارس ۲۰۲۴: در اینجا تعدادی از جدیدترین افرادی که به جامعه مربیان خبره پیوسته‌اند، معرفی می‌شوند. از شما دعوت می‌کنیم با خواندن داستان‌های آنها در زیر، با آنها آشنا شوید. اگر مایل به تماس با آنها هستید، لطفاً از صفحه مربیان آنها دیدن کنید و از فرم تماس در پایین صفحه استفاده کنید:


از طرف ارزیاب، جیم منسک

من بسیار سپاسگزارم که این سفر را با تومومی به اشتراک گذاشتم! در میان ده هزار چیز دیگر، از اینکه تومومی چگونه به عنوان یک عامل کمکی به حفظ گروه رو به رشد ژاپنی زبان ما کمک کرده است، قدردانی می‌کنم. او هر ماه با اعضای گروه و من ارتباط برقرار می‌کند تا مشخص کند چه موضوعی را بررسی خواهیم کرد. این امر به پشتیبانی، سهولت و ایجاد جامعه کمک می‌کند.

من همچنین از مهارت‌های ارتباطی تومومی قدردانی می‌کنم. من در اینجا متوجه «زندگی کردن» و «بودن» ارتباط بدون خشونت در تعاملاتمان می‌شوم. یکی از نکات برجسته سفر مشترک ما، به اشتراک گذاشتن IIT بالی 2023 بود که در آن تومومی کاملاً مشارکت داشت و با ایجاد گروه‌های واتس‌اپ برای کاندیداهای موجود و همچنین کاندیداهای بالقوه، به ایجاد یک جامعه‌ی پویا کمک کرد.

من از اشتیاق تومومی برای دریافت بازخورد و پاسخگویی به آن قدردانی می‌کنم. بخش مهمی از فرآیند پیش‌ارزیابی برای من این است که توجه کنم کاندیداها چگونه بازخوردی را که از جامعه خود، مربیانی که با آنها کار می‌کنند و من دریافت می‌کنند، جستجو و ادغام می‌کنند. همچنین از اینکه چگونه خوداندیشی تومومی به نظر می‌رسد عمیقاً از ادغام مداوم او پشتیبانی می‌کند، لذت می‌برم. وقتی در طول رویدادهای پیش‌ارزیابی از طریق زوم با هم در ارتباط بودیم، تومومی اغلب با سوالاتی برای بررسی، جشن‌های ادغام اخیر، می‌آمد و من متوجه شدم که او با جدیت یادداشت‌برداری می‌کند. او همیشه به نظر می‌رسید که آماده است تا از زمان ما به طور مؤثر و عاقلانه استفاده کند، و همچنین به نظر می‌رسید که در صورت تغییر زمان قرار ملاقات‌ها، پذیرای نتیجه است.

من همچنین از اینکه تومومی مسئولیت کامل ترتیب دادن ترجمه برای هر یک از رویدادهایی که به زبان ژاپنی ارائه می‌داد را بر عهده گرفت، و همچنین از حمایت او از یوکاری که اخیراً از ژاپن تأیید شده است، قدردانی می‌کنم. تومومی همچنین در ترجمه ارتباطات مهم بین سخنرانان ژاپنی و من به من کمک کرد. می‌توانم همینطور ادامه دهم! مشتاقانه منتظر سهم تومومی در شبکه ما در ژاپن، استرالیا و فراتر از آن هستم!

از زبان تومومی:

من در سال ۲۰۱۷ از طریق یکی از دوستانم با ان وي سي آشنا شدم. اولین باری که متوجه شدم با یک نیاز ارتباط برقرار کرده‌ام، از دوستم پرسیدم: «تو الان چیکار کردی؟!» چون کل موقعیت و هر چیزی که طرف مقابل می‌گفت و/یا انجام می‌داد، بی‌اهمیت شد و من خودم را در دنیای متفاوتی یافتم. از آن زمان، مجذوب ان وي سي و کاری که این ابزار می‌تواند برای زندگی من و اطرافیانم انجام دهد، شده‌ام.

فرآیند صدور گواهینامه‌ای که من از سر گذراندم، هدیه‌ای است که به لطف بسیاری از همکاران، متخصصان آموزش ان وي سي ان وي سي و مربیان دارای گواهینامه، از جمله اعضای Japanese Pod، مربیان و ارزیاب من، جیم منسک، امکان‌پذیر شد.

من از افراد بی‌شماری که سخاوتمندانه آموخته‌های خود را به اشتراک گذاشته‌اند و به عنوان پیشگامان الهام‌بخش عمل کرده‌اند، سپاسگزارم. مشاهده تعهد جدی آنها به عدم خشونت بارها به من الهام بخشیده است. من به ویژه از دوستی که از طریق فعالیت‌های پاد و IIT بالی با هم گرامی داشته و پرورش داده‌ایم، لذت بردم، که مرا به طرز فوق‌العاده‌ای تغذیه می‌کند.

من یک بچه زرافه هستم که تازه شروع به راه رفتن با سرم کرده‌ام، و داشتن جامعه‌ای که در آن می‌توانم با شجاعت و شفقت زمین بخورم و دوباره بلند شوم، برای من بسیار دلگرم‌کننده و توانمندکننده است تا در این مسیر ادامه دهم. مشتاقانه منتظر تعمیق یادگیری و همکاری با همه شما، چه در سطح محلی و چه در سطح جهانی، هستم.

از طرف ارزیاب، سیلویا هاسکویتز

من اولین بار در سال ۲۰۱۹ با آچون در حین برگزاری کارگاه‌های آموزشی در پکن آشنا شدم. او و سامر شی در طول سفر من چندین کارگاه آموزشی ترتیب دادند. من تحت تأثیر قرار گرفتم که پس از یک روز کامل یادگیری، آچون چند ساعت دیگر با شرکت‌کنندگان ملاقات کرد تا آموخته‌هایشان را تقویت کند و از آنچه در اوایل روز اتفاق افتاده بود، پشتیبانی کند. من او را مشتاق یادگیری، التیام، کاوش یافتم - مشتاق دریافت بازخورد و پاسخ دادن چه زمانی که موافق بود و چه زمانی که برای او مناسب نبود.

او مرتباً در یکشنبه‌های معنوی و فراخوان‌های کاندیداها شرکت کرده و بینش‌ها و مراقبت‌های خود را در این جلسات به کار گرفته است. به اشتراک گذاشته‌ام، گرفته ان وي سي و کارگاه‌هایی را بر اساس آموخته‌هایش سازماندهی و تسهیل کرده است، به گونه‌ای که من تحت تأثیر قرار گرفته و الهام گرفته‌ام.

آچون اولین کاندیدایی است که با او کار کردم و زبان مشترکی با او ندارم. بنابراین، کار از طریق ترجمه، شهود و درک عمیق او و بسیاری از ترجمه‌های عمیق انجام شد. من از این ارتباط شگفت‌زده شدم، حتی با وجود اینکه زبان‌های ما متفاوت است. من مطمئنم که آچون به یادگیری و رشد خود ادامه خواهد داد و شوخ‌طبعی، سبکی و حس سرگرمی خود را به جامعه بزرگتر Cان وي سي .

از دوان:

اسم من آچون است، اهل چین هستم. عاشق غذا، سفر و هنر هستم. عاشق طبیعت هستم. ده سال پیش، به دلیل بیماری کارم را ترک کردم. وقتی از مسیر اصلی زندگی‌ام گم و درمانده شده بودم، با ان وي سي آشنا شدم. به طور خاص، در طول کارگاه پنج روزه مربی «سی ان وي سي یونجونگ لی در ژوئن ۲۰۱۵، عمیقاً تغذیه شدم و گرما، عمق و حس قدرتی را که ان وي سي برای من به ارمغان آورده بود، تجربه کردم.

از آن به بعد، زندگی من فصل جدیدی را آغاز کرد. در 10 سال گذشته، ان وي سي کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی متعددی شرکت کرده‌ام و با حمایت ارزیابان و دوستانم در جامعه، برخی از قضاوت‌هایم در مورد خودم را تغییر داده‌ام، به آرامی با گذشته‌ام آشتی کرده‌ام، در درخواست کردن به موفقیت‌های بزرگی دست یافته‌ام، روابط نزدیک‌تری با عزیزانم برقرار کرده‌ام و با شفقت و مهربانی بیشتری نسبت به خودم و دیگران زندگی کرده‌ام.

از اکتبر ۲۰۱۶، من ان وي سي را به اشتراک گذاشته‌ام و از آن لذت می‌برم. در سال ۲۰۱۸، پس از انتخاب‌های ارزشمند خودم، سفر اخذ گواهینامه‌ام را آغاز کردم، در سال ۲۰۱۸ نامزدی‌ام را نزد جیم منسک ثبت کردم و برای همیشه از او به خاطر راهنمایی‌ها و سرمشقی که به من داد، سپاسگزارم. سیلویا در سال ۲۰۲۱ ارزیاب جدید من خواهد بود. مفتخرم که از حمایت و عشق دو ارزیاب برخوردار بودم. به خاطر به اشتراک گذاشتن تجربیاتم، افراد بیشتری را می‌بینم، زندگی آنها زنده‌تر و شکوفاتر می‌شود، من معنا و ارزش جدیدی از زندگی را تجربه می‌کنم!

از سیلویا هاسکویتز به خاطر عشق، آغوش گرم و راهنمایی‌اش تشکر می‌کنم. در طول همکاری‌ام با سیلویا، تقسیم قدرت، صداقت، اعتماد و احترام را تجربه کرده‌ام و از جیم مانسک و جوری مانسک به خاطر آموزش و کمک به من سپاسگزارم؛ از سامر به خاطر تشویق، حمایت و کمکش سپاسگزارم. 

از دخترم و خانواده‌ام به خاطر فرصت‌های زیادی که برای تمرین و تفکر به من دادند، سپاسگزارم؛ از حمایت و همراهی تک تک مربیان و شرکای اجتماعی که در طول یادگیری و رشدم با آنها آشنا شدم، سپاسگزارم. تبدیل شدن به یک مربی دارای گواهینامه C ان وي سي یک شروع جدید است، مشتاقانه منتظرم که ان وي سي را به روشی سرگرم‌کننده، شاد و طنزآمیز به زنان بیشتری ارائه دهم. من به بررسی «غذا و ان وي سي بدن» ادامه خواهم داد. من میانجیگری بیشتری در اختلافات انجام خواهم داد.

از طرف ارزیاب، جینا لاری

من از سال ۲۰۱۷ در طول مسیر اخذ گواهینامه با آندریاس همکاری می‌کنم. او اهل آلمان است و تصمیم گرفت گواهینامه خود را به زبان انگلیسی بگیرد زیرا زبانی است که با آن کار می‌کند.  او شرکت بین‌المللی فناوری اطلاعات خود را تأسیس کرد و نه تنها ان وي سي در آنجا معرفی کرد، بلکه آن را در فرهنگ آنجا نیز جای داد. همراهی با آندریاس و دیدن رشد پایه‌های او، همزمان با ادغام ان وي سي در وجودش، لذت‌بخش بوده است.

او متعهد است که تجربیات سازمانی خود را با دیگران، چه در ان وي سي و چه فراتر از آن، به اشتراک بگذارد و من واقعاً مشتاقانه منتظر دیدن این موضوع هستم. علاوه بر این، آندریاس ان وي سي را به دستیاران آموزشی در مدرسه‌ای که پسرش در آن تحصیل می‌کند، ارائه می‌دهد و من تعهد او به این امر را ارج می‌نهم. نوعی کیفیت پرانرژی در نحوه‌ی بیان آندریاس از قلبش و دریافت دیگران وجود دارد که مرا تحت تأثیر قرار می‌دهد و من آن را ناشی از عمق ارتباط او با خودش و وجود معنوی‌اش تفسیر می‌کنم.  من خوشحالم که او را برای تبدیل شدن به یک مربی دارای گواهینامه توصیه می‌کنم. 

از زبان آندریاس:

سفر من با ارتباط بدون خشونت یک تحول عمیق شخصی بوده است، مسیری به سوی زندگی‌ای که کمتر تحت تأثیر ترس‌ها و شرایط اجتماعی باشد، اما با آزادی و سرشاری قلبم هدایت شود. این سفر در سال ۲۰۱۴ و در یک مرحله چالش‌برانگیز از زندگی حرفه‌ای‌ام آغاز شد، که منجر به کشف ان وي سي به عنوان منبع حیاتی رشد در زندگی‌ام شد.

در ابتدا، پذیرش روح و اصول ان وي سي استراتژی من برای گذر از این دوره چالش‌برانگیز بود. با تجربه قدرت کار Marshall Rosenberg، شروع به ادغام آن در تمام بخش‌های زندگی‌ام کردم: در زمینه کسب و کارم، الهام بخشیدن به خانواده‌ام، در مدرسه فرزندانم و در سازمان‌های مرتبط با مدرسه که بر شمول تمرکز دارند.

در سال ۲۰۱۸، من مسیر دریافت ان وي سي و جینا لاری به عنوان ارزیاب، از سفر من حمایت کرد. این تلاش فراتر از دنبال کردن یک گواهینامه بود؛ این نشان دهنده تعهدی برای پرورش یک ریتم ثابت در ان وي سي تمرین این فرصتی بود تا درک خود را عمیق‌تر کنم و معنویت را بپذیرم، آگاهی و حضور دلسوزانه‌ام را هم در درون خود و هم در تعاملاتم با دیگران افزایش دهم. علاوه بر این، این فرآیند در ایجاد ارتباطات معنادار با افراد همفکر در سراسر جامعه جهانی ان وي سي .

من صمیمانه از معلمان و مربیانم، به ویژه کلاوس کارستدت، رابرت گونزالس، رابرت کرزیسنیک، و مربی و ارزیاب عزیزم جینا لاری، به همراه بسیاری از همکاران و دوستان الهام‌بخشی که در طول مسیر با آنها روبرو شده‌ام، سپاسگزارم. یکی از تأثیرگذارترین کاربردهای « ان وي سي برای من در شرکت خودم، یک کسب و کار فناوری و مشاوره، بوده است. با ادغام ان وي سي را پرورش دهند ان وي سي ارزش‌های

 این ابتکار فراتر از متحول کردن شرکت ما است؛ این ابتکار در مورد غنی‌سازی جامعه گسترده‌تر ان وي سي و پرورش شبکه‌ای از شرکت‌ها و سازمان‌های متعهد به ادغام ان وي سيو در نتیجه ایجاد سازمان‌های غنی‌کننده زندگی است. این سفر برای اخذ گواهینامه Cان وي سي چیزی بیش از رشد شخصی است؛ این سفر در مورد تجسم و به اشتراک گذاشتن اصول ان وي سي برای الهام بخشیدن به تغییر در جنبه‌های مختلف زندگی، به ویژه در ساختارهای سازمانی است.

با الهام از Marshall Rosenbergدیدگاه ان وي سي برای تغییر سیستم‌ها و کمک به ایجاد جوامع همدلانه‌تر، زندگی‌بخش‌تر و مشارکتی‌تر می‌بینم. همانطور که در آستانه دریافت گواهینامه Cان وي سي هستم، مشتاقم این سفر را ادامه دهم، قدرت دگرگون‌کننده « ان وي سي و محیط‌هایی را پرورش دهم که در آنها همدلی و شفقت منجر به زندگی با شادی، درک، صلح و تغییر سیستماتیک بیشتر شود.

از طرف استفانی باخمن ماتی

با کمال خوشحالی اعلام می‌کنم که مری گویر از کالیفرنیا، ایالات متحده، سفر اخذ گواهینامه را به پایان رسانده و اکنون سرانجام به جامعه مربیان دارای گواهینامه ما می‌پیوندد. سفر مری حتی قبل از شروع سفر رسمی اخذ گواهینامه، فوق‌العاده غنی بود. به همین دلیل است که کلمه "بالاخره" را در جمله قبلی قرار دادم! او سال‌ها با Bayان وي سي که عضوی از مربیان ان وي سي سال‌هاست

علاوه بر این، مری کتاب «قدرت شفابخش همدلی: داستان‌های واقعی درباره دگرگون کردن روابط» (منتشر شده توسط انتشارات PuddleDancer)

همانطور که جامعه کاندیداها به همراه من، یک ارزیاب دیگر (سوزانا وارن)، یک ارزیاب در حال آموزش (سوزان جنینگز)، دو CT از ایالات متحده (تریشیا مارتین و بث مورگان) و هدیه باورنکردنی Kanya Likanasudh از تایلند، دور هم جمع شده بودیم، همه ما از طنز، ظرفیت داستان‌سرایی و عمق پرسشگری که مری به این حرفه می‌آورد، لذت بردیم. می‌دانم که بسیاری از ما از دیدن حضور و مهارت مری که رسماً توسط Cان وي سي.

از مریم:

نکته اصلی که در اولین مواجهه با ان وي سي، گرمی و صمیمیت این جامعه بود که در طول مسیر یادگیری و اخذ گواهینامه‌ام همواره وجود داشته است. در واقع، این افراد بودند که بیشترین تأثیر را بر روند کار من داشتند. مربیان مختلف، که تعدادشان زیاد است - از جمله ارزیاب من، استفانی - به نظر من چندین ویژگی مشترک را نشان داده‌اند، از جمله اشتیاق به کمک، تعهد عمیق به تجسم تمامیت ان وي سي ، و همچنین فروتنی در مورد انسان بودن، داشتن نقاط قوت و چالش‌ها.

پیگیری پیشرفت خودم در چارچوب این نوع حمایت، الهام‌بخش بوده است، حمایتی که در آن احساس می‌کردم به خاطر استعدادها و مشارکت‌هایم دیده می‌شوم و همزمان به خاطر انسانیت خودم مورد احترام و تکریم قرار می‌گیرم - حتی در حین بیماری، استراحت، فراز و نشیب و غیره. مطمئناً از اینکه همچنان در خدمت ارتباط در مسیر پیشرفت باشم، هیجان‌زده‌ام، اما همچنین خوشحالم که این کار را در کنار این جامعه از دیگران که بسیاری از ارزش‌های من را به اشتراک می‌گذارند، انجام می‌دهم.

می‌خواهم تشکر ویژه‌ای از برخی از افرادی که کار و دوستی‌شان در شکل‌گیری شخصیت من بسیار مؤثر بوده است، داشته باشم: کریستین، کریستین، جین، میکی، کتی، راکسی، و از نویسندگان اصلی، تیم و کاترین.

از طرف ارزیاب، مارسل بلانگر

[EN] من خوشحالم که لوئیز را برای پیوستن به جامعه مربیان دارای گواهینامه توصیه می‌کنم. ادغام آن، توانایی او را در به اشتراک گذاشتن این فرآیند با صداقت و اشتیاق نشان می‌دهد! من از استعداد طبیعی او برای گوش دادن و ایجاد حس استقبال و امنیت بسیار قدردانی می‌کنم. من سفر رو به رشد او را برای ابراز وجود و جرات بیان حقیقتش جشن می‌گیرم!

همچنین، می‌خواهم از تأثیر او به عنوان عضوی از تیم کاری‌اش در دانشگاه لاوال تجلیل کنم! او می‌دانست چگونه کل تیمش را «آلوده» کند و معنای عمیق « ان وي سي. او بسیار متعهد است و این شیوه زندگی را تجسم می‌بخشد! همراه بودم جینا سنسیوز و والری لانکتوت-بدار، که آنها نیز گواهینامه لوئیز را جشن می‌گیرند،

[FR] Je suis heureuse de recommander Louise pour rejoindre la communauté des formeurs certifiés. Son intégration, nous démontre sa capacité à partager le processus avec intégrité et enthousiasme! J'apprécie tellement son talent natural d'écoute et de créer un sentiment d'accueil et de sécurité. Je célèbre son cheminement grandissant à s'affirmer et oser exprimer sa vérité !

Aussi, je veux célébrer son impact au sein de son équipe de travail à l'université Laval! Elle a su « آلوده کننده » l'ensemble de son équipe et de leur transmettre le sens profond de la CNV. Elle est très engagée et elle incarne cet art de vivre ! Dans la dernière partie de son parcours، j'étais accompagnée des co-évaluatrices Gina Cenciose et Valérie Lanctot-Bédard qui célèbrent également la certification de Louise.

از زبان لوئیز:

[EN]  با تلاش برای ایجاد درک، احترام و آرامشی که آرزوی زیستن و لمس زندگی و چشیدن شدت موجود در آن را دارم، به جهانی که در آن سهمی دارم، کمک می‌کنم. اینها آرزوهایی هستند که در طول مواجهه‌ام با « ارتباط بدون خشونت (ان وي سي) و یادگیری تمرین آن، خود را به من نشان دادند. با آوردن معنا و همسویی به حوزه‌های مختلف زندگی‌ام، در واقع هم به عنوان یک مادر و یک مدیر، و هم به عنوان یک شریک، خواهر و دوست، تأثیر تعامل با زندگی درون خود را از طریق همدلی با خود تجربه می‌کنم تا با دیگران از مکانی سرشار از گشودگی، اصالت و مسئولیت‌پذیری بهتر ارتباط برقرار کنم.

من علاقه زیادی به توسعه شخصی، حرفه‌ای و اجتماعی افراد به عنوان افراد یا اعضای یک گروه دارم. من دارای مدرک لیسانس در رشته مشاوره هستم و بیش از 30 سال در محیط‌های اجتماعی و آموزشی به عنوان مدیر فعالیت داشته‌ام.

با انگیزه به اشتراک گذاشتن این شیوه زندگی که به فرد اجازه می‌دهد از خود مراقبت کند و با مهربانی از خود استقبال کند، به قدرت خود پی ببرد تا آزادی و شادی بیشتری پیدا کند، من در انتشار « ارتباط بدون خشونتارائه می‌دهم ان وي سي ، علاوه بر اینکه در تسهیل یک ان وي سي . دعوت گاندی برای اینکه تغییری باشید که می‌خواهید در جهان ببینید، منبع الهامی است که دائماً تجدید می‌شود.

[FR] Contribuer au monde en tentant d'y apporter la compréhension, le respect et la paix que je souhaite y vivre et toucher au vivant pour goûter l'intensité qui s'y trouve, voilà les aspirations qui se sont mallorésàvéc la CNV و l'apprentissage de sa pratique. Apportant sens et enlignement dans les différentes phères de ma vie, c'est en effet à la fois comme maman et gestionnaire, mais aussi conjointe, sœur et amie que je goûte à l'Impact d'auvanie'truer en. mieux entrer en relation avec l'autre depuis un lieu d'ouverture, d'authenticité et de responsabilité.

Je nourris un grand intérêt pour le developpement personnel, vocationnel et social des personnes comme individualu ou membre d'un groupe. Je suis détentrice d'un baccalauréat en orientation et gestionnaire depuis به اضافه 30 ans en milieu communautaire et de l'éducation.

C'est avec l'élan de partager cet art de vivre qui permet de prendre soin de soi et de s'accueillir avec bienveillance, de prendre la mesure de son pouvoir afin de trouver de plus en plus de liberté et de joie que la non violente contribue. J'offre des formations d'initiations à la CNV et des formations thematiques sur demand en plus de co-animer un groupe de pratique en CNV. L'invitation de Gandhi à être le changement que l'on veut voir dans le monde est une source d'inspiration toujours renouvelée.

از طرف ارزیاب، سوزان کرافت

با کمال میل و آسودگی خاطر، امروز گواهینامه وندل را با شما جشن می‌گیرم: از اولین باری که وندل را ملاقات کردم، یاد گرفتم که از روشی که او به طور اساسی از خودش و در عین حال از رفاه گروه دفاع می‌کرد، قدردانی کنم. شفافیت او در ساختاردهی فرآیندهای گروهی، تمایل زیاد او برای گشودن قلبش به روی طرف مقابل حتی در مواقع اختلاف.

وندل در نوزادی از کره جنوبی به هلند به فرزندی پذیرفته شد و بار سنگینی از آسیب‌های اولیه را به دوش می‌کشد. قلبم از دیدن اینکه او مجبور بود شایستگی خود را بسیار بیشتر از هر کس دیگری ثابت کند، خون می‌بارید. در عین حال، او همیشه مایل بود که در مورد رفتار و داشته‌های خود تأمل کند و پشیمان باشد. وقتی جامعه ما از او خواست تا در مورد تجربه خود با نژادپرستی به اشتراک بگذارد، به این امید که بتواند ارتباط و درک ایجاد کند، او به طرز دردناکی با شرطی‌سازی ما، "شکنندگی سفیدپوستان"، - در جامعه ما - نیز مواجه شد. راستش را بخواهید، برای مدتی نمی‌توانستم تصور کنم که او دیگر بخواهد بخشی از "ما" باشد.

در طول سال‌هایی که اجازه داشتم او را همراهی کنم، او الهام‌بخش من در زندگی ان وي سي: مراقبت از خود، شناخت و نامگذاری مرزهای خود و شجاعانه مطرح کردن درخواست‌هایش، و اعتماد به اینکه طرف مقابل می‌تواند نه بگوید. همچنین علاقه صادقانه او به هر شخص دیگری - همراه با حس شوخ‌طبعی فوق‌العاده خوب. با او صداقت و فروتنی را تجربه کردم که قبلاً به ندرت دیده‌ام. خوشحالم که شخصیت و شایستگی او را در جامعه‌مان دارم و عمیقاً سپاسگزارم که با وجود موانع دشوار و ناامیدی‌ها، ما را رها نکرد.

از وندل:

ثبت نام کردم ارتباط بدون خشونت ، امیدوار بودم یاد بگیرم که چگونه می‌توانم به روشی بدون خشونت به شوهرم بگویم که او اشتباه می‌کند و من درست می‌گویم. البته این چیزی نبود که یاد گرفتم، اما در چند جلسه اول اشتیاقی برای زندگی با احساسات و نیازهای عمیق‌تر و ارتباط مبتنی بر خود و دیگران در من بیدار شد.  علاوه بر این، مصمم بودم که نه تنها خودم این روش زندگی را یاد بگیرم، بلکه آن را با دیگران نیز به اشتراک بگذارم. 

از همه کسانی که در این مسیر همراه من بودند سپاسگزارم - برای ارتباط، اشک‌ها و خنده‌ها و هر آنچه آموختم (یا با اشاره به آنچه هنوز برای یادگیری وجود دارد). با ذکر ویژه از یورام موسنزون، که وقتی خودم نمی‌توانستم این را تجربه کنم به من اعتماد کرد و سوزان کرافت، که در تمام فراز و نشیب‌ها در کنارم بود.

از طرف ارزیاب، سوزان کرافت

[DE] Erstmal Empathie... ganz viel davon, so lange bis sie satt sind und fragen: was ist das, was Du da mit uns machst؟ - so geht Sabine auf die Menschen zu . sie wirklich inneren Raum hat für ihr Gegenüber.

[EN] اول، همدلی... مقدار زیادی از آن، تا زمانی که راضی شوند و بپرسند: «با ما چه کار می‌کنی؟» - این روشی است که سابین با مردم برخورد می‌کند. او به عنوان یک معلم اینگونه بود و اکنون نیز اینگونه سمینارهای خود را برگزار می‌کند. چیزی که من در او ارزش قائلم این است که او واقعاً برای شخصی که با اوست، فضای درونی ایجاد می‌کند. زیرا او ابتدا آن فضا را برای خودش ایجاد می‌کند.

از زبان سابین:

[EN] «دوستم داری؟» بین تناقض و شیفتگی، محکومیت و بله‌ای مردد، این ویدیوی Marshall Rosenberg طنین غیرمنتظره‌ای را در من برانگیخت. کنجکاوی‌ام از ترس بیشتر بود و سرانجام، یک الگوی قدیمی پدیدار شد، یعنی زیر سوال بردن همه چیز و ناتوانی در باقی گذاشتن چیزی به عنوان مفید.

می‌خواستم این نوع نگاه به جهان، روابط و خودم را یاد بگیرم. در سال ۲۰۱۴، سفری فشرده با توماس استلینگ آغاز شد، کسی که همیشه به من ایمان داشت و همیشه در مواقعی که فکر می‌کردم ایمانم را به خودم از دست داده‌ام، در کنارم بود. سوزان کرافت، کسی که درخشش مرا قبل از اینکه خودم متوجه شوم، دید، کسی که در مواقع اختلاف تسلیم نشد، کسی که همیشه با انسانیت خودش به من اعتماد کرد و بنابراین در شرایط برابر زندگی کرد.

بله‌ای بی‌قید و شرط به آنچه هست. من بیشتر و بیشتر در این نگرش می‌بینم، این نگرش به من آرامش می‌دهد در برخورد با تضادها، مرا قادر می‌سازد تا قدرتمندانه عمل کنم و دیدگاه روشنی از امکاناتی که در اختیارم قرار می‌گیرد داشته باشم.

وجود من به عنوان معلم در مدرسه تقریباً بدون اینکه متوجه شوم تغییر کرد. من آزادی را در یک سیستم محدود کشف کردم. حتی در یک سیستم محدود، می‌توان انسان بود و با عزت عمل کرد و ارتباط برقرار کرد. بعد از اینکه کمی قبل از کشف GRP می‌خواستم همه چیز را دور بیندازم، پرچم برگشت. نه فقط انتقال مطالب، بلکه داشتن یک تجربه پر جنب و جوش در تبادل، برقراری ارتباط و تجربه محتوا. حالا معلم بودن چه لذتی برایم داشت

بزرگترین دغدغه من این است که ان وي سي را به عنوان یک منبع زندگی برای افرادی که در غیر این صورت در سمینارهایمان پیدا نمی‌کردیم، در دسترس قرار دهم. افرادی که آزادی مالی کمتری دارند، سالمندان در مراحل پایانی زندگی، کودکان و جوانان. از آنجایی که مجبور نیستم از طریق دوره‌ها امرار معاش کنم، می‌توانم دیدگاه خودم از زندگی را زندگی کنم. با ارائه این نگرش و روش فوق‌العاده از Marshall Rosenberg به مردم، به صلح کمک می‌کنم - صرفاً به این دلیل که می‌توانم.

[DE] "Liebst du mich?" Zwischen Widerspruch und Faszination، Verurteilung und einem zögernden Ja، löste dieses Video von Marshall Rosenberg in mir eine unerwartete Resonanz aus. Meine Neugier war größer als die Angst und endlich einmal zeigte sich ein altes Muster, nämlich alles zu hinterfragen und nichts stehen lassen zu können, als dienlich.

Ich wollte diesen Blick auf die Welt، auf Beziehungen und auf mich selbst lernen. در سال 2014 با همکاری توماس استلینگ، در سال 2014 با یک کلاه بزرگ و پایدار در جنگ در Zeiten als ich den Glauben و mich selbst verloren geglaubt habe شروع شد. سوزان کرافت، die mein Leuchten gesehen hat bevor ich es erkannt habe، die nicht nachgegeben hat in konfliktreichen Zeiten، die sich mir immer wieder zugemutet hat mit ihrem eigenen Menschsein und damit Augenhöhe gelebt hat. 

Ein bedingungsloses Ja zu dem was ist. Immer mehr finde ich in diese Haltung, sie schenkt mir Gelassenheit im Umgang mit Konflikten, ermöglicht mir kraftvolles Handeln und einen klaren Blick auf meine mir gegebenen Möglichkeiten.

سریع unbemerkt veränderte sich mein Lehrerinnen Dasein in der Schule. Ich entdeckte die Freiheiten در سیستم einem engen. Auch in einem engen System ist es möglich Mensch zu sein und würdevoll zu handeln und zu kommunizieren است. Nachdem ich kurz vor Entdeckung der GFK alles hin schmeißen wollte drehte sich das Fähnchen. Keine reine Stoffvermittlung، sondern lebendige Erfahrung im Austausch، در Verbindung kommen، Inhalte erleben. Welchen Spaß hatte ich jetzt am Lehrerdasein

Mein größtes Anliegen، ist es die GFK als eine Lebensressource zur Verfügung zu stellen für Menschen، die wir sonst eher nicht in unseren Seminaren vorfinden. Menschen، die weniger finanziellen Freiraum zur Verfügung haben، alte Menschen im letzten Lebensabschnitt، Kinder und Jugendliche. Da ich meinen Lebensunterhalt nicht über Kurse bestreiten muss kann ich diese, meine Lebensvision leben.

Beitragen zum Frieden in dem ich diese wunderbare Haltung und Methode von Marshall Rosenberg den Menschen schenke - einfach so weil ich es kann.

از طرف ارزیاب، سوزان کرافت

وقتی کلودیا از من پرسید که آیا می‌توانم ارزیاب او باشم، پاسخ من این بود: اگر شما کاندیداهایتان را برای ملاقات گروهی سازماندهی کنید. و او این کار را کرد. مراسم ارزیابی آخر هفته گذشته اوج سفری بود که کاندیداها کاملاً فرآیندمحور - تا انتها - به آن نزدیک شدند. هر یک بار دیگر "بله" خود را در درون خود کشف کردند و آن را در یک آیین بسیار شخصی دوباره تأیید کردند

کلودیا پیش از این آموزش‌های فوق‌العاده ساختاریافته‌ای را گذرانده بود و در طول این سال‌ها، به‌طور خاص با این مسئله روبرو شد: من در کجا در جایگاه بالاتری شناخته می‌شوم - و در آنجا برای ارتباط مجدد از انزوا چه چیزی لازم است؟

[DE] Als Claudia mich gefragt hat، ob ich ihre Assessorin sein kann، war meine Antwort: WENN Du organisierst، dass ihr Kandidat*innen Euch als Gruppe trefft. Und sie hat es gemacht. Die Assessmentfeier am vorigen Wochenende war der Abschluss eines Wegs، den die Kandidat*innen ganz prozessorientiert gegangen sind - bis zum Schluss. Da hat jede noch mal ihr Ja in sich selbst gefunden und in einem ganz eigenen Ritual bekräftigt.

Claudia hat schon vorher wunderbar strukturierte Trainings gehalten und in diesen Jahren hat sie sich besonders dem Thema gestellt: wo werde ich im höheren Status wahrgenommen - und was braucht es da, um vom Rückzug wieder in Verbind?

از کلودیا:

[EN]  هنوز اولین باری که با ان وي سي. من عضو هیئت مدیره یک مدرسه جایگزین بودم و به دنبال راه‌هایی برای مقابله با اختلافاتی بودم که به زندگی‌ام خدمت کنند. بنابراین ۱۵ سال پیش در اولین ان وي سي کردم و خیلی چیزها را در زندگی‌ام تغییر داد... ملاقات با مردم در سطح چشم و از صمیم قلب همیشه مرا عمیقاً تحت تأثیر قرار می‌دهد. در طول سال اول آموزشم، بازگشت به زندگی روزمره‌ام بعد از هر جلسه برایم دشوار بود. اشتیاق من برای با هم بودنِ توأم با قدردانی بسیار زیاد بود و آن را در سمینارها تجربه کردم. و سپس به آرامی، بی‌سروصدا و آرام، این با هم بودن را بیشتر و بیشتر در زندگی روزمره‌ام و با اطرافیانم داشتم.

این موضوع قلب مرا عمیقاً تحت تأثیر قرار داد و بنابراین ۱۴ سال پیش تصمیم گرفتم آنچه را که برایم بسیار ارزشمند بود به دیگران منتقل کنم. من ترجیح می‌دهم با افرادی کار کنم که کودکان، والدین، مربیان و معلمان را همراهی می‌کنند و با افراد و مؤسساتی که اشتیاق یکسانی برای تغییر درونی و بیرونی (اجتماعی) دارند. جنبه معنوی « ان وي سي برای من و رشدم مهم و ارزشمند است. من اینجا چیزهای زیادی از رابرت گونزالس آموختم و واقعاً از این زوج‌ها قدردانی می‌کنم.

من فرآیند اخذ گواهینامه را دو سال پیش آغاز کردم و بسیار سپاسگزارم که با حمایت سوزان کرافت، ارزیاب من، ارتباط عمیق‌تری با ان وي سي نگرش هستمان وي سي و می‌توانم عشق و اشتیاقم را برای ان وي سي با مردم و مکان‌هایی که به آنها معروف هستم، به اشتراک بگذارم، هیجان‌زده‌ام.

[DE] Ich erinnere mich noch gut، wie ich der GFK das erste Mal begegnet bin. Ich war Vorstand an einer alternativen Schule und ich habe nach Wegen gesucht, Konflikte auf einer dem Leben dienenden Art und Weise zu begleiten. 

So habe ich dann vor 15 Jahren mein erstes GFK-Seminar besucht und es hat so vieles in meinem Leben verändert… Menschen auf Augenhöhe und von Herzen zu begegnen, berührt mich immer wieder zutiefst. Während meines ersten Jahrestrainings ist es mir schwergefallen, nach jeder Einheit in meinen Alltag zurückzukehren. Meine Sehnsucht nach einem wertschätzenden Miteinander war so groß und in den Seminaren habe ich es erlebt. Und dann sachte, still und leise hatte ich dieses Miteinander immer mehr in meinem Alltag und mit den Menschen in meinem Umfeld. 

Das hat mein Herz auf einer ganz tiefen Ebene berührt und so habe ich mich vor 14 Jahren entschieden, das, was für mich so wertvoll ist, an andere Menschen weiterzugeben. Am liebsten arbeite ich mit Menschen, die Kinder begleiten, Eltern, ErzieherInnen und LehrerInnen. Und mit Menschen und Einrichtungen، die die gleiche Sehnsucht - nach einem inneren und äußeren (Sozialen) Wandel - haben. Für mich und mein Wachstum ist der spirituelle Aspekt der GFK wichtig und wertvoll, hier habe ich viel von Robert Gonzales gelernt und schätze die Dyaden sehr.

Vor 2 Jahren habe ich mit dem Zertifizierungsprozess begonnen und ich bin sehr dankbar, dass ich durch die Begleitung von Susanne Kraft, meiner Assessorin, noch tiefer mit der Haltung der GFK verbunden bin.  Jetzt freue ich mich، Teil der Cان وي سي-Gemeinschaft zu sein، und meine Liebe und Begeisterung für die Haltung der GFK mit den Menschen zu teilen und an die Orte zu bringen، zu denen ich gerufen werde.

از طرف ارزیاب، سوزان کرافت

[EN] ما تازه به یاد تحول عظیمی که رزویتا متحمل شده است افتادیم: من اولین بار او را با لباس زرهی، چکمه‌های جنگی و موهای سیخ سیخ شده دیدم - سگش هم در کنارش بود، با پوزه بند. با این حال، درون او قلبی فوق‌العاده نرم و دلسوز برای همه افراد محروم جامعه وجود داشت. تمایل او به در نظر گرفتن همه و خدمت به خیر عمومی، همه با حس شوخ طبعی عالی. در طول این سال‌ها، من عمیقاً نظم و انضباط او را تحسین کرده‌ام، که از این تحول پشتیبانی می‌کرد. من سپاسگزارم که رزویتا به عنوان پلی برای افرادی عمل می‌کند که در غیر این صورت ان وي سي به دلیل بیگانه بودن زبان ما

[DE] gerade haben wir uns noch mal erinnert, welche große Wandlung Rosvita vollzogen hat: ich habe sie kennengelernt gepanzert mit Totenkopfhemd, Springerstiefeln und Stachelhaaren - neben ihr ihr Hund mit Maulkorb.ßichends in. alle die Benachteiligten در unserer Gesellschaft. Die Bereitschaft، ALLE im Blick zu haben und dem Ganzen zu dienen. و از طنز. Über die Jahre habe ich ihre Selbstdisziplin , die diese Wandlung unterstützt hat, sehr bewundert. Und ich bin dankbar, dass Rosvita eine Brücke bildet zu Menschen, die sonst keinen Zugang zu GfK hätten, weil ihnen unsere Sprache viel zu fremd ist.

از روسویتا:

[EN] لحظه‌ای که ان وي سي به طور اتفاقی وارد زندگی من شد، خیلی ناامید بودم - دیگر نمی‌خواستم زنده بمانم تا شرم، خستگی و غمی را که به خاطر رابطه‌ام با دخترم و همچنین با پسرم داشتم، احساس نکنم، رابطه‌ای که کاملاً از هم پاشیده بود و با خشونت کلامی و فیزیکی نیز همراه بود. آن شروع من بود زیرا از روزی که مشتی به بینی‌ام خورد و عصری که بطری ودکا به من خورد، جان سالم به در بردم و روز جدید نوید یک ان وي سي در وین را در عرض ۳ ماه می‌داد. اگر هنوز اینجا هستم، پس «باید». می‌گویند می‌خواهم چیزی را تغییر دهم و فقط می‌توانی خودت را تغییر دهی.

من هر ویدیوی آنلاین با حضور Marshall Rosenberg x بار تماشا کرده‌ام. هر چیزی را که می‌توانستم پیدا کنم، جذب کردم. با ان وي سي به خواب رفتم و با تمرین‌های ان وي سي از خواب بیدار شدم. من به ویژه تحت تأثیر سادگی، وضوح و دلسوزی زیادی قرار گرفتم که مارشال روزنبرگ و دیگران، مثلاً در مورد مرگ، خشونت و اعتیاد در دوره‌ها و مصاحبه‌ها صحبت می‌کردند. و بچه‌های توی متن آهنگ، آنهایی که مثل من بودند، همزمان خیلی عصبانی و سخت و آسیب‌پذیر به نظر می‌رسیدند و من همزمان خیلی عصبانی و سخت و آسیب‌پذیر به نظر می‌رسیدم. بنابراین در اشتیاق برای امنیت، مهربانی عاشقانه، امنیت، حمایت شدن، توانایی نشستن با درد در قلب و اعتماد به عشق و زندگی. این از ۱۸ اکتبر ۲۰۱۴ تا دسامبر ۲۰۲۳ ادامه داشت و هنوز هم ادامه دارد. بعضی چیزها هنوز دفن شده‌اند، اینجا و آنجا ظاهر می‌شوند، و من مطمئنم در ان وي سي . 

مراحل تجربه شده توسط ...

  • «من مسئول حال دیگران، به خصوص عزیزانم هستم. و اگر حال دیگران خوب باشد، حال من هم خوب است. من هر کاری می‌کنم تا مطمئن شوم حال دیگران خوب است. من مهم هستم و مسئول همه چیز هستم.»
  • «من مسئول احساس تو نیستم، و برایم مهم نیست که چه احساسی داری، چون خودت مسئول آن هستی، تو فقط از خودت مراقبت کن، من هم این کار را خواهم کرد» - که فقط تا حدی برای رابطه والدین و کودک مفید است.
  • «من مسئول احساسات تو نیستم، و نمی‌خواهم احساسات یا خواسته‌های تو را تغییر دهم، و برایم مهم است که چه احساسی داری، و من مسئول آنچه می‌گویم یا انجام می‌دهم و نحوه‌ی عملم هستم، و اعمال من عواقبی دارند.»

من بارها و بارها آن را تجربه می‌کنم. بزرگترین درس من...

مسئولیت‌پذیری ریشه‌ای نسبت به خود. رفتار محبت‌آمیز با خودم و ترس‌هایم، "اشتباهات"، "فرصت‌های از دست رفته"، با گیاهان کوچکی که در حال حاضر جوانه می‌زنند و می‌خواهند به دنیایی پر از شادی بروند. برای شناخت ظرفیتم در احساس و نگه‌داشتن آسیب‌پذیری، ترس، غم، شادی، شادی بی‌حد و حصر. برای آگاهی از منابعم. برای صحبت کردن در مورد خودم: نه گفتن و بله گفتن، دانستن اینکه این یک بله به نیازهای من با این ظرفیت‌های خاص من است. برای دریافت کمک وقتی که در دایره‌ای دور خودم می‌چرخم و نمی‌توانم به جلو حرکت کنم.

من سپاسگزارم... تمام معلمان درون ان وي سي مرا به چالش کشیدند و با تمام وجودشان به من همدلی دادند. کسانی که به من ایمان داشتند و متوجه «قلب بزرگ» روبروی من شدند، شرکای درگیری: کسانی که به من اعتماد کردند و من به آنها اعتماد کردم. دخترم به خاطر زدن توی دماغم، پسرم به خاطر رقصیدن، جاروبرقی کشیدن و اجاق گاز، و برگشتنش پیش من. شوهر فعلی‌ام به خاطر قدم زدن با هم، کشتی گرفتن با هم، نشستن، منتظر ماندن، صحبت کردن، بغل کردن، صبر بی‌پایان، عشق. پدر و مادرم، بدون آنها من اینجا نبودم، با تمام کوله‌باری پر از تلاش و فداکاری، پر از «تو-تو-باید»، «تو-باید»، «تو-نباید»، پر از الگوهای فرهنگی مردسالارانه یا غالب، شادی و سرزندگی بزرگ شدن در طبیعت و کنجکاوی برای آنچه هست.

و به همه زنان و مردانی که ناامید هستند و نمی‌دانند الان چه کار کنند، من هم این را در آنها تجربه کرده‌ام و تنهایی من به یک با هم بودن، یک تنوع و یک اجتماع تبدیل شده است. بله، من هر از گاهی ناامید می‌شوم و این چیز خوبی است. کسی زمانی گفت که ایمان کوه‌ها را جابجا می‌کند، یعنی عشق. ان وي سي به معنای تنظیم نگرشی از عشق است. عشق به خودم، به دیگران، به جهان، به زندگی کردن، به پرورش دادن و به بودن، کوه‌ها را جابجا می‌کند. این چیزی است که من از طریق ان وي سي، و این چیزی است که باید به دیگران منتقل کنم.

[DE] In dem Moment، wo GFK in mein Leben gestolpert ist, war ich ziemlich verzweifelt - ich wollte nicht mehr Leben, um die Scham, die Erschöpfung, die Trauer nicht zu spüren, die ich empfunden habeinchmiter, weichil meinem Sohn ziemlich auseinander gegangen war und auch von sprachlicher und physischer Gewalt begleitet war. Das war mein Anfang, denn ich habe den Tag an dem einen Faust meine Nase getroffen hat und den Abend mit der Flasche Wodka überlebt und der neue Tag hat ein GFK-Seminar در 3 Monaten در وین در Aussicht gestellt. 

Wenn ich schon noch da bin, dann "muss ich", will ich etwas ändern und man kann ja nur sich selbst ändern - heißt es.Ich habe jedes Online-Video mit Marshall Rosenberg x-Mal angesehen. Alles, was ich finden konnte, habe ich in mich aufgesogen. Ich bin mit GFK schlafen gegangen und mit GFK-Übungen aufgewacht. Besonders berührt hat mich die Einfachheit، Klarheit und ganz viel Mitgefühl، mit der Marshal Rosenberg und andere zum Beispiel über den Tod، Gewalt und Sucht gesprochen hat در Kursen und Interviews. Und die Kinder in den Texten، die wie meine، sie schienen so wütend und hart und verletzlich zugleich und ich so wütend und hart und verletzlich zu gleich.

بنابراین در der Sehnsucht nach Geborgenheit، liebevoller Güte، Sicherheit، getragen sein، mit dem Schmerz im Herzen sitzen können und Vertrauen in die Liebe und das Leben haben. Es hat gedauert 18. اکتبر 2014 bis heute دسامبر 2023 و dauert immer noch manches ist noch verschüttet es zeigt sich hi und da, und ich bin sicher in der GFK. (das reimt sich sogar am Ende :)Die Phasen durchlebt von..." ich bin dafür verantwortlich wie es den anderen geht, besonders meinen Lieben. wichtig، ich bin für alles verantwortlich" zu

"ich bin nicht verantwortlich für wie es dir geht und es ist mir egal wie es dir geht, weil ja du selbst dafür verantwortlich bist, sorge halt du selber für dich, ich mache das ja aucht, ich mache das ja aucht, ich mache das ja aucht, nur funzonieertziil, weil ja du selbst dafür verantwortlich bist. zu

"ich bin nicht verantwortlich für das was du fühlst UND ich will nicht ändern was du fühlst oder willst UND es interessiert mich wie es dir geht UND ich bin verantwortlich dafür was ich wie sage oder tue und mein ich wie es dir geht UND ich bin verantwortlich dafür was ich wie sage oder tue und mein ich wie es dir. .Mein größtes Lernen...

Radikale Selbstverantwortung. Liebevoller Umgang mit mir und meinen Ängsten، «Fehlern»، «verpatzten Möglichkeiten»، mit den kleinen Pflänzchen - das gerade sprießt und voller Freude in die Welt gehen möchte. Meine Kapazitäten kennen zu lernen, Verletzlichkeit, Angst, Trauer, Freude, unermessliche Freude zu empfinden und zu halten.  Mir meiner Ressourcen bewusst zu sein. Von mir zu sprechen: Nein-sagen und Ja-sagen im Bewusstsein، dass es ein Ja zu meinen Bedürfnissen mit diesen bestimmten meinen Kapazitäten gerade ist. Mir Hilfe zu holen، wenn ich mich im Kreis drehe und nicht mehr weiter komme in mir.

Dankbar bin ich... All den Lehrer: innen der GFK, die mich gefordert haben und mit aller Kraft Empathie geschenkt haben. Diejenigen، die an mich geglaubt haben und das "große Herz" schon vor mir bemerkt haben، den Konfliktpartner: innen، die sich mir zugemutet haben، denen ich mich zugemutet habe. Meiner Tochter، für den Schlag auf die Nase، meinem Sohn für das Tanzen، um das Staubsaugen und die Herdplatte und ihr zurückkommen zu mir. Meinem jetzigen Mann für das gemeinsame Gehen، miteinander ringen، sitzen، warten، reden، umarmen، die unendliche Geduld، die Liebe.

Meinen Eltern، ohne sie wäre ich nicht hier, mit all dem Gepäck voll Anstrengungen und Verzicht, voll "du-„du-musst"، "du-sollst"، "du darfst-nicht"، voll der patriarchaler oder dominazkulturlicher Muster، voll Freudegame. sein und der Neugier für das was ist.Und all den Frauen und Männern, die verzweifelt sind und gerade nicht weiter wissen, auch in ihnen habe ich halt erfahren und meine Einsamkeit ist zu einer Zweiserchaelinkeits geworden.

Ja, ich bin verzweifelt, von Zeit zu Zeit und das ist gut so.Der Glaube versetzt Berge hat einmal jemand gesagt und die Liebe gemeint. GFK bedeutet mich auf eine Haltung von Liebe einzuschwingen. Die Liebe zu mir، zu den anderen، zur Welt zu leben، zu kultivieren، zu sein und es versetzt Berge. Das habe ich durch die GFK erfahren und erlebt und das ist es، was mir am Herzen liegt, weiterzugeben.

از طرف ارزیاب، تو ویدستراند

نله علاقه زیادی به اشتراک‌گذاری ان وي سي در زندگی خصوصی و حرفه‌ای‌اش دارد و با معلمان همکاری می‌کند. من نله را فردی جاه‌طلب، قابل اعتماد و باملاحظه می‌دانم. آرزو می‌کنم نله به توانایی‌اش در همدلی و به اشتراک گذاشتن ان وي سي با شفافیت اعتماد کند.

از نله:

وقتی ان وي سي آشنا شدم، سادگی آن (چهار بلوک سازنده، سه فرآیند اصلی... کنار هم قرار دادن همه چیز روی یک برگه A4)، کاربرد گسترده آن و درک این موضوع که «همه چیز از من شروع می‌شود» مرا تحت تأثیر قرار داد. من می‌توانم در هر زمانی (یا هر زمانی) در این امر مشارکت کنم. در سال‌های بعد، از عمق آن، کاوش در زوایای جدید و الهام‌بخشی بسیاری از مربیان، و همچنین یادگیری، زندگی و کاوش در کنار سایر شرکت‌کنندگان لذت بردم. آموزش‌های مختلف ان وي سي که در آنها شرکت کردم و فرآیند صدور گواهینامه، به ویژه برای من، به موارد زیر کمک کرد:

  • به شیوه‌ای غنی‌کننده برای خودم و دیگران ارتباط برقرار کنم
  • با انرژی نیازهای درون خودم و دیگران ارتباط برقرار کنم
  • با انرژی شفقت به خود و عشق به خود در درونم ارتباط برقرار کنم
  • تقویت مهارت در حضور همدلانه (توسط خودم و دیگران) و همچنین صحبت صادقانه، که من آن را به عنوان سهم خود در جهانی با صلح بیشتر، انسانیت مشترک و درک متقابل می‌بینم
  • مسئولیت احساساتی را که در هر لحظه از روز رخ می‌دهند، بپذیرم و آگاه باشم که «من همیشه این حق انتخاب را دارم که به احساسات غنی‌کننده زندگی واکنش نشان دهم.»
  • تجسم ان وي سي آگاهي
  • حفاظت از یکپارچگی فرآیند ان وي سي

من از فرآیند صدور گواهینامه سپاسگزارم و مشتاقم که در این مسیر بیشتر قدم بردارم. دانستن ان وي سي ، مهارت آموزی در ان ان وي سي ان وي سي ، توسعه آگاهی، زندگی و به اشتراک گذاری ان وي سي بارها از من در کمک به همکاری و همراهی در محل کارم و همچنین ارتباط و تعامل در خانواده، همکاران و دیگران حمایت کرده است. این باعث می شود که با کمک به رفاه بیشتر در محل کار، خانواده و به ویژه در آموزش، به ایجاد تغییر در جهان امیدوار باشم.