
Rodrigo Suárez Hoffman
مربی رسمی از سال 2022
لیبرسنسیا
به زبانهای انگلیسی، اسپانیایی صحبت میکند
Current Country: Mexico
کشور مبدا: مکزیک
«بدون خجالت، راحت خودت باش.»

رودریگو سوارز هافمن به همراه همسرش، مادلین سیرا کاراسکال، بنیانگذار لیبرسنسیا هستند. آنها با هم جلسات و کارگاههای شخصیسازیشده ارائه میدهند
همانطور که داستان او نشان میدهد، رودریگو از ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي )، تکنیک الکساندر، اجرای ترکیبی و چالشهای شخصی خود الهام گرفته است تا روشی منحصر به فرد و خلاقانه برای کمک به افراد در غلبه بر چالشهای خود و احساس آزادی برای بودن خودشان ابداع کند.
یک موسیقیدان مشتاق
رودریگو که در مکزیک بزرگ شده بود، در دوران نوجوانی طلاق والدینش را تجربه کرد، دورانی که او آن را «سختترین دوران زندگیاش» میداند. در این دوره، او شروع به جستجوی ابزارهایی برای تغییر خود کرد. او که یک نوازنده ویولنسل مشتاق بود، در کالج موسیقی لندن تحصیل کرد. او میگوید: «اما کمالگرایی معلمان و تنشهای عضلانیام لذت من از نوازندگی را کاهش داد. اگر به عکسهای من از آن دوران نگاه کنید، یک مرد جوان خجالتی و خمیده را خواهید دید.»
رودریگو در دوران دانشجویی در لندن، تکنیک الکساندر را کشف کرد، روشی برای تمرین حرکات که به خلاص شدن بدن از تنش کمک میکند. او با یافتن ارتباط عمیقی با این روش، یک دوره آموزشی سه ساله را برای اخذ گواهینامه تدریس آن آغاز کرد. «در آن دوره آموزشی بود که تحول بزرگی، از نظر جسمی، ذهنی و احساسی، رخ داد.»
رودریگو به خانه خود در مکزیک بازگشت، و یک دهه دیگر می گذشت تا زمانی که به ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) برخورد کرد، در زماني به خصوص چالش برانگيز براي روابط شخصي او.
پیدا کردن ریتم او
توسط رودریگو ان وي سي در پی بهبودی دردناک از یک رابطه زناشویی شکستخورده اتفاق افتاد. او به یاد میآورد: «و تا حدودی به همین دلیل بود که من به این کتاب علاقهمند شدم.» کتابی که او به آن اشاره میکند، « Marshall Rosenbergاثر ارتباط بدون خشونت، زبانی از زندگی» رودریگو میگوید: «من نمیتوانستم از خواندن آن دست بردارم.» او به یاد میآورد که آنچه واقعاً او را به دام انداخت، «تجربیات واقعی زندگی بود که در کتاب روایت شده بودند.»
ارتباط بدون خشونت»، زبانی برای زندگی، نه تنها برای رودریگو شخصاً طنینانداز شد، بلکه به شیوهای که به خشونت در جهان، بیعدالتی اجتماعی و آسیب به محیط زیست پرداخت، نیز تأثیرگذار بود. رودریگو مکث میکند و کمی میخندد: «این کتاب به من امید زیادی داد.» «بنابراین، با وجود همه اینها، وقتی سعی کردم آن را در زندگی واقعی به کار ببرم، متوجه شدم که به آن آسانی که در کتاب به نظر میرسد، نیست.»
رودریگو از روی تجربه صحبت میکند. کمی پس از خواندن کتاب مارشال، با مادلین، همسر و همکار آیندهاش، آشنا شد که او نیز «به دلیل تجربیات قبلی ترس زیادی داشت.» رودریگو صادقانه اذعان میکند که دو سال اول رابطهشان دشوار بود و به عنوان «آزمایشگاهی برای او جهت یادگیری نحوه به کارگیری ان وي سي در زندگی واقعی» عمل کرد. امروز، او میگوید: «من و مادلین رابطهمان را مدیون ان وي سي هستیم. این امر به ویژه برای ما که اکنون پدر و مادر هستیم، معنادار است.»
دو فلسفه، یک مسیر
رودریگو با درک رو به رشد خود از ان وي سي ، به دنبال راهی برای ترکیب آن با تکنیک الکساندر بود. نتیجه، فرمولی رویایی بود. کار او به خوبی با استعدادهای مادلین پیوند خورد و آنها شروع به همکاری کردند. آنها به عنوان یک تیم زن و شوهر، با همکاری یکدیگر لیبرسنسیا یا «جوهر آزاد» را تشکیل دادند. امروزه، از طریق لیبرسنسیا، رودریگو و مادلین به مردم کمک میکنند تا واقعاً خودشان باشند، چه در زندگی و چه روی صحنه.
او میگوید ترکیب اصول ان وي سي با تکنیک الکساندر مؤثر است. «وقتی افراد برای تکنیک الکساندر به من مراجعه میکنند، معمولاً به این دلیل است که چیزی در بدنشان خوب کار نمیکند. ممکن است به این دلیل باشد که چیزی در بدنشان منقبض شده است.» او میگوید که ان وي سي را وارد این فرآیند میکند تا به افراد کمک کند «با احساسات و نیازهای خود ارتباط برقرار کنند تا آن تنش، آن دردی را که در بدن خود احساس میکنند، تغییر دهند.»
وقتی افراد برای بهبود ارتباطات شخصی ان وي سي به او مراجعه میکنند، او به نوبه خود تکنیک الکساندر را به کار میگیرد، «زیرا آگاهی از بدن خود به افراد کمک میکند تا از نظر احساسی متمرکزتر شوند و همچنین به آنها کمک میکند تا با خودشان ارتباط برقرار کنند و احساسات و نیازهای خود را درک کنند و بتوانند گفتگوی بهتری با مردم داشته باشند.»
«خودت بودن»
رودریگو از آن زمان بُعد دیگری را به کارنامه خود اضافه کرده است: دلقکبازی. او در ابتدا به گفته خودش «برای خودم» در کارگاههای دلقکبازی شرکت میکرد. من واقعاً از آنها لذت میبردم و عاشق تفریح هستم
اما وقتی صحبت از دلقکبازی میشود، رودریگو در مقابل متخصص، یعنی همسرش، مادلین، که یک دلقک آموزشدیده حرفهای است، سر تعظیم فرود میآورد. رودریگو میگوید: «او از قبل کارگاههای دلقکبازی برگزار میکرد. بنابراین ما شروع به برگزاری کارگاهها با هم کردیم.» رودریگو میگوید این کارگاهها بر برداشتن ماسکی که همه ما به صورت داریم، «پذیرفتن خود و خود بودن بدون ماسک» تمرکز دارند
این صفحه را به اشتراک بگذارید:
برای بارگذاری این نقشه، سرویس OpenStreetMap مورد نیاز است
برای بارگذاری این نقشه، سرویس OpenStreetMap مورد نیاز است
ما از کوکیها و فناوریهای مشابه برای بهبود تجربه شما در وبسایت خود استفاده میکنیم.