من همیشه میل به یادگیری و رشد داشتهام، که مرا به دنیای درک اینکه ما به عنوان انسان چه کسی و چگونه هستیم، سوق داده است. من به مدت ۱۵ سال در حوزه بشردوستانه کار کردم، به دوردستها سفر کردم (چاد، زیمبابوه، افغانستان)، و برنامههای اجتماعی و بهداشتی برای کودکان اجرا کردم. این امر اشتیاق من را برای مراقبت از دیگران و ظرفیتسازی سازمانی در کنار هم به ارمغان آورد و من با حس ماجراجویی، کشف و پیچیدگی تجربه شده، شکوفا شدم. حس درک جهانی/فراشناختی من و تلاقی نحوه تعامل ما گسترش یافت و کنجکاوی من را در مورد ماهیت انسان و ارتباط متقابل ما افزایش داد.
تجربه من در حوزه بشردوستانه، ارتباط مستقیمی با سفر توسعه شخصی من دارد که با یک فرسودگی شغلی یک ساله در سال ۲۰۱۵ آغاز شد و نه چندان آرام، مرا به دنیایی از خودشناسی و خوددلسوزی دعوت کرد.
با شروع رواندرمانی، کمکم فهمیدم که من یک انسان هستم و اجازه دارم به طور کامل و تمام و کمال در آنچه هستم وجود داشته باشم. با این حال، این برای من کافی نبود تا زندگیای را که در رابطه با دیگران میخواستم درک کنم و واقعاً آن را زندگی کنم، زیرا بخشهای اساسی رابطهای که بسیار آرزویش را داشتم، وجود نداشتند. بنابراین، به دنبالشان گشتم! و در کارگاههایی در مورد ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) و زبان طنینانداز - که به من اجازه میداد تا به انرژی زندگیام (زندگی مبتنی بر نیازها) متصل شوم - شرکت کردم و فضایی برای اهمیت نیازها و تمایل روزافزون برای آوردن آن به دنیای روابطم ایجاد کردم.
از سال ۲۰۱۹، بیش از ۱۵۰۰ ساعت را صرف یادگیری تجربی و عمیق در مورد ان وي سي ، IPNB، نظریه پلی واگال و کار روی تروما کردهام - عمدتاً از طریق زبان رزونانس (با تشکر از جایا مانسک و سارا پیتون) و ان وي سي (با تشکر از خوزه مایراند و اسپیرالیس). من آشکارا به سفر گسترش/تکامل خود متعهد هستم، که مرا به آرامی به حضور روزافزون خودم در کار همراهیام نزدیکتر میکند.
برای من، هیچ تفاوتی بین فردی که در طول فصول سفر کسی را همراهی میکند و شخصی که خودم به آن تبدیل میشوم، وجود ندارد. به عبارت دیگر، همراهی، زمینه ارتباطی کار ما با یکدیگر است. من متعهد هستم که حضور را به سفر و بخشهایی را که در همراهی به هم بافته شدهاند، بیاورم.
من یک متفکر طیفی، یک رابط سیستمها و یک انسان پیچیده و مرموز هستم. من از ارتباط با پیچیدگی موقعیتها، فرهنگها، مسائل سیستمی، اپیژنتیک و تلاقی مردسالاری و آسیبهای جمعی لذت میبرم و در آن رشد میکنم.
من قادرم به سرعت فرآیندهای فکری متعدد و پیچیده را درک کنم و با آنها ارتباط برقرار کنم. من معتقدم ما انسانهای مرموز و فوقالعاده پیچیدهای هستیم که نیاز به درک شدن داریم؛ با مغزها، قلبها و بدنهایی که میخواهند درک شوند و در کاملترین حالت خود دیده شوند. گاهی اوقات آن کاملترین حالت میتواند در دنیایی که سادگی را ترجیح میدهد (و فقط برای آن فضا ایجاد کرده است) گیجکننده، یا ترسناک یا حتی ناخواسته به نظر برسد. کشف زیبایی و کمال ذاتی خودمان یک میل طبیعی است. میلی که من آن را تشویق میکنم، با آن ارتباط برقرار میکنم و امیدوارم در همراهی با دیگران، فضایی برای آن فراهم کنم.
حس رهبری، همراهی و مربیگری من با اصول اولیهی گرمی و مراقبت، چه برای فرد و چه برای کل، همراه است. حوزهی علاقه و رشد شخصی من جنبههای حیاتبخش فمینیسم، ابراز وجود کوئیر، پذیرش بدن، جنبشهای ضد شرم و ساختارشکنی ساختارهای مردسالارانه است.
روش من برای تعامل و ارتباط با دیگران از طریق این فضای ارتباطی است. ایجاد یک فضای ارتباطی قابل اعتماد که برای شما در نظر گرفته شده است، تا در آنچه تجربه میکنید دیده و شناخته شوید. به سادهترین بیان، من از حضور در کنار مردم لذت میبرم. حضوری که شامل موارد زیر است:
- بازتابهای قدرتمند - برای دیدن تو همانطور که هستی
- تأملات عمیق - برای ارتباط با انبوه احساسات و تجربیاتی که دارید
- تجربهای از حس لطافت و شگفتی - ارزش نهادن، گرامی داشتن و تجلیل از خودِ واقعیتان.
با آغوش باز و مهربانی در وجودت با تو باشم.