من در هلند متولد شدم، اما در ۱۸ سالگی، با یک جهش ایمانی به نیوزیلند سفر کردم و به مدت یک سال به آنجا رفتم. نمیدانستم که این سفر نه تنها من را با مناظر خیرهکننده این کشور آشنا میکند، بلکه با همسرم نیز آشنا میشود که به بخش اصلی زندگی من تبدیل خواهد شد. همچنان که تحصیلاتم را در رشته آموزش و فلسفه دنبال میکردم، مسیرم با مادر شدن در ۲۵ سالگی تغییر اساسی کرد.
وقتی من و همسرم خانوادهمان را تشکیل دادیم، زندگیای بسیار متفاوت از آنچه با آن بزرگ شده بودیم را تصور میکردیم. ما زندگیای پر از آزادی را تصور میکردیم، جایی که میتوانستیم بدون محدودیتهای «بایدها»ی روزانه، زندگی کاملی داشته باشیم. عشق ما به طبیعت ما را به ماجراجوییهای بیشماری سوق داد. یکی از افتخارآمیزترین دستاوردهای ما، پیادهروی در تمام طول نیوزیلند، در هر قدم از مسیر بوده است. بخشی از این سفر حتی در New Zealand Geographic با عنوان «طولانیترین پیادهروی» نیز به نمایش گذاشته شده است.
با این حال، در حالی که ما تلاش خوبی برای تحقق رویای خود انجام دادیم، زندگی خانوادگی و فرزندپروری چالشهای خاص خود را به همراه داشت. قبل از ازدواج، هر دو توافق کرده بودیم که حفظ یک ازدواج تا زمانی که به برقراری ارتباط ادامه دهید، نمیتواند چندان سخت باشد. اما، ارتباطات ما اغلب به درگیری و چالش منجر میشد. در نهایت، این امر باعث شد که من ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) را کشف کنم و در سال ۲۰۱۵ در اولین کارگاه آموزشی خود شرکت کردم. این کشف نقطه عطفی در زندگی من شد و دریچه جدیدی به من گشود تا دنیای اطرافم را ببینم و با آن تعامل کنم.
من بینهایت از معلمان زیادی که داشتهام و همچنان از آنها یاد میگیرم، سپاسگزارم. و برخی از عمیقترین درسهای من از زندگی روزمره با خانوادهام به دست آمده است. با ورود فرزندانم به دوران نوجوانی، با قدردانی به لحظات گرانبهایی که با هم گذراندهایم نگاه میکنم. البته، دوران سخت زیادی هم وجود داشته است. در آن لحظات، ارزش عظیمی در مهارتهای ان وي سي که آموخته بودم، یافتم؛ مهارتهایی که به من کمک کردند تا با درک و شفقت بیشتری از چالشها عبور کنم. بارها و بارها، از قدرتی که وقتی انتخاب میکنم «آگاهی ان وي سي را بپذیرم، پدیدار میشود، شگفتزده میشوم.
در سال ۲۰۲۲، من به همراه سالی، گفتگوهای صلح را تأسیس کردم. من مجذوب علم و تجربه زیسته ارتباط هستم و از به اشتراک گذاشتن قدرت دگرگونکننده ان وي سي با والدین، احساس خوشبختی فوقالعادهای دارم. من خودم را «متخصص» در فرزندپروری نمیدانم و هرگز انتظار ندارم که در آن استاد شوم. در عوض، خودم را فردی میبینم که عمیقاً مشتاق یادگیری مداوم، تمرین و به اشتراک گذاشتن این روش باورنکردنی بودن با دیگران و خودمان است.
در نهایت، من واقعاً به ساختن جوامع علاقهمندم؛ عمل قدرتمند گرد هم آمدن، به اشتراک گذاشتن شادی، ریختن اشک و حمایت از یکدیگر در فراز و نشیبهای زندگی. همانطور که دنیل سیگل میگوید: «ما برای ارتباط برقرار کردن ساخته شدهایم و از طریق روابطمان است که رشد میکنیم، التیام مییابیم و شکوفا میشویم.» من در طول دورهها و رویدادهای ان وي سي غنای عظیمی را در ارتباطاتم با دیگران تجربه کردهام و امیدوارم با ارائه همین از طریق «گفتگوهای صلح» هدیهای را که دریافت کردهام، به دیگران نیز منتقل کنم.