پرش به محتوای اصلی
پرتره جک لمن

Jack Lehman

مربی رسمی از سال ۲۰۰۷

Licensed Professional Clinical Mental Health Counselor, MA in Psychology, Maîtrise ès Lettres
وضوح و ارتباط
انگلیسی، فرانسوی صحبت می‌کند
Current Country: United States
کشور مبدا: ایالات متحده
«من عاشق تانگو، سوئینگ و اسب‌سواری در کوهستان هستم... با این حال، چیزی که بیش از همه برایم ارزش دارد، وضوح و ارتباط است. این را از طریق ان وي سي یاد گرفته‌ام.»


من در سال ۱۹۴۷ در یک محله ایتالیایی که در حال تبدیل شدن به محله سیاه‌پوستان بود، در مقابل مجسمه آزادی به دنیا آمدم. پدرم در لشکر چهارم زرهی پاتون، خمپاره‌انداز شلیک می‌کرد. تجربیات او در جنگ و البته دوران کودکی خودش قبل از آن، خشونت را به موضوع اصلی دوران کودکی من تبدیل کرده بود. جنگیدن مورد تجلیل قرار می‌گرفت، خشم و خشونت الگوسازی می‌شد و الهیات جزم‌اندیشانه رواج می‌یافت. در سال ۱۹۶۹ به اروپا رفتم و ۳ سال را در آنجا گذراندم.

من مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را از دانشگاه سوربن پاریس گرفتم و همزمان، بخش عمده‌ای از تحصیلاتم را در رشته ادبیات فرانسه در دانشگاه نیویورک پاریس گذراندم. در کاراته آموزش دیدم و در نهایت به کمربند مشکی دان ۳ رسیدم، به زبان فرانسه مسلط شدم و به زبان ایتالیایی نیز مسلط شدم. ده سال بعدی را در آسیا گذراندم و در آنجا به دستاوردهای مهمی رسیدم. مهمترین آنها در دارامسالا اتفاق افتاد، جایی که در کتابخانه بودایی تبتی مشغول به تحصیل بودم.

من جی کریشنامورتی را خواندم و متوجه شدم که روش اساسی من در زندگی، که مبتنی بر سلطه فیزیکی و فکری بود، هرگز مرا به جایی که می‌خواستم نمی‌رساند. در واقع، بیشتر افکار من در واقع نوعی رنج بود. این موضوع مرا شگفت‌زده کرد. راه خروج از این رنج، فرآیند مشاهده بدون انتخاب است که از آن زمان در سال ۱۹۷۴ تمرین اصلی من بوده است. زندگی در کمون راجنیش (معروف به اوشو) در پونا، هند و بعداً در اورگان، مکانی را برای من فراهم کرد تا این مدل تحقیق را آزمایش کنم و آزمایش‌های بسیار دیگری انجام دهم. در آن سال‌ها، در مورد رابطه مدیتیشن و تمایلات جنسی، در مورد قدرت، حسادت، تضاد، نحوه جشن گرفتن همه چیز از جمله مرگ، یاد گرفتم و عمیق‌ترین تجربیاتم را در مورد رها کردن و عشق بی‌قید و شرط، و البته مشت زدن به گاوها و اسب‌سواری، کسب کردم!

در سال ۱۹۸۵ به سانتافه، نیومکزیکو نقل مکان کردم و زمان زیادی را در کاری گذراندم که می‌توانم آن را کار مردانه بنامم، کاری که اساساً بخش‌هایی از وجودم را که به سایه رانده بودم، چیزهایی مانند ترس، شرم و اندوه، بازپس می‌گرفت. خشم نوعی سرپوش بر چاه این احساسات و باورهای عمیق دردناک بود. نشستن در محافل مردانه به من کمک کرد تا وضوح بیشتری در مورد چگونگی حفظ همه اینها و به چه قیمتی، به دست بیاورم. در سال ۱۹۹۴ دوباره برای مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی مشاوره به دانشگاه برگشتم. من معنای بیشتری در زندگی‌ام می‌خواستم و روان‌درمانی را راهی برای کمک به دیگران در چارچوب معیشت درست می‌دانستم.

در سال ۱۹۹۵ به فایل صوتی Marshall Rosenberg در مورد خشم گوش دادم که دوباره مرا شگفت‌زده کرد. او به من آموخت که تنها من علت خشم و هر چیز دیگری هستم که احساس می‌کنم. این بینش به من کمک کرد تا احساسات پیش‌فرضم را که بیش از ۵۰ سال بود غذای من را می‌خورد، ادغام کنم. ان وي سي همچنین روشی بسیار مختصر برای بازی/کار با خودم و مراجعانم در مسیر رهایی از شرطی‌شدگی به من داده است، روشی که به طور هماهنگ با سایر شیوه‌هایی که کاوش کرده بودم و همچنان کاوش می‌کنم مانند ویپاسانا، هنرهای رزمی، رقص (به خصوص تانگو) و لذت بردن از طبیعت وحشی با هر دو اسب راه رونده‌ام، در ارتباط است.

من عاشق کار کردن با زوج‌ها، افراد و گروه‌ها در نقش ان وي سي را ببینید از دائوی سلطه تا دائوی رقص». چه چیزی سرگرم‌کننده‌تر از رهایی از شرطی‌شدگی است؟ رهایی با هم. شاد باشی، جک

«از رحم مادر، داستان‌هایی درباره آنچه ارزشمند است به ما خورانده می‌شود. من داستان رایج خود را دائوی سلطه می‌نامم که پر از سرزنش، بایدها، تفکرات بد، مجازات و انواع دیگر رنج است. ان وي سي »، زبان زندگی، داستان متفاوتی را روایت می‌کند، داستانی شبیه به رقصی که فقط دو مرحله «لطفاً» و «متشکرم» دارد. یادگیری ان وي سي فرار از دائوی سلطه به دائوی رقص است.»

این صفحه را به اشتراک بگذارید:

تمرکز آموزشی:

  • حل اختلاف
  • مشاوره و کوچینگ
  • ذهن-بدن-روح
  • فرزندپروری و خانواده
همه ما تشنه ارتباط هستیم، ارتباط واقعی. با ادغام اصول ارتباط بدون خشونت می‌توانیم از قید و بند شرطی‌سازی (سرزنش، بحث، عیب‌جویی، وابستگی بیش از حد به نیمکره چپ و غیره) رها شویم و به بخش‌های پایدارتر، وحشی‌تر و شادتر وجودمان دست یابیم.
«من با افراد، زوج‌ها و گروه‌ها کار می‌کنم.»

تماس با جک لمن

گردان *