دکتر ریک میدگلی، متخصص سیستمهای خانواده درونی ( IFS ) سطح ۲ بود و از سال ۲۰۱۵ تا زمان مرگش در سال ۲۰۲۵ با IFS همکاری داشت. علاوه بر این، از سال ۲۰۰۸ مهارتهای خودآگاهی را در چیگونگ خود-ارتباطی خود توسعه داد و به اشتراک گذاشت. لطفاً به یک پست یادبود در ان وي سي مترز بریتانیا» مراجعه کنید. وبسایت
بیوگرافی اصلی ریک:
من یک مربی دارای گواهینامه بینالمللی ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) و متخصص سطح ۲ سیستمهای خانواده داخلی (IFS) هستم که در نزدیکی بنگور، شمال ولز زندگی میکنم. من با افراد و گروههایی در بریتانیا و سطح بینالمللی همکاری داشتهام. پیش از این، حدود یک دهه در تحقیقات اقلیمی و بعداً به عنوان هنرمند سرامیک و پرورشدهنده سبزیجات فعالیت داشتهام.
من با درد و سردرگمی فراوان در فرهنگی بزرگ شدم که در آن احساسات به طور فعال سرکوب میشدند. اشتیاق من برای زندگی هماهنگ با حس تعلق، مرا به سفری اکتشافی هدایت کرد. این سفر در سال ۱۹۹۰ با فرآیند دروننگری مراقبه ویپاسانا آغاز شد. خودآگاهیای که این فرآیند پرورش داد، آگاهی از رفتارهای عادتی «ناخودآگاه» قبلیام و حس فزایندهای از اختیار و آرامش را به همراه داشت. من از قدرت گوش دادن ملموس به بدنم و اعتماد به ظرفیت ذاتی آن برای التیام، آگاه شدم.
ارتباط بدون خشونت (ان وي سي)، از سال ۲۰۱۱، پلی بین ذهن و بدنم به من داد، درکی از اینکه چگونه انرژی محرک افکارم هم در بدن ریشه دارد و هم به بدن منعکس میشود. متوجه شدم که در معرض خطر تبدیل شدن به آن چیزی هستم که فکر میکنم. سفر من به پذیرش مسئولیت احساساتم با پرورش آگاهی خود-همدلانه از بدنم تبدیل شد. آگاهی از تفکر قضاوتگرانهام و در نهایت از درد نهفتهای که در آن پنهان شده بود، افزایش یافت. این درد که قبلاً در سایه پنهان بود، برای مشاهده و درک در دسترس قرار گرفت. در این فرآیند آغوش دلسوزانه، به تدریج توانستم بار پشت داستان را رها کنم و به سمت هماهنگی درونی گام بردارم.
سیستمهای خانواده درونی (IFS) برای من در درک و ایجاد شفقت نسبت به نیت نهفته در بخشهایی از وجودم که باعث درد و آشفتگی در زندگیام شدهاند، تحولآفرین بوده است. با درک این موضوع که این موارد ناشی از استراتژی موفقیتآمیز بقا من است که مرا از دوران کودکیام عبور داد اما دیگر نقش خدمت به زندگی را ایفا نمیکند، توانستهام به مسیر خود ادامه دهم و راههای مؤثرتری را برای کار در هماهنگی با کل «سیستم» بدنم انتخاب کنم. من در سال ۲۰۱۵ با IFS آشنا شدم و اکنون یک متخصص IFS سطح ۲ هستم.
من ان وي سي را ابزاری قدرتمند برای تغییر اجتماعی. تجربه من این است که وقتی «تعارض» را درک میکنم، این اشتیاق من برای درک است، شناختی که درد پردازش نشده من به عنوان مانعی بین قلب من و دیدن نیت نهفته دیگری قرار دارد. زبان ان وي سي ، با ارتباطش با ارزشها، ایمنی در درک متقابل را فرا میخواند و فضایی را برای بررسی راههای بالقوه پیش رو فراهم میکند. در ارتباط با این ارزشها، من حمایتی برای پذیرش خودم همانطور که هستم، برای حرکت به سوی حضور، برای آگاهی از واکنشهای عادتگونهام، و در نتیجه افزایش ظرفیتم برای انتخاب شفقت به عنوان راهی که برای من مؤثر است، پیدا کردم.
شفا در احساس است! من تحول عمیقی را در زندگیام تجربه کردهام. من معتقدم که ریشه تغییر در پذیرش آشکار و حساسیت آگاهی از بدن ملموس من است. این در نحوه گوش دادن به خودم، بیطرفی من و کیفیت دلسوزانه رابطه شنیداری من است. من در شگفتی جهان و در قدردانی از همه کسانی که از سفر من حمایت کردهاند، ماندهام. من مشتاقانه آرزو دارم که برای حمایت از دیگران در سفرشان قدمی بردارم، تا جهان مکانی امنتر و زیباتر برای زندگی همه ما باشد.