پرش به محتوای اصلی
پرتره کاترین تایتگاد بریکمن

Catherine/Kate Tytgadt

مربی رسمی از سال 2021

PCC-ICF Professional Certified Coach / Insights Discovery & NLP Practitioner / Yale School of Management / Bachelor in Education
شریک ارتباط با شرکت‌ها / مشاور، تسهیل‌گر، مربی، مدرس سه‌زبانه
به زبان‌های انگلیسی، هلندی، فرانسوی صحبت می‌کند
Current Country: Belgium
کشور مبدا: بلژیک
«من در سال ۲۰۱۰ با ارتباط بدون خشونت » ( ان وي سي ) آشنا شدم و عشق در نگاه اول بود! بلافاصله شروع به کشف آن کردم، هم در کلاس‌هایم به عنوان معلم و هم در خانواده‌ام.»

این داستان من و تلاش من برای ارتباط با درون خودم و با دیگران است. این داستان خارق‌العاده یا متفاوت‌تر از هر داستان دیگری نیست، اما داستان من است و می‌خواهم آن را به اشتراک بگذارم تا دیگران الهام بگیرند، کمتر از من در این مسیر تنها باشند، یا فقط بخندند چون این همیشه درمان من بوده است. آیا مایلید به من بپیوندید؟ خوش آمدید. 

می‌خوای نتیجه بگیرم؟ من از همیشه برای ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکل داشتم. همه چیز در مورد من «بیش از حد» بود. خیلی رک، خیلی پرانرژی، خیلی پرسروصدا، خیلی پرشور، خیلی بی‌حوصله،... و علاوه بر این، همیشه دنبال این بودم که دیگران از من قدردانی کنند، اما هیچ‌وقت کافی نبود. مهم نبود چقدر از من قدردانی می‌شد، احساس دوست داشته شدن یا ارزشمند بودن نمی‌کردم. 

زندگی گذشت، اتفاقات بدی افتاد و یک روز من ارتباط بدون خشونت کشف کردم. این کلید ارتباط واقعی با خودم را به من داد و ارتباط با دیگران واقعاً ممکن شد. 

در طول سفرم، با افرادی در DAS بلژیک آشنا شدم، عاشق این افراد شدم که هر روز سعی می‌کنند تغییری ایجاد کنند و برای اولین بار، احساس کردم که به خانه برگشته‌ام. امروزه، من در DAS بلژیک به عنوان شریک ارتباط با شرکت‌ها کار می‌کنم، زیرا ارتباط بزرگترین اشتیاق من است و به سادگی در هر کاری که انجام می‌دهیم اهمیت دارد. ارتباط بین همکاران، بین تیم‌ها، بین افراد و مدیرانشان، بین مشتریان و شرکت، بین ارائه دهندگان خدمات و شرکت، ... مهم است. این می‌تواند زندگی را بسیار زیباتر کند.

در بزرگترین رویاهایم، آنچه را که کشف کرده‌ام با جهان به اشتراک می‌گذارم و هر کسی را که بتوانم در زمینه ارتباط و تغییر اجتماعی الهام می‌بخشم. امروز بیش از هر زمان دیگری متوجه شده‌ام که هر چه بیشتر خودم را التیام بخشیده‌ام، کمتر به تایید دیگران نیاز دارم. پس، با صدای بلند و افتخار بگویید: «دیگر نیازی به عناوین طولانی و پیچیده در پروفایل لینکدین، دوره‌های پر زرق و برق و انبوهی از گواهینامه‌ها برای اثبات ارزشمند و دوست‌داشتنی بودنم ندارم. من خودم هستم و همین است که هست.»

و حالا برای اونایی که نسخه طولانی‌تر رو می‌خوان، ممنون که با من همراه بودید 😉

فکر می‌کنم جستجوی من برای معنا و یافتن جایگاهم از زمان تولدم شروع شد. به یاد دارم که در کودکی در مورد جهان بسیار کنجکاو بودم، به خصوص اینکه مردم چگونه با یکدیگر و همچنین با خودشان تعامل می‌کنند. وقتی با مادرم به فروشگاه مواد غذایی می‌رفتم، هر وقت شروع به خیره شدن به مردم می‌کردم و سرم را به سمت آنها خم می‌کردم، نفسش را حبس می‌کرد! من شروع به پرسیدن بی‌اختیار کردم: «چرا وقتی اینقدر چاق هستی، این همه کلوچه می‌خری؟». «چرا اینقدر کوچک هستی و ماشینت اینقدر بزرگ؟». حتی از یکی از همکلاسی‌هایم پرسیدم که چرا بینی‌اش شبیه سیب‌زمینی است؟ همانطور که می‌توانید تصور کنید، سوالات صادقانه من عموماً مورد قدردانی قرار نگرفتند. و بیشتر از آسیبی که وارد کرده بودم وحشت داشتم. بزرگ شدن آسان نبود و تعامل با مردم حتی کمتر. وقتی شروع به کار کردم، همیشه به یک چالش نیاز داشتم و بعد از شش ماه به یک چالش جدید نیاز داشتم. این منجر به کار در ۴ شرکت مختلف و انجام ۱۰ شغل مختلف بدون اینکه هرگز اخراج شوم، شد. یادآوری کوچکی است که این مربوط به اوایل دهه ۲۰۰۰ است و تغییر شغل چندان مورد استقبال قرار نمی‌گرفت. 

در آن زمان، برای پیدا کردن جایگاهم، احساس ارزشمندی و دوست داشته شدن، به تأیید مداوم دیگران نیاز داشتم.

بعد از اینکه دختر دوممان در سال ۲۰۰۷ به دنیا آمد، مشاوره شغلی را شروع کردم و به مدرسه برگشتم. سه سال تمام وقت درس خواندم تا معلم شوم، بهترین انتخاب زندگی‌ام بود، عاشقش شدم و آنجا بود که بهبودی واقعی شروع شد. من یکی از دانش‌آموزان بودم، دوستانی پیدا کردم که هنوز هم آنها را می‌بینم. یکی از دوره‌های تحصیلی من کتاب Marshall Rosenberg به نام ارتباط بدون خشونت ( ان وي سي ) بود و سفر من به سطح دیگری رسید. 

بعد از آن، چند سالی در مدارس کار کردم، اما اشتیاق من کشف افق‌های جدید بود. فرزند دیگری نصیب ما شد و من بیشتر و بیشتر با دانش‌آموزانی که با مشکلاتی روبرو بودند، کار کردم. با نگاهی به گذشته، متوجه می‌شوم که هر بار که به یکی از آنها کمک می‌کردم، به خودم کمک می‌کردم. کم‌کم خودم را مربی دانش‌آموزان می‌دانستم و همچنین می‌خواستم این عنوان را «به دست بیاورم» و شروع به دنبال کردن آموزش‌های زیادی کردم. سال‌های بعد، در سفری که در آن با فرشتگان و شیاطین آشنا شدم، سرمایه‌گذاری کردم و هر دو به یک اندازه ارزشمند بودند. در طول چندین دوره آموزشی گواهینامه که گذراندم، چیزهای زیادی یاد گرفتم و دوره‌ای که واقعاً به بهبودی من کمک کرد، سفر ان وي سي من بود. این سفر هنوز ادامه دارد. ام. روزنبرگ گفت: «لازم نیست باهوش باشید. کافی است که به تدریج از حماقت خود کم کنید.»

در آخر، اما نه کم‌اهمیت‌تر از بقیه. من این سفر را با همسر و فرزندانم زندگی می‌کنم و به اشتراک می‌گذارم، آنها اولین جایی هستند که می‌توانم خودم را در آنجا التیام ببخشم و به خاطر این موضوع تا ابد سپاسگزار خواهم بود. 

چرا باید همه اینها را به اشتراک بگذارم؟ این روش من برای قدردانی از سفر لعنتی‌ام است و در نهایت، این سفر در تمام زندگی‌ام آرزوی ارتباط بود و هنوز هم هست. چه انگیزه‌ای داشتم که در تمام آن سال‌ها دوباره و دوباره به جاده برگردم. دیگر خودم را به عنوان فردی که نیاز به درمان دارد و فقط آرزوی زندگی دارد، نمی‌بینم. امروز، خودم را به عنوان یک مربی، یک مربی، یک متخصص، یک میانجی، یک مشاور، یک مربی، یا هر کلمه دیگری که برای مدتی جالب و دوست‌داشتنی به نظر برسد، نمی‌بینم. دیگر خودم را به عنوان یک فرد زخمی یا یک شفادهنده محدود نمی‌کنم. 

من با کوله پشتی‌ام در سفرم هستم و در راهم. گاهی گشوده و آماده‌ی بازی، گاهی ترسیده و بسته، گاهی بهترین نسخه‌ی خودم و گاهی بدترین.

من مشتاق الهام بخشیدن و الهام گرفتن، گوش دادن و پذیرفته شدن، برانگیخته شدن و برانگیخته شدن، دوست داشتن و دوست داشته شدن هستم. من ۴۳ ساله هستم، وقت آن رسیده که لایه دیگری از پذیرش خودم بودن را تجربه کنم.

از همه شما به خاطر تمام هدایایی که در این مسیر به ما دادید، متشکرم. برای همه شما، هر کجا که هستید، آرزوی مسیری پر از پیوند و معنا دارم.

عشق فراوان 

کاترین، دودو، مامی، کیت، کاتجه، کیکی، کاتچ، …

این صفحه را به اشتراک بگذارید:

تمرکز آموزشی:

  • کسب و کار
  • حل اختلاف
  • مشاوره و کوچینگ
  • آموزش
  • عمومی
من اشتیاق زیادی به یادگیری دارم و همانطور که نقل قول می‌گوید: «من معتقدم که شما هرگز نمی‌توانید از یادگیری دست بکشید، زیرا زندگی هرگز از آموزش دادن به شما دست نمی‌کشد.»
«همراه شما از توسعه فردی تا تحول کسب و کار و خانواده.»

تماس با کاترین/کیت تایتگات

گردان *