مانند بسیاری از افرادی که در فرهنگ آمریکایی بزرگ شدهاند، من از سنین پایین یاد گرفتم که «بهترین چهرهام را نشان دهم»، که برای من به معنای نشان دادن همه چیز به دنیا بود، همیشه. زمانی که بزرگ شدم، خودم را در حال زندگی با یک منتقد درونی سختگیر با استانداردهای بسیار بالا یافتم، سخت کار میکردم اما فضای کمی برای بازی داشتم، تمرین اجتناب از درگیری، جلب رضایت، خوب بودن، و یک ماسک لبخند که باید پنهان میکردم و حتی متوجه نبودم که بیشتر اوقات خودم را مجبور به پوشیدن آن میکنم.
اینکه ۱۰۰٪ به هر یک از نقشهایم - شریک، مادر، پارتنر، کارمند، همکار، دختر، دوست و غیره - بپردازم، خیلی خوب جواب نمیداد. منتقد درونیام دائماً به من میگفت که در همه چیز شکست میخورم، که درست نبود، اما در واقع در مسیر فرسودگی شغلی مخربی قرار داشتم. وقتی در سال ۲۰۱۰ با خانواده چهار نفرهام به هلند نقل مکان کردم، همه چیزهای آشنا از بین رفته بودند و هیچ یک از الگوهای قدیمیام دیگر به نفع من کار نمیکردند. من ۴۰ ساله بودم و متوجه شدم که خودم را گم کردهام، نمیدانم واقعاً چه کسی هستم یا واقعاً چه میخواهم، و بیشتر اوقات احساس ناامیدی و تنهایی میکردم. استرس درونی من در محل کار، خانه و تقریباً در تمام روابطم ظاهر میشد.
من به ندرت از برچسبها استفاده میکنم، اما یک روز متوجه شدم که در یک «بحران میانسالی خوب» هستم، و آن زمانی بود که فهمیدم میخواهم به دنبال حمایتی باشم تا به آرامی راه خروج از آن را پیدا کنم. من این را در جلسات مربیگری و ان وي سي فراوان یافتم که به من کمک کردند خودم، «من واقعیام» را کشف کنم. یاد گرفتم که چگونه با خودم دلسوزانه صحبت کنم و به آنچه برایم مهمتر است گوش دهم؛ چگونه از راضی کردن دیگران برای تعلق/ارتباط دست بردارم و در عوض به اصالت خودم تکیه کنم؛ با نیازهای شخصیام ارتباط برقرار کنم و چگونه آنها را برآورده کنم، و از خودم مراقبت کنم و با افراد مهم زندگیام در ارتباط بمانم.
ان وي سي نه تنها نحوه صحبت من با خودم، بلکه نحوه برخورد من با مردم را در زندگی شخصی و حرفهایام نیز اساساً تغییر داده است. این رویکرد، رویکردی مبتنی بر شفقت، اعتماد و پذیرش در عین جستجوی شفافیت و صداقت عمیق است. این رویکرد بیش از هر چیز دیگری که با آن مواجه شدهام، به رفع نیازهای من برای رفاه، اصالت و ارتباط کمک میکند. در کنار نقش من به عنوان مربی دارای گواهینامه ان وي سي ، من همچنین دارای گواهینامه فردی شورای مربیگری و کوچینگ اروپا در سطح پزشک ارشد هستم. این تمایز به آموزش، تجربه و تعهد من به یادگیری مداوم، نظارت، تأمل و یک منشور اخلاقی اشاره دارد.
کاری که الان با ان وي سي انجام میدم:
من دهه ۲۰۱۰ را صرف آموزش ان وي سي به افرادی که تصمیم به یادگیری آن گرفتند و همچنین «کوچینگ روابط» - با افراد و زوجها - کردم. هم کار کوچینگ و هم میانجیگری من به شدت مبتنی بر مدل ان وي سي است. از سال ۲۰۲۰ (به لطف فرآیند صدور گواهینامه)، الهام گرفتهام که کارم را بیشتر بر تغییر سیستمها متمرکز کنم. سیستمها همه جا هستند، هرچند اغلب به صورت غیرصریح، و آگاهی کمی در مورد آنها یا نحوه تأثیر آنها بر عملکرد روزانه ما وجود دارد. من میخواهم در شفافسازی سیستمها تغییری ایجاد کنم تا فرصت بیشتری برای برابری، حضور واقعی، مراقبت و رفاه وجود داشته باشد. «تسهیل همگرا»ی میکی کاشتان الهامبخش و روشی فوقالعاده مفید در این کار بوده است.
من به طور فزایندهای با تیمها و جوامع بینالمللی مستقر، به عنوان مربی، میانجی و مربی و همچنین تسهیلگر برای تحول در منازعات و تصمیمگیریهای فراگیر در مورد نیازها، همکاری میکنم. من زمانی در بهترین حالت خود هستم که بتوانم بر اساس نیازهای تیم، نقش مناسب را ایفا کنم، زیرا آنها درگیر بررسی سیستمهای خود و تغییر آنها به گونهای هستند که نیازهای اعضا و گروههای هدف آنها نیز در نظر گرفته شود. هدف خدمات من کمک به توسعه تیمهای با عملکرد بالا، به ویژه آنهایی که در خدمت حفاظت از محیط زیست یا آموزش هستند، میباشد.
من در این ویدیو توسط ماریان ون دایک (جام همدلی) معرفی میشوم .