پرش به محتوای اصلی

از خود تا جامعه

آموزش ذهن آگاهی و ارتباط بدون خشونت از طریق تاریخ

مقاله ژورنال دانشگاهی نوشته سی زاکارینی. به زبان انگلیسی (۲۰۲۵)
مجله مطالعات دائوئیستی ۱۸، ۲۲۶-۲۴۵

«سال‌ها پیش، در طول جنگ ویتنام»، استاد بودایی، تیک نات هان (1926-2022)، در «یک فرودگاه خالی در ارتفاعات ویتنام» نشسته بود و منتظر هواپیمایی بود که به سمت شمال پرواز می‌کرد تا به «قربانیان یک سیل بزرگ» کمک کند. او به یاد می‌آورد که با دلسوزی به یک افسر جوان از ایالات متحده نگاه می‌کرد، اما اذعان می‌کند که در طول مکالمه‌شان اشتباه کرده است. او با اشاره به عدم مهارت خود، ناخواسته «بذر ترس را در او آبیاری کرد»، زمانی که نات هان به افسر گفت: «شما باید از ویت‌کنگ‌ها خیلی بترسید.» افسر وحشت‌زده اسلحه‌اش را لمس کرد و پرسید: «آیا شما ویت‌کنگ هستید؟» بعداً، وقتی با او با استفاده از چیزی که او «مخزن ذخیره‌شده صلح» می‌نامید صحبت کرد، افسر دستش را از اسلحه بیرون آورد (تیک 2005، 40).

توضیح تیچ نات هان در مورد این گفتگوی دگرگون‌کننده، درسی برای مربیان ارائه می‌دهد. همانطور که ما باید برای آموزش با شفقت، با خودمان ارتباط برقرار کنیم، دانش‌آموزان نیز می‌توانند از نمونه‌های ما بهره‌مند شوند و در حین درک رویدادهای تاریخی و پیشرفت در جامعه و جهان، احساسات و نیازهای خود را بررسی کنند.

به همین ترتیب، می‌توانیم ضمن انجام این کار، درک معنوی را نیز آموزش دهیم. ژوانگزی، فیلسوف دائوئیست (۳۶۹-۲۸۶ پیش از میلاد) معتقد بود که «احساسات پدیده‌های طبیعی مانند باد، باران و رعد و برق هستند» و از آنجایی که نمی‌توانیم این‌ها را تغییر دهیم، «نمی‌توانیم از احساساتی که به طور طبیعی بروز می‌کنند اجتناب کنیم» (سئوک ۲۰۲۱). بنابراین، دائوئیست‌ها احساس بدون قضاوت را تشویق می‌کنند. همانطور که نمی‌توانیم باد، باران و رعد و برق را تغییر دهیم، نمی‌توانیم از احساساتی که به طور طبیعی بروز می‌کنند اجتناب کنیم و اجازه دادن به خود برای احساس کردن، به معنای دلسوزی برای خود است. با انجام این کار، معلم می‌تواند الگویی از دلسوزی و پذیرش احساسات برای دانش‌آموزان باشد.

تیک نات هان با استناد به اصول بودیسم مایاهانا توضیح داد که نفس عمیقی کشیده و سپس با آرامش گفته است: «من ویت‌کنگ نیستم. منتظر هواپیمایم هستم تا به دانانگ بروم و به مردم آسیب‌دیده از سیل در آنجا کمک کنم.» با نشستن بسیار آرام و صحبت کردن آرام، توانستم همدردی‌ام را با او ابراز کنم و سرباز توانست آن را حس کند. او دستش را از روی اسلحه‌اش برداشت. «اگر کسی تحت تأثیر سموم خشونت، خشم و ناامیدی قرار گرفته است و ما می‌خواهیم به او کمک کنیم تا «درمان شود»، باید او را «از وضعیتی که» همچنان این سموم را جذب می‌کند، بیرون بیاوریم (تیک ۲۰۰۵، ۴۰).

در واقع، «کیفیت و شادی یک انسان به کیفیت بذرهایی که در «انبار» «آگاهی» خود دارد بستگی دارد.» در نتیجه، «ما باید زندگی خود را به گونه‌ای سازماندهی کنیم که بذرهای سالم درون ما هر روز فرصتی برای آبیاری داشته باشند» (2005، 39). به عنوان مربی، ما در واقع آبیاری‌کنندگان بذرهای شفقت هستیم. بسیاری از سنت‌های معنوی، شفقت را در ریشه خود دارند. به عنوان مثال، دائوئیست‌ها ابتدا برای شفقت، که بدون انتظار چیزی در عوض ابراز می‌شود، و سپس برای صرفه‌جویی و فروتنی ارزش قائل هستند (کالهام 2014).