آموزش صلح در جوامع در حال جنگ و پس از جنگ
دیدگاههای تطبیقی (انتشارات قبلی)
به طور گسترده پذیرفته شده است که یک مدل آموزش صلح (بکرمن و مکگلین، ۲۰۰۷؛ هریس و موریسون، ۲۰۰۳؛ سالومون و نوو، ۲۰۰۲)
یا پاسخ آموزشی به درگیری (گالاگر، ۲۰۰۴؛ دیویس، ۲۰۰۴) نمیتواند برای همه جوامع مناسب باشد. پس اگر مدلها قابل انتقال نیستند، چرا باید مجموعهای ویرایششده از مقالات را گردآوری کرد که نشاندهنده موقعیتهای زمینهای بسیار متفاوت باشند؟ پاسخ این است: در حالی که تعداد و طیف
برنامههای صلح بینالمللی همچنان در حال افزایش است، فقدان قابل توجه تحقیقات میانرشتهای و تطبیقی برای هدایت
توسعه دانشگاهی و اطلاعرسانی در این عرصه چالشبرانگیز وجود دارد. هدف کتاب حاضر پرداختن به همین کاستیهاست.
این کتاب با بهرهگیری از طیف گستردهای از دیدگاههای نظری، روششناختی و زمینهای و در نتیجه مقاومت در برابر محدودیتها و موانع باقی ماندن تنها در یک حوزه دانشگاهی، پروژهای را که با عنوان «پرداختن به درگیریهای قومی از طریق آموزش صلح: دیدگاههای بینالمللی» (بکرمن و مکگلین، ۲۰۰۷) آغاز شد، ادامه میدهد. این کتاب به جای تمرکز بر تلاشهای موردی در زمینه آموزش صلح، نیاز به رویکردهای بلندمدت و سیستمی و روشهای آموزشی نوآورانه را بیشتر بررسی میکند. این کتاب ضمن اذعان و طرح مسئله پیچیدگی تعامل انسانی و محدودیتهای اعمالشده توسط زمینههای اجتماعی-سیاسی و تاریخی، نه یک طرح کلی برای آموزش صلح، بلکه اصول، بینشها و درسهای آموختهشدهای را که برای سیاستگذاران و دستاندرکاران در توسعه آموزش صلح مفید هستند، ارائه میدهد. به طور خاص، اجرای آموزش صلح را نه تنها در موقعیتهای درگیری یا کم درگیری، بلکه در زمینههای پس از درگیری و پیش از درگیری نیز در نظر میگیرد. بینشهای تازهای در مورد کشورهای دارای تحقیقات خوب مانند آفریقای جنوبی، اسرائیل و ایرلند شمالی ارائه شده است، علاوه بر ملاحظات تأملبرانگیز در مورد کشورهایی مانند بوروندی، مقدونیه، جمهوری دومینیکن و قبرس که کمتر در ادبیات آموزش صلح به آنها پرداخته شده است. دیدگاههایی در مورد آموزش رسمی، غیررسمی و بزرگسالان ارائه شده است که انواع مختلف و همچنین زمینههای آموزش صلح را نشان میدهد.