آموزش همدلی در علوم سلامت
یک بررسی سیستماتیک
مداخلات مؤثر آموزش همدلی مبتنی بر شواهد علمی ضروری میشود. یک چارچوب نظری باید مداخلات پیشنهادی را هدایت کند و با توجه به اینکه همدلی در حال حاضر یک مفهوم چندبعدی است، با ارزیابی ابعاد منسجم باشد. هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش تجربی در مقابل آموزش انسانگرایانه، از نظر بهبود توانایی همدلی (ابعاد) و حفظ آموختهها در طول زمان، در متخصصان مراقبتهای بهداشتی و/یا دانشجویان، و تعیین میزان انسجام بین مدل نظری پیشنهادی و ابعاد آموزش داده شده و ارزیابی شده بود. یک بررسی سیستماتیک با استفاده از شش پایگاه داده انجام شد. دادهها سنتز شدند و خطر سوگیری با استفاده از دستورالعملهای Equator تجزیه و تحلیل شد.
بیست و سه مقاله انتخاب شدند. شواهد بیشتری از اثربخشی مداخله تجربی در برابر استراتژیهای آموزشی انسانگرایانه مشاهده شد. اکثر مطالعات مبتنی بر یک چارچوب نظری محکم نبودند و در این موارد، ناسازگاری بین ابعاد آموزش همدلی و ابعاد ارزیابیشده مشاهده شد. اگرچه درک بهتری از متغیر زمان آموزش مورد نیاز است، مداخلات میانمدت توصیه میشود. افزایش کارآزماییهای کنترلشده چندمرکزی؛ مشخص کردن مداخلهای که شامل ابعاد همدلی باشد؛ مثلثبندی دادهها از متخصصان سلامت، بیماران و ناظران خارجی؛ و شامل نظارت، به یک ضرورت تبدیل میشود.