اثربخشی آموزش ارتباط بدون خشونت
بر اساس نظریه Marshall Rosenberg در مورد همدلی و معنای زندگی در دانشآموزان دارای نشانههای خشونت
آسیبهای شناختی و رفتاری در بیماران روانی میتوان سلامت روانی و هیجانی آنها را با آسیب جدی مواجه کرد. بر این پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش ارتباط بدون خشونت مبتنی بر نظریه مارشال روزنبرگ بر همدلی و معنای زندگی دانشجویان دارای علائم خشونت انجام شد. روش پژوهش نیمهآزمایشی (با گروه آزمایش و گواه) با طرح سه مرحلهای (پیشآزمون- پسآزمون-پیگیری) و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهشگران شامل دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته روانشناسی دانشگاه آزاد اصفهان (خوراسگان) دارای علائم آسیب در سال تحصیلی 1401-1400 بود. در این پژوهش تعداد 27 دانشجوی دارای علائم خشونت با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروههای آزمایش (14 دانشجو) و گواه (13 دانشجو) جایگزین شدند. گروه آموزش آزمایش ارتباط بدون خشونت بر نظریه مارشال روزنبرگ را طی 8 هفته در 8 جلسه 90 دقیقهای دریافتند. پرسشنامههای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه مورد خشونت (آیزنک ویلسون، 1367) (VQ)، همدلی (جلیف و فارینگتون، 2006) (EQ) و پرسشنامه معنا در زندگی (استگر و فرازیر، 2006) (MLQ) بود. دادههای حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرمافزار آماری SPSS23 مورد تجزیه و تحلیل و تحلیل قرار گرفتن. نتایج نشان داد که آموزش ارتباط بدون خشونت بر همدلی (0/001>P؛ 51/0=Eta؛ 35/24=F) و معنای زندگی (0/001>P؛ 46/0=Eta؛ 21/20=F) دانشجویان دارای علائم فعال دارای معنادار هستند. بر اساس پژوهشهای پژوهشی، میتوان چنین نتیجهای گرفت که آموزش ارتباط بدون خشونت با بهرهگیری از فناوری دریافت همدلانه، شناسایی و بررسی احساسات و احساس مسئولیتپذیری خود میتواند روشی را در جهت بهبود همدلی و معنای زندگی افراد مبتلا به خشونت استفاده کند.